تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دعا گرفتن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:itna
آخرین ارسال:itna
پاسخ ها 9

دعا گرفتن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من یه روز عصبی شدم و به نامزدم بد و بیراه گفتم(اونقد مسخره دعوا کردیم که از خدا خواستم کاشکی میشد زمان برگرده و من اون لحظه هیچی نمیگفتم) یعنی اگه 5 دقیقه سکوت میکردم کارم به اینجاها نمیکشد
    از بعد از دعوا ارتباط دختر با من خیلی سرد شد و بیشتر باهم دعوا کردیم و دختره منو ترک کرد(اطلاعات بیشتر تو تاپیک)هست
    الان ظوری شدیم که از هم داره بدمون میاد و نمیدونم چم شده ولی امروزم باز بهش بد و بیراه گفتم از بس اشتی نمیکرد
    مادرم میگفت احتمالا کسی برات دعا گرفته و کاری کردن با هم  سرد بشین و اینجوری دعوا کنید من خودم به شخصیه به این چیزا اعتقاد ندارم ولی اطرافیانم دیدم با همین دعا به چیزی رسیدن یا چیزی رو از دست دادن و میگم شاید اون فامیلای دختره که نامزدمو و الان باید بگم نامزد سابقمو میخواستن کاری کردن تا از من زده بشه و از این حرفا
    و خودش میگفت مامانم میخواد منو به فامیل بده در صورتی که دختره خبر نداره مامانش چه قدر خاطر منو میخواد میگفت یه وقت فک نکنم مامانم چون خوشحاله بخاطر تو هستش بخاطر اینه که میخواد منو به فامیلای خودمون بده
    انگار این دختر عوض شده 360 درجه چرخش کرده .اونی که اونقد با ادب بود یه باره بهم میگه باز اومدی تو چت پنجشنبمو خراب کردی کسی که بخاطر یه دقیقه حرف زدن با من خودشو به اب و اتیش میزد چرا باید همچین حرفی بهم بزنه.من فک میکنم شاید کسی دعا گرفته برامون که از هم جدا بشیم.من هر چه قدرم بهش توهین کردن هزینش جدایی نبود هزینش قهر کردن بود نه ترک من درسته؟


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    شاید تازه داره خود واقعیشو نشون میده.سعی کن بیشتر راجبش تحقیق کنی.منم به دعا اعتقادی ندارم.
    تو این جور مواقع یه ذره ملایمت و چرب زبونی و صبر خیلی کمک میکنه...
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    خیالتون راحت باشه دعا و امثال اینا هیچ قدرتی در برابر قدرت خداوند نداره
    و مطمئن باشید که اگه خدا چیزی رو به شما ببخشه هیچ بشری توان گرفتن اونو از شما نداره
    و این در دعای یستشیر اومده
    پس آسوده باشید که قدرت حقیقی به دست خداست و همه چی به اراده و خواست خدا رقم میخوره و خدا برای هیچ کسی بد نمیخواد
    شرایط پیش آمده بخاطر دعا نیست بخاطر از کوره در رفتن شماست
    من درک میکنم که شما از سر علاقه بد وبیراه گفتید اما بدو بیراه گفتن نتیجه عکس میده
    اول سعی کنید آرامشتون رو بدست بیارید طوری که اگه رفتار باب میلی از نامزدتون ندید بتونید به خودتون مسلط باشید
    بعد با یه دسته گل برید و با یه لحن خوب با محبت با همسرتون صحبت کنید و بگید که چقدر بهش علاقه مند هستید
    و بابت حرفایی که زدید واقعا متاسفید
    و قلبا اون حرفارو نزدید و احساس قلبیتون دوست داشتنه
    بگید اونو دوست دارید رابطتون رو  و زندگیتونو دوست دارید
    حتما از حرفایی که زدید خیلی رنجیده اما مطمئن باشید اگه مهربونی و ابراز احساسات کنید همه چی به خوبی حل میشه
    شاید اولش پستون بزنه و نخواد حرفاتون رو بشنوه 
    خودتون رو آماده کنید که اگر برخورد مناسبی نداشت دلسرد نشید
    و فکر نکنید که کوچیک میشید قبول اشتباه و ابراز علاقه نشان بزرگی شماست
    اگه رفتار خوبی از نامزدتون ندید شما حالت و لحن خودتون رو حفظ کنید و با محبت بمونید و عصبی نشید نرم میشه مطمئن باشید که نرم میشه
    از خدا بخواهید که بهتون قدرت بده تا به خودتون مسلط باشید
    ءان شالله درست میشه
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دو هفته ازش معذرت خواهی کردم  و هر وقت جواب رد میشنیدم ازش بهش میگفتم به درک که اشتی نمیکنی و از این حرفا
    بعنی از روی ناراحتی و ناچاری که چرا برنمیگردی مجبور میشدم باهاش تند بشم بعد از ده دقیقه میگفتم ببخشید دست خودم نیست من دوست دارم تهدیدت میکنم که تحت فشار باشی و برگردی ولی هیچوقت از عمد بهش نمیگفتم از ناراحتیم بود اون حرفا
    امیدوارم نرم بشه و برگرده ولی خودم امیدی ندارم ولی اگه برنگشت هم سرش سلامت یکی بهتر از من گیرش میاد
    توی هیستوری چت هامون تمام حرفاش هست چند نمونشو مینویسم بعد خودتون قضوت کنید
    1-من تو رو با دنیا عوض نمیکنم
    2-حق داری قهر کنی ،دعوام کنی ،اشکمو در بیاری ولی حق نداری بری
    3-تو شوهر ایندمی و اگه خواستگار داشتم رد میکنم
    4-من عاشقتم و عشق منطق نمیشناسه منم یهویی ازت خوشم اومد دست خودم نیست
    این ادم الان میتونه منو ترک کنه؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    با این وجود اون خانوم نامزدتون خیلی آدم احساساتی هست
    من درک میکنم که اگه گفتین به درک یا بد بیراه گفتید از سر علاقه بوده اما
    ممکن نامزد شما انقدر ناراحت شده باشه که فکر کنه واسه شما انقدرام مهم نیست اون که نمی دونه وقتی شما میگید به درک چی تو قلبتون میگذره
    وقتی که ازش معذرت خواستید و ابراز تاسف کردید بهش ابراز علاقه کنید و اگه قبول نکرد واکنش منفی نشون ندید برعکس خیلی با محبت و نرم رفتار کنید
    تا یه حدی که خیلی هم از شور به در نشه قدر اشتباهتون عذر خواهی کنید و بعدش ابراز علاقه کنید
    بعدم انقدر نا امید نباشید
    به خدا توکل کنید و از خدا با امید کمک بخواهید مطمئنا خدا کمکتون میکنه و نامزدتون قطعا اگه دوستتون داشته باشه بر می گرده
    فقط به هیچ عنوان واکنش منفی نشون ندید
    هر حرفی هم که شد به خودتون مسلط باشید
    التماس و زاری و تهدید نکنید چون جواب معکوس میده
    فقط خیلی آروم با آرامش و مهربون بهش ابراز علاقه و اظهار تاسف کنید
    ءان شالله حتما بر میگرده
    وقتی تهش میگید به درک کارتون رو خراب میکنید چون نامزدتون که ته دل شما نیست
    حس میکنه واستون بود و نبودش فرقی نمی کنه بهش بگید که اینطور نیست
    بگید که براتون خیلی مهمه
    و بگید که با تمام وجود دوستش دارید
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    اره دقیقا همینطره
    اخرین ایمیل بلندمو بهش زدم 3 روز پیش و توش دلیل کارامو گفتم گفتم من از ناچاری تهدید میکردم  و اونا حرف من نبود ولی من از ته دلم تو رو  دوست دارم از مادرم بیشتر نباشه کم تر نیست میزان علاقه ی من به تو.داداششم دو بار از بغل خونمون رد شدن سلام کرد بهم خیلی با خوشرویی با خودم گفتم اگه بفهمه چه قضاوتی راجب من میکنه    گفتم بخاطر از دست دادنت اینقد ناراحت بودم که میگفتم به درکو  و از این حرفا.خلاصه یه نامه بلند و خاطرات خوبی که با هم داشتیم رو باهاش مرور کردیم به دور از هیچ متن تنش زا که باعث ناراحتیش بشه.یه جوری نوشتم که یکم نرم تر بشه نه اینکه بدتر بشه.
    ای کاش دختره یکم باز تر فکر میکرد یکم بزرگتر فکر میکرد یکم عاقلانه تر کار میکرد
    من نمیتونم خودمو گول بزنم که اگه این نشد میرم یکی دیگه جالبه داداش خودشم همینوطر شده خانواده نامردش گفتن فعلا زوده و پسره گفته من بهش دل بستم نمیتونم کنار بکشم.منم مثل اونم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام به نظر من دعا وجود داره البته رفتار خودونم بی تاثیر نبوده اما هستن کسایی که انقدر فتنه بر انگیز هستن چشم ندارند خوشبختیه دیگریو ببینن به خاطرش هزینه ها می کنن که بخت یک جوونو ببند یا زندگی ها رو به هم بریزند شما هم حتما یک جا برید که سردی که بینتون ایجاد شده رو از بین ببرن و در کنارش تلاشهای روانشناسانه دوستان رو هم انجام بدین من که به چشمام دیدم که باور کردم هیچکس هیچجور نمیتونه این چیزارو رد کنه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    همه چی درست میشه به خدا توکل کنید و امیدوار باشید و حتی میتونید بهش بگید که امیدوارم منو ببخشی خودتم میدونی که چقدر میخوامت
    از واژه های مثبت استفاده کنید
    به امید خدا حتما بر میگردن
    به خودتون مسلط باشید
    و اگه قرار شد باهاش حرف بزنید با ناراحتی و یاس و نا امیدی حرف نزنید با عشق و علاقه و حس مثبت حرف بزنید
    همه زن و شوهر ها و نامزد ها بار ها و بارها به اختلاف نظر میخورند و ممکنه بحث کنند
    قرار نیست که اگه یه بحث پیش اومد همه چی تموم شه
    البته باید حواستون هم باشه که توهینه بدی نکنید
    حالا هم کاری که شده این اتفاق واسه هر کسی ممکنه پیش بیاد
    نمی تونید زمان رو به عقب برگردونید اما میتونید عذر خواهی و ابراز تاسف کنید
    و بیشتر از اون ابراز علاقه
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    ممنونم بابت کمکتون
    جمعه پدر مادرم دارن میرم خونه ی بابابزرگش تو روستا
    چون خودشون اخر هفته میرن خونه پدربزرگش پدر مادر منم قراره برن سری به بابای باباش بزنن.
    اونجا مادرم میتونه تنها گیرش بیاره و راحت حرفای منو بهش برسونه ولی من گفتم هیچی بهش نگه انگار نه انگار اتفاقی افتاده خیلی معمولی باهاش برخورد کنه و هیچی بهش نگه من الان از شنبه دیگه مزاحمش نشدم
    اونجا که گفتید همه چی قرار نیست با چند تا حرف تموم بشه منم دقیقا همینو گفتم من گفتم اگه قرار باشه  با چن تا حرف از پیشم بری چه جوری بعد تو زندگی با هم کنار بیایم بعد اومده میگه حالا شناختمت معلوم نیست بعدا قراره چه حرفایی بارم کنی که اینطوری میگی.من منظورم از این حرف این بود که اگه  سر چند ت حرف بیخود اینطوری میکنی بعدا به مشکل برمیخورما ولی این فک کرد من منظروم این بود که این حرفام چیزی نیست قراره بدتر از اینا بگم و تو نباید با این حرفام بری حالا هر چی بیا توضیح بده منظروم چیه اون قبول نمیکنه.دختره الان ذهنیتش راجب من تغییر کرده فک میکنه یه ادمی هستم که هر چی از دهنم بیرون میاد میگم.من جلو دوستام و فامیل یه ادم خیلی ساکت و کم حرفم چه  برسه به کسی فحش بدم و چه جوری میتونم باز به تو بد و بیراه بگم بعد میگه خوبه زبون نداری داشتی دیگه چی بارم میکردی همش سو تفاهم
    ممنون ازتون

     

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •