تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری و عملی شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 299

صفحه‌ها (30): صفحه 18 از 30 نخستنخست ... 8161718192028 ... آخرینآخرین

وسواس فکری و عملی شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:171#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط --ali-- نمایش پست ها
    بله ی اتفاقایی افتاد ولی توضیبح نمیدم.حس میکنم حرفام هیچ ارزشی ندارن.
    سلام
    با آرامشو حوصله اون اتفاقی که افتاده رو توضیح بده اگه سوالی ازت پرسیده میشه دلیلش فراموشی نیست سوالات مشاوره ای کاملا هدفدار پرسیده میشن...

    نقل قول نوشته اصلی توسط --ali-- نمایش پست ها
    من با فرار از خونه میتونم مشکلمو ب نصف کاهش دهم واس همین تو این فکرم...
    میشه این پروسه فرار از خونه رو کامل برامون شرح بدی؟اگه راه حل خوب ومناسبی باشه با همفکری هم بهترین راه رو برای این هدفت پیدا میکنیم...
    اما یه توضیح کامل ازت میخوام از لحظه شروع تا آینده ی دور...

  2. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,m1392

  3. ارسال:172#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    خیلی وقته تو تاپیکم ننوشتم..
    نمیدوم چرا؟
    شاید حوصله ندارم..شاید ناامیدم..و شایدم ننویسم بهتره یا شاید هم...
    ببخشید کوتاهیه منو....
    فکر میکنم نمیشه مشکلم حل بشه..
    دیگ اون اشتیاقی ک داشتم برا نوشتن و گفتن مشکلاتم.الان ندارم..
    نبود درمانگرم ناامیدم کرد+چنتا چیز دیگ....
    کلی اتفاقات بدی داره برام میوفته..
    این مشکلم چندین مشکل دیگ برام درست کرده..
    اصن چندروزیه داغونم..سردرگمم.
    حس بدی دارم.انگار ی ادم شکست خوردم....
    دنیا رو سرم خراب میشه....بدجور تحت فشارم...
    نمیدوم چی بگم..
    فقط اومدم حرف بزنم خالی شم که نشد...
    ببخشید.
    ویرایش توسط A@92 : 2014_02_04 در ساعت 23:40 دلیل: تابپ

  4. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,aram,m1392

  5. ارسال:173#
    برادرم تاخدا هست نباید نا امید بشی. خواستن توانستن است . حرف بزن و خودتو سبک کن . همه مشکل دارن .

  6. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,aram,m1392

  7. ارسال:174#
    aram آواتار ها
    چرا این همه ناامید شدی برادر عزیزم. ناامیدی برابر با شرکه. شما که پیشرفتهای خوبی داشتی. لطفا ناامید نشو و به سعیت ادامه بده من مطمئنم که مشکلت حل خواهد شد اگه خودت دوباره اراده کنی. و سعی و تلاشت رو دوباره شروع کنی. حیف نیست اون همه سعی و تلاشت بر باد بره؟
    خداوندا شکر به خاطر داده هایت، نداده هایت و گرفته هایت.
    که داده هایت نعمت، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان هستند.

  8. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,m1392

  9. ارسال:175#
    m1392 آواتار ها
    سلام.

    داداش گلم.چرا اینقدر ناامید شدی؟

    شاید از دستم ناراحت بشی از گفتن این حرفام ولی میگم.

    مگه خودت نگفتی که هم من وهم خودت تصمیم جدی بگیریم وباکمک مشاور وتلاش خودمون مشکلمون رو حل کنیم؟

    چی شده چرا خودت نا امید شدی و نمی خوای ادامه بدی؟

    یه چیزی رو هم بگم:مگه نمیگفتی اگه از خونوادت ومحل کارت دور باشی میتونی مشکلت رو حل کنی؟

    خوب مگه نمیگی قبل عید میخوای بری سربازی؟ خوب این یه فرصت هست برات درسته که زیاد آزاد نیستی ولی خوب از خونوادت ومحل کارت دور هستی.چیزی که خودت

    بارها به اون اشاره کردی.

    اول اینکه ماها وحتی خودت باید سعی کنیم مشکلمون رو در اون محیطی که هستیم حل کنیم ولی اگه فکر میکنی که با دور بودن از اون محیط ها حالت خوب میشه خوب

    این فرصت داره برات پیش میاد ولی با سربازی رفتن که خوب خیلی خیلی بهتر از فرار از خونه هستش.

    خوب میتونی تا وقت سربازیت برسه از راهنمایی های شادی خانم وبقیه دوستان استفاده کنی وتوسربازی هم اونارو پیاده کنی که حالت هم بهتر بشه.
    ویرایش توسط m1392 : 2014_02_05 در ساعت 10:47

  10. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,aram

  11. ارسال:176#
    راهله آواتار ها
    در طب سنتی ابو علی سینا نوشته شده افسردگی، نا امیدی،وسواس(فکری و عملی) ،لکنت،اضطراب،ترس،کابوس شبانه، بی خوابی همه ریشه در خوردن غذاهایی با طبع سرد است.

    زمستان دارای طبع سرد و تر است اگر فردی که طبع سرد دارد بیش از حد سردی بخورد ان هم در زمستان دچار سودا (سرد و خشک) یا بلغم(سرد و تر) می شود.

    افسردگی،وسواس،لکنت و بیشتر اینها به علت سودا است باید مخالف آن از غذاهای گرم و تر استفاده کرد مانند خرما،عسل،فندق و...

    از دم نوشهای گرم مانند به،دارچین،گل گاو زبان بابونه و... استفاده کنید

    گوشت شتر،گوسفند،بلدرچین،کبک،بو قلمون،کبوتر(واسه لکنت) استفاده کنید

    حجامت هم خوب است.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_02_05 در ساعت 19:14

  12. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,m1392

  13. ارسال:177#
    علی عزیز
    همه چیز گاه اگر کمی تیره می نماید
    باز روشن می شود زود
    تنها فراموش مکن این حقیقتی است :
    بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید
    و لیموهایی ترش تا که شربتی گوارا فراهم شود
    و گاه روزهایی در زحمت
    تا که از ما انسان هایی تواناتر بسازد
    خورشید دوباره خواهد درخشید خیلی زود
    و تو خواهی دید




    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  14. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,aram,m1392

  15. ارسال:178#
    m1392 آواتار ها
    سلام

    داداش گلم باز که تایپیکت رو فراموش کردی؟

    این پست رو گذاشتم تا تایپیکت بیاد بالا ببینی و بدونی که برای چی اومدی اینجاوتایپیک زدی.

  16. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,aram

  17. ارسال:179#
    A@92 آواتار ها
    سلام ب همیاران.
    خوشحالم از اینکه دوباره تو تاپیکم مینویسم.
    و خوشحالم از این همه حمایت و دوستای خوبی که دارم.
    ار همه تشکر میکنم.
    میخام تاپیکمو ادامه بدم...درسته خیلی ناامیدم..ولی دوری از تاپیکم خیلی حالمو بد میکنه.حداقل میتونم اینجا حرف بزنم خودمو خالی کنم...
    الان نمیتونم چیزی بنویسم.ذهنم شلوغه.خاستم ی خبری بدم تا تاپیکم فراموش نشه..
    منتظر شما هم هستم...

  18. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,m1392,ثریا92,راهله

  19. ارسال:180#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    بازم دوس دارم بنویسم خالی شم.درددل کنم.اما مث قبل انگیزه ندارم.سعی میکنم بیشتر بنویسم تا مث قبل امیدوار باشم.
    شادی خانم نمیدونم بعد ترک خونه چ بلایی سرم میاد؟چی میشه؟
    فقط چون زندگیم الان خیلی سخته دارم زجر میکشم میخام فرار کنم.اما ...
    اول از همه برا ترک خونه و مستقل بودن پول لازمه ک ندارم.
    گاهی ب این فک میکنم که چطوری پول گلمبه ای ب دس بیارم.که ب یاد ارث پدری میفتم.ینی فک میکنم میشه تو این سن با زنده بودن پدرم بخام ارث پدریمو بخام؟!!
    مورد دوم اطلاع خونوادمه.بهشون بگم میخام مستقل باشم یا نه؟یواشکی برم.یواشکی بخام برم چون وضع مالی خوب ندارم مشکله.بهشون بگم نمیذارن.اصن نمیدونم حقم از ارث درسته یا نه...؟!!!
    بعد اون ی جایی واس موندن میخاد.مسافرخانه.پارک..خونه.. .شب زنده داری..؟؟؟/
    میدونم فرار از خونه ی بحث بزرگه و نمیشه ب اسونی تصمیم گرفت اما منم برام خیلی سخته این زندگیم.
    ب اینده دور نگا نمیکنم چون میخام فعلن از این وضعیت دربیام.
    بیشترین چیزی که منو از خونه فراری میذده رفتار بد و نااگاهانه خونوادمه..
    مثلا من اون همه زجر میکشم اما توجهی ندارم.فقط سرزنشم میکنن و دعوام.
    ن خیلی اذیت میشم تو کارگاه.شادی خانم درجریانن.
    من اون همه دردو تحمل میکنم.
    خیلی از زندگیم بدم میاد.خیلی عصبی هستم.دارم دق میکنم.از زنده موندن بیزارم ...باعث تمام این اتفاقات خونوادمن.پدرمه که منو برداشته برده تو اون کارگاه لعنتی.
    تازه اگه بخام ی غر کوچولو بزنم زودی عصبانی میشه که همه پسر دارن.همه پسرا کار میکنن تو همش منت میزنی..وو
    با اینکه میدونه انگار ن انگار ..
    الان که دارم مینویسم ب اینا فک میکنم حرصم درمیاد...
    چجوریه که زندگیه من نابود شد چیزی نگفتم ولی با ی حرف کوچولوی من اون همه منت میزنه بهم.دعوام میکنه.
    بابا مگه نمیفهمه من اون کارو دوس ندارم.بیزارم از کارگاهمون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    چرا من باید بخاطر این پدر نااگاه زجر بکشم؟؟؟
    عوض اینکه دلداریم بده باهام بسازه تا کار کنم اونجا. میاد غر میزنه..تحت فشارم میذاره...وااای دارم دیوونه میشم...اححححححححححححححح
    لعنت بر چنین ادمای احمق..
    نمیخام زیاد بنویسم ..حالم بد میشه واقعن..
    همین کاراشون فراریم میده..من بخاطر اونا همه زجری میکشم اما اگه ی کارم بهشون بیوفته جلو نمیان...این عصبانیم میکنه...
    دارم جوونیمو کنار اینا تلف میکنم.
    کمتر از یک ماه مونده ب تولدم.
    ب اینکه 20 سالگیمو تموم کنم.همش منتظر 20 سالگیم بودم.خیلی دوس داشتم ی جوون بیست ساله بشم.ک کاش نمیشدم.همش با درد گذشت
    خیلی غمگینم...
    ی جوون بیست ساله با این همه غم..چه کنم خدا؟
    تو این سن همه شادن.حال جوونیشونو میبرن اما من...
    حیف..
    تو هرکاری مشکل دارم.نمیتونم راحت برم گردش.بیرون برم.با سیستم مشغول بشم.
    هر کاری ب ذهنتوم میاد بگین تا بگم چجوری تو انجام دادنش مشکل دارم..
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  20. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,m1392

صفحه‌ها (30): صفحه 18 از 30 نخستنخست ... 8161718192028 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •