تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری و عملی شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 299

صفحه‌ها (30): صفحه 12 از 30 نخستنخست ... 2101112131422 ... آخرینآخرین

وسواس فکری و عملی شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:111#
    **شادی** آواتار ها
    برنامه:
    شما تو پستهای آخر گفتی که برات سخته یاداوری و یاداشت موقعیتهایی که موجب وسواس شدن.میدونی چرا سخته؟
    چون تو اون موقعیتها شکست خوردی و از یاداوری اون شکستها دچار عذاب میشی...
    "امروز تو کارگاه میخواستم چایی بخورم اما نتونستم چون بنظرم آلوده رسید"
    حق داری از یاداوری این موضوع ناراحت شی اما قرار ما این شد که شما به "نتیجه" بها ندی بلکه به تلاشی که برای چایی خوردن کردی به مبارزه های هرچند کوچیکی که با افکار آلوده بودن چایی کردی ارزش بدی...
    در اینصورت فکر میکنی بازهم از یاداوریش ناراحت میشی؟

    خب برنامه به این صورته که شما فعلا تا 21 روز برای هر مشکلت برگه ای جداگانه تهیه میکنی و هرشب موقعیتهای پیش اومده تو طول اون روز رو ثبت میکنی... و برای هرتلاشی که برای غلبه بر مشکل انجام دادی(فارغ از نتیجه) 1 امتیاز مثبت در نظر میگیری...

    به این صورت: (نمونه ای از مشکل وسواس رو مثال میزنم)
    (موقعیت) امروز تو کارگاه میخواستم چای بخورم.
    (احساس درونی) از اینکه کتری آلوده بود دچار اضطراب شدم.
    (تلاش)رفتم سمت کتری و هرچند بنظرم آلوده بود از خودگویی استفاده کردم گفتم بقیه همکارهام دارن از همین چایی میخورن و سالمن/ این آب جوشیده و تو نقطه جوش هیچ آلودگی ای باقی نمونده /...
    (نتیجه) چایی رو خوردم / نخوردم.
    (احساس درونی) راضی و خوشحال بودم, احساس پیروزی کردم / خودمو سرزنش کردم, عصبانی بودم /...

    و اما در انتها ارزیابیمون بر اساس تلاشیه که انجام دادی مهم نیست موفق شدی یا نشدی مهم تلاشیه که برای غلبه بر مشکل انجام دادی...
    سوال یا ابهامی داشتی مطرح کن...
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_01_05 در ساعت 19:36 دلیل: اشتباه تایپی

  2. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,راهله

  3. ارسال:112#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام دوباره
    با مادرتون در یه فضای ارام میتونین صحبت کنین. به ایشون بگین مدت درمان مسایلی که به روانپزشکی مربوط میشن، زمان خیلی دقیق و مشخصی ندارن. البته حدود زمانی طول درمان رو میشه پیش بینی کرد ولی نمیشه به طور قطعی تایم داد. بهشون بگین که یه مقدار صبر و برداری ایشون نیاز هست. سعی کنن یه مدتی به رفتارها و نحوه شستشوی دستهای شما گیر ندن. تاکید کنین که در مسیر درمان قرار دارین و تابحال نتایج قابل توجهی گرفتین اما تا گرفتن نتیجه قطعی هنوز راه هست.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  4. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92

  5. ارسال:113#
    m1392 آواتار ها
    سلام علی آقا .
    معلومه مسیررسیدن به بهبودی پستی وبلندی هایی داره ازهمون اولین قدم نمیشه انتظارداشت حالت خیلی تغییرکنه.من به خاطرمشکلاتم مشاورحضوری هم میرم ولی بعد 6 ماه تازه 2 ماهه که جریان کامل اتفاقات روبه مشاورم بگم تاعلت این همه مشکل پیدابشه یه روز خوبم یه روز بدیه ساعت حالم خوبه یه ساعت بد.حالامشکل من بامشکل شمافرق داره اینکه من هردفعه برارفتن به مشاوره استرس دارم که کسی متوجه نشه تاعلتش روبدونن اینکه تنهایی داری سعی میکنی مشکلت حل بشه وخانواده اطاع نداشته باشن پس انتظارنداشته باش همه رفتارهاشون باب میل شماباشه.من خودم سعی میکنم خودم روبارفتارخانوادم هماهنگ کنم نه اونابامن چون اونا ازمشکل من خبرندارن نمیتونم بهشون هم بکم حداقل شمااگه بخوای میتونی بهشون بگی.ایشااله که روزبه روز بهتربشید.ولی اگه واقعا بخوای میتونی حلش کنی.بایدصبرداشت.

  6. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92

  7. ارسال:114#
    راهله آواتار ها
    سلام
    گلها رو میتونید در سمت شرق خانه نگهداری کنید
    حیوانات مانند ماهی در آکواریوم رو میشه در قسمت شمال خانه داشت
    این قسمت ها طبق کتاب فنگ شویی بیشترین انرژی را دارند
    شرق باعث افزایش سلامتی میشه
    شمال افزایش ثروت
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری

  8. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92

  9. ارسال:115#
    A@92 آواتار ها
    سلام ب همه دوستای خوبم.ممنون از توجهتون...
    درمانگر عزیزم بله من قبول دارم هر مشکلی چنتا مشکل فرعی هم داره مثل احساست منفی و.. که شما اشاره کردین...
    شما گفتین تو ی فرصت خوب و با ارامش بیام. چن باری اومدم ولی خالی از ارامش.نتونستم تمرکز کنم بنویسم الانم اومدم دیدم بازم خبری از ارامش نیس ولی دیگ مینویسم اگه منتظر ارامش و حال خوب باشم دیگ باید نوشتنو بیخال بشم..:/
    یاداوری صحنه های قبلی برام ناراحت کننده و رنجاوره ولی ن فقط ب خاطر اینکه تو اون موقعیت ها شکست خوردم
    فک کنم هنوزم منظورمو کامل نرسوندم...
    علاوه بر دلیل شکت خوردنم اینکه وقتی ب اون موقعیت و صحنه دقیق میشم تا لیست هایی رو که گفتین بنویسم رفته رفته ریز بینو دقیق میشم و اونایی هم که یادم نبود یادم میاد و دوباره مشکلم بوجد میاد.ینی خودمو تو اون لحظه و موقعیت قرار میدم .انگار همونجام بازم.و اینطوری میشه که باعث دچار من ب مشکلم و عذابم میشه.
    الان شما فرض کنید من قلم کاغذ ورداشتم پشت سیستم هم هستم و میخام بنویسم:وقتی ب اون صحنه ها فک میکنم اون رفتار کارگرمون اون فرد مورد نظر یا اون اشیای مورد نظر یا فلان جایی که قبلن بودمو یادم بیارم مسلما این حس تو من بوجود میاد که بازم کثیف شدمو ادامه کار....و این خیلی سخته ..

  10. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**

  11. ارسال:116#
    A@92 آواتار ها
    شادی خانم من ب گفته شما و دیگر عزیزان از انجام برخی کارها که بعدن باعث میشن خودمو سرزنش کنم و ناراحت بشم اجتناب میکنم.
    درسته شما گفتی نمیشه زندگیه اجتنابیو در پیش گرفت ولی فعلا ب حرفی که قبل گفتین عمل میکنم.
    شما گفته بودین وقتی الودگیه چیزی رو ب چشمم میبینم نباید ازش استفاده کنم تا بعدن ناراحت نشم و "نه "گفتنو یاد بگیرم.
    چن هفته قبل چنتا اتفاق خوب و بد افتاد که ب دلیل در دسترس نبودن تالار و قطعیه اینترنت بنده فرصت نشد بگم ک الان میگم.
    فک کنم 2 هفته پیش بود که همون کارگر زحمتکشمون ی چایی واس خودش ریخته بود یادش رفت و چایی سرد شد.میدونین چکار کرد؟؟؟؟!!همون چای سردو برش گردوند تو قوری و 2 باره چایی ریخت.منم اعتراض کردم دعواش کردم گفتم دیگ تکرار نشه...هر چند انچه نباید میشد شد..از اون روز از صبح تا شب یدونه چایی هم نمیخورم چون الودگشیو میدونم و نمیخام عذاب بکشم.تحمل تشنگی بصرفه تره....
    این اتفاق اتفاق بدی بود برام و اینکه مقاومت میکنمو نمیخورمش هم تلاشه منه و خوبه برام.
    اینارو واس این گفتم چون تو مثالی که زدین راجب لیستی که گفته بودین...شما نوشتین که مثلا تو بخش(تلاش)رفتم از چایی یا هر چیز دیگ استفاده کردم..
    میخام اینو بگم که من از چنین وسایلی استفاده نخاهم کرد چون الودگیشونو مبیبینم.ب نظرتون تصمیم درسته یا غلط؟؟؟
    ی مثالی هم من میزم ببین متوجه شدم چطوری لیستو انجام بم یا نه؟!؟
    موقعیت:تو خونه ام گوشیه بابام زنگ میخوره
    احساس درونیم:نمیرم ورش دارم چون بعدش میدونم که همه چی داغون میشه ن نباید برم.ولی اگه زیاد زنگ خورد دیگ چاره ای نیست...
    :نتیجه : 1.جوابشو ندادم واز اینکه شاید کار واجبی داشتن نگرانم. ولی چون بهش دست نزدم ارومم هستم وخیالم راحت.
    2.بهش جواب دادم.وچون بهش دست زده بودم احساست منفی وجوم وگرفتن.اذیت شدم و با اینکه دستامو با اب و صابون شستم ولی خیال راحت نیس.نمیتونم راحت کارامو انجام بدم.
    دوستانی ک قضیه گوشیه بابامو نمیدونم خلاصشو عرض میکنم...
    اولا بهتره پستای قبلیو بخونین.دوما این کارگری که ما داریم چیزی از بهداشت فردی و اجتماعی سرش نمیشه دستش تو دهنش میکنه و... وچون ب گوشی بابام هم دست میزنه گوشیه بابای بنده هم ______میشه و ....

  12. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**

  13. ارسال:117#
    A@92 آواتار ها
    دوستان خوبم ازتون ممنون که همیشه کمک کردین ومیکنین
    m1392مرسی از حرفاتون.بله راه درمان واقعن سخته ولی ارزششو هم داره خداییش.
    ولی خونواده من مشکلمو میدونن مث خونواده شما نیستن که نمیدونن.پس باید خونواده منم ی ت---- ب خودشون بدن دیگ..
    نگران نباشین فقط خودمون اراده کنیم با کمک مشاورا همه چی حله.شماهم ناامید نباشین...خب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ازاه عزیز مرسی سعی میکنم هر چه سریعتر بهشون بگم ولی ی چیزی هس ک نمیذاره بگم.نمیدونم چی ولی چون از اولش با خونوادم خوب و صمیمی نبودم شاید بخاطر اینه...
    راستش میخام ب گفتار درمانی هم مراجعه کنم اینم نمیدونم چجوری بهشون بگم....منتظر راهنمایی های بعدیتون هستم...

    راهله خانم من ماهی تو اکواریوم دوس ندارم چون نمیشه بهشون دس زد باهاشون بازی کرد...برادرم 3 تا اکواریم داره ولی من علاقه چندانی بهش ندارم.هم وقت زیادی لازمه وهم حوصله.واقعن کار اکواریم زیاده...
    اگه میشه چنتا اسم گل و حیوونو بگین که الان تو موقعیت من با احتساب تمام شرایطم جور درمیاد خودم اطلاعات کافی ندارم..

  14. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**

  15. ارسال:118#
    A@92 آواتار ها
    ی چیزی هم هس که خیلی واجب میدونم بگم خیلی مهمه...
    تا اینجا نوشتیم و خونیدیم همه تلاش کردیم.این همه کمک کردین تجربه ای جدیدرو با راهنمایی های دوستان داشتم .حس میکنم دارم موفق میشم.(مدیون شمام)
    ی چیزیو یادم رفته مطرح کنم:
    اونم اینکه دوستان, وسواسیه من ب چنتا چیز محدود نمیشه.مثلا فقط محیط کارم یا ی فرد مورد نظر...نیس.
    خاهش میکنم ب اینم دقت کنین که قبلنم گفتم مشکل من دامنه داره.گستردس..
    ی مثال:کارگرمون ب گوشی پدرم دس زد پدرمم ب گوشیش دس زد.سوار ماشین شدیم رفتیم خونه روز بعدش من خاستم جایی برم با ماشین خودمون.سوارش شدم ولی اتفاق دیروزو هنوز دارم تو ماشین.گذشته از اون هزارتا مشکل دیگ تو خونه ...
    دوستان متوجه منظورم میشین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مشکم خیلی پراکنده و گسترده هستش.
    دوم اینکه وسواسی ن صرفا ب خاطر میکروب و اهمیت سلامتی نیس.شماها فک میکنین فقط نگران سلامتیم هستم .نه!
    درسته میکروبو هم در نظر میگیرم ولی ی چیزه دیگ هم هس :وقتی گوشیه خودم ب هر نحوی کثیف شد یا بیرون لباسم ب ی چزی بدی خورد یا با شنیدن صدای سرفه یکی دچار مشکلم شدم گذشته از سالم موندن و اهمیت سلامتیم اینم منو ازار میده که گوشیم کثیفه یا فلان جای از بدنم کثیف شد.درسته فقط رویه پوست یا لباسه مثلا گوشیو که نمیخورم بگم مرض میشم:d
    نمیونم چجوری بگم ی حسیه ک اصن نمیشه توصیفش کرد.....
    منظورم اینه که جز سلامتی ی چیزی دیگه هم هس...

  16. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**

  17. ارسال:119#
    سلام برادر گلم هر روز مسیر تایپیکت رو دنبال میکنم خوشحالم که داری مسیر درمان رو به خوبی طی میکنی چون خودمم برادری تقریبا همسن شما دارم برای همین یه حس خواهرانه ای نسبت به شما دارم و احساس میکنم برادر خودمه که داره این مسیرو طی میکنه درسته شما تنها نگران سلامتیتون نیستید اینو درک میکنم ولی وقتی احساس میکنید یه چیزی کثیفه دیگه جرات نمیکنید بهش دست بزنید ولی باید سعی کنید کثیفی واقعی رو از کثیفی کاذب تشخیص بدید مثلا احساس شما در مورد گوشیه موبایل کاذبه یعنی موبایل پدرتون کثیف نیست حتی اگه صد نفر هم بهش دست زده باشه ولی در مورد اون چایی که گفتین خوب اگه اون اولین چاییش بوده یعنی تو استکان تمییز ریخته بوده خوب مشکلی نیست ولی اگه قبلا یکی دو استکان خورده بود خوب کارش درست نبود علاوه بر این اصلا ریختن چایی سرد شده توی قوری چه معنی داره ؟ به نظرم تذکرتون به جا بوده . من بودم به جای اینکه تشنه بمونم چایی رو دور میریختم و تازه اشو دم میکردم یه نکته دیگه که میخواستم بگم اینه که اگه ادم معتقدی باشین اعتقادات مذهبی خیلی میتونه کمکتون کنه شما بیشتر از خدا نمی دونید پس اونجور که اون گفته عمل کن اون میگه اگه با چشمت دیدی که یه چیزی نجس شده کافیه اون چیزو اب بکشی منظور از نجسی هم اینه با چیز نجسی مثل ادرار الوده بشه و اگه ندیدی حمل بر تمییزیه و تمییزه یعنی دیگه خیالپردازی ممنوع .یا مثلا دستوری که برای غسل و وضو و طهارت گفته شده . مثلا خدا میتونست بگه در وضو ده دفعه صورتتونو بشورید چرا نگفته حتما لازم نیست.یعنی وقتی یکبار وضو گرفتی انقدر تمییز و پاکی که میتونی در مقابل پروردگارت قرار بگیری و نماز بخونی و باهاش درد دل کنی . احساسی که گفتی نسبت به اشیا پیدا میکنی همه یه وقتایی پیدا میکنن ولی مال تو خیلی شدیدتره مثلا من اینجور احساس کثیف بودن رو در مورد موبایلم فقط وقتی پیدا میکنم که توی کاسه توالت افتاده باشه این اتفاق برای یکی از دوستان من افتاد تازه اونم فاجعه نبود و فقط رویه موبایلشو عوض کرد

  18. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,iraniboy

  19. ارسال:120#
    راهله آواتار ها
    سلام
    مثلا گلهای اپارتمانی بامبو و...
    مثل لاک پشت جوجه خرگوش
    در تایپیک قبلی نوشته بودم که پاک شد وارد گل فروشی که شدید ببینید کدوم گل به شما حس خوبی و انرژی بیشتری میده همون گل رو بخرید
    در مورد حیوانها هم همینطور اونی که بیشتر دوست دارید و امکان نگهداریش هم دارید
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری

  20. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92

صفحه‌ها (30): صفحه 12 از 30 نخستنخست ... 2101112131422 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •