تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بدجور بلاتکلیفم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:jalalabbaspour
آخرین ارسال:ویونا شاکری
پاسخ ها 6

بدجور بلاتکلیفم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام .جوانی هستم 26 ساله . فارغ التحصیل دانشگاه تهران و دارای شغل ازاد ساکن شهرستان 
     خانواده ام از لحاظ اجتماعی ومالی دارای وضعیت عالی هستند مدت دو سال هست که ب دختری از همشهری هام علاقه مند شدم ک ایشون هم از لحاظ جایگاه خانوادگی در وضعیت تقریبا مشابهی هستند اوایل خانواده ام ب شدت با من مخالفت می کردند اما ب مرور بهتر شدن و الان تقریبا راضی هستند چیزی که اینجا من و خیلی ازار میده رفتار متناقض ایشون هست که در عین ابراز علاقه ب من ک البته بعد از اصرار های فراوان من بوده رفتار خیلی بی تفاوتی داره ک بعضی وقتا باعث دودلی و تردید من میشه که صرفا ب خاطر خانواده ام میخاد با من ازدواج کنه .باید ب این نکته هم اشاره کنم ک اوایل برای ایشون حرف و حدیث زیاد بوده ک به علت کوچکی محیط تو دهن مردم افتاده البته بیشترشو تحقیق کردم و ب کذب بودنشون پی بردم.اینجا ازتون میخام ک کمکم کنید چون ادم بسیار بد بینی هستم و همیشه افکار منفی تو ذهنم میاد من باید با این مورد چی کار کنم ؟ از یطرف واقعا ب ایشون علاقه دارم و از طرف دیگه میترسم با غرور و لجبازیش کنار نیام
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام تا چه مرحله ای پیش رفتین ؟ خواستگاری رسمی ازش کردین؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست گرامی
    علت مخالفت خانوادتون چی بود؟ همون حرف و حدیثها؟
    از افراد معتمدی تحقیق کردید در موردشون؟
    ببینید دوره نامزدی رو برای همینجور وقتها گذاشتن، که شما زیر نظر خانواده ها با هم رفت و آمد کنید و شناخت لازم رو کسب کنید از هم!
    در مورد بی تفاوتی ایشون میشه گفت خب شاید چون هنوز قضیه رسمی نشده نمیتونه اونطوری که باید ابراز علاقه کنه و همینطور علاقه ای که تدریجا به وجود بیاد پایدارتره!
    خب این ذهنیت منفیتونم به علت رفتار به قول شما متناقض ایشون و همینطور اون حرف و حدیثها و مخالفت اولیه ی خانوادتونه!
    شما باید شناخت کافی از ایشون و خانوادش بدست بیارید و در نهایت بهترین تصمیم رو بگیرید

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    از وقتی که برای من گذاشتید سپاسگذارم
       متاسفانه ما در  محیط کوچکی زندگی میکنیم که ب طبع  اون ارتباط خیلی محدود و سطح فکر محدودی وجود داره .
      اصلی ترین  دلیل مخالفت خانواده ی من " خانواده ی ایشون بوده. پدر و مادر من خانزاده هستن و هنوز تحت تاثیر عقاید سنتی خودشون دوست دارن من با دختری از فامیل ازدواج کنم .ازدواجی مشابه ازدواج برادرام ک موفق هم بودن.البته من با کمک برادرام و زن داداشام تونستن تقریبا رضایتشون رو بدست بیارم.
    ارتباط من با ایشون خیلی محدود بوده  وشرایط صحبت کردن  رو در رو وجود نداره هر بار هم که  تلاش کردم  گفتگویی حتی تلفنی داشته باشیم  ایشون خواسته با مادرش ب جای خودش صحبت کنم اگه این کار رو هم بکنم از دید اونا کار تموم شده ب حساب میادو من راه برگشتی ندارم بنابراین ارتباطمون در حد پیام و یک رابط مونده
    برام سخته قبول کنم کسی دوست داره و در عین حال اینقد غیر قابل انعطاف باشه.
    اما موضوعی ک خیلی ازارم میده بحث بد بینی هست:من نسبت ب کسایی که دوستشون دارم خیلی تعصب دارم و به شدت فعل و انفعالای پیرامونشون رو زیر نظر دارم  ضمن انکه به همه چیز بدبین هستم  و در هر کاری اولین  چیزی که به ذهنم میاد افکار منفی هست و زود هم عصبانی میشم  میدونم رفتار اشتباهیه  ولی هر کار میکنم درست نمیشم.
    چندین بار هم  در مورد ایشون افکار منفی سراغم اومده ک بیشترش من اشتباه  کردم برای مثال :
    اخیرا خستگاری برای ایشون اومده که  من مطلع شدم بهم گفته ردش کردم ولی با وجود این هر چی اصرار میکنم اسمش رو بگه نمیگفت باز فکرو خیال اومد سراغم که شاید هنوز ردش نکرده  و شاید باهاش ارتباط داره و... همین باعث شده واکنش نشون بدم و الان به اصطلاح با هم قهر هستیم . حالا نمیدونم ایراد کار کجاست اصلا من حق پرسیدن این سوالات رو دارم؟؟؟
    من قبلا روابطی با جنس مخالفم داشتم البته نه برای ازدواج به نظرتون مقایسه ی رفتارهاشون  روم تاثیر گذار بوده ؟؟
     ضمن اینکه این رابطه در این سطحش خیلی طولانی شده و تقریبا تمام اشناهامون فهمیدن باید اعتراف کنم منم به طور جدی کاری نکردم .
    با تشکر
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    در مورد رفتارهای متناقض ایشون بیشتر توضیح بدین. ایا چطور به بی تفاوت بودن شون پی بردین؟
    مثلا اگه ازش بخواین فلان ساعت بهتون زنگ بزنه تابحال سابقه داشته که فراموش کنه و تماس نگیره؟ یا جواب زنگ های شما رو نده؟
    از طرز نگاه کردن ایشون چه حسی رو دریافت میکنین؟
    حرف و حدیث های مردم وقتی ریشه در واقعیت ندارن، اصلا قابل اهمیت نیستن. بدبینی و افکار منفی، به زیان شخص شما تمام میشه. اون چیزی رو باور کنین که خودتون دریافت کردین. حرف سایرین چندان اهمیتی نداره و خیلی وقت ها به فکر معیوب همون افراد برمیگرده.
    اگه در مورد نوع رفتارهای ایشون که تصور بی تفاوتی رو در شما ایجاد کرده توضیح بدین بهتر میشه بهتون راهنمایی کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    ویونا شاکری آواتار ها
    در ابتدا باید بگم مطمئنا مقایسه کردن کار اصلا درستی نیست، شما باید فقط و فقط زوم کنید روی ایشون و با شناختی که بدست میارید ببینید آیا مناسب ازدواج با شما هست یا خیر!
    مسئله ی ازدواج جدی تر ازین حرفهاست که شما فقط با پیام دادن طرفتون رو بشناسید! این میشه شناخت در دنیای مجازی نه واقعی!
    اگر واقعا قصد خواستگاری کردن دارید بهتره رسما اقدام کنید و پدرتون یا مادرتون به خانواده ایشون پیشنهاد بدن که بهتره ابتدا شما با هم آشنا بشید و شناخت بدست بیارید بعد اگر به توافق رسیدید رسما عقد کنید!
    در مورد بدبینی هم باید قبل از ازدواج این مشکل رو برطرف کنید چرا که اینطوری هم به خودتون ضربه میزنید هم به خانومتون و هم به رابطتون! ازدواج باید براساس اعتماد طرفین شکل بگیره نه با شک و تردید و بدبینی!
    و اینکه حتی اگه اون خواستگارو رد نکرده باشه شاید نشه خرده به کارش گرفت چون شما هنوز رسما اقدامی نکردید و تعهدیم نسبت به هم ندارید، پس ایشون باید خواستگاراشو با چشم باز بسنجه و بعد دست به انتخاب بزنه!

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •