تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری و عملی شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 299

صفحه‌ها (30): صفحه 24 از 30 نخستنخست ... 142223242526 ... آخرینآخرین

وسواس فکری و عملی شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:231#
    با سلام خدمت علی عزیز.من گفتاردرمانگر هستم و تا حدودی با مشکلاتتون آشنا شدم.لطفا به سوالات زیر جواب بدید تا شاید بشه انشاا... کمکی کنم:
    1-از چند سالگی لکنت می کنید؟
    2-نوع لکنتتون چه طوریه؟بیشتر روی کلمات گیر می کنید یا آنها را تکرار می کنید یا میکشید؟
    3-آیا لکنت باعث اسپاسم و انقباض در عضلات حنجره تون یا لب یا عضلات دیگر سر و گردنتون هم میشه؟چه نااحیه ای و در آن حالت چه حرکت اضافی در آن نقطه ایجاد میشه؟
    4-آیا ناخن جویدن یا دندان قروچه یا زود عرق کردن کف دست ها یا علامت دیگر حاکی از اضطراب بالا دارید؟
    5-یک نفس عمیق بکشید...بیشتر سینه تان بالا رفت یا شکمتان؟
    6-در چه موقعیتهایی لکنتتان بیشتر میشود؟معرفی خود یا صحبت با تلفن یا صحبت با افراد غریبه یا خرید یا آدرس پرسیدن؟
    7-در فامیل لکنتی داشته اید؟
    8-آیا دوست دارید زود و زود و زود کارهایتان را انجام دهید؟
    9-وقتی یکجا نشسته اید بیقرارید؟
    10-سرعت گفتارتان تند است؟
    متشکرم

  2. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,anahid,m1392,محسن عزیزی,راهله

  3. ارسال:232#
    A@92 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad نمایش پست ها
    با سلام خدمت علی عزیز.من گفتاردرمانگر هستم و تا حدودی با مشکلاتتون آشنا شدم.لطفا به سوالات زیر جواب بدید تا شاید بشه انشاا... کمکی کنم:
    1-از چند سالگی لکنت می کنید؟
    2-نوع لکنتتون چه طوریه؟بیشتر روی کلمات گیر می کنید یا آنها را تکرار می کنید یا میکشید؟
    3-آیا لکنت باعث اسپاسم و انقباض در عضلات حنجره تون یا لب یا عضلات دیگر سر و گردنتون هم میشه؟چه نااحیه ای و در آن حالت چه حرکت اضافی در آن نقطه ایجاد میشه؟
    4-آیا ناخن جویدن یا دندان قروچه یا زود عرق کردن کف دست ها یا علامت دیگر حاکی از اضطراب بالا دارید؟
    5-یک نفس عمیق بکشید...بیشتر سینه تان بالا رفت یا شکمتان؟
    6-در چه موقعیتهایی لکنتتان بیشتر میشود؟معرفی خود یا صحبت با تلفن یا صحبت با افراد غریبه یا خرید یا آدرس پرسیدن؟
    7-در فامیل لکنتی داشته اید؟
    8-آیا دوست دارید زود و زود و زود کارهایتان را انجام دهید؟
    9-وقتی یکجا نشسته اید بیقرارید؟
    10-سرعت گفتارتان تند است؟
    متشکرم
    سلام اقای دکتر.
    بسیار سپاسگذارم که وقت گذاشتید و برام نوشتید..مرسی.

    1.من از وقتی یادم میاد لکنت دارم.

    2.هم گیر دارم و هم تکرار.کشیدنو خیلی کم.شاید هم ندارم.

    3.زیاد دقت نکردم ولی گاهی وقتا که گیر میکنم هی میخام چیزی بگم یا کلمه ای رو بگم همش فشار میارم اما نمیشه.انگار حنجرم بستس یا ..نمیدونم چی میشه که اینجوری میشم.این موردودقیق نمیتونم توضیح بدم.

    4.عرق کردن دست هارو دارم.یشتر وقت ها هم دستو پامو گم میکنم.و دلم میریزه یهویی..همش فک میکنم الان لکنت میکنم و همهنگام میکنن.اعتماد ب نفس پایینی دارم.و همش هم بزاقمو قورت میدم تا اماده شم چیزی بگم اما ب سختی میگم..

    5.تقریبا" مساویاند.سینه ام کمی بیشتر میاد بالا.

    6.همیشه لکنت دارم.اما چه وقتایی بیشتر میشه:
    قبلا تو تمام این موارد بیشتر بود.اما اواخر کمتر شدن.
    بسته ب طرف مقابل و جایی که میخام چ تلفنی و چه حضوری صحبت کنم بیشتر میشه!

    7. تو فامیل بله افراد دارای لکنت داریم. یکی از عمو هام لکنت داره.یکی هم از طرفای مامانم داره که کمی بهتره.

    8.متوجه نشدم.خب بستگی ب موقعیت و وقتی که دارم,داره..

    9.اکثر مواقع بله بیقرارم.البته ی علتش هم مربوط ب وسواسمه ن فقط لکنتم.

    10.بله تند هس.
    بازم ممنون که توجه کردید.امیدوارم جوابای مفیدو مختصری داده باشم....
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  4. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392,راهله

  5. ارسال:233#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    دوستان اگه خدا قسمت کنه قراره بعد عید برم خدمت سربازی.که تاریخ دقیقش مشخص نیست.
    واس همین با وجود لکنت و وسواسم نگران دوران سربازی ام.
    یکی از دوستانم رفته سربازی.تو دوران اموزشش خیلی زیاد مورد اذیت قرار گرفته.خیلی سخت گذشته براش.
    ولی فک کنم لکنت ایشون از مال من بیشتر بوده.
    ولی بهرحال منم نگراتم.هم بخاطر وسواس و هم لکنتم.
    چجوری باهاش کنار بیام؟چجوری مورد تمسخر اطرافیان قرار نگیرم؟
    چجوری از سربازیم بعنوان ی فرصت استفاده کنم برا درمان وسواسم؟؟
    گذشته از اونا ی مسئله دیگ هم وجود داره:
    امکانش هست که من تو شهر خودم خدمت کنم که شاید بعد از ظهر هارو خونه باشم
    در اینصورت سربازی هم قراره بهم سختتر بشه؟اخه پدرم میگه اگه بیای خونه باید بیای کارگاه..

    شاید ب انتخاب خودم بتونم تو شهرستان یا شهر خودمون خدمت کنم.موندم کدومو الویت قرار بدم؟؟
    در این مورد سردرگمم..

    میشه با تمرینات, سربازی از لحاظ مشکلاتم عادی باشه؟
    یا باید برم شهرستان تا حداقل از کارگاه راحت شم؟؟
    خیبلی نگرانم استرسم دارم..واااااااااای
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  6. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392

  7. ارسال:234#
    سلام علی آقا
    آخه چرا اینقدر استرس و ناراحتی به خودتون می دید ؟؟؟!!!
    قرار نیست اتفاق بدی بیفته بعدشم شما اینجا این همه دوست و مشاورای خوب دارید همه کنارتونن قرار نیست تنهاتون بزارن و تا حل کامل مشکلتون همه کنارتونن .
    داداشم سربازی که ترس نداره نگران اینید که مسخرتون کنن خب بکنن هر کسی به اندازه ی فهم و شعورش با دیگران برخورد میکنه احترام هر کسی به دیگری در واقع احترام به خود فرده که این گونه رفتارای پسندیده باعث میشه آدم برای خوش عزت و احترام جمع کنه و در نزد اطرافیانش عزیزتر و گرامی تر بشه یادتون باشه اگه کسی شما رو مورد تمسخر و اذیت قرار داد نه تنها از شخصیت شما کم نمیشه بلکه اون فرد ارزش خوش رو در دید دیگران پایین آورده و این نکته مهمم به یادتون بمونه که مهم نیست دیگران شما رو چطور می پندارن مهم اینه که شما خودت رو چطور به اون ها میشناسونید .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  8. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,m1392

  9. ارسال:235#
    راهله آواتار ها
    سلام
    به نظرم اگر برای مدتی دور از خانواده باشید زود تر بتونید به جواب برسید چون که تمرکز به یک مساله بیشتر باعث اضطراب میشه و اینطوری میشه زاویه دید و افکارتون رو تغییر بدهید البته بهتر نظر دکتر عزیزی هم جویا بشید
    و اینکه خودتون هم با توجه به موقعیتتان تصمیم نهایی را بگیرید زیرا ما در موقعیت شما نیستیم
    موفق باشید
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری

  10. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392

  11. ارسال:236#
    A@92 آواتار ها
    سلام و سپاس از دوستان.
    درسته که وقتی کسی یکیو مسخره میکنه خودشو کوچیک میکنه و شخصیتشو پایین میاره اما برا اونی که مورد تمسخر واقع شهه هم سخته هااا...
    خب شما که لکنت ندارید و نمیتونید درک کنید..
    وقتی من با دوستای دارای لکنتم حرف میزنم بهتر همدیگرو درک میکنیم.وقتی ادم تو اون موقعیت خاص قرار نگیره نمیتونه درک کنه..
    حتی بعضی از ادما میگن که چ اشکالی داره لکنت دارین که دارین ..و ...
    ولی برای ی فرد دارای لکنت سخته که مورد تمسخر واقع بشه.
    همین امروز خیلی داغون بودم زنگ زدم ب ی دوستم رفتیم جایی.ی دوست دیگ هم اومد کنار اون دومی همش گیر داشتم.اصن نمیتونسم چیزی بگم.اونم همش دقت داشت رو حرفام .اصن فرض کنیم برا اون هیچ اهمیتی نداره که لکنت دارم یا نه و توجهم نکرده باشه!
    ولی باز هم برا من که لکنت دارم سخته تو اون موقعیت باشم...
    ...شاد این حرفارو نباید اینجا بگم.ببخشید.ولی حرف لکنت باز شد منم گفتم.

    دوستان هم اینجوری میرنومیان کلی راه داریم تا ب ی جایی برسیم
    ـــــــــــــــ
    راهله خانم ینی در دوران سربازی بهتر نتیجه میگیرم؟
    از درمان کدوم مشکلم؟
    ویرایش توسط A@92 : 2014_03_16 در ساعت 01:20
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  12. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392

  13. ارسال:237#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    خیر سرم تعدادی از لباس هامو داده بودم مامان بشوره تا برا سال نو تمیز باشن.
    امروز اومدم مرتبشون کنم بذار متو کمد واااااااااااااااااااااااا اااااااای بازم همون وضع قبلی شد
    ینی همون که میگم انگار دستام کثیفن و ی لایه ای رو دستمه و اینا..هر چقدم شستم بازم اون حسم از بین نرفت..
    اخه همونطر که قبلاا هم گفتم پدرم گوشی موبایل و کارت و ... رو میذارو رو کابنت های اشپز خونه منم وقتی دستامو شستم تموم شد وقتی میام اینور همون آشو همون کاسه میشه دیگ..
    کلا همه جای خونمون شده کثیف..احححححححح
    همون لباسامو که تازه خشک شده بودنو دوباره بشورممم؟؟؟!!!!!
    نه اینکه نمیشه!
    اگرم بذارم تو کمد ...وااااااااااای
    اصن اوضاع خرابی دارم خرابـــــــــــــ
    فکرشو کنید اونار شسته بودیم تا برا سال بعد دیگه چیز الوده نداشته باشم..دارم وسایلمو کم کم تمیز میکنم اما نمیشه..
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
    دوستان منتظر راهنمایی هاتون هستمااااااااااااااااااااا اااااااااا
    چرا انقد همیارانم کم پیدا شدن؟؟؟
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  14. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392,ویونا شاکری

  15. ارسال:238#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام علی آقا
    اگه توجه کنی میبینی که تاپیکت خیلی مورد توجه دوستان بوده و حل مشکلت براشون خیلی اهمیت داشته پس از همیاریشون ناامید نشو
    دکتر عزیزی و مشاورای محترم و اعضای خوب همیاری اومدن و خیلی راهکارا بهت دادن اما علی آقا حقیقتش چیزی که به چشم میاد اینه که خودت انگار تلاشی برای درمان نمیکنی و فکر میکنی که همین که گزارشی از رفتارا و کارای روزانتو ارسال کنی درمان خود به خود انجام میشه!
    دوست من ما همه میدونیم که مشکل تو چقدر داره آزارت میده و واقعا با اینکه خودت میگی فقط کسانی که لکنت داشته باشن درکت میکنن،ولی بازم با اطمینان بهت میگم ما درکت میکنیم میفهمیم حرف زدن توی جمع یا با هرکسی چقدر برات سخته و احساس میکنی نگاه دیگران به تو عجیب و یا شاید تمسخرآمیز و حتی از روی ترحم باشه!
    اینجا مشاورا درکت میکنن و دقیقا میخوان در وهله ی اول کاری کنن که تو این احساسهارو نداشته باشی و بعد راهکارایی بدن که بتونی بر مشکل لکنت و وسواست غلبه کنی!
    پس علی آقا به راهکارهاشون گوش بده و اونارو عملی کن تا نتیجشو ببینی!
    حتی بهتره برگردی و تاپیکتو از ابتدا بخونی!
    مطمئن باش بازم مشاورا کمکت خواهند کرد
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"

  16. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,anahid,m1392

  17. ارسال:239#
    A@92 آواتار ها
    ممنون ویونای عزیز..
    بله خودمم تلاش زیادی نمیکنم.
    اویل بهتر از این بودم.ولی الان چون مشکلاتم چند برربر شده خیلی ضعیف شدم.
    منم دوس دارم تلاش کنم چون بدون تلاشم چیزی درست نمیشه ولی باید قبول کنیم که تلاش هم تو چنین موقعیتی برام سخته..
    حل لکنتم و سواسم..غر زدن های خونواده ..سربازیم. و چند اتفاق ناگوار ب کملی ذهنمو مشغول کرده و تمرکز ندارم و نمیتونم مث اون اوایل تلاش کنم..
    حتی ب اقای دکترر هم گفتم ک شادی خانم گفته بودن ی یاددشت 21 روزه انجام بدم که نداده ام..و دلیلشم گفتم..
    منم میدونم تلاشهام خیلی کم شده..ولی سردرگمم..
    چون اقای دکتر وقتشون پره و کمتر وقت میکنن برسن ب تاپیک منم منتظر ایشونم.از طرفی گفته اند باید منتظر راه کارهای اقای محمد گفتار درمانگر باشیم..چون این دو مشکلم در هم امیخته شدن..

    انگار همه به گزارش روزانه هام اعتراض دارند.چشم دیگه هیچیو نمینویسم.
    اگه اینارو مینویبسم بخاطر این بود که جای دیگ ندارم که درددل هامو بنویسم ب اینجا پناه میاوردم تا کمی آروم شم.ولی باشه نمینویسم..
    ولی تو این وضغ در تلاش کردم بسیار ناتوانم..چند اتفاقی که برام رخ داده کمی پریشانم کرده و اظطراب دارم.
    اون راه کارهارو هم که اون اویل تاپیک گفته شده چند وقت یباری ی سری میزنم ولی میبینم واقعن نمیشه بهشون عمل کنم..میدونمید چرا؟؟؟
    چون از اون روز تا الان کلی وسواسم پیشرفت داشته و با اونا جور درنمیاد.

    وقتی مینویسم روز ب روز وسواسم بیشتر میشه واقعن اینجوریه..وقتی کامل توضیح میدم گله میکنید که زیاد مینویسی .وقتی کم مینویسم سو تفاهم میشه و نمیتونم منظورمو برسونم.
    ببخشید که وقتتنو با نوشته های زایدم تلف کردم.شرمنده ام.
    بازم میگم در تلاشم ضعیفم بله.و منتظر راهکارهای جدیدم تا شاید بتونم با انجامشون جلوی مشکلمو بگیرم چون واقعن راهکارهای قبلی زیاد راه گشا نیست...
    بازم طولانی شد ببخشید..
    وقتی با اون تلاشی هم که میکنم تفاوتی نمیبینم خوب منم سرد میشم اعصابم خورد میشه..
    اِعمال اون راه کارها تو زندگیم سخت شده ..انگار ی گره تاریکی دارم تو زندگی..همش هم بد میارم...
    وقتی تلاشم خیلی کمه ب این معنی نیس که برا دوستان احترام قائل نیستم یا فقط میخام نوشتاری ادامه بدم ..واقعن نمیتونم....
    در مورد لکنت هم چند راه حل میدونم هم از گفته دوستان هم از انجمن لکنت.ولی باور کنید سخته برام....
    سردر گمم که الان چکار باید کنم؟!!!!
    نوشتم طولانی شد ببخشید.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  18. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392

  19. ارسال:240#
    A@92 آواتار ها
    بخشید ی چیزی یادم رفت:
    اقای دکتر چندین راه حل موقتی گفتن ولی منم در جوابشون گفتم که برام سخته و اصن چه تاثیری داره و..
    اما چو.ن سرشون شلوغه نتونستند پاسخی بدهند..
    همگی میگید درکم میکنید از همتون هم بابت این حستون خیلی متشکرم.ولی پس چرا باورتون نیس که سخته؟؟؟
    دست زدن ب چیزایی که الوده ان برام سخته خو...
    شاید اگه حضوری برم مشاوره بهتر بتونم اینارو عملی کنم..نمیدونم..
    ب ی محرکه نیاز دارم شاید تا بهشون عمل کنم..
    من ناتوانم.ب یه اجباری ,محرکی چیزی نیاز دارم شاید...
    و از عمد تلاشمو متوقف نکرده ام..

    بازم مرسی که برام نوشتید..
    از همه تشکر میکنم.
    ویرایش توسط A@92 : 2014_03_16 در ساعت 14:47 دلیل: اصلاح
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  20. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392

صفحه‌ها (30): صفحه 24 از 30 نخستنخست ... 142223242526 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •