تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری و عملی شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 299

صفحه‌ها (30): صفحه 6 از 30 نخستنخست ... 4567816 ... آخرینآخرین

وسواس فکری و عملی شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:51#
    maryam.azadeh آواتار ها
    در مورد اون کارگر که همکار شماست، بهترین راه اینه که اصلا بهش فکر نکنین. طبیعیه از ادمی که بهداشت فردی رو خوب رعایت نمیکنه خوشتون نیاد اما اون شخص داره زندگی خودشو میکنه.
    همونطور که قبلا هم گفتم میکروب ها به راحتی وارد بدن ما نمیشن و ضمنا بدن ما امادگی دفاع کامل رو داره و قرار نیست مشکلی برامون ایجاد بشه.
    شما میتونین حین حضورتون در کنار اون کارگر، باهاش غیر از موارد ضروری حرفی نزنین و اصلا نگاهش نکنین. سعی کنین بدون اونکه به کسی بی احترامی بشه با هیچکس از همکاران تون دست ندین. طوری ژست بگیرین که دیگران متوجه بشن تمایلی به دست دادن باهاشون ندارین.
    دست دادن یه اتیکت محسوب میشه اما اجبار نیست ادم با همه مردم بخواد دست بده. خیلی ها مایل نیستن با دیگرون دست بدن. این اصلا ایرادی نداره اما ذهن تونو با این کارگر مشغول نکنین. فکر کردن بهش، میشه مشکل شخصی شما اما اگه بهش فکر نکنین اون فرد اگه از عدم رعایت بهداشت، دچار مشکلاتی بشه مشکلاتش مربوط به خودش هست و دیگران رو به هیچ وجه درگیر نمیکنه.

  2. ارسال:52#
    A@92 آواتار ها
    سلام ب همگی...
    از توجهتون ممنون
    خانم راهله مرسی از راهنماییتون.اگه میشه بگین چطوری با گل رس کار کنم؟مثلا چی بسازم؟یا فرقی نداره..
    فایده اش اثبات شده هس؟چ ترکیباتی داره که باعث ارامش میشه؟
    درمورد طب سنتی هم میشه بگین چ راههایی رو بکار میبرن؟حالا دوستان دارو درمانیوهم پیشنهاد دادن .حالا طب سنتی بهتره یا دارودرمانی امروزی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟می شه راههای طب سنتی رو از نت پیدا کرد؟؟؟
    مورد سومم که معجون بود از راههای طب سنتی هستش درسته؟؟؟
    ممنون از کمکتون.سعی میکنم انجامشون بدم....
    [hr]
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='36510' dateline='1386869756'
    در مورد اون کارگر که همکار شماست، بهترین راه اینه که اصلا بهش فکر نکنین. طبیعیه از ادمی که بهداشت فردی رو خوب رعایت نمیکنه خوشتون نیاد اما اون شخص داره زندگی خودشو میکنه.
    همونطور که قبلا هم گفتم میکروب ها به راحتی وارد بدن ما نمیشن و ضمنا بدن ما امادگی دفاع کامل رو داره و قرار نیست مشکلی برامون ایجاد بشه.....
     
    ممنون ازاده خانم
    بله من اصلن ازچنین ادمایی خوشم نمیاد.و تا اونجایی ک ممکنه ازش دوری میکنم.ولی گاها دیگه نمیشه..
    چون کارگاه مال ماست و بعد پدرم من اونجا کارارو ردیف میکنم.ب تولیدو امور میرسم.برادرمم دانشجو هس کم میاد کارگاه.
    پس گاها میشه که کفشایی که تولید میکنیم اشکالاتی دارن یا ی چیزی کم هس یا ی مشکلی هس که مجبورم بهش رسیدگی کنم.ینی باهاش رابطه ایجاد کنم چون مجبورم...این مورد حرصمو درمیاره که من بخاطر کارم که اونم باعثش پدرم هس این همه مشکل دارم ولی پدرم اصلن درک نمیکنه و گاها هم میشه که شرایطی رو بوجود میاره که با اون برخورد باید داشته باشم.ارتباط داشته باشم...درحالی که کاملا میدونه من خاستم تو کارگاه چیه
    حالا این برخوردهایی که گفتمو الان براتون میذارم تا متوجهش بشین....
    دست دادن که نداریم .چندروز یبار اونم وقتی چاره ای نباشه.اونم موقع صبح وقتی که میخاییم داخل کارگها بشیم ی خوش بشی میکنیم من اون وقتا که تازه اومده سرکار زیاد رو دستاش تمرکز نمیکنم.چون فک میکنم حتمن دستو صورذتشو شسته اومده.ولی گاها هم دستامو آب میشکم...
    اما اینکه گفتین میکروب ها نمیشه وارد بدن بشن.من این موضوع رو قبول دارم.رشتم هم تجربی بود.
    ولی با این وجود اگرم وارد بدن نشن وقتی من با اون تماسی داشته باشم.از غذاش بخورم یا ب هر دلیلی که ب اون برخور کنم و دستام کثیف بشه اونوخ ب همه چی دس میزنم .من مشکلم اینه که اگه ب همه چی دس بزنم پس اونام الوده میشن و بعدها مشکلاتیو برام خاهند داش....
    تو پست های بعدی روشنتر مینویسم....


     

     
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  3. ارسال:53#
    راهله آواتار ها
    سلام
    سوال اول فرقی نداره هر چند که بهتره پیش روانشناسی که کلی تراپی کار میکند بروید ولی باز هم خودتون کار کنید خوبه
    بله اثبات شده. خیلی فایده ها داره که نمیشه اینجا همشو بنویسم اگرم بخام بگم خودتون بخونید تخصصی و انگلیسی
    اما مهمترین فایده گل اینه که انرژی های منفی رو میگیره و باعث آرامش میشود وقتی ما به سجده میرویم پیشانی امان را بر روی خاک (مهر) میگزاریم یا اینکه دیدین تربت امام حسین که همان خاک است را به بیمار میدهند
    یا مثلا یونانی ها از گل سرخ برای شکستگی استفاده میکردند
    گل درمانی همراه با موزیک آرامش بخش بیشتر اثر گزار است[hr]طب سنتی با داروهای گیاهی است دوره درمان طولانی تر از طب مدرن است اما بدون عوارض است
    بله از سایت هم میشه پیدا کرد اما بهتره خودتون رو یک متخصص طب سنتی ببینه شاید احتیاج به حجامت داشته باشید یا موارد دیگه
    و اینکه دکتر باید مزاجتون رو تشخیص دهد هر چند که تا حدودی میتونید خودتون متوجه شوید مقاله های قسمت طب سنی سایت رو بخونید
    بله معجون از کتاب 15 روز تا سلامتی اقای خدادای گرفته شده سایت طب قرانی

  4. ارسال:54#
    A@92 آواتار ها
    از همه ممنون..
    با این وجود پس گل خیلی موثره.حتمن انجامش میدم.
    ینی دارودرمانی عوارض داره؟؟؟؟عوارضش چیه؟؟
    تلاش میکنم همشونو انجام بدم.
    اگه میشه بگین حجامت چه تاثیری داره؟؟
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  5. ارسال:55#
    راهله آواتار ها
    بهر حال تمام داروهای شیمیایی عوارض دارند ولی یکسری مزایا هم دارند مثلا درمان سریع و نتیجه سریع
    البته عوارض انها درمصرف دراز مدت بیشتر است تا کوتاه مدت
    حجامت گرفتن خون از مویرگ هاست و باعث میشه مزاج ها به تعادل برسند بلغم، صفرا، سودا،دموی
    و انسان از نظر جسمی و روحی به تعادل برسد ولی باید با تشخیص دکتر انجام شود
    اطلاعات بیشتر رو از سایت طب سنتی و کتابهای طب سنتی و همچنین دکتر بگیرید
     

  6. ارسال:56#
    A@92 آواتار ها
    دوستان مشکلات من اینها هستن..اگه چیزی غیراز وسواسی هم هس یگین.چون نمیدونم همش مربوط ب وسواسی هس یا نه!!!؟؟؟
    من از 6_7سال پیش که اینجوری شدم(جریانشو تو ارسال 3 گفتم)خیلی چیزارو از دس دادم.خیلی حساس شدم.خیلی رنج میکشم...
    من کلا ب همه چی حساسیت وسواسی دارم...
    من زیاد دقیق ریز بینم خیلیییی./
    خودم خاسم اینجوری باشم تا چیزی رو از دس ندموزیرک باشم همه چی تو چشمام باشه.ولی جنبه منفیش بیشتر از مثبتش شد..حالا من رو همه چی حساسم.بررسی دقیق میکنم.
    من وقتی میرم بیرون همش زیر یا جلو پامو نگا میکنم تا چیزه کثیفی نباشه.همش هواسم ب این ورو اون ورهستش.همش فک میکنم این نزدیکای چیزی هس که نباید بهش بخورم.اگرم نباشه بطور خودکار خودم دنبالشم تا پیداش کنم....
    وقتی با کسی ک روبرومه حرف میزنم یا جلو من میخنده میگم نکنه دستم رف تو دهنش نکنه....و...
    من ب مرتب کردن کفشا تو مهمونیا حساسم چون میدونم جاهایی رفتن که کثیف بودن.
    ی مشکل دیگ اینه که فاجعه سازی میکنم....االبته بعضی مواقع هم درست هس هااا..مثلا اگه دستم کثیف باشه بعدش ب گوشیو وسایل شخصیم بزنم پس اونام کثیف میشن.واینجوری میشه که فک میکنم همه جا وهمه چیز کثیف شده.واین خیلی ناراحتم میکنه..
    من اگه بخام ظرفای غذارو جم کنم عذاب میشکم.چون ب قاشقهایی که دهان افراد خورده حساسم.مخصوصا ب افراد سیگاری یا اونایی که دهنو دندوناشون کثیفه...
    نمیتونم لیوانو از لبش بگیرم.ب دلیل بالا...
    از محله قبلیمون بدم میاد بهش وسواس دارم.اگه از اونجا رد بشیم چشامو میبنم.اگه نبندم وای ب روزگارم ...
    ب ادماش هم حساسم اگه جایی ببینم همش چک میکنم ببینم بهش نمیخورم..چقد فاصله دارم..
    ی مشکلم هم همینه..که مثلا گه چیزی کثیفی باشه همش چک میکنم ببینم بهش میخورم یا نه..فاصلم چقده باهاش...همش بررسی میکنم.ولی گاها  هم که باهاش فاصله دارم فک میکنم بهش برخورد کردم واظطراب میگیرم ودستامو میشورم یا حتی بعضی مواقع دوش.تا راحت بشم..تمیز بشم.
    با کسی که سیگار میکشسه نمیتوم دس بدم.....ب ته سیگارای رو زمین حساسم.زردی ته سیگارا اذیتم میکنن.انگاری ب دهنودندون اون فرد سیگاری دست زدم.
    من زودی الودگیو ب همه چی منتقل میکنم.ینی اگه دستم کثیف باشه طبیعتا ب همه چی میخوره دیگه پس همه جام کثیف میشه.اصن این فک داغونم میکنمه که همه جا کثیفه...
    همش فک میکنم همه ی زندگیم پر از کثافتی الودگی هس.
    اگه کسی گوش ی بینیشو بخارونه ب دستاش حساس میشم..
    این مشکلات منو نابود میکنن.خیلی عذاب میکشم.ی لحظه ام ولم نمیکنن....
    حالا چن هفته ای هم هس که درمورد کارم تو عذابم اونم براتون مینویسم تا راهناییم کنین.
    سپاس از شما

     

     
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  7. ارسال:57#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط '--ali--' pid='36525' dateline='1386876951'
    نقل قول نوشته اصلی توسط '
    '
    اما اینکه گفتین میکروب ها نمیشه وارد بدن بشن.من این موضوع رو قبول دارم.رشتم هم تجربی بود.
    ولی با این وجود اگرم وارد بدن نشن وقتی من با اون تماسی داشته باشم.از غذاش بخورم یا ب هر دلیلی که ب اون برخور کنم و دستام کثیف بشه اونوخ ب همه چی دس میزنم .من مشکلم اینه که اگه ب همه چی دس بزنم پس اونام الوده میشن و بعدها مشکلاتیو برام خاهند داش....


     
    سلام دوباره...
    علی آقا خوب دقت کن لطفا, مسئله غذا خوردن که منتفیه چون قرار شد شما حتی شده گرسنه بمونی اما از غذایی که اطمینان پیدا کردی آلودست نخوری (مثل تمام مردم)
    و اما مسئله  ای که بالا مطرح کردی یه مقوله جداست... خودت هم اینو میدونی که نمیشه با یه رفتار اجتنابی زندگی کرد هم شما هم من هم تمام مردمی که بسلامتیشون اهمیت میدن روزانه با خیلی از وسایلی در تماسیم که مشکوک به آلودگی هستن چون عمومین مثل اتوبوس ,مثل گوشی تلفن محل کار, مثل دست دادن با افراد دیگه و ... اما چرا دیگران حس شما رو ندارن و بدون اجتناب یا نگرانی و خودخوری خیلی عادی زندگی و کار روزمرشون رو دارن؟ چون با تماس با این وسایل حتی برفرض وجود آلودگی, میکروبی وارد بدن نمیشه بلکه روی سطح پوست میمونه و با یه شستشوی دست, این آلودگی حل میشه بهمین راحتی. وقتی میدونی آخرشب که میای خونه قبل از شام خوردن دستات رو میشوری دیگه چرا از دست زدن به گوشی تلفن و ... هراس داری؟
    این هراست توجیه خارجی نداره فقط یه اجتناب و نگرانیه ذهنیه تو دنیای واقعی چیزی برای نگرانی وجود نداره اگه اینجور بود الان همه ما باید بیمار بودیمو هرکدوم یه گوشه از بیمارستان بستری بودیم ولی کارهای روزمرمون رو انجام میدیم به موقع بهداشت فردی رو رعایت میکنیم بیمار هم نمیشیم شمام امتحان کن اصلا سخت نیست میخوای گوشی تلفن رو ورداری اما یهو یه نگرانی میفته تو وجودت که این گوشی آلودست سریع با خودگویی خودت رو آروم و قانع کن با خودت صحبت کن: بگو برفرض اینکه آلوده باشه فقط کافیه قبل از غذا خوردن دستامو بشورم همون کاری که همه مردم انجام میدن پس نگرانی لازم نیست با خیال راحت گوشی رو بگیر دستت و کارت رو انجام بده... امتحان کن فقط یک روز امتحانش کن تا ببینی چقدر ساده تر از اونیه که فکرش رو میکنی...
     


     

  8. ارسال:58#
    برادر عزیزم من روانپزشک یا متخصص اینکار نیستم پس اگه حرفام کمکتون نکنه امیدوارم ناراحتتون هم نکنه ما تو فامیلمون خانمی داریم که وسواس داره البته شوهرش هم وسواسیه نمی دونم کدوم به کدوم منتقل کرده  البته این خانم به هیچ وجه وسواس خودشو قبول نداره یک بار هم که به زور دکتر بردنش دکتر گفته این خوب بشو نیست چون نمی خواد خوب بشه  یعنی ادم وسواسی باید خودش بخواد تا درمان بشه که خدا رو شکر شما این قدم رو بر داشتید متاسفانه وسواس این خانم که حالا دیگه یه زن مسنه و از جوانی وسواس داشته موجب شده کل خانواده و بچه هاش هم مثل خودش شدن و از نظر اینا هم همه جا آلوده و کثیفه در حالی که اینا خودشون از همه کثیف ترن چون هیچ کاری رو از راه درست و معمولش انجام نمیدن مثلا به جای اینکه مثل همه دستشونو یک بار با آب و صابون بشورن صدها با ر زیر آب میگیرن طوری که دستهاشون پینه بسته وخیلی زشت شده یا به جای اینکه لباس بندازن تو لباسشویی و بشورن که خیلی هم تمییز میشه با وجود پودر های امروزی اینها لباس رو چندین بار زیر اب میگیرن و اویزان میکنن تو حیاط و فکر میکنن اینجوری تمییز تر میشه در حالی که اینجوری رنگو رویی برای لباس نمی مونه و چرکش به اصطلاح روشه در مورد فرش و پتو و لحاف و همه چی هم اینجوریه  حتی این خانم قابلمه غذا رو هم زیر اب میگیره واگه توش پر اب شد می ذاره تا شب بجوشه تا ابش تبخیر بشه حتی کتاب ها و موبایلها و... تو خونه اینا شسته میشه این خانم شیلنگ اب رو میاره تو خونه و به دیوارها اب میپاشه به نظرتون کار های این خانم درسته معلومه که نیست از نظر همه این کارها غلطه  شمام اگه تشخیص نمیدید چه کاری درسته و چه کاری غلط چه چیزی تمیزه و چه چیزی تمیز نیست بهتره ببینید بقیه مردم چی کار میکنن ایا همه وقتی همدیگه رو میبینن با هم دست نمیدن؟ اگه کتاب و دفتر و خودکار و بقیه چیزها کثیفه چرا همه دست میزنن ؟ اینطوری که همه باید مریض شده باشن . تنها کاری که میکنن اینه که قبل از غذا خوردن دستهاشونو یکبار فقط یکبار با اب و صابون میشورن. این خانم و کل خانواده دوش گرفتنشون دوساعت طول میکشه ولی بقیه چطورن یه ربع یا نهایت بیست دقیقه . ایا همه موبایلشونو میشورن ؟ نه پس این یه کار غیر عادیه . اینکه گفتین از غذای دوستتون خوردین خوب این ربطی به وسواس نداره شاید من هم بودم نمی خوردم ولی حالا که مجبور شدم و خوردم دیگه مشکلی نیست چرا این قدر برای خودتون بزرگش میکنید اخه کی باور میکنه با خوردن غذای یه شخص دیگه تبدیل به اون شخص بشیم شما که بی سواد نیستید ازتون بعیده دوسه ساعت دیگه کل غذایی که میخوریم تخلیه میشه حالا یه درصدی ویتامین یا پروتئین شاید جذب بشه ولی دیگه شخصیت اشپزه که جذب بدن نمیشه  اگه اینطوری بود که همه ما تبدیل به اشپز های رستورانها میشدیم ! چون حداقل یه بار هم که شده غذای بیرونو خوردیم. پس اگه میخوایید در مان بشید در کنار راهکارها یا داروهایی که متخصصین بهتون میدن خودتون هم به خودتون کمک کنید و هر کاری که بقیه میکنن شمام بکنین و دیگه بهش فکر نکنید.

  9. ارسال:59#
    راهله آواتار ها
    از دم کرده های ارامش بخش مثل گل گاو زبان، بابونه، بهار نارنج بنوشید
    کوهنوردی کنید به طبیعت بروید کفش و جورابتون رو در بیارید روی خاکها راه بروید به صدای پرندگان گوش کنید حتی شد توی اب رودخونه راه بروید روی خاکها بخوابید از آفتاب انرژی بگیرید
    از این انرژی های طبیعی استفاده کنید تا انرژی منفی رو بتونید نابود کنید
    کثیفی و الودگی انرژی منفی نه میکروب افکار منفی
    هیچ چیز تو این دنیا بی خاصیت افریده نشده حتی میکروب
     

  10. ارسال:60#
    **شادی** آواتار ها
    این پست جمعبندی خطاهای ذهنیه که شما دچارش هستی و باید سعی کنی بتدریج حذف و با افکار صحیح و مثبت جایگزینشون کنی...

    (1)فاجعه سازی:
    هرموقع مسئله ای بنظرت آلوده یا مشکوک رسید به نظر و رفتار اطرافیانت نگا کن ببین دیگرون هم تو مواجه شدن با اون مسئله همین احساس ناپاکی و آلوده شدن بهشون دست میده؟ وقتی دیدی اکثریت اطرافیانت خیلی ساده دارن از کنار اون مسئله رد میشن اطمینان پیدا کن که ذهنت داره دچار افکار مبالغه آمیز میشه...

    (2)مرزبندی بین واقعیت و حدسو گمان:
    چیزی رو که به عینه داری با چشم مشاهده میکنی هیچ, ولی مسایلی که برای پاک بودن یا نبودنشون دچار شک هستی و مرتب درحال کلنجار رفتنی و احساسو فکرت نوسان پیدا میکنه که این حتما آلودست, نکنه آلودست, شاید آلودست و ... "بنا رو رو پاکیزگی قرار بده و با خیال راحت ازش بگذر" چون همش خطای ذهنته و اگه بهش عمل کنی فقط کمک کردی وسواس تشدید بشه...

    (3)تکرار:
    این مورد ارتباط کاملا مستقیم با وسواس عملی داره بنابراین باید خیلی جدی بگیریش...
    درباره مسایلی که قانع نمیشی همون سوال و همون مسئله رو تکرار نکن بلکه خودت رو وادار کن تا سوال جدیدی بسازی یا مسئله رو بشکل دیگه ای مطرح کنی تا کم کم یاد بگیری مسایل رو فقط از اون جنبه ای که تو ذهنت بصورت قانون درومده بررسی نکنی بلکه زوایای دیگه رو هم ببینی اینکار کمک خیلی بزرگی برای خلاصی از افکار قالبی میکنه... همچنین تو طول روز هم مواظب باش امروزت تکرار دیروز نباشه از کوچکترین تغییرها شروع کن تا تکرار رو از بین ببری حتی اگه نتیجه تکراری باشه اما شیوه ای که بکار میبری نباید تکراری باشه...سر ساعت مشخص غذا خوردن, لباس مشخصی پوشیدن, آیین خاصی برای دست شستن ,از مسیر مشخصی عبور کردن ,سر ساعت مشخصی خوابیدن و ..., همه رو باید با تغییرات هرچند کوچیک از تکرار دربیاری...
    اگه دستهات رو اول از دست راست شروع میکردی بعد چپ بعد انگشتان بعد کف دست اینبار کاملا برعکسش رو انجام بده, اگه هرروز ساعت 2 نهار میخوری یه روز ساعت 2:15 غذا بخور روز بعد یه ربع به 2 و ..., اگه ساعت 12 میخوابی یه شب ساعت یه ربع به 12 بخواب شب بعد 12:20 بخواب و ..., دقت کردی؟ من اصلا با خود اعمالت کاری ندارم که برات سخت باشه نگفتم دستهات رو کمتر بشور بلکه گفتم باید شیوه شستنت رو تغییر بده … هرکاری رو همونجور که برات راحته انجام بده اما با شیوه متفاوت...

    وسواس یه ویروس نیست که از بیرون وارد بدن بشه فقط و فقط با استرس, نگرانی و خطاهای فکری خودت تقویت میشه پس برای از بین بردنش باید این استرس ها و خطاهای فکری رو اصلاح یا قطع کنی...

صفحه‌ها (30): صفحه 6 از 30 نخستنخست ... 4567816 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •