تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری و عملی شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 299

صفحه‌ها (30): صفحه 9 از 30 نخستنخست ... 789101119 ... آخرینآخرین

وسواس فکری و عملی شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:81#
    maryam.azadeh آواتار ها
    علی اقا خوشحالم که همچنان سعی دارین افکار مزاحم رو دور کنین. هرچی بیشتر تلاش کنین زودتر نتیجه میگیرین.
    در مورد باکتری ها، ویروس ها و کلا میکروارگانیزم ها اونا عمر کوتاهی دارن( اینو قبلا هم گفتم). درسته که دست الوده به یه میکروارگانیزم اگه به گوشی موبایل بخوره اونو به گوشی منتقل میکنه، اما مدت زمان بقای اون روی گوشی چندان زیاد نیست و همچنین تحت تاثیر محیط ممکنه خودش خود بخود از بین بره. هرگز نگران بقا و پایداری میکروارگانیزم ها نباشین. در فضاهای معمولی و خارج از محیط ازمایشگاه، میکروارگانیزم ها شانسی برای تکثیر و پایداری طولانی مدت ندارن و خیلی سریع از بین میرن.
    در کل با حرفای ایرانی بوی عزیز خیلی موافقم. واژه ها بر انسان تاثیر عمیقی میزارن. وقتی خودتونو غمگین مینامین یعنی غم رو به عنوان یک بخش از شناسنامه خودتون پذیرفتین. اونچه درون ماست، خودش به دلخواه خودش سمت ما نیومده بلکه ما خودمون اون رو درون مون میسازیم. اگه احساس رضایت دارین، این رضایت محصول دست خودتون هست و اگه نگران چیزی هستین این نگرانی محصول ذهن شخص شماست. وقتی میگین غمگین هستین، یعنی دارین غم رو به سمت خودتون جذب میکنین درحالیکه دلیل واقعی برای غمگین بودن تون وجود نداره.

  2. ارسال:82#
    A@92 آواتار ها
    مرسی ازاده خانم
    بله که سعی میکنم.چرا ک نه!!!!!!!!
    من دیروز خیلی موفق بودم.امروزم زیاد بد نبود.
    در کل این تاپیک با حرفای قشنگ و موثر و عالیه شما و دوستان برام تاثیر + داره.اما هنوز خیلی زیاد راه مونده برام.همینجوری نگید که پیشرفت داشتم پس فلنگو ببیندینو برین.من تو اول راهم تازه خیلی هم مشکل دیگه دارم تو درمانش.پس دوستای گلم منتظرتون هستماااااااااااااااااااا..
    انشاا.. فرصت بشه مفصل خاهم نوشت....
    حالا این یکی چطوریه؟؟؟؟؟دوستان میپسندن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ""شرع حرکت با کمک دوستای گلم...""

    چشم انتظار کمک...
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  3. ارسال:83#
    maryam.azadeh آواتار ها
    خیلی عالیه.
    مسلما هنوز راه زیادی باقی مونده تا تموم مشکلات به طور کامل و برای همیشه محو بشن و از بین برن.
    شما همچنان مسایلی رو که حس میکنین وجود دارن و یا موانعی که مایل به حذف شون هستین رو در همین تاپیک مطرح کنین.
    روند بهبود شما خیلی عالی و چشمگیر هست. هر ساعتی که با ارامش فکری سپری میکنین نشونه موفقیت شماست.

  4. ارسال:84#
    برادر عزیزم خیلی خوشحالم که حالتون داره خوب میشه خواستن توانستن است از هوش و ریزبینی تون برای پیشرفت کارتون استفاده کنید اینکه شما صنعت کفاشی رو یاد گرفتین چیز کمی ندونید سعی کنید در کارتون جدی باشید و با خلاقیت اونو کسترش بدید  دور نیست روزی که شما یه صنعت گر ماهر و یه تاجر موفق بشید. انشاالله

  5. ارسال:85#
    A@92 آواتار ها
    خیلی ممنون برا حرفای قشنگتون
    راستش انقدام که بزرگش کردین پیشرفت نداشتمااا....فقط چنتا نکته ای درمانگرم و دوستانو مشاوران گفتن یکمشو انجام میدم.امیدوارم یکمی بهتر بشم...
    ازاده خانم من خیلی ارامش ندارم واقعن.اخه از مشکلم کلافم.
    از نظر روح روانی مث قبلم هنوز.
    تاکید میکنم من ی کوچولو موفق شدم تا الان .بزرگش نکنین...
    ستاره خوب ممنون که بازم سرزدین...
    خودتون ب دام افتادین.یادم میرفت جواب پست قبلیتونو بدم.....خوب جایی مچتونو گرفتم..
    من پست قبلیتونو ی بار تا اخرش خوندم چون ترسیدم رو م اثر بد بذاره دیگه نخوندم.البته تشکر میکنم که یاداور شدین که تو اینده چ اتفاقاتی میتونه بیوفته..
    ولی ی چیزی:اینکه میگین اون فامیل محترمتون فک میکنن همه جا الودس درحالی که خودشون از همه کثیف ترن.این ب نظرم ی توهینیه واس اون فامیلتون.شما مطمئنین که اونا کثیفن؟گنا دارن خب..چرا اینجوری میگید اخه...؟؟؟این ینی من از همه کثیفترم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟


    انگاری تمام پستامو نخوندینا...مشکل الانم با کارمه و محیطش...علاقه زیادی بهش ندارم...
    بازم ممنون.

     

     [hr]                        درمانگر عزیزم ازتون بابت همه راهنمایی هاتون تشکر میکنم...
    راجع ب جم بندی هم باید بگم دیشب نتم قط بود و متاسفانه نتونسم بیام.امشب کمی خوندم.فردا شبم میخونم.و ی جم بدی مینویسم.و کارایی هم که در طول روز رعایتشون میکنم میگم براتون..
    ببخشین یکم دیر شد....
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  6. ارسال:86#
    نه برادر گلم من قصدم اصلا توهین به شما نبود اخه شما خودتون هم گفتین شما تا این حد حساسیت ندارین خدا رو شکر  ولی من این مثال رو زدم که شما بیشتر تشویق بشید برای درمان و بیشتر تلاش کنید چون ایشون اصلا با شما قابل مقایسه نیستن ایشون 70 سالشونه و چون خانم هستن ووظیفه خونه داری و نظافت و پخت وپز هم با ایشونه شاید تا این حد بیماریشون پیشرفت کرده و اینکه اصلا اقدامی برای درمان نکرده  برخلاف شما . دیگه اینکه در مورد کثیفی ایشون توهین به شما نبود ایشون واقعا اینطوریه اخه اگه لبا س رو با شوینده یا لباسشویی نشوری و دو ساعت زیر شیر اب بگیری خوب رنگ ورویی براش نمی مونه و کثیف به نظر میاد . یا اگه شلنگ اب رو بیاری بگیری رو دیوارهای اتاق دیگه بوی نم خونه رو برمی داره . منظورم این بود که اینا رفتار های غیر متعارفی هستن . پس اگه میخواین حالتون خوب بشه رفتار های معمولی که همه میکنن شمام بکنین  مثلا اگه پدرتون با اون کارگرتون دست میده واتفاقی براشون نمی افته شما چرا نتونید یا وقتی به موبایل پدرتون دست میزنه و اتفاقی نمی افته خوب پس مشکلی نیست . میدونید به نظر من شما هم ادم تمییزی هستید وهم خیلی نکته بین مثلا توجه میکنید که اون کارگرتون مسواک نمیزنه . این درست  ولی  صد سال هم نزنه به من و شما چه ؟ شما تمیز هستید ولی این تمییزی رو خیلی تعمیم میدید مثلا ما نیاز داریم قاشق و بشقابی که توش غذا میخوریم تمییز باشه به خاطر همین هیچ کس تو ظرف شسته نشده غذا نمی خوره ولی نیاز نداریم موبایلمون اینقدر تمیز باشه همه میدونن موبایل و پول و مداد واینجور چیزها تا حدی الوده ان ولی تا اون حد که در مورد قاشق حساسیم در مورد اینا نیستیم چرا چون باهاشون غذا نمی خوریم . مثلا همه میدونن که کف حیاطشون نسبت به کف اتاق الوده تره ولی برااشون  مهم نیست چون تو حیاط  با کفش راه میریم ولی تو اتاق کفشمونو در میاریم . منظورم اینه که هر چیزی تمییزی و کثیفی مخصوص به خودشو داره ونباید به همدیگه تعمیم داده بشه . پس باید افکار مزاحم رو از خودت دور کنی تا مجبورت نکنه به کارهای غیر متعارف .مثلا هرکسی وقتی میاد تو خونه موبایشو میزاره روی میز . افکار مزاحم رو باید از خودتون دور کنید و رفتار های متعارف رو به خودتون تحمیل کنید تا رفته رفته در شما عادت بشه مثلا وقتی از سر کار برگشتین و یکبار دستهاتونو با اب و صابون شستین دیگه به خودتون بگید تموم شد دستهای من تمییزن و من اماده غذا خوردنم .

  7. ارسال:87#
    A@92 آواتار ها
    مرسی ستاره درخشان..
    حرفاتون منطقیه...
    اتفاقا ی مشکلمم همینه که همه چیو به همه چی ریط میدم....اگ ی چیزی کثیف باشه دستمو بش بزنم بعد ب ی چیز دیگ بزنم اونم مثل همون قبلیه کثیف میشه البته اینطوری هم هستا بخدا.نیسس؟؟؟؟؟؟؟
    ممنون که بازم میایین ...
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  8. ارسال:88#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ستاره عزیز حرفای جالبی زدن.
    در مورد الوده بودن بعضی اشیا حق با شماست. اما همونطور که قبلا عرض کردم و ستاره جون هم اشاره کردن، این الودگی نسبی هست و اونقدر شدید نیست که بخواد خطری برای کسی ایجاد کنه.
    امروزه و با پیشرفت بهداشت، شیوع الودگی میکروبی به صفر رسیده. شما نگاه کنین مردم روستاها اکثرا مواد غذایی رو به طور طبیعی و بدون فرایند پاستوریزاسیون مصرف میکنن. بعضا به اب لوله کشی دسترسی ندارن و اب چاه رو مینوشن. ولی اگه دقت کنین شیوع بیماری های میکروبی بین اونا بسیار کم هست.
    امروزه سطح بهداشت جهانی ارتقا قابل ملاحظه پیدا کرده و دیگه کسی در خطر حمله میکروب ها اونم به این شکل که میگین نیست.
    امروزه مشکلی که وجود داره بیشتر به روح و روان افراد مربوط میشه. زندگی شهر نشین ها با استرس و فشار دائم همراه هست. امروز خطر یکنواختی و افسردگی و سردردهای عصبی، داره مردم رو تهدید میکنه. دیگه بحث الودگی های میکروبی مطرح نیست. اینو با اطمینان خاطر بهتون میگم. محیط زندگی شما کاملا تمیز و بی خطر هست. تنها چیزی که برای همه ما خطر محسوب میشه و باید فکری به حالش کنیم، ماشینیزه شدن زندگی مون هست. اینکه با طبیعت ارتباط مستقیم نداریم، با روزمرگی مواجه هستیم و ریتم زندگی مون تکراری هست.
    وگرنه در مورد الودگی میکروبی خیال تون راحت باشه که هیچ گونه تهدیدی وجود نداره.

  9. ارسال:89#
    A@92 آواتار ها
    سلام ب همه دوستان گلم و درمانگر عزیزم
    شادی خانم اینم جم بندی من که خاسته بودین.
    اول از خود شما شرع میکنم....
    اولین قدم برای درمانم اینه که خودم بخام خوب بشم که میخام.
    طبق گفته ی شما من باید از کارهایی که وسواسمو تقویت میکنن دوری کنم.اگه اظطراب ورم داشت ونیاز ب شستن دستام داشتم با اظطرابم مقابله کنم.کنترلش کنم و دستامو نشورم چون تقویت کننده وسواسم هس.
    باید سعی کنم مثلا اگه وسایلم افتاد زمین براحتی ورش دارم بدن اینکه بگم الودس و ب اینا فک نکنم ک کسی با کفشش رفته مثلا دسشویی اومده اینجاو......
    باید چنتا موردو رعایت کنم..
    1.برداشت های اغراق امیز...ینی قبول کنم که اونطوری که فک میکنم چیزی الوده هس نیس و فقط این ذهنمه اینقد بزرگش میکنه...اگه چیزی کثیفه فقط مربوط ب اون چیز میشه و وسایل دیگه تمییزن.
    2.تفاوت بین حدس و واقعیت رو بدونم.ینی اگه چیزی رو نجس یا کثیفیشو ب چشمم دیدم نباید سراغش برم.نباید  ازش استفاده کنم.چون این ی واقعیته.ولی اگه چیزی که ب نظرم پاکو تمییز نمیاد وشک دارم ازش بگذرم و بنارو رو پاکی بذارم.نگا کنم ببینم اطرافیانم چکار میکنن منم مثل اونا با اون مورد رفتار کنم...
    3تکرار.نباید افکار مزاحم و سوال تکراری رو دوباره تکرار کنم.سعی کنم سوالای جدید راجب مشکلم درست کنم.هی تکرار نکنم من کثیفم.من الوده ام.فلان چیز کثیفه و...اگه تکرار کنم انگاری قبولش کردم که اره واقعن کثیفه درحالی که اگه اول تکرار این تکرارو کنترلش کنم اوضاع بهتره.
    ذهنم مهمترین عامل برای تشدید یا درمان وسواسیمه.اگه کنترلش کنم و تغیرش بدم که همه چی پاکه برداشت های اغراق امیز نداشته باشم درمانم بهتر و زودتر میشه و اگه مثل قبل فکرای منفی کنمو بگم فلان چیز کثیفه مشکلم چند برار خاهد شد.
    عامل اصلیه مشکلم اظطراب و استرس هم هس.شما میگین باید کنترلش کرد و میشه از قرص های ضد اظطراب استفاده کرد.اگه اظطراب ورم داشت و نیاز ب شستن دستام داشتم نبا بشومرمش چون این دفعات شستشو رفته رفته بیشتر خاهد شد.وسواسی ویروسی نیس که از بیرون وارد بدن بشه بلکه از نگرانی و استرس بوجود میاد..
    شما گفتین با ی بار شستن دستا با آب و صابون همه چی حله و تمیز میشن.نباید تو شستن تکرار داشته باشم تا اون مدلی که واس شستن دارم از بین بره وکم کم ب شستن عادی تبدیل بشه.
    نباید زندگیه اجتنابی داشته باشم باید منم برم بیرون کار کنم رندگی کنم لذت ببرم.اگرم چیز الوده ای بهم خورد قبل غذا دستمو بشورم دیگه  نگرانی نیس...
    قبل از همه اینکارا نیاز ب ارامش جسمی دارم که گفتین سفت و شل کرد عضلات خیلی موثرن.3بار تنفس عمیق پشت سرهم نیز بسیار خوب هس.
    با اینکه خیلی زیاد نوشتین اما من فقط اینارو تو ذهنم دارم.شرمنده....
    __________________________________________________ ________________________
    واما از بین اونایی که گفتین من اونایی که میتونم انجام بدم و در طول روز انجامشون میدم مینویسم.

    من سعی میکنم برداشت های اغراق امیزو حذف کنم.
    اگه چیزی ب نظرم کثیف اوم بنارو رو پاکی میذارم.
    شستم دستامو طبق گفتتون کم نکردم ولی مدلشو عوض کردم.اگه قبلن اول کف دست بعد انگشت و...رو میشستم حالا این ترتیبو عوض کردم.
    چون گفته بودی با ی بار آبو صابون پاک میشه گاهی وقتا هم اینجوری میشورم مث همه مردم.فقط یبار با اب و مایع دستشویی میشورم.
    تکرار میکنم همه جا تمییزه...
    درمانگر عزیزم میدونم اینایی که انجام میدم کم هستن اما واقعن برام سخته ...خیلی تلاش میکنم اما فقط همینقدر موفق بودم.گاهی وقتا با وجود این همه فشاری ک تحمل میکنم وتلاش میکنم کم میارم ناامید میشم.
    من همینارو تو ذهنم دارم اگه چیزی دیگه هس که یام نیس خاهشن یاداوری کنین.
    . در اخر بازم از همه راهنمایی هاتون و خوبیاتون هم تشکر میکنم....

     
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

  10. ارسال:90#
    A@92 آواتار ها
    واما چیزایی که از گفته  های ازاده خانم وراهله گرامی دستگرم شد:
    برای ارامش میتونم با گل رس کار کنم.ومعجونی که راهله خانم گفتن بخورم.از طبیعت انرژی بگیرم.
    هیچ میکروبی نمیتونه وارد بدن بشه اگرم وارد بشه خط های دفاعیه بدن از بین میبرنشون.
    نباید برام مهم باشه که فلانی بهداشتشو رعایت میکنه یا نه.اصن ب من چه؟!!اون کثیفیه اون ب من ربطی نداره و نمیتونه منو درگیرش کنه..
    من تو ذهنم برا هر اتفاقی ی نتیجه بد درست میکنم.همش تو ذهنم تصور سازی دارم.نباید اینجور کنم.
    نباید اجازه بد افکار اون کسی که ازش بدم میاد یا کثیفه تو ذهنم بیاد و منو درگیرش کنه...
    اگه فکر بدی اومد سراغم ازش دوری کنم.فکرمو با چیزای دیگ منحرف کنم تا مشغول اون فکر منفی نشم.
    رهله خانم و ازاده عزیز گفتن که کسی با میکروبی مریض نمیشه مثلا بچه هایی ک تو روستاها همش با خاک بازی میکنن و... ولی سالمتر از  بچه های شهری اند...
    بدن ما چندین خط دفاعی دربرابر میکروبها داره...
    ازاده خانم گفتن من افرادو زیاد مانیتورینگ میکنم و این باعث اذیتم مبیشه..نباید زیاد دقیق شد
    راهله خانم هم پیشنهاد دادن برم سراغ طب سنتی ولی من درحال حاظر امکانشو  ندارم.
    _________________
    از بین اینها هم اینارو تونسم انجام بدم:
    سعی میکنم فکر اون کارگرمونو از ذهنم دور کنم.زیاد افرادو بررسی نکنم.اگه چیزی کثیفی هم وار بدنم شد نگران نیسم چون دفع خاهد شد و ب بدنم اسیب نمیزنه.
    تا حالا فرصت نداشتم گل رس تهیه کنم سعی میکنم امروز که روز تعطیلیم هستش تهیش کنم.
    سعی میکنم تصور سازی مثبت کنم تا منفی.افکار مزاحمو سعی میکنم از خودم دور کنم.یا اگه چیزه کثیفی ب دستم خورد یا مثلا با همون کارگرمون دست  دادم زیاد بهش فک نکنم و تکرار کنم چیزی نیس دستمو بشورم حله...
    ازاده خانم وراهله خانم عزیز از هردوتون ممنونم بابت حرفای قشنگ و موثرتون.
     
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود

صفحه‌ها (30): صفحه 9 از 30 نخستنخست ... 789101119 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •