تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل با همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahroo
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مشکل با همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام و خسته نباشید. من با شوهرم مشکل بزرگی دارم که خیلی اذیتم میکند و باعث دعوای هر روزمان شده . مشکل اینجاست است که او اصلاً با من مشورت نمی کند و کارهایش را به من نمی گوید . از محل کار ، همکارانش و حتی مطالب علمی که که در محیط کار یاد می گیرد به من نمی گوید و لی اگر در یک مهمانی یا جمعی باشیم برای بقیه تعریف می کند . موردی که بیش از همه اذیتم می کند این است که چرا کارهایش را به من نمی گوید مثلاً شب میخواهیم به مهمانی برویم من اصلاً خبر ندارم خودش صبح قرار هایش را می گذارد و ظهر که آمد خانه یا خیلی مواقع عصر که از خواب بیدار می شود می گوید قرار گذاشته و من هم باید بدون چون و چرا قبول کنم وگر نه تا اعتراض می کنم می گوید حالا بلدم چکار کنم هفته دیگه که میخوای بری خونه مامانت یا اگر خواستی بری خونه خالت می دونم چکار کنم . خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید و مشکلم را حل کنید . من الان باردار هستم و نباید استرس و اعصاب خوردی داشته باشم ولی هر روز حرص می خورم و دعوا داریم . خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید . ممنون و سپاسگزارم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    **شادی** آواتار ها
    سلام mahroo عزیز.
    لطفا سن, میزان تحصیلات و شغل خودتون و همسرتون رو ذکر کنین و اینکه چند ساله که ازدواج کردین...
    از ابتدای ازدواجتون سبک ایشون همین بوده یا در پی اتفاقات خاصی این مشکل پیش اومده؟
    تا حالا درباره اینکه این رفتارش باعث آزارتون شده باهاش صحبت کردین؟
    اگه بیاد برای شما از اشتباهاتش تو محل کارش صحبت کنه یا موضوعی رو براتون تعریف کنه و شما متوجه بشین ایشون مقصر بوده برخوردتون چیه؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. مشکل با همسرم  سپاس شده توسط mahroo

  4. ارسال:3#
     با سلام و تشکر از شما تحصیلات هر دو لیسانس کامپیوتر هستیم و من کارمند بخش خصوصی و ایشون کارمند بخش دولتی . من 30 سال و شوهرم 34 ساله است 3 سال است که ازدواج کرده ایم . من کمی حساس هستم و زود  عکس العمل نشون میدم .حالا چه خوشحالی باشده چه ناراحتی و یا عصبانیت . ولی از اول همین طور بود و اصلاً تعریف نمی کرد ولی من تا میرسیدم از سیر تا پیاز قضایا را تعریف می کنم ولی ایشون اصلا. فقط یه مورد بودکه من با خرید یه چیزی مخالف بودم ولی ایشون خرید . الان هر وقت بحثمون میشه و مورد به آن خرید مطرح میشه یادآوری می کنم که بدون نظر من خرید کردی . بهشون هم گفتم که چرا تصمیمات و کارهایی را که می کنی به من نمی گی و من ناراحت میشم ."حتی بعضی موقع ها هم گفتم که تو همیشه کاره خودت را می کنی خداقل فقط بهم بگو من هم هستم ."
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    **شادی** آواتار ها
    خواهش میکنم...
    مهروجان برای اینکه بیشتر با روحیات و مشکلات شما آشنا بشم تاپیکهای قبلیتون روهم خوندم...ظاهرا یکبار هم قبلا همچین مشکلی براتون پیش اومده و شما النگویی خریدین و ایشون گله مند بودن ازینکه چرا بی مشورت باهاش اینکارو کردین و شمام نظرتون این بود که حقوق متعلق به خودم هست پس تصمیم گیرنده هم خودمم...

    فکر نمیکنین این مشکلی که الان مطرح کردین بی ربط به گذشته ها نیست و بصورت متقابل درومده؟یعنی خودشماهم ایشون رو تو بعضی از تصمیمهاتون دخالت ندادین و درواقع درمقابل عمل انجام شده قرار دادین دقیقا همین کاری که الان ایشون داره انجام میده مهمون دعوت میکنه و تو لحظه های آخر شمارو درجریان قرار میده...
    آغاز کننده این رفتار منفی هر کی که بوده الان بصورت مقابله بمثل و حالت لجبازی درومده و تو حیطه های بیشتری خودش رو نشون میده...

    شاید شما فرد کینه ای نباشین و میتونین براحتی مسایل رو تو درونتون حل کنین و بفراموشی بسپارین بنابراین الان هم بی توجه به گذشته بصورت یک طرفه عادت صحبت کردن از محل کار ,تعریف کردن وقایع و ... رو دارین اما از طرف ایشون بازخوردی دریافت نمیکنین و دلسرد میشین... اما ایشون چی؟ ایشون تونسته تصمیمات یک طرفه شما و مشورت نکردنهارو تو درونش حل و فراموش کنه؟

    تا حالا سوال پرسیدن رو امتحان کردین؟ اینکه وقتی برمیگرده خونه بجای اینکه منتظر تعریف کردن باشین خودتون ازش سوالات کوتاه بپرسین و با اشتیاق به جواباش گوش بدین هرچند جواباش کوتاه و مختصر باشن وقتی داره حرف میزنه مستقیم تو چشماش نگاه کنین و حواستون رو از تلوزیون و سایر چیزها فقط روی ایشون و حرفاش متمرکز کنین و با کلماتی تشویق کننده بهش جواب بدین مثل نه بابا! چه جالب! خب بعدش چی شد! چرا! و ...
    خب شنونده خیلی روی اشتیاق گوینده برای حرف زدن یا ادامه دادن حرفاش تاثیر میذاره این تاثیر رو شمایی که شنوده هستین باید با مهارت به همسرتون بدین تا از صحبت کردن و تعریف کردن لذت ببره خوشش بیاد ادامه بده و بیشتر صحبت کنه...

    اگه یکم جلوتر مثلا از شب قبل بدونین فردا خانوادش رو مهمون دعوت کرده عکس العملتون چیه؟غرو لند, جروبحث ,گله, انتقاد و ... تو صحبتهاتون هست؟ اگه اینطور باشه این دقیقه نود بودن همسرتون یک دلیلش هم برای اینه که فرصت گلایه و جروبحث رو از شما بگیره یا کوتاهترش کنه بنابراین لحظه آخر بشما میگه که مهمون داریم تا کمتر گلایه بشنوه... یکبار تغییر رویه بدین و ازینکه کسی رو دعوت کرده -هرچند لحظات آخر خبردار شده باشین- با روی باز استقبال کنین…
     موفق باشین...
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکل با همسرم  سپاس شده توسط mahroo

  7. ارسال:5#
    خانم شادی با سلام . وممنون از لطفی که کردین . بخدا اصلاً اینطوری نیست من نه گله کردم نه ناراحتی اصلاً خیلی مواقع خانوادش را خودم دعوت می کنم ولی آنا دعوت من را رد می کنند و میگن شماها بیایین بهتره و راحت تر هستیم توی این 3 سال شاید 2 یا 3 بار آمدن خونمون در صورتیکه من مدام دعوتشون می کردم تا اینکه بار آخر که دعوت کردم و گفتند نمی یاییم و شما ها بیایین من خیلی ناراحت شدم و بهم بر خورد و به همسرم گفتم من دیگه دعوتشون نمی کنم هر وقت خواستن بیایند خودت دعوتشون کن قدمشون به چشم . فامیل را میخواستم دعوت کنم خانوادشون گفتند صبر کنید حالا وقتش نیست هر وقت وقتش شد خودم می گم بهتون . همه عروس ها از دعوت کردن فامیلهای شوهر در می روند حالا که یه عروس خوب پیدا شده و دعوت میخواد بکنه آنها دعوتش را رد می کنند. مهمونی رفتن خودمون دقیقه 90 هست که می گین . هروقت بخواهیم بریم مهمونی دقیقه 90 میگه من اصلا  با ناراحتی و غرو لند دعوت کسی را قبول نکردم چون من عاشق مهمونی و پارک و تفریح و ... هستم برعکس شوهرم . هیچ وقت نگفتم خونه شما نمی یام یا خونه خاله و عمت نمی یام هروقت گفتن با سر رفتم . حرف من اینه که مثلاً شب قرار می ذاره که بریم خونه باباش همون موقع که قرار گذاشت به من زنگ بزنه و بگه شب قرار گذاشتم اگه من مخالفت کردم اون وقت اینطوری برخورد کنه . در مورد صحبت هم وقتی ازش سوال می کنم تا حدی خیلی کوتاه کوتاه جواب میده ولی بیشتر که می پرسم بر می گرده و میگه لازمه که تو بدونی ؟!! یا مثلاً فامیل همکاراش را به من نمیگه می گه یکی از همکارام بعد من می پرسم  فلانی میگه نه دوباره می پرسم فلانی میگه نه میگم فامیلش چیه دفعه اول میگه به فامیلش چکار داری دفعه دوم با اکراه جواب میده انگار دوست داره التماسش کنم . حالا من آن فرد را اصلاً نمی شناسم و تا حالا هم ندیدم ولی اینکه فامیلش را بدونم و در موردش حرف بزنیم شاید احساس همکاری با شوهرم را درک کنم متوجه منظورم میشید که؟!!!  در صورتیکه ایشون تک تک همکارای من را به اسم و فامیل میشناسه حتی عکسشون را هم دیده .میدونم مشکلم خیلی مسخره است ولی خیلی اذیتم میکنه در ضمن من اصلا ادم کینه ای نیستم و همه چیز را زود فراموش می کنم اما شوهرم  بر عکس منه و همه چیز یادش می مونه. ممنون که وقت میذارید و مرا راهنمایی میکنید.
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    **شادی** آواتار ها
    مهرو عزیز
    بله همونطور که پست قبل گفتم همسر شما فردی هست که براحتی مسایل پیش اومده رو فراموش نمیکنه بنابراین کینه هایی تو دلش بوجود اومده خب برای اینکه قضیه روشنتر بشه باید بگم کینه مثل ویروس نیست که از هوا وارد بدن کسی بشه کینه دراثر مسایل حل نشده بوجود میاد...

     افراد کینه ای درمورد مشکلات و مسایل باید بخوبی و کامل قانع بشن اگه قانع نشن:
    یا هرگز دلشون با اون طرف صاف نمیشه و یه حالت دشمنی با اون شخص پیدا میکنن
    و یا تظاهر به آرامش میکنن اما منتظر فرصت مناسب برای تلافی کردن میمونن تا اینکه به آرامش برسن 

     شما باید یه مروری رو گذششتون داشته باشین ببینین چه مسایل حل نشده ای برای همسرتون باقی گذاشتین و تو موقعیتهایی که درکنارهم هستین تو وضعیت ریلکس و بدور از تنش هستین اون مسایل رو باز کنین و ایشون رو کاملا قانع کنین اگه حق با ایشون بوده به اشتباهتون اعتراف کنین و قول جبران یا تکرار نشدن بدین و اگه حق با شما بوده کاملا توجیهش کنین که چرا اون کار یا رفتار رو انجام دادین...
     هرچند اون مسایل مربوط به گذشته هاست کهنه شده و کار درست به فراموشی سپردن گذشته هاست اما وقتی با افراد دشوار سروکار داریم ناچاریم انعطاف داشته باشیم و یک سری اصول رو رعایت کنیم تا تعادل زندگیمون بهم نخوره...

    و اما در مورد آینده یعنی از این لحظه به بعد هرگز از سر مسئله ای براحتی رد نشین خود شما خصلت بسیار پسندیده ای دارین سریع فراموش میکنین میبخشین و کینه ای که هم تو دلتون نمیمونه اما همسرتون قادر به این گذشتنو فراموش کردن نیست پس راه درست پیشگیریه... مسایل رو شفاف و کامل تموم کنین هرجا لازم به عذرخواهی هست معذرت بخواین هرجا لازم به توضیح و توجیه هست قانع کنین تا از تشکیل هرگونه گره و کینه پیشگیری کرده باشین...

    شما یه مدتی این مواردی که پایین عرض میکنم رعایت کنین اینشالله روند بهبودی رو میبینین...
    برای این رفتارش که مسایل محل کار رو از شما مخفی میکنه بهتره اول "جنبه سازنده رو درنظر بگیرین" و روش کار کنین تا مشکل رو برطرف کنین اجازه ندین شک و بدبینی به اینکه نکنه واقعا مسایلی هست که سعی تو مخفی کردن داره, کنترل ذهن و رفتارتون رو ازتون بگیره... احتمال خیلی زیاد به خاطر همین مسایل گذشته ست که سعی تو تلافی کردن داره و راهش اینه که مروری بگذشته داشته باشین و هرجا که برای ایشون مبهم مونده شفاف و برطرفش کنین...

    همین روال مثبت فعلیتون رو هم ادامه بدین یعنی صحبت از جزییات محل کارخودتون و با اشتیاق گوش دادن به همون مختصر جوابهایی که میده... شاید بنظر برسه یک مدت رفتار آیینه ای داشته باشین اوضاع درست بشه یعنی شمام مثل ایشون سکوت کنین یا کم صحبت کنین اما این رفتار آیینه ای اگه بتنهایی صورت بگیره فقط لجبازی و طول کشیدن این اوضاع رو بهمراه داره پس:

    خیلی رک و با صمیمت این احساستون رو باهاش درمیون بذارین اینکه چقدر دوست دارین ایشون هم از وقایع محل کارش از قول و قرارهایی که برای مهمونیها میذاره و ... باهاتون صحبت کنه احتمالا درپی این ابراز احساس شما, ایشون هم شروع کنه به دلیل تراشی و اشاره به مواقعی که شما ناراحتش کردین و همین باعث میشه اون مسایل رو بیان و شما بتونین دقیقا چیزهایی که ایشون رو آزرده کرده هدف قرار بدین و همونطور که بالا گفتم کامل براش حلشون کنین...
    اکثر خانمها انتظار دارن همسرشون ذهنشون رو بخونه و بدونه از دل اونها چی میگذره اما اینکار مثل مثال معروف "لقمه رو دور سر چرخوندنه" چقدر دلخوریها و سوء تفاهم ها پیش میاد تا اینکه آقا متوجه بشه خانمش چی دوست داره چجور رفتاری رو میپسنده پس کارو انقدر سخت نکنین درباره مسایلی که براتون خوشایند یا ناخوشاینده با صداقت و صمیمت با همسرتون صحبت کنین تا زندگی براتون شیرین بگذره...
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. مشکل با همسرم  سپاس شده توسط mahroo

  10. ارسال:7#
    ممنون و سپاسگزارم حتماً انجام میدهم . اگر من کاری بهش نداشته باشم و آن هم کار خودش را بکنه زندگی خوب و آرامی داریم
     [hr]ممنون از شما و سایت بسیار خوبتون. من اگه شما را نداشتم توی لحظات حساس نمی دونستم چکار کنم . یه مشکل دیگه هم دارم اگه کمکم کنید خیلی ممنون میشوم.
    مشکل اینجاست که یه مدتی است دختر خاله شوهرم اس ام اس های زشت و ناجور تحت عنوان جوک برایش  میفرسته و به شوهرم هم گفتم که این چه اس ام اس هایی است خوبه خجالت نمیکشه .از اون به بعد شوهرم هم به من نمی گه چند روز پیش که اتفاقی رفتم سر گوشیش دیدم ولی اصلاً چیزی نگفتم دیروز هم که رفتم دوباره اس ام اس هایی جدیدی فرستاده نمی دونم چکار کنم . مطمئنم اگه به شوهرم بگم عکس العمل نشون میده و طرفداری می کنه و میترسم بد تر بشه . میخوام به خود دختر خاله شوهرم بگم ولی اصلاً نمیدونم چطوری . تورا به خدا مرا راهنمایی کنید که چطوری برخورد کنم که مشکل ساز نباشه و مشکلم هم حل بشه . کم کم داره اذیتم میکنه . ممنون و سپاسگزارم
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:8#
    **شادی** آواتار ها
    خواهش میکنم عزیزم...
    دخترخاله همسرتون چند سالشه؟مجرده یا متاهل؟روابط خانوادگیتون در چه حدیه؟

    خب ببینین این واکنش همسر شما نشون میده این نوع لطیفه ها براش خوشاینده از طرفی اگه شما عکس العمل مستقیم و تندی به دخترخاله ایشون نشون بدین درواقع دست ایشون نقطه ضعفی دادین تا اگه این کارهاش از روی غرض ورزیه بتونه نقطه های حساس رو کشف کنه و بیشتر روی شما و زندگیتون مانور بده...

     بهترین و کارامدترین برخورد اینجا میتونه برخورد همسر شما باشه یعنی همسرتون قاطعانه بگه که دیگه دوست ندارم ازین لطیفه برام ارسال کنی...
    اما مسئله اینجاست که همسر شما از شنیدن یا خوندن این لطیفه ها لذت میبره بنابراین اینکارو نمیکنه و اگه شمام بهش فشار بیارین خب خیلی راحت با پاک کردن و مخفی کردن از شما به این روال ادامه میده...

    اما شما میتونین ازین اتفاق یه بهره برداری مثبت به نفع خودتون و زندگیتون انجام بدین...
    تو پستهای قبل درباره اینکه  همسر شما کم صحبت میکنه یا وقایع بیرون از منزل رو براتون تعریف نمیکنه  صحبت کردیم...
     خب شما علاوه بر نکات پست قبل ,فرستادن یا تعریف کردن این لطیفه هارم جزو برنامه روزانتون قرار بدین...شنیدن یا تعریف کردن این لطیفه ها بین همسرها اشکالی نداره روحیتونو برای لحظاتی شاد میکنه و باعث میشه یه اصطلاحات بامزه و خاصی بین خودتون رایج بشه...
    و همچنین با اینکار همسرتون رو از بابت شنیدن این لطیفه ها اغنا کردین و وقتی اینهارو از زبون شما بشنوه دیگه کم کم تازگی و جذابیت اینکار دخترخالش از بین میره و اون موقعست که میتونین ازش بخواین که قاطعانه به دخترخالش بگه این ارسالهارو قطع کنه...
    موفق باشین...
    پاسخ با نقل و قول

  12. مشکل با همسرم  سپاس شده توسط mahroo

  13. ارسال:9#
    ممنون و سپاسگزارم دختر خاله شوهرم متاهل است یه بچه 8 ساله هم داره و با شوهرم هم سن هستند و در واقع هم بازی بچگی هم بودن . از لحاظ روابط خانوادگی خیلی با هم راحتند آنها بی حجاب هستند ولی من حجاب دارم و محرم و نا محرم .
    این حرف شما کاملا درسته ولی من اصلا دوست ندارم یه چنین رابطه هایی بینشون باشه هر چی بوده تا قبل از ازدواج بوده چرا باز هم به این کارشون ادامه میدن؟خوب  برای من این اس ام اس ها را بفرسته.  کلا خانواده توی جمع برای هم جوک می خوانند بعضی هاشو سانسور می کنند بعضی هاش هم می خونند ولی من اصلا خوشم نمی یاد و دوست ندارم. هر وقت هم اینطوریه اگه بشه به یه بهونه ای جمع را ترک می کنم . گفتم توی شوخی و خنده وقتی یه بار داره برام اس ام اس می خونه بگم "یه وقت از این اس ام اس ها به شوهر من ندیا من خوشم نمیاد ؟ " به نظرتون چطوره؟بگم یا صبر کنم؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:10#
    لطفاً مرا راهنماییی کنید.ممنون
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •