تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با خانواده ام مشکل دارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mastaneh joon
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 10

با خانواده ام مشکل دارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام و تشکر
    من 32 سال سن دارم و با خانواده زندگی می کنم و حدود 2 سال نامزدی کردم متاسفانه مادرم ادم دهن بین و عصبی میباشد و به شدت تحت تاثیر سایرین قرار میگیرد و همچنین خواهرم تاثیر فوق الاده بدی روی او دارد و از انجا که خواهرم حس حسادت دارد مدام در حال تحریک کردن او میباشد و این باعث بد رفتاری مادرم با خانواده همسرم میشود و مادر نامزدم هم مدام از رفتار بی منطق مادرم می نالد و از انجا که میدانم حق با اوست حرفی برای گفتن ندارم حتی بعد دو سال مادرم فقط برای چند ماه بیشتر قصد به هم زدن نامزدی را دارد در حقیقت من از زندگی با انها به شدت خسته شده ام و حتی تصمیم گرفتم اگر مادرم نامزدی را به هم ز دیگر تحت هیچ شرایطی با انها زندگی نکنم لطفا راهنمایی کنید من با انها چه کنم
     [hr]در ضمن اولین فرزند خانواده هستم و تنها فرد دانشگاه رفته ای خانواده هستم کاملا مستقل هستم حتی منزلی هم خرید کردم و خواهرم همیشه از اینکه باید پول از بابا بگیرد و بیکار است مینالد و دعوا راه میاندازد و من بیشتر وقتها بیرون خانه میروم تا ارامش داشته باشم و واقعا خانه به جهنم تبدیل شده است چون مامان به ساز او مدام میرقصد حتی برادرم قصد جدا شدن و رفتن از منزل را پیدا کرده است
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    **شادی** آواتار ها
    سلام مستانه عزیز
    بهمیاری خوش اومدین...
    شما مادر محترمتون رو یه فرد دهان بین و عصبی معرفی کردین... افراد دهان بین معمولا خوش باور هستن اما نه تو همه زمینه ها و نه نسبت به تمام افراد... مامان شما این حالت رو نسبت به مسایل روزمره زندگی داره و براحتی تحت تاثیر خواهرتون قرار میگیره...
    تغییر عادات مامانتون بخاطر سنش تقریبا سخت و شاید غیرممکن باشه اما خواهرتون رو چرا, میشه تغییراتی تو رفتار یا عاداتش بوجود آورد در این صورت باز هم مامانتون از خواهرتون تاثیر میپذیره اما تاثیر مثبت, نه تاثیراتی تو جهت آزار شما و برادرتون...
    قبل از همه باید این رو بپذیرین که این کسی که در مقابل شما قرار گرفته خواهر شماست نه دشمنتون و این رفتارهای منفی یا حسادت ورزیدنهاش نه از سر دشمنی با شماست و نه حاصل نفرت و بیزاری,  بلکه به علت ضعف و عزت نفس پایینشه ... بنابراین شما با خواهرتون در نیفتادین بلکه با ضعفها و کمبودهاش درافتادین پس اگه هم قرار باشه کاری انجام بدین باید ضعفهای خواهرتونو هدف بگیرین نه شخص خودشو...
    از شما که بزرگتر عاقلتر فهیمتر و تحصیلکرده تر هستین انتظار میره موقعیت خواهرتون رو درک کنین و کمی بهش حق بدین که در مقایسه با شرایط شما خودش رو در سطح پایینتری ارزیابی کنه و درنتیجه ی این مقایسه ی اشتباه دست به چنین عکس العملهای نابجایی بزنه...هدف اون خراب کردن زندگی شما یا ناراحت کردن برادرتون نیست هدف اون مطرح کردن خودشه و چون دستاویز مثبتی برای اینکار نداره دست به این کارهای منفی میزنه تا خودش یکه تاز میدان دیده بشه...
    موافقین درباره شیوه هایی برای صمیمت و کمک به خواهرتون برای پیدا کردن راه مناسب و دست کشیدن ازینکارهاش صحبت کنیم؟اگه موافقین, درباره خواهرتون بیشتر توضیح بدین لطفا... سن, تحصیلات, خصوصیات شخصیتیش و ...
    با اینکار هم به خواهرتون کمک کردین و هم مامانتون که تحت تاثیر مستقیم خواهرتون قرار داره تاثیرات مثبتی ازش میگیره در نتیجه آرامش هم به زندگی شما برمیگرده...
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با تشکر
    بله خواهرم 28 سال سن داره و بیکار به کلاسهای متفاوتی فرستادیمش بلکه برایش بهتر باشد اما فایده نداشت دیپلمه هست دانشگاه پیام نور حقوق می خواند اما متاسفانه هر ترم از مثلا 6 درس حداقل 5 تارو میافتاد  که این باعث شد خانواده بش سر ادامه تحصیل گیر بدن و از انجا که خودش میگفت این همه بخونم بعد توی خونه بشینم دیگه ادامه نداد متاسفانه اینقد اخلاق بدی داره که یک بار نامزدی کرد و پسره به راحتی به برادرم  گفت من نمیدونم خواهرت از زندگی چی می خواهد و پس از چند ماه به خاطر اینکه خواهرم حرمت خانوادهاش را  یعنی تو حرف زدن به نامزدش که چه میدونم این خواهرت چرا اینطوره اون زشته و.... پسره با توهین به خانواده همه چی رو بهم زد البته اون موقع فقط چند روز خواهرم قبول کرد اشتباه خودشه اما بعد روز از نو و روزی از نو حالا باز رفته تو جلد مامان که بریم خارج که فلانی رفته و بهمانی رفته و...حالا بیشتر من موندم چکار کنم  مثلا مادر نامزدم شیرینی فرستاده خونه مامانم زنگ زده جای تشکر گفته چرا فرستادی ما نمی خوریم من به مستانه گفتم بندازه یا ببره کار اون هم چیزی نگفته به من گفت چرا مامانت اینطور کرد من ناراحت شدم من هم دوس داشتم دهن زمین باز کنه اخه اگه این رفتار محدود به خونه بود ادم تحمل میکرد اما جلوی غریبه بده خانواده هم تف سر بالاست والا دارم اسی میشم مرسی

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    **شادی** آواتار ها
    مستانه جان باید به این نکته مهم توجه کنین که برای تغییر یا اصلاح رفتار خواهر شما همیشه وقت هست اما اگه تو این بین زندگی شماو نامزدتون لطمه ای ببینه شاید هرگز برای جبرانش زمان نباشه پس اولین اولویت رو بذارین برای پیگیری کارهای ازدواج و شروع زندگیتون چون این آزارو اذیتهای بظاهر کوچیک خواهرتون کم کم رو هم جمع میشه  و خدای نکرده خسارتی بزرگ بوجود میاره...

    و اما درباره خواهرتون...
    خب پس خواهر شما یه تجربه عاطفی ناسرانجام داره, تو دانشگاه نتونسته موفق باشه و انصراف داده ,و درحال حاضر هم بیکاره…
     در مقابل شما الان درشرف ازدواج هستین ,تحصیلات دانشگاهیتون رو به پایان رسوندین ,و صاحب شغل و درآمد مستقل هستین...

    البته که اصلا نمیشه گفت خواهر شما حق داره ناراحت باشه و این رفتارهای مخرب رو بروز بده, یه فرد سالم تو چنین شرایط خوشبختی وموفقیت اعضای خانوادش رو باعث سربلندی خودش میدونه و تمام تلاشش رو برای کمک به پیشرفت خانوادش انجام میده اما کسی که حسادت روی دلش سایه انداخته باشه نه تنها ازین پیشرفت خوشحال نمیشه بلکه بجای اینکه تلاش کنه خودش رو بالا بکشه و همسطح اون افراد شه تلاش میکنه تا اونهارو پایین بکشه و همسطح خودش کنه تا ضعیف بودن و موفق نبودن خودش به چشم نیاد… پس میبینین حسادت یه احساسیه که اگه بطور مثبت بکار گرفته شه باعث پیشرفت و جبران میشه اما اگه مثل خواهر شما تو جهت منفی بکار گرفته بشه برای پوشوندن ضعفها و کمبودهاست...

    سوالی ازتون دارم, تا حالا شده بخاطر موقعیت بهتری که دارین تو رفتار با خواهرتون دچار غرور بشین؟
    و یا ایشون رو بخاطر شکستها یا عدم کفایتهاش سرزنش کرده باشین؟چه تو صحبتهای دوستانه و چه تو دعوا و جرو بحثها...

    اگه چنین ارتباطی بین شما حاکم هست یعنی غرور و سرزنش از طرف شما, اکیدا توصیه میکنم تا تغییر رویه بدین چون مهمترین عامل محرک واکنشهای منفی در ایشونه...بجاش برخوردی حمایت کننده و دلگرم کننده داشته باشین, اشتباهات و تجارب تلخ گذشتش رو نسبت بدین به جوونی و ناپختگیش,  فلشهای تقصیر رو از روی خواهرتون وردارین  و با گوشزد کردن نقاط مثبت و توانمندیهاش کمک کنین اعتماد بنفس ازدست رفتشو بدست بیاره, تو کارهاتون ازش نظر بخواین (هرچند بدونین نظرش منفی و مخربه شما نظرش رو عملی نکنین اما این نظرخواهی رو تو ظاهر انجام بدین) هرازگاهی از درآمدتون بهش کمک مالی کنین یا چیزهایی رو که نیاز داره براش بخرین...

    ببینین من کاملا متوجه هستم که رفتارهای منفی ایشون چقدر شمارو آزرده کرده و چقدر سخته که با چنین شخصی مهربون باشین یا براش هدیه بخرین اما خواهش میکنم همیشه اینو به خودتون یاداوری کنین که" طرف من خواهرمه نه یه غریبه که براحتی ازش بگذرم خواهرم شرایط و گذشته خوشایند و قابل افتخاری نداشته بنابراین موقعیت خوب من باعث میشه خواهرم خیلی تو خانواده یا فامیل حقیر و پایینتر از من بچشم بیاد پس خواهرم نیاز به کمک داره نیاز به حمایت و دلگرمی داره تا بتونه خودش رو بصورت مثبت ابراز کنه با جبهه گیری و مقابل بمثل فقط کمک کردم تا حالتهای منفییش تقویت بشه"

    من تو پست قبل هم اشاره کردم که "" شما با خواهرتون در نیفتادین بلکه با ضعفها و کمبودهاش درافتادین پس اگه هم قرار باشه کاری انجام بدین باید ضعفهای خواهرتونو هدف بگیرین نه شخص خودشو ""

    پس کاری که شما باید انجام بدین اینه که بیشترین تلاش و تمرکزتون برای شروع کردن زندگیتون باشه تا از آسیبها یا خسارتهای احتمالی درامان باشه و درکنار اون یه تغییر رویه تو رفتار با خواهرتون بدین و کارهایی رو که بالا عرض کردم انجام بدین...شاید تصور مهربون بودن سخت باشه چون ذهنیت منفی ای نسبت به خواهرتون دارین اما اگه این ذهنیت منفی رو کنار بذارین میبینین که مهربون بودن و کمک کردن به خواهرتون نتنها سخت نیست بلکه خیلی لذت بخشه چون هم یک انسان دیگه رو به آرامش رسوندین هدایتش کردین به سمت پیشرفت و موفقیت و از طرفی مادرتون که شدیدا تحت تاثیر ایشون هست هم تاثیرات مثبت و سازنده از ایشون میگیره و درنهایت خانوادتون گرمترو صمیمیتر میشه...
    موفق باشین...
     
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون
    نه اصلا با اون همچین رفتاری ندارم من تقریبا هر ماه کمک میکنم و حتی موقع عیدها به جز عیدی  مبلغی جهت کمک به اون و اون خواهرم میدهم مثلا ماه قبل با هزینه خودم 2 خواهرم را خواستم ببرم اصفهان و چن جای دیگه  اما حاضر نشد بیاد و حتی وقتی لباسی به عنوان سوغاتی برایش اوردم انرا بعد چند روز نپوشیده توی حیاط دیدم وقتی علت ر از اون خواهرم جویا شدم گفت که نمی خوادش نه اینکه خوشش نیاد چون به مامان گفت که مثلش یکی براش بخره حالا من مشکلم این است که با تاثیری که روی مادرم دارد باعث یک سری رفتار بد با خانواده نامزدم شده است که مادر شوهرم مدام از رفتار بد مادرم را انتقاد میکند که من بدم میاد اما از جهتی میدونم که حق دارد من الان میخوام این مشکلم حل شود و ازدواجم در خطر نیفتد مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    **شادی** آواتار ها
    مستانه عزیز
    افراد حسود دو دسته هستن:
    دسته اول آزاری به دیگران ندارن و با حسادتی که دارن صرفا خودخوری میکنن و درواقع به خودشون آسیب میزنن...
    برخورد صحیح با این افراد همدلی ,هم حسی, یاداوری توانمندیها ,به رخ نکشیدن شکستها ,فخر نفروختن ,سرزنش نکردن و این قبیل مسایل هست...

    دسته دوم برای برطرف کردن عطش حسادتشون متوسل به سنگ اندازی تو زندگی دیگران میشن تا با پایین کشیدن دیگران مقداری به آرامش برسن...
    برخورد صحیح با این افراد هم دور شدن و درامان نگه داشتنه زندگی از تیررس اهداف مخربشون هست...یعنی هر نسبتی که باشما دارن باید از زندگیتون دور نگهشون داری و ارتباط رو در حد دوری و دوستی حفظ کنی...

    حدس من این بود که خواهر شما جزو دسته اول هستش بنابراین بهتون پیشنهاد دادم که بنوعی دلش رو بدست بیارین و درواقع همون رفتارهایی که بالا عرض کردم...
    اگه شما واقعا این شیوه رو در پیش گرفتین و هیچ بهبودی تو خواهرتون مشاهده نکردین و رفتارهای آسیب زنندش به زندگی شخصی شما و نامزدت همچنان ادامه داره شما باید حفظ زندگیتون رو در اولویت قرار بدین و سعی کنین هرچی زودتر زندگی مستقلتون رو شروع کنین...

    اگه از رفتارهای ناپسندش با خانواده نامزدتون نگرانین راه درست اینه که صادقانه نامزدتون رو درجریان مشکل خواهرتون قرار بدین چون بهرحال تو آینده خواهر شما بنوعی با زندگیتون در ارتباط خواهد بود پس بهتره نامزدتون یه پیش زمینه از خواهرتون داشته باشه تا بعدها تو آینده حرفها یا رفتارهای مغرضانه خواهرتون نتونه آسیبی به زندگیتون وارد کنه...
    و البته طوری صحبت نکنین که از همین ابتدای کار نامزدتون نگرش منفی به خواهرتون پیدا کنه بهرحال اینم درنظر بگیرین که بمرور که شرایط زندگی خواهرتون بهتر بشه این رفتارهاش هم کم یا قطع میشه... مسئله رو طوری عنوان کنین که خواهرتون بخاطر شکست عاطفی و تحصیلی ای که داشته یه مقدار تندخو و حساس شده و نسبت به شرایط خوب شما غبطه میخوره بنابراین اگه حرف یا واکنش نابجایی نشون میده نامزدتون به دل نگیره و بذاره بپای شرایط روحی نامساعد ایشون... مطمئنا نامزدتون هم میتونن مادرشون رو تو این زمینه متقاعد کنن و دلهره شما ازین بابت تا حدودی رفع بشه...
    موفق باشین...
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام
    چشم حتما از راهنمایتون متشکرم اما یک مشکل دیگه که دارم این است که خواهرم از طریق مادرم ای توهینو انجام میده و از اون بدتر نامزدم ایران نیس و تا بیاد چند ماه طول میکشه که این استرس منرو زیاد میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    **شادی** آواتار ها
    خواهش میکنم...
    مستانه عزیز, ببینین شما شاغلین و خواهرتون بیکار پس طبیعیه که مدت خیلی بیشتری رو کنار مادرتون میگذرونه...

    بنظرتون چرا افراد بیکار بیشتر مبتلا به افسردگی میشن؟چون مشغولیتی جز فکر کردن به خودشون, مقایسه کردن دیگران با خودشون, و درنهایت خودملامتگری و احساس بی کفایتی ندارن... نمیخوام بگم خواهر شما مبتلا به افسردگیه اما یکی از دلایل عمده ای که باعث شده خواهرتون انقدر رفتارهای منفی درقبال شما داشته بشه همین بیکار بودنشه...

    گذروندن زندگی برای خواهر شما خلاصه شده تو سرک کشیدن توزندگی خواهر بزرگتر, مقایسه کردن خواهر بزرگترش با خودش, احساس بیکفایتی ,و درنتیجه تلاش منفی برای جبران اینهمه احساسات ناخوشایند...بعبارتی همون سنگ اندازی تو زندگی شما...

    من تو پست اول هم عرض کردم فکرتون رو زیاد درگیر تغییر مادرتون نکنین چون سن تغییرات ایشون گذشته اما ازینکه خیلی تحت تاثیر خواهرتونه میتونین با تغییر خواهرتون هم کمک به خواهرتون کرده باشین و هم کاری کنین که مادرتون که انقدر از ایشون تاثیر میگیره لااقل تاثیر مثبتی بگیره...البته این توضیحاتی رو که من درباره خواهرتون میدم اگه مطمئن هستین که بین خودتون و مادرتون میمونه میتونین به ایشون هم بگین تا حدودی درجریان نیت و علت رفتارهای دخترش قرار بگیره و کمتر تصمیماتش رو رواساس حرفهای ایشون بگیره...

    خب تا زمانیکه خواهرتون تو این شرایط منفی قرار داره واقعا عوض شدنش بعید بنظر میرسه...شمام که گفتین تو رفتارتون باهاش کوتاهی نکردین و درعین حال با خریدن هدیه یا کمک مالی و مسافرت بردن سعی دارین دلشو بنوعی بدست بیارین... پس اینکه اینکارها هیچ تغییر مثبتی تو ایشون بوجود نمیاره نشون میده زخمش عمیقتر از اینهاست و نیاز هست واقعا یه کمک اساسی به خود ماهیت زندگی ایشون بشه ...

    پیدا کردن کار واقعا سخته ولی اگه بتونین شرایط یه استخدام متناسب با تحصیلات و روحیه خواهرتون براش فراهم کنین کمک خیلی بزرگی بهش کردین...البته اگه همچین شرایطی پیدا شد بهتره شما بهش نگین چون احتمال زیاد با مقاومت ایشون مواجه میشین... شما تلاشتون رو بکنین اگه کار مناسبی پیدا شد بسپارین خبرش رو کسی دیگه ای به خواهرتون بده تا اینطور بنظرش بیاد که شما هیچ دخالتی نداشتین...

    من تقریبا مطمئنم که با سرکار رفتنش تا حدود زیادی این رفتارهاش کاهش پیدا میکنه البته همچنان عرایض پست قبل رو هم مدنظر داشته باشین یعنی تا جاییکه میتونین زندگیتون رو از دسترس ایشون دور نگه دارین و به نامزدتون هم یه پیش زمینه ای از شرایط خاص خواهرتون بدین...
    نامزدی شما یه نامزدی رسمیه یا اینکه قراره بعد از برگشتن ایشون رسما نامزد شین؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    با سلاماره یک نامزدی رسمی حتی خواستگاری و اشنا شدنمون کاملا سنتی بود مادرش من را دیده بود و بعد بقیه مراحل جشن بزرگی هم گرفتیم و تقریبا همه جا منو قفط به اسم زن فلانی میشناسن یک بار برایش کاری پیدا کردم اما اونجا سر ناسازگاری گذاشت و بعد یک هفته بیرون امد وجای دیگه ای خودش جایی رفت بعد یک ماه با دعوا اونجارو ول کرد بعد اون  با دوستش کار تو خونه بش میداد این انجام میداد و براش میبرد بعد 2 هفته ول کرد من میتونم بخاطر شرایط کاریم و داشتن کلی اشنا راحت کار پیدا کنم اما میدونم بعد کمی زمان با دعوا یا قهر ول میکنه و از انجا اینها اشنا هستن باعث رو در بایستی من گردد
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    **شادی** آواتار ها
    مستانه عزیز همونطور که اشاره کردم سعی کنین خواهرتون به هیچ عنوان متوجه نشه شما کوچیکترین دخالتی تو  کاری که براش پیدا شده داشتین...

    تو خونه مواظب باشین زیاد از محسنات و علاقه نامزدتون, برنامه های خاصی که برای مراسم عروسی و زندگی آیندتون دارین و این قبیل مسایل صحبت نکنین...حداقل در حضور خواهرتون...

    خیلی از میزان درآمد, ارتقای شغلی یا تشویقها و پاداشهای محل کارتون تو خونه صحبت نکنین...

    وقتی همه دور هم جمع هستین نقاط قوت خواهرتونو هرچند ساده باشن خیلی پررنگ جلوه بدین مثلا تعریف از آشپزیش یا خونه داریش یا چهره و اندامش...

    گاهی تو جمع (نه فقط خطاب به خواهرتون) یه مثالهایی از اطرافیان یا حتی یه مثالهای خیالی بزنین و با جزییات تعریف کنین که دختری که تحصیلات دیپلم داشته یا ازدواج و نامزدی ناموفق داشته الان ازدواج کرده و خیلی راضیو خوشبخت بنظر میرسه...

    سعی کنین با مادرتون درباره "علت" این رفتارهای خواهرتون صحبت کنین و اینطور نباشه که میخواین نظر مادرتون رو نسبت به خواهرتون تغییر بدین یا آگاهش کنین که ایشون نسبت به موقعیت شما دچار حسادت شده ,بلکه دلسوزانه صحبت کنین و راههایی رو برای بهتر کردن شرایط خواهرتون یا مراعاتهایی تو صحبتها و رفتارها,به مادرتون پیشنهاد بدین...
    موفق باشین...
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •