تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری و عملی شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 299

صفحه‌ها (30): صفحه 26 از 30 نخستنخست ... 162425262728 ... آخرینآخرین

وسواس فکری و عملی شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:251#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام علی جان

    متوجه هستم چی میگی.

    اونجا که نوشتی مجبور نیستم بشورم، ولی خودمو مجبور میکنم به شستن تا اضطرابم کم بشه، همون اجبارها هستند. از بس با این روش اضطرابهات رو موقتا کاهش دادی که بهشون عادت کردی.

    من موافق هستم که بین شیء تمیز و کثیف واقعی تمایز قائل بشیم، اما زمانی که نوشتی به نظرت هیچ چیز تمیزی وجود نداره، خب طبیعتا این تمایز هم یه جورایی منتفیه. و نکته مهمتر اینکه کثیفی با شستن برطرف میشه، اما مشکلی که باهاش مواجه هستی، اجبار و افکار و اضطرابهای همراهشون هست؛ وگرنه همه موافقند که با کثیفی مقابله کنند.

    در مورد جمله ها، من جملاتی که نوشتی رو اصلاح میکنم:

    اگه مجبور بودم بعد از کار با سیستمم دستامو نشورم ناراحت میشدم..(این جمله تقریبا درسته)

    اگه بعد از اومدن از سرکار بطور اجباری دوش نگیرم عصبانی و ناراحت نمیشم..

    اگر پس از آمدن از سرکار، شرایطی پیش بیاید که دوش نگیرم، احساس ناراحتی می کنم.

    مجبور نیستم هربار که در را باز میکنم دستامو بشورم اما میشورم تا اظطراب نداشته باشم

    اگر هر بار که در رو باز میکنم، بعدش دستم رو نشورم، احساس ناراحتی میکنم.

    حالا چندتا جمله بنویس با این روش
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  2. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,نرگس,راهله

  3. ارسال:252#
    A@92 آواتار ها
    اقای دکتر مرسی که تو چنین ایامی هم حضور دارید.

    خانم شادی هم میگفتن که نباید اون کارهایی که اظطرابمو موقتی کم میکنه ولی در اصل تشدید کننده هس رو انجام بدم.اما من نتونستم عملیش کنم.
    الان عادت دارم بله.

    اگر پس از حرف زدن با تلفن خونه دستم رو نشورم احساس ناراحتی میکنم.

    اگر پس از خریدن ی چیزی از مغازه دستامو نشورم احساس ناراحتی میکنم.

    اگر بعد از رانندگی با ماشین خودمون(که کثیفه)دستامو نشورم یا لباسامو عوض نکنم بشدت احساس ناراحتی میکنم..

    اگه بعد از دست زدن ب کنترل. در .میز . سیستم ..یا هرچیزی که بابام بهش دست زده دستمو نشورم احسای ناراحتی میکنم.

    خوبه؟

    اقای دکتر کی تمرین میدین بهم؟

    راهکارهای شما چیه؟
    اقای دکتر اون چندتا سوالامو یادتون رفته بگیدا...
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  4. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط anahid,m1392,محسن عزیزی,نرگس

  5. ارسال:253#
    A@92 آواتار ها
    اومدم ی خبری بدم..

    نمیدونم میشه اسمشو پیشرفت گذاشت یا نه!

    پشت سیستم بودم تو همیاری میگشتم ....
    بی خبر واسمون مهمون اومد منم فقط وقت کردم فقط دستامو آب بکشم و نشد مثل قبل زیاد بشورم تا راحت شم.

    بعدش زودی لباسایی که برا عید خریده بودمو پوشیدم...
    در این حین فکرم بسیار مشغول بود..
    وهمش اظطرابو ناراحتی داشتم که با دستای کثیفم این لباسامو پوشیدم و...

    البته تو همون موقع خرید چنتا مورد الودگی داشتم..
    ولی با این حال خیلی ناراحت بودم از وضع بوجود امده!
    وقتی رفتند یهو ب ذهنم رسید که الان دستامو کمتر شستم و کارامو کردم..
    اگه مفصل هم میشستم همین جوری بود هیچ فرقی نداره..
    و کمی ب این مسئله پی بردم که با کمتر کردن شستم مشکل خاص و جدی پیش نمیاد..

    البته خیلی اظطراب و ناراحتی داشتم.الانم کمی دارم.
    من تو چنین موقعیت های میتونم کنار بیام اما ی مدتی که ازش بگذره فکر میکنم که همه اون چیزی که بهش دس زدم کثیف شده.

    ینی همین الان یهو گفتم وای همه لباسام کثیف شدن و ..
    ی موردی هم که هست اینه که زودی بزرگنمایی کرده و میگم اره حتمن همه جا,همه لباسام,همه فلان چیزم..کثیف شد..ینی زودی ب همه جا ربط میدم الودگیارو....
    تو همین حین ی ذهنیتی هم دارم نسبت ب مسایل اون کارگرمون...و رفتارهای اونه که باعث اظطرابمه

    ی جورایی سردرگمم..

    خاستم بهتون بگم...

    ببخشید طولانی شد....
    آقای دکتر نظرتون راجع ب این اتفاق چیه؟
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  6. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط anahid,m1392,نرگس,راهله

  7. ارسال:254#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    اقای دکتر میشه گفت بطور خودکار کمی از راهکارهای شماانجام گرفت.

    تو این ایام عید تو چند جایی که رفتم برا بازدید اقوام اون کارگرمون هم اونجا بودند و باهاشون دس دادم
    ی حسی بوجود امد...نمیشه توصیفش کنم!

    دیدم اون داره زندگیه خودشو میکنه!
    الان اونجاس پا میشه میره میگرده میره خونشون و و و ...
    خلاصه سرش تو کار خودشه بعد منم هیی خودمو اذیت میکنم...

    البته تو مهمونیا که میبینمش,من ندیدم که مثلا انگشتش تو دهنش باشه و .. واس همین کمی ازادش میزارم.. پاک فرضش میکنم.
    ولی اوضاع کار فرق میکرد..

    و البته اون چند اتفاق دیگه که بالا گفتم..
    تو این مدت اینکارو رو انجام دادم...
    اینا ینی مواجه شدن با کسایی که یا چیزایی که برام اظطراب اوره.درسته؟
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  8. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط anahid,m1392,نرگس,راهله

  9. ارسال:255#
    A@92 آواتار ها
    اگه خدا قسمت کنه 5 شنبه عازم مشهدیم.
    واس همین حدود 7 روزی نیستم.

    برا همتون ارزوی خوشبختی دارم.
    ممنون از تمام کمکهاتون.
    اقای دکترر اگه سری زدید ب تاپیکم راهکارهای بعدی و اونایی که با موقعیتم جور دربیاد بگید تا با کمک خدا عملیش کنم.

    دوستای گلم برا تک تکتون دعا میکنم.

    نمیدونم فردا بتونم بیام تالار یا نه!
    از الان خدافظی میکنم.اگرم اومدم چه بهتر.


    اگه قسمت نشد برگردیم حلالم کنید.
    قربون مرامتون.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  10. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط anahid,m1392,نرگس,ثالث,راهله

  11. ارسال:256#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام علی جان

    سال نو مبارک

    خوش به سعادتت که به پابوس آقا امام رضا(ع) میری، التماس دعا

    پیشرفت خوبیه. اتفاقاتی که افتادند هم بسیار خوب و امیدبخش هستند و درست در جهت برطرف شدن مشکلات

    وقتی تمرینها رو انجام بدی، تدریجا متوجه میشی که افکارت هم کم میشن. هنوز همه اصول رو بیان نکردم. پس از بیان اصول، اونوقت تمرین هم میدم.

    اصل سوم: اجبارها(رفتارهای اجباری)، خواستها، و وسواس ها به صورتی جداگانه کاهش می یابند.

    در اصول قبلی بیان شد که ما به طور مستقیم می توانیم بر رفتارهای خودمون غلبه کنیم، و اجبارها و افکارهای ما نیز در نتیجه ی این غلبه دچار تغییر می شوند. حال سوال اینجاست که آیا احساس ها و افکارمون هم به طور همزمان با رفتارهایی که تغییرشان می دهیم، دچار تغییر می شوند؟

    پاسخ اینه که احتمالا خیر. به طور معمول، ابتدا رفتارهایمان تغییر می کنند، پس از آن احساس ها و سپس افکارمان

    ممکنه در ابتدا تمایلات و افکار وسواسی حتی افزایش هم پیدا بکنند؛ دلیلش هم واضحه و اون اینکه تو داری با موقعیتهایی مواجه میشی که سعی می کردی از اونها اجتناب کنی یا با انجام رفتارهایی اضطرابت رو کاهش بدی، در حالی که حالا این کار رو قراره انجام ندی. این افزایش یا عدم تغییر در وند کاهشی احساسات و افکار ممکنه ناامیدکننده به نظر بیاد، اما دانستن این اصل کمک میکنه تا بدونی اوضاع اینگونه نمیمونه و تغییرات مثبت در راه هست.

    اصل چهارم: می توانید با اضطراب سازگار شوید.

    در اصل پیش متوجه شدی که نکته منفی کار اینه که هنگامی که به جلوگیری از پاسخ(اجبار) می پردازی، ممکنه اضطرابت افزایش پیدا کنه. اگر بتونی این واقعیت رو بپذیری که به عنوان بخشی از روند درمان، با مقداری اضطراب مواجه می شوی و باید تا زمان فروکش کردن کامل آن، با اون کنار بیایی، در غلبه بر مشکلاتت موفق خواهی شد، ان شا الله.

    خوشبختانه این افزایش اضطراب موقتی هست و همانطور که در اصل سوم ذکر شد، تغییرات مثبت فرا میرسند و شاید خیلی زودتر از آنچه تصورش رو بکنی این اتفاقات بیفتند. البته هنوز به فنون مهار اضطراب نرسیده ایم. اما این اصول رو به یاد داشته باش

    اضطرابت میتونه از انتظاری که براش داری هم کمتر باشه. در ارسالهای اخیرت نوشتی که:

    وقتی رفتند یهو ب ذهنم رسید که الان دستامو کمتر شستم و کارامو کردم..
    اگه مفصل هم میشستم همین جوری بود هیچ فرقی نداره..
    و کمی ب این مسئله پی بردم که با کمتر کردن شستم مشکل خاص و جدی پیش نمیاد..

    البته خیلی اظطراب و ناراحتی داشتم.الانم کمی دارم.
    و این نشون میده که آنچه در عمل پیش میاد، میتونه اضطرابش کمتر از حد مورد انتظارت هم باشه

    اینها رو هم جایی یادداشت کن و جلوی چشمات باشن
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  12. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,نرگس

  13. ارسال:257#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    اقای دکتر ممنون .

    اقای دکتر چنتا اصل دیگه مونده؟
    همونطور که میدونید وقت زیادی نداریم باید بجنبیم...

    من اصل هارو تیتر وار ذخیره میکنم..
    در مورد این سفرم که هزاران اتفاقا جورباجور افتاد رو باید بگم که فردا دربارش حرف میزنم.
    و یه اتفاق بسیار بد که امروز برام افتاد.

    فعلا خاستم از راهماییهاتون تشکر کنم...تا بعد..
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  14. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط m1392

  15. ارسال:258#
    A@92 آواتار ها
    سلام دوستان..
    چند موردی هست که میخام بیان کنم.امیدوارم با اعتراض دوستان مواجه نشه.
    اول از سفرم میگم.
    بابت طولانی بودن نوشته ام عذر میخام.
    سفر خوبی بود و زیارت هم چسبید.یاد همتونم بودم.

    آقای دکتر تو سفر همون تمرینایی که گفته بودید انجام دادم.البته خودبخودی هم انجام میشد.
    مثلا تو قطار که 4 نفر خونوادم تو ی جای کوچولو بودیم دیگه راه فراری نداشتم.گوشیه بابام هواسمو جلب میکرد ولی تونستم باهاش کنار بیام.چون زیاد بهش فک نمیکردم.وقتی فک کنم دقیقتر میشم برا همین اسون میگرفتمو زیاد بررسیش نمیکردم.

    یا مثلا تو هتل مثل خونه نبود که هر وقت بخام دستامو بشورم.
    تو خونه که وقتی بابام بعد دست زدن ب گوشیش و.. ب جایی دست بزنه منم بزنم دستامو میشستم ولی اونجا نمیشستم .باهاش سازگار میشدم.
    میگفتم بیخیال ی بار اومدیم مسافرت حالشو ببریم..
    خلاصه تو این سفرم خیلی از رفتارام راضی بودم.
    همین کارام باعث شد سفر هم بچسبه و شاد بودم.
    البته چند اتفاق ناگواری هم بودد که حلش کردم...

    همونطور که خانم شادی در اوایل گفته بودند الگوی شستن دستام و دوش گرفتنمو عوض کرده بودم.
    چون اونجا دیگه خونمون نبود و تو ذهنم اینطوری تصور میکردم که همه جاش تمیزه.
    و براحتی دستامو میشستم و دوش میگرفتم.البته در اخراش رفته رفته وسواسم داشت بیشترر میشد..

    ب چشمم دیدم که اون اتفاقت برام افتاد(دست دادن با بابام بعد نماز,دست زدن ب گوشیش,برداشتن کفشامون و...و...)ولی الان که فک میکنم میبینم خوب کاری کردم که زود زود دستامو نشستم.وهیچ فرقی هم نداشته با زیاد شستنم.

    اینم بگم من کلا" در سفر حالا چه یه روزه یا چند روزه تو مسایل وسواسی موفقترم.چون خونه نیستم حساسیتم کمتره و بیخیال کثیفی وو ... میشم.اما تو خونه بسیار حساسم.

    چند موردو هم دقیقترر میگم:
    وقتی دیدم همه دارن در و دیوار حرم و ضریح رو بوس میکنن اولش گفتم من نمیتونم بوسش کنم چون همه دهنشونو میزنن..
    حتی اوایل از دست زدن هم هراسی داشتم.
    ولی چون حرم جای مقدسیه و امام هم حضور دارند گفتم با این حرفام گناه میکنم .همه جاپاکه ..چون فک میکنم با گفتن اون حرفا و اونجوری فک کردن امام هم ناراحت بشن منم دل رو زدم ب دریا.همه جارو تمیزو پاک فرض کردم که خداییش هم اونجوریه..
    اشتبا فک میکردم اولش..

    خداروشکر منم چندباری زیارت کردمو بوسه زدم..

    مورد بعدی در مورد مهرهای حرم هست.موقع نماز که مهر برمیداشتم میگفتم همه با این نماز خوندنو بوسشش کردن و ...
    (اخه متاسفانه اکثر مردم اصول نماز و ضو رو رعایت نمیکنن..مثلا پیامبر (ص)فرمودند که قبل وضو مسواک بزنید ولی مردم انگار ن انگار)
    منم حس وسواسیم گل میکرد..
    ولی بازم امام رضا کمکم کردو هیچ مشکلی پیش نیومد.با اینکه اظطرابی داشتم ولی کارامو انجام میدادم.

    همونطور که در پستهای قبلی گفته بودم من تا قبل رفتنم ب سفر همش فک میکردم اب دهانم مال خودم نیس که دلیلشم گفته بودم.
    وقتی سوار قطار شدم این حسم کاهش پیدا کرد.و فک کنم چون از شرایط خونه دور میشدم اینجوری میشد.و
    وقتی رسیدیم مشهد رفتیم از اب اونجا خوردم ب این نیت که دهنم پاک بشه.
    وقتی از آب اون صحن ها میخوردم حس میکردم درون بدنم داره پاک میشه.حس خوبی بود.یادش بخیر.

    اخرشم رفتم آب از سقاخونه خوردم(ب یاد همه تشنه ها)
    اینبار واقعن دیگه همه چی ردیف بود.
    وسواسمم کم شد.
    دلم میخاست همیشه مشهد بمونم.اونجا واقعن کمک خدا و اقا امام رضا رو حس میکردم.
    تو مشهد که بودیم منم طعم زندگیه عادی رو چشیدم هرچند کم و کمرنگ ولی خیلی عالی بود.

    واقعن خوشبحال اونایی که همیشه اینطوری ان

    موقع برگشت تو قطار هر چقد نزدیک شهرم میشدم حس کثیفی خودم بیشتر میشد...اما چرا اینجوری میشدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟

    تا اینکه رسیدم خونه.عین همون دوشی که اونجا میگرفتم رو هم خونه گرفتم.ینی داشتم وسواسمو کم میکردم.
    اون موارد و جاهایی هم که الوده بودن همشون یادم نبود و برام ی فرصتی بود تا وسواسمو کنترل کنم.موفق هم بودم تا حدی!

    ولی رفته رفته دارم بدتر میشم.
    اصلن نمیخام دوباره ب حالت قبلی برگردم.
    دلم بر اونروزا تنگ شده..

    ی اتفاقی هم دیروز رخ داده که تو پیام خصوصی برا دکتر میفرستم.

    ببخشید طولانی شد..
    خاطره هام و مشکلاتم درهم آمیخته بودن مجبور شدم طولانی بنویسم.
    چیز جدیدی یادم بیاد میگم.سوالی هم هست جواب میدم.

    منتظر راهنماییهاتون هستم.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  16. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط anahid,m1392,محسن عزیزی,ثریا92,راهله

  17. ارسال:259#
    راهله آواتار ها
    سلام علی اقا
    زیارت قبول. تبریک میگم پیشرفت خیلی خوبی داشتید .همانطور که دیدید با تغییر موقعیت و مکان وسواس و اضطراب شما کاهش یافت چون که زاویه دید شما عوض شد و متوجه شدید که خیلی راحت میشه زندگی کرد به شرطی که فقط به یک چیز تمرکز نکنید.
    موفق باشید
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری

  18. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,محسن عزیزی

  19. ارسال:260#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام علی جان

    زیارت قبول

    عجب سفر قشنگی بوده. خوش به سعادتت

    ان شا الله با توسل به امام رضا(ع) مساله ات حل میشه

    سه اصل دیگه باقی مونده که اونها رو مختصرا بیان می کنم.

    اصل پنجم: وجود یک همراه یا حامی حضوری میتونه در پیشرفت کار خیلی کمک کننده باشه

    برای انجام تمرینات، داشتن یک مشوق میتونه کمکت کنه. گاهی دلت نمی خواد تمرینها رو انجام بدی، اما یه مشوق و حامی میتونه ترغیبت کنه تا در برابر این وسوسه مقاومت بکنی(با توجه به اینکه داری میری سربازی، داشتن یک دوست نزدیک که درکت کنه و همراهی ات کنه میتونه کمک کننده باشه)

    اصل ششم: روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ، حداقل یک ساعت باید به طول انجامد.

    همانطور که در اصول قبلی یادگرفتی، سرعت تغییر وسواسها و خواستها متفاوت از اجبارها هست. نکته این اصل بیان میکنه که باید به اندازه کافی در وضعیت ناخوشایند قرار بگیری و بمونی تا آنکه احساس کنی این تمایلات اجباری دارن فروکش می کنند.

    تقریبا یک تا دو ساعت زمان برای رسیدن به این منظور مناسب هست.

    اصل هفتم: این روش نیازمند شکیبایی هست.

    مزیت بزرگ روشی که داریم به کار می بریم، اینه که هیچگونه عوارضی نداره. اما خب طبیعتا مقداری زمانبر هست. مزیت دیگرش هم اینه که احتمالا پایدارتر خواهد بود. روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ دست کم در کل بیست ساعت باید اجرا بشه. میتونی هر روز این تمرین رو انجام بدی یا دو سه بار در هفته. باید دقت کنی که همیشه نتایج یکسان نیست. گاهی از خواب بلند میشی و احساس فوق العاده ای پیدا میکنی. گاهی پا میشی و احساس می کنی روز سختی در پیش داری. گاهی تغییری احساس نمی کنی و ...

    حامی میتونه کمکت کنه و با یادآوری پیشرفتهات به ادامه کار ترغیبت کنه. اما خودت هم میتونی با یادآوری روند رو به رشدی که داری، انگیزه ات رو برای ادامه حفظ کنی تا اینکه ان شا الله به کارگیری این روشها در تو تثبت بشن و مسائل حل بشن

    منتظر پیام خصوصی ات میمونم. اصول تمام شد. تدریجا میریم سراغ اهداف و تمرینها
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  20. وسواس فکری و عملی شدید  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,راهله

صفحه‌ها (30): صفحه 26 از 30 نخستنخست ... 162425262728 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •