تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خوابهای خیلی واقعی !!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:gooyaweb
آخرین ارسال:sahar2013
پاسخ ها 4

خوابهای خیلی واقعی !!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. من چند وقته گاهگاهی خوابهایی میبینم که خیلی واقعی هستن. منظورم اینه بعد از بیداری فکر میکنم اون اتفاقات افتاده. ته ذهنم باهاش درگیرم تا واقعا باهاش روبرو بشم و تازه اون موقع میفهمم خواب بوده. مثال میزنم. مثلا تو خواب رئیسمون میگه کلا چند وقته حواست جمع نیست یا مثلا مرخصی بم نمیده. یا یه مشتری رو میکارم و یادم میره که باهاش قرار دارم. بیدار میشم از خودم ناراحتم. به محض اینکه ذهنم متمرکز به اداره بشه یا مشتری، با یه دو دوتا چهارتا متوجه میشم که خواب بوده ولی مشکلم اینه که بعضی وقتا اون مساله خیلی مهم نست که تا بیدار شدم بهش فکر کنم یا در مورد کسی هست که زود نمیبینمش که فک کنم خواب بوده یا نه. بیخودی اون ته ذهنم خرابه و وقتی اون مساله پیش میاد میفهمم خواب بوده. این مساله خیلی کم برام پیش میاد. شاید ماهی یکی دو بار ولی چون قبلا اینجوری نبودم میخوام بدونم دلیلش چیه و مشکل از کجاست؟
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام

    از دید فیزیولوژیك علت خواب دیدن اتفاقات و تحریكات عصبی مختلفی هست كه در دستگاه عصبی و مغز رخ می ده و و از دید روانشناسی رویا ارتباط مستقیم با اتفاقاتی داره كه در طول زندگی روزمره برای هر فردی پیش میاد و معمولا چیزهایی كه بیشتر به اونها توجه می كنه و فكرش رو بیشتر مشغول میکنه اتفاقات خواب رو تشکیل میدن.

    زمانی كه انسان به خواب می روه یعنی دقیقا لحظه ای كه هوشیاری از بین می روه، بدن و در راس اون مغز چند مرحله رو طی می كنه.

    مرحله اول زمانی هست كه خواب بسیار سبكه و با كوچكترین تحریكی در اطراف بیدار میشیم. 

    مرحله دوم، خواب كمی سنگین می شه، ولی خیلی عمیق نیست.

    مرحله سوم، خواب عمیق می شه.

    مرحله چهارم خواب بسیار عمیق می شه و دقیقا زمانی هست كه فرد در اوج خواب بسر می بره.

    مرحله پنجم شرایطی خاصی رو بوجود می یاره. در این موقع، تنفس سریع تر و دم زدن ها كم عمق می شه، فشار خون بالا می ره و عضلات شل می شن و تقریبا هیچ حركتی نمی كنن. در این شرایط هست كه ما خواب می بینیم.

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــ

    تصاویر اسطورها، تأثیرهای بیرونی‌، خاطرات، عوامل شخصیتی‌، موقعیت‌های زندگی و زندگی روزمره‌; همه این عوامل در کیفیت و مفهوم رویا و خوابی که می‌بینیم تأثیر گذارن. در کنار این عوامل فاکتور روان‌شناختی مثل جنسیت‌، خلاقیت یا ذکاوت و موقعیت زندگی عمده‌ترین نقش رو بر عهده دارن.

    شما میگین مثلا تو خواب:

    رئیستون میگه کلا چند وقته حواست جمع نیست یا مثلا مرخصی به شما نمیده. یا یه مشتری رو میکارین و یادتون میره که باهاش قرار دارین.

    این دقیقاً همون کاریه که در بیداری ممکنه اتفاق بیفته. خواب دیدن تجربه و اتفاقی هست مثل تجربه‌ها و حوادث زندگی و همانطور که ما تلاش می‌کنیم که از تجربه‌های بیداری زندگی درس بگیریم می‌تونیم با هشیاری‌ از خواب ها درس بگیریم.

    مثلا در محیط کار فعال تر و حواس جمع تر ظاهر بشیم ..مغز ما اینو بخوبی درک کرده که یه وقتایی حواس پرتی داریم و در کشاکش همین حواس پرتی ممکنه نظرات دیگران درباره نحوه فعالیت ما تغییر کنه.

    یا مثلا مغز شما این مسئله رو درک کرده که ممکنه با درخواست مرخصی شما موافقت نشه و اینو در عالم رویا به تصویر میکشه.

    یا مثلا مغز شما گاهی به موضوع قرار گذاشتن با یک مشتری و نرسیدن به قرار کاری به هر دلیلی فکر کرده و اونو برای شما در عالم رویا بازسازی کرده.


    شما میتونین با حفظ آرامش و دور ریختن افکار منفی و تصحیح فعالیت های روزانه تا حد زیادی از فشارهای و افکار منفی دوری کنین و در نتیجه مغز هم هماهنگ با شما و آرامشی که ناشی از فعالیت مثبت در محیط کار و راضی بودن شما هست خودش رو تغییر میده و رویاهای بهتر و زیباتری میسازه.

    موفق باشین

    .


     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    واقعا ممنون از این همه وقتی که گذاشتید. من در حالی که موسس و مدیر یه شرکت خصوصی بودم کارمو گسترده تر کردم و یه کارگاه تولیدی کوچولو هم زدم. همه اینا مسئولیتش رو دوش منه و مخصوصا شرکت همه مسائل فنی با خودمه. 14 ماهه یه مورد استخدامی برام پیش اومد که پست خوبی توی یه اداره بود. ازش نگذشتم و الان مشغولم. منشی و نیروهای شرکت صبح کارهارو راه میندازن. 7:30 صبح تا 3 بعد از ظهر ادارم. کارم واقعا حساسه و استرس زیادی داره. ناهار میخورم و یه استراحت و از 5 میرم شرکت. تا 7 نیروها هستن. یکی دو ساعت نیروهامو میبینم بعدش اونا میرن من میمونم و کارامو انجام میدم. یا تا 9 شب یا 1 نصفه شب. کلا آدم کاری ام. دوست دارم کار رو. البته کار آزادمو نه کار اداریم رو. اینقده هم دفترچه قسط دارم که مجبورم درآمد زیادی داشته باشم. الان که فک میکنم هیچی اندازه اون دوساعتی که بعد از ظهر موبایل خاموش یا سایلنت میکنم برام بد نیست. درسته ناهار میخورم و یه چرتی میزنم ولی اون لحظه که پا میشم گوشی رو روشن میکنم یا اگه سایلنت بوده نگاه میکنم به صفحه بیشترین استرس و دارم. چون از صبح نبودم و هر خبری ممکنه باشه. بعضی از همون خوابها تو همین یه ساعت چرت بعد از ظهر بوده و بعضی هاش شبها. یه چیز جالب دیگه اینه که اینقدر خسته میرم تو رختخواب تو بیداری تا چشامو میبندم میتونم خواب ببینم. ینی صداهارو هنوز میشنوم. میدونم که بیدارم ولی یه سری صحنه ها میبینم. بعضی وقتا برام لذت بخشه و تست میکنم ببینم میتونم کنترلش کنم. ینی چیزی که میخوامو ببینم. یا اگه هرچیزی میبینم اتفاقی که من میخوام بیفته که دیگه صبح بیدار میشم
    شاید من از خودم زیادی انتظار دارم که با این همه گرفتاری و کار این یه ذره تغییر هم نمیتونم بپذیرم و کنار بیام باهاش.
    راستی 28 سالمه
    چقدر خوبه اگه کسی زحمت میکشه و پاسخی میده اطلاعات خودشم باشه که مثلا من بدونم از محضر یه روانشناس، روانپزشک استفاده میکنم یا کسی که اطلاعاتش خوبه و یا شخصی که محبت کرده و نظر شخصیش رو داده.
    باز هم ممنون.

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام

    به علت فشردگی کاری که برای خودتون بوجود آوردین ، این استرس ها بوجود اومدن . استرس هم مقدمه ای برای بهم خوردن تعادل مغز هست.

    در ساعت هایی که در اون آزاد هستید سعی کنین فکرتون رو هم آزاد کنین، مشکل خیلی از ما اینه که در ساعات بیکاری جسممون رو آزاد میکنیم اما همچنان ذهن ما در تسخیر افکار روزمره و کاری قرار داره.

    موسیقی تا حدی فشارها و استرس ها رو کم میکنه.

    در ضمن من چون خودم تقریبا همسن شمام درک میکنم که این رنج سنی استرس های خودش رو داره و باید با محیط و شرایط به نحو احسن کنار بیایم.

    درباره صحبت آخرتون باید بگم اینجا همونطور که از اسمش هویدا هست همیاری کردن رو مد نظر داره و مجموعه ای از دانستنیها ، علوم کسب شده و تجارب افراد هست که باعث حل مشکلات دوستان میشه و بنظرم نمیشه برای کمک مرزی رو در نظر بگیریم و اینکه من نمیدونم بین دوستان پزشک هست یا نه ولی مشورت دادنشون مفیده.

    .


     

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •