تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری و عملی شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 299

صفحه‌ها (30): صفحه 23 از 30 نخستنخست ... 132122232425 ... آخرینآخرین

وسواس فکری و عملی شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:221#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام علی جان

    بله خیلی خوب پاسخ دادی و دقیقا داری بهمون کمک می کنی تا مساله رو بهتر از قبل درک کنیم. ازت ممنونم

    اما قرار بود با همراهان خوبمون هم صحبتی داشته باشم. چند تا نکته رو برای همراهی با تاپیک علی آقای عزیز باید رعایت کنیم.

    1. سعی در اثبات کردن اینکه میکروب وارد بدن میشه یا نمیشه، یا چطور میشه یا نمیشه و این موارد نداشته باشید. درسته که در ظاهر اطمینان دادن آرامش بخش هست، اما این رویه صرفا کمک میکنه تا شرایط پیچیده تر بشه. پس، رویه اثبات پاک بودن رو کنار بگذارید. بهتره اصلا درباره اش صحبتی نشه و حتی اگر علی آقا با اصرار در این باره سوال پرسید و خواستار اطمینان دادن از جانب شما بود، از این کار امتناع بورزید.

    2. مقایسه روز به روز رو به کل فراموش کنید. این مساله به گونه ای هست که فراز و نشیب زیاد داره. بنابراین اگر خواستید مقایسه کنید، تغییرات کلی که از زمان باز شدن تاپیک تا الان به وجود آمدند رو مطرح کنید و نه تغییرات روز به روز رو. اگر روزی علی آقا اومد و نوشت امروز اصلا خوب نبود، یا خیلی حالش حتی بدتر از قبل هم بود، به هیچ وجه نا امید نشید و تشویقش کنید و بهش بگید:«فردا هم روز خداست و روز جدیدی برای تلاش جدید». پیشرفتهایی که قبلا داشته رو خاطرنشان کنید.

    3. تغییرات مثبت کوچک رو ببینید. حتی سی ثانیه کمتر شدن زمان شستشو یک تغییر مثبت هست. اینو درک کنید که همین تغییر هم بسیار بااهمیته و باید بهش توجه کرد.

    4. حمایت کنید و عیب جویی نکنید. پذیرش و حمایت و درک بسیار مهم هستند. اگر علی آقا واقعا از رفتار خانواده اش گله داره، نباید عیب جویی کرد و گفت که نه اینطور نیست! بلکه باید درکش کرد و از او حمایت لازم رو داشت(نه به این معنا که لزوما تایید کرد، بلکه به معنای دیدن مساله از زاویه دید او و پذیرش و درک آن)

    5. پاسخهاتون تا جای ممکن صریح و ساده باشه. یک طومار پاسخ رو در پست نیارید. به خصوص در رابطه با زمانهایی که علی آقا از شما درباره اطمینانش نسبت به آلودگی به میکروب و ... سوال میکنه. هرچه توضیحات بیشتری بدید، ذهن بیشتر درگیر میشه که نکنه اینطور باشه، نکنه اونجا فلان طور باشه و ... . پس، اطمینان بخشی در این موارد رو سعی کنید کلا پاسخ ندید، و اگر هم خواستید پاسخ بدید، میتونید بگید قبلا درباره اش به حد کافی صحبت کردیم.

    6. حالات خُلقی علی آقا رو در نظر داشته باشید. اگه دیدیم یه روز حالش مساعدتره، میتونیم اهداف و برنامه ها رو بهتر پیش ببریم. اگر دیدیم یک روز حالش چندان مساعد نیست، باید انعطاف لازم رو حفظ کنیم.

    7. شوخی، مزاح و انعطاف پذیری رو در حد تعادل حفظ کنیم. باید مراقب باشیم به وقتش شوخی کنیم، بیجا مزاح نکنیم، و انعطاف پذیری رو حفظ کنیم به جای اینکه خیلی سختگیر باشیم.

    با سپاس از همراهی و همیاری همه دوستان گلمون
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_03_08 در ساعت 00:14
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  2. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,anahid,aram,m1392,راهله

  3. ارسال:222#
    aram آواتار ها
    سلام
    با اجازه آقای دکتر توصیه دارم علی آقا
    شما به مشکل لکنتت توجه کن و سعی در رفعش بکن چون تجربه شده در افراد وسواسی وقتی مشکلات دیگرشون رفع شده مشکل وسواسشون هم بهبود پیدا کرده. امیدوارم که روزی اینجا برامون بنویسی که مشکلاتت رفع شدن که می دونم حتما این روز خواهد رسید.
    خداوندا شکر به خاطر داده هایت، نداده هایت و گرفته هایت.
    که داده هایت نعمت، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان هستند.

  4. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,anahid,m1392,محسن عزیزی

  5. ارسال:223#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    از آنجا که مساله لکنت هم وجود داره، من با یکی از دوستانم که گفتاردرمانگر هستند صحبت کردم.

    ان شا الله یکی دو روز دیگه تشریف میارن و در مورد لکنت سوالاتی رو مطرح می کنند. با پاسخگویی مناسب علی آقا به سوالات ایشون، راهکارها هم ارائه خواهند شد.

    پس از اون، بهتر میتونیم بر روی مساله وسواس متمرکز بشیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  6. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,anahid,aram,m1392,راهله

  7. ارسال:224#
    A@92 آواتار ها
    آرام عزیز ممنون
    ولی فعلا شرایطش نیس که..
    هم از نظر وضع مالیم
    و. هم اینکه واقعن مشکل وسواسیم در همه کارام و همه فعالیت هام تاثر گذاشته..
    اینارو توضیح دادما..بازم بگم؟؟
    اگه نگم نمیشه بگم هم میان میگن که مختصرو مفید!:tongue:
    ولی بهتره یبارم بگم..
    خب اول از همه این مشکل وسواسم اذیتم میکنه..وسواس من ن تنها وسوس معمولی نیس که مربوط ب شک و تردید درمورد تمیز و کثیفی هس بلکه خوده موارد کثیفی هم متاسفانه دروبرم خیلی هست.

    من گفته ام که کسایی که برام عزیزن نمیشه باهاشون تواین وضع حرف بزنم..
    همین که الان با بچه های تالار در ارتباطم کلی اذیت و ناراحت هستم.چون با وجود چنین الودگی هایی واقعن از خودم خجالت میکشم.واقعن شرمنده همتونم....ب همه اونایی هم که ب نوعی باهام در ارتباطن گفتم که من چنین مشکلی دارما...اوناهم قبوول کردن.ب بعضیهاشون هم از خجالتم نگفتم و نمیدونن.یکی دوباری ب این مسئله اشاره داشتم اما جرات نمیکردم دوباره بیان کنم..
    با عرض پوزش باید بگم من همه دوستامو دوسشون دارمواین برام سخته که من تو چنین وضع و اوناهم تمیزباشن و بیان با من صحبت کنن!!!
    همین مسئله برا گفتاردرمانگر هم هست..
    گفتار درمانگری که میخاد درمانگرم بشه طبیعتا ی دوستی بین منو ایشون خاهد بود و کلی در ارتباط خاهیم بود که برام مشکل اور خاهد شد..
    باضافه اینکه درمان لکنت ب تمرکز زیادی نیاز داره که تو چنین وضعی از تمرکز کردن ناتوانم.
    من نمیتونم با وجود الودگی ها برم پیش ی ادمی که دکتره برا خودش شخصیت داره..من نمیتونم کسیو تو مشکلم غرق کنم..
    از همتون خجالت میکشم که اینارو مینویسم..شاید بگید پس چرا با شماها درارتباطم..؟شاید سوئ تفاهمی پیش بیاد اما هرکی خاست خصوصی براش توضیح میدم.ایجا بیشتر از این نمیتونم ادامه بدم.خجالت میشکم..واقعن از همتون شرمنده ام.
    وقتی با دوستی مث بچه های همیاری یا بچه های انجمن لکنت حرف میزنم کلی دلم میشکنه..من تو نت هم دلم میکشنه که دوستی داشته باشم چون خودمو پایینتر از مخاطبم میبینم.چون من ---- هستم اما مخاطبم نه!
    چ برسه ب دیدار حضوری!!!نمیدونم اینو درک میکنید یانه؟!
    امیدوارم منظمور ب طور کامل متوجه بشید.
    ویرایش توسط A@92 : 2014_03_08 در ساعت 16:07 دلیل: اصلاح
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  8. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,aram,m1392

  9. ارسال:225#
    A@92 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    از آنجا که مساله لکنت هم وجود داره، من با یکی از دوستانم که گفتاردرمانگر هستند صحبت کردم.

    ان شا الله یکی دو روز دیگه تشریف میارن و در مورد لکنت سوالاتی رو مطرح می کنند. با پاسخگویی مناسب علی آقا به سوالات ایشون، راهکارها هم ارائه خواهند شد.

    پس از اون، بهتر میتونیم بر روی مساله وسواس متمرکز بشیم.
    سلام .
    اقای دکتر بی نهایت سپاس گذارم.شرمنده که بخاطر من تو زحمت افتادید..
    نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم..

    بعله دیگ لکنت هم دارم من!مگه نخونده بودید تو پستام.؟
    راستی دوستتون قراره تو این تاپیک سوالاتشونو مطرح کنن؟
    تا اونموقع قراره منتظر باشیم ؟
    بررسی لکنتم تو تاپیک چ تاثیری خاهد داشت تو روند وسواسم؟
    اقای عزیزی از یاداوری های خوبتون برای دوستان هم ممنون.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  10. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392,محسن عزیزی

  11. ارسال:226#
    A@92 آواتار ها
    سلام ب دوستان خوبم.
    اقای دکتر من منتظرم تا راه کارایی بهم بدید..
    قرار بود تو خصوصی درباره دارو درمانی بهم بگید..منتظرم.

    راستی ی روش هایی بود که شادی خانم گفته بودن..مثلا یادداشت کردن اتفاقای بدوخوب تو 21 روز..که ب دلایلی انجام ندادم..چنتا هم موارد دیگه رو گفته بودن..مثلا..کاهش دفعات شستشو..مرز بندی بین گمان و واقعیت و..
    درباره اینا ی راهنمایی میکنین؟که انجامشون بدم یا نه ؟البته الان دارم تلاشمو میکنم اما خیلی کم میتونم انجام بدم...

    سپاس.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  12. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392

  13. ارسال:227#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    هربار که میام بنویسم حداقل یکی دوتا مشکل جدید دارم که ازش حرف بزنم.
    این روند رو ب افزایش مشکلم خیلی اذیتم میکنه.رفته رفته بیشتر هم میشه.
    با صحبت هایی که چند هفته پیش با خانم شادی داشتم قرار شده بود با مامانم حرف بزنم تا گیر ندن منم بتونم باارامش کمترش کنم شستشومو..لباس عوض کردنامو..
    مامانم دیشب میگه پس چی ؟کم نکردی هیچ زیادشم کردی
    واقعن خودمم دارم دق میکنم ک انقد مشکلاتم زیاد میشن.
    هر روز ی مشکل جدید..ی حساسیت بیشتر ..ی اتفاق بد..دیگه خسته شدم.از بس باید هر جا برم همه جارو چک کنم..لباسامو چککنم ببینم میشه بپوشمش یا نه..
    دوستان واقعن افزایش روز ب روز مشکلاتم ی خطر جدی هس برام.خیلی عذابم میده.اقای دکتر نیازی ب توضیح هست؟
    ی مشکل دیگه هم این که..
    همش فک میکنم بزاق دهنم مال یکی دیگس..و با هربار قورت دادانش خیلی عذاب میکشم.علتش هم اینه که
    وقتی یکی میره تو روشویی کارگاه دست و صورتشو بشوره حتمن اب دهنشو هم خالی میکنه دیک..هممون اینجوری میکنیم!
    وقتی منم میخام دستامو بشورم.چون موقعیت روشوییمون ناجوره بهرحال کارگاهه دیگ مث خونه نیس ک..منم حس میکنم و تا حدودی مطمئنم دستام کامل تمیز نشدن..واس همینم وقتی میام خونه و دستامو میشورم یا دوش میگیرم ی جوری میشه که چن قطره میپره رو صورتم و..ومنم فک میکنم وااااای همون موردی که تو روشویی بود و بعد رو دستم حالا هم رو صورتمو دهنمو و..هس.
    کمی هم بزرگنمایی دارم درسته؟
    ین مشکلم خیلی دردساز شده برام..
    مثلا یدونه نمیتونم صورتمو بخارونم.حتی بعد دوش هم کمی بعدش همون حالو دارم..موقع حمام کردن دهنمو 3 بار اب میکشم.حتی صلوات هم میگم ولی نمیشه ک نمیشه..
    تو خونه هم مواردی هستن که دوباره دچارش بشم.
    همین مشکلم رو 4 5 روزه دارم.همیجوری رفته رفته مشکلات جدیدی کشف میکنم..
    لطفا کمکم کنید.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  14. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392

  15. ارسال:228#
    A@92 آواتار ها
    روزای بسیار بسیار بدی دارم..
    اتفاقات اخیر بسیار پریشانم کرده .تمرکزی ندارم.
    از سوی دیگر غر زدن های خانواده خیلی رو اعصابمه..همش سر دردر دارم..دیگه دارم نابود میشم..از زندگی دیگ خسته شدم..تا کی باید اینجوری زنده بمونم اخه..خسته ام خستــــــــــه...
    فک میکنم یک لایه نازک روی دستامو پوشوندن که هر چی هم میشورم از بین نمیرن.دلم میخاد دستامو با ناخن هام چنگ بزنم تا اون لایه از بین بره اما نمیشه
    با هربار قورت دادن اعصابم بهم میریزه..دیگه خسته ام از این وضع...
    شما میگید خونوادمو ولش کنمو رو خودم کار کنم..و ب عوامل بیرونی تمرکز نکنم.اما مگ میشه؟؟؟؟
    خونوادم باهام چنین کاری کردن که هیچ وقت درست بشو نیستم..
    دوستان میگن چرا اون اسمو واس تاپیکم گذاشته بودم..میدونید چرا؟چون این بلایی که سرم اومده باعثش خونوادمه نه خودم..زمینش در من وجود داشته درست.ولی باعث اصلیش و تشدید کننده اش هم خونوادمن..
    پدرمـ ((هر وقت میگم پدر نفرتم بهش بیشتر میشه))پدرم بود که اون کارگرو آورد تو کارگاه در حالی که گفته بودم اونو نیاره چون میدونستم چجور ادمیه!
    خونوادم زندگیمو ب معنای واقعی نابود کردن ولی همش هم طلبکارن..اصن قبول ندارن که شستن های اضافی ام باعثشون اوناس هستن..اصن فقط منو مقصر میدونن...
    حتی بهش گفته بودم گوشیش رو همه جا نذاره حداقل. ولی اینم بخاطر اینکه منو اذیت کنه همه جا میذاره حتی کابینت اشپزخونه..رومیز کامپیوترو..
    همش میخاد عذابم بده..واقعن مجبوری مامان بابا صداشون میزنم..دلم میخاد همین الان بمیرن..
    ارزوی مرگشونو دارم..
    شاید بگید دارم گناه میکنم اما ب نظرم اصلـــــن هم گناه نیست.
    چطور اونا زندگیموو نابود میکنن بعدشم هی منت و غر هست که میزنن گناه نیس کار من گناهه؟!
    خیلی اعصابم خرد شده..الان اول صبحه تقریبا منم اینقد داغون باعثش کیه؟؟؟؟؟؟
    مگه خونوادم نیست؟؟؟
    پس چرا میگید که اسم تاپیکو عوض کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟
    من گفتم تو اون کارگاه کار نمیکنم اجباری گفتن باید کار کنی..قبول کردم.گفتم اون کاگرو نیارین اوردن..اینارو قبول کردم.همه اون اتفاقات لعنتیو تو کارگاه قبول کردم.یه دونه ناهار با خیال راحت نمیتونستم بخورم ..ولی اخه چرااااااااااا؟؟؟؟
    پدری که باعث بشه بچه هاش زجر بکشن لیاقت مرگم نداره..لعنت بهش لعنتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ت
    وقتی گوشیشو اون کارگره دس زد گفتم دیگ همه جا نذار دیگ بسه ..اصلن هیچ توجهی نکرد و نمیکنه هرجا بیاد میذاره اونجا.
    منم اکثر وقتایی که دستامو میشورم ب این علت هاست که باعثش پدرمه نه مـــــــــــــــــــــن!
    من بخاطر اونا این همه دردو رنج میکشم وقتمو تلف میکنم سلامتیمو تلف میکنم دستامومیشورم اخرشم میان میگن بسه دیگ کم بشور ..
    همش غر میزنن دعوا میکنن منم باید سکوت اجباری داشته باشم ولی چرااااااااااااااااااااااا ااااااااا؟؟؟
    چرا باید این همه درد بکشم بعدم خودم مقصر شناخته بشم..
    کسی در مقابل کارش سکوت میکنه که خودش مقصره و گناهکار اما منچرا سکوت کنم؟؟؟؟؟
    همین الان که دارم مینویسم بدجوری داغونم..من خونوادمو حلال نخاهم کرد..
    وقتی با خدا هم حرف میزنم بخدا هم میگم.""اگه جزای کاری که خونوادم با من کردن رو نده قسم خوردم که ب عادل بودنش شک میکنم..اگه خدا عادله باید تلافیه بلایی که سرم اوردنو دربیاره"""
    وقتی بعد از کار با سیستم ..وقتی بعد و قبل غذا خوردن دستامو میشورم..وقتی بعد از دس زدن ب کنترل دستامو میشورم..وقتی دستامو چندبار پشت سرهم میشورم اینا همش باعثش پدرمه..
    خیلی خسته ام خیلــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـی..
    دارم دیـوونه میشم....
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  16. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392

  17. ارسال:229#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام علی جان

    الان داری مختصرنویسی میکنی دیگه؟

    شرمنده که دوستم براش کار پیش اومد و تاخیر افتاد.

    در رابطه با اجرای راهکارهای خوب خانم شادی، تردیدی به خودت راه نده

    من کار خودمو ادامه میدم.

    کار ما چطوریه علی جان؟

    بدین صورت که تا حد امکان به تماس با اشیایی که از نظرت «آلوده» هستند ادامه بدی، و سپس به مدت یکی دو ساعت مانع از شستن دستها یا دوش گرفتن بشی

    کاری که ازت میخوام انجام بدی، اینه که یه سلسله مراتب از اشیایی که به نظرت آلوده هستند رو برام بنویسی، به این شرط که بر حسب میزان آلودگی اونها رو مرتب کنی(از کم آلودگی ترین تا اشیای دارای بیشترین آلودگی از نظر خودت)

    فعلا اصول کلی کار رو برات شرح میدم، ان شا الله در پستهای بعدی توضیحات مفصلتر رو ارائه میدم:

    1. تا جایی که میتونی، با چیزهایی که منجر به اضطرابت میشن روبرو بشی

    2. اگر احساس اجبار می کنی که از چیزی اجتناب کنی، این کار رو انجام ندهی

    3. اگر احساس اجبار میکنی که به آداب و رفتارهایی بپردازی که احساس بهتری رو در تو برمی انگیره، از اون اجتناب بورزی

    4. این گامهای سه گانه رو تا هر زمانی که برات امکانپذیر باشه، ادامه بدی

    گامهای یک و دو، توصیف کننده ی روبرو شدن یا مواجهه هستند؛ و گام سوم، توصیف کننده جلوگیری از پاسخ یا تسلیم وسواسها نشدن

    تا اینجا مشکلی نیست؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  18. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,anahid,m1392

  19. ارسال:230#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    چ عجب یکی هم راه گمکرده و سر از اینجا در اورد؟!!!
    ینی مفصل نوشتنم باعث میشه کسی نخونه؟
    چ خوب میشد کمی هم مراجعان رو درک میکردید..از بس حرف دارم دارم میترکم تازه اینم ب زور کوتاش کردم..اما خب دیگ درد دل زیاده..
    اگه چیزی مینوسیم یا توضیح میدم بخاطر اینه که اونایی که قصد کمک دارن بدونن جدیدترین وضعم چجوریه و الا قصد وقت تلف کردن و هدر دادن وقت رو ندارم.
    فک میکنم اگه کامل از حالم با خبر بشین بهتر میشه کمک کنین.
    ببخشید.سعی میکنم در حد چند سطر بنویسم.
    تعدادی از اون راه حل هارو انجام میدم اونم خیلی کم.دلیلشم کاملا" واضحه..

    در مورد راه حل اقای دکتر هم باید بگم یکم سخته در حد غیر ممکنه برام.تصورشم برام سخته که ب اون چیزی که نفرت دارم دس بزنم...اقا دکتر میشه بگید چرا باید ب چیزی که الودس دس بزنم؟
    ببخشید خود شما ب چیزی که کثیفه دس میزنید؟شمایی که این پستو میخونید,دست میزنید؟
    میشه واضح بگید که هدفمون از این کارا چیه؟
    اون موارد رو هم مینویسم.چشم.
    ممنون که یادی از منم کردید.

    من امروز اعصاب نداشتم اگه طرز بیان بد بود ببخشید.
    ویرایش توسط A@92 : 2014_03_14 در ساعت 16:03
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  20. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392

صفحه‌ها (30): صفحه 23 از 30 نخستنخست ... 132122232425 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •