تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 191

صفحه‌ها (20): صفحه 11 از 20 نخستنخست ... 910111213 ... آخرینآخرین

میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:101#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام مریم جون
    حالا راه هایی که به ذهن خودت اومده چه چیزایی هستن عزیزم؟!

     

  2. ارسال:102#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ویونا شاکری' pid='37377' dateline='1387354140'
    سلام مریم جون
    حالا راه هایی که به ذهن خودت اومده چه چیزایی هستن عزیزم؟!

     

     
    متاسفانه راه خاصی به ذهنم نیومده ویونا جان
    خیلی هم فکر کردم ولی راه به خصوصی نیومد به ذهنم.

  3. ارسال:103#
    سلام
    ببخشید که پابرهنه پریدم وسط مشاوره هاتون ولی خب میخواستم  ی چیزی بگم.
    من اعتراف میکنم که اوایل فکر میکردم مریم خانم بخاطر شرایط روحی که بعد از فوت عزیزانشون بدست اوردن، دنبال ی فردی هستن (خودشیفته) که همه عالم و آدم رو تحقیر کنه چون فک میکردم ایشون از همه چیز و همه کس دلزده شدن، بعد میخواستم معیاراشونو ی ذره تغییر بدم یعنی چندتا از خصوصیات ی فرد خودشیفته رو به عنوان معیارشون قبول کنن مثل غرور و تکبر و .... ولی خب بعدش که فهمیدم حامد هم آدم خودشیفته ای بوده و قبل از اونم در 16 سالگی عاشق ی فرد خودشیفته بوده پس میشه گفت که واقعا ایشون از چنین فردی خوشش میاد و یقینا با چنین شخصی هم به  نهایت خوشبختی میرسه شکی هم در این نیست.
    حالا من از شما دوستان میخوام که نیایید اینجا درباره فرد خودشیفته صحبت کنید چون مریم خانم همه اینارو خیلی بهتر از ما میدونن، ایشون دنبال راه حل هستن که چجوری ی فرد خودشیفته رو پیدا کنن.
    مریم خانم قبول کنید که پیدا کردنش ی کم سخته ولی امکانپذیره، همیشه ی راهی وجود داره و امیدوارم که هر چه زودتر اون راه رو پیدا کنین.


     

  4. ارسال:104#
    مریم عزیزم مدتیه با خودم کلنجار رفتم که نظرم رو بگم یا نه ؟ چون شما میگید در اینکه معیارتون درسته هیچ شکی ندارید فقط شخص مورد نظر رو نمی تونید پیدا بکنید ولی من میگم معیاری که شما انتخاب کردید اشکال دارد شما عاشق کسی بودیدکه  خود شیفته بوده ( روحش شاد ) ولی شما انقدر علاقه تون به این شخص زیاد بوده که این اخلاق ایشون براتون جذاب بوده و ازش لذت میبردین . چه بسا اگه وارد زندگی میشدید به دلیل این اخلاقش ادامه زندگی با ایشون براتون میسر نمی شد یا حداقل موجب ازارتون میشد در دراز مدت . ولی حالا که ایشون رو از دست دادین علاقه تون چندین برابر شده امیدوارم ناراحت نشید ولی علت اینکه شما دنبال یه فرد خود شیفته میگردین اینه که هنوز ایشونو فراموش نکردین ( البته من نمی گم ایشون رو کاملا فراموش کنید ولی حداقل زخمتتون باید التیام پیدا کنه ) در واقع شما دنبال یه فرد خودشیفته نمی گردین شما دارین دنبال مشابه یا کپیه نامزد قبلی تون میگردید و پیدا کردن اون غیر ممکنه چون هیچ کس شبیه یکی دیگه نیست . تا وقتی که اقا حامد جلو چشم شماست  و حتی امضاتون هم اسم ایشون هست به کس دیگه ای نمی تونید فکر کنید اول این مشکل رو حل کنید (چه مدت از زمان در گذشت ایشون میگذره؟)

  5. ارسال:105#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='37347' dateline='1387316992'
    مرسی هانی
    بله اکثر مردها یه غروری دارن که خاص خودشون هست. اینو قبول دارم اما منظورم همون اختلال شخصیت خودشیفته بود.
    خب منم درسته مثل همه ادم ها از شان و منزلت انسانی بهره مند هستم، ولی چنین چیزیو با چشم باز و به انتخاب شخص خودم خواستم. کسی بهم تحمیل نکرده که بخوام گله مند باشم مثلا بگم منی که اختلال شخصیت نداشتم چرا نصیبم چنین ادمی شد؟!! ضمنا ادم های خودشیفته هم از شان و منزلت انسانی بهره مند هستن.
    مثلا ممکنه شما فوق دکترا داشته باشین اما دلتون بخواد توی دبیرستان درس بدین. خب این یه انتخاب شخصیه و چون خودتون خواستین اصلا ایرادی نداره.
    درون من اینو میخواد و کاش یه پاسخ بیرونی برا این میل شدید درونی ام پیدا میکردم.

     
    یعنی از دوران کودکی و نوجوانی و ... همیشه دوست داشتید از راه تحقیر شدن ارضا بشید؟
    این گرایش یه جوری در شخصیت شما شکل گرفته یا یه حادثه و واقعه ی دردناک بوده که بار عاطفی زیادی داشته و به طور ناخودآگاه این حس رو در درون شما ایجاد کرده یا این تحقیر رو همون طور که یکی از دوستان هم اشاره کردن در فیلم ها دیدید و از طریق مشاهده این رفتار رو یادگرفتید .

    در مورد مثالتون ...من فوق دکترا هم اگه فرضا داشته باشم چون اصل تدریس برام مهم هست فرقی نداره که معلم بچه ها باشم یا معلم بچه های بزرگتر درون من میگه شان انسان در هر شغل و موقعیتی باید حفظ بشه. ممکنه فوق دکترا باشم و مثلا تو یه دانشگاه معتبر تدریس کنم ولی وقتی ببینم به دست آوردن ایم موقعیت به معنای از دست دادن منزلتم و شان و شخصیتم باشه ؛ اون کار رو رها میکنم و وارد همون مدرسه میشم که ارزش و شان ام حفظ بشه .

    درون من میگه حفظ شان و منزلت ولی بیرون دارم مواجه میشم با تحقیر.پس کار رو رها میکنم و جایی میرم که شانم حفظ بشه.


    چیزی رو که درونی کردی برای خودت باید از "تحقیر" تغییر بکنه به چیزهای ارزشمند دیگه. مثلا به جای ارضا شدن از راه تحقیر ؛ ارضا شدن از راه های بهتر و معقول تر.






     

  6. ارسال:106#
    maryam.azadeh آواتار ها
    عصر یخبندان عزیز
    حرفاتون کاملا درست هستن. ممنون که اینقدر خوب منو درک کردین.
    میدونم که سخته ولی خب من چشم انتظار هستم که پیدا بشه.
    نمیدونم چی جوری ولی خیلی دلم میخواد چنین اتفاقی بیافته.

    ______________________

    ستاره جان
    حرفاتو در کل قبول دارم. ولی من در اوج زجر کشیدن بابت عجیب غریب ترین رفتارها و چالش های پیچیده ای که حامدجان باهام داشت، در عین رنج کشیدن به اوج لذت میرسیدم. من حتی گاهی وقتها بعد از همین رفتارهای به قول دوستان غیر نرمال ایشون، با شنیدن اسمش یا فکر کردن به اسم یا چهره اش، ارضای جنسی میشدم و صرف نظر از مساله جنسی، تمام کمال عاشقش بودم. رفتنش و خصوصا نحوه رفتنش، سنگین ترین ضربه رو به من زد.
    من دنبال کپی ایشون نیستم چون میدونم وجود خارجی نداره ولی درونم بهم میگه فقط باید یه ادم خودشیفته رو پیدا کنی. با تمام وجودم به این نتیجه رسیدم.
    ادم کم سن و سال و خام و بی تجربه ای نیستم توی عمرم ادم زیاد دیدم همه رقم اش رو هم دیدم. ولی وقتی به این نتیجه رسیدم یعنی روی یه حساب و کتابی بوده.
    از فوت حامد عزیزم پنج ماه و نیم میگذره.
    _______________________

    نیلوفر جان
    محتوای حرفت رو درک کردم. شما میگی که حفظ شان هر انسانی منوط به گریز از شرایطی هست که در اون شرایط تحقیر وجود داشته باشه.
    شما با اصل ارضا شدن توسط تحقیر مخالف هستین. همون چیزی که من دارم سخت دنبالش میگردم.
    میدونم اتفاقاتی که توی زندگیم افتادن در پیدایش این حس خیلی موثر بودن. ولی خب بهرحال الان اینطوری هستم و این حس بهم ارامش میده.
    خیلی تلاش کردم با کسانی که خب ادم های درست و حسابی هم بودن و باهاشون اشنا شده بودم، رابطه برقرار کنم اما حتی کمترین حسی نمیتونستم پیدا کنم و تازه برعکس، دچار حس بیزاری هم میشدم.
    در مورد فیلم هم فیلمی درین مضمون یادم نمیاد دیده باشم. اما کتاب چرا، زمانی که حامد عزیزم در قید حیات بود کتاب غرور و تعصب رو خوندم. اونجا هم یه دختری با یه مرد خودشیفته رابطه عاشقانه داشت و..........
    اما قبل از خوندن اون کتاب - که خب خیلی هم معروفه - من همین حس رو داشتم. شاید تشدید شد اما نه اونقدرها. بالاخره اینقدر بزرگ و بالغ هستم که یه کتاب، با این شدت نتونه تموم ذهن منو دگرگون کنه. اما قطعا بی تاثیر هم نبوده.
    حرف شما به لحاظ منطقی صحیح هست. اما منطق درون من از اون چیزی که خیلی ها بهش باور دارن و یا خوش شون میاد متفاوت هست.
    بازم تشکر.

  7. ارسال:107#
    سلام مریم خانم
    واقعا عذر میخوام اینروزا کاملا درگیر امتحانات و .... هستم
    خب میریم سر موضوع اصلی
    ببین دوست عزیز بنظر من شما هنوز درگیر هستید با مسئله دوست پسرتون که به رحمت خدا رفتند .
    چون شما به ایشون علاقمند بودید و یکی از خصوصیت بارز ایشون خودشیفتگی ایشون بوده تصور رو بر این گذاشتید هرکسی که خودشیفته باشد پس من هم به او علاقمند میشوند البته این کاملا به صورت ناخوداگاه بوده شاید بخاطر دلبستگی زیاد شما به ان خدا بیامرز بوده شاید مرور های ذهنی زیادی که از شخصیت ایشون داشتید  و ......
    بهرحال میریم سر موضوع اصلی شما دوست داری با کسی زندگی کنی که هیچوقت دوست نداشته باشه ؟ دوست داری با کسی ازدواج کنی همیشه خودشو حق به جانب بدونه ؟ دوست داری با کسی ازدواج کنی که خودشو تافته جدا بافته جامعه بدونه ؟

    در واقع كسی كه تصمیم می گیره  با فردی خودشیفته ازدواج کند باید بدونه  كه در زندگی مشترك باید
    تنها نقش یك برده را ایفا کنه  و به دنبال حق و حقوق همسری نباشد. به همین دلیل است كه شناخت افراد خودشیفته و اجتناب از ازدواج با آنها یكی از مسائل مهم زندگی محسوب می شود.

    دوست عزیز اگر هنوز تصور میکنید افراد خودشیفته میتوانند شمارو خوشبخت کنند یا حتی هنوز تصور میکنید ایده ال کسی هست که خودشیفته باشه .
    حتما مدتی به روانشناس مجرب مراجعه کنید چون حضوری بهتر میشه افراد را متقاعد کرد و مشاوره داد

     

     
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست

  8. ارسال:108#
    maryam.azadeh آواتار ها
    مرسی خانم اسماعیل زاده عزیز
    قبول دارم هنوز ذهنم با حامد درگیر هست. اما چیزی که در بدو امر در وجود حامدم دیدم و جذب ایشان شدم همین خصوصیتش بود. البته خب زمان که میگذره دلبستگی ها خیلی بیشتر میشن و کم کم تمام ویژگی های اون شخص در قلب و ذهن ادم جا میگیره. یه بخش از این احساسات هم به منطق و عقلانیت ممکنه ربط پیدا کنه. مثلا وقتی یه نفر در می یابه که عشقش خیلی متمول هست بیشتر به اون علاقمند میشه و یا متوجه بشه که عشقش خیلی خانواده دار هست و ادم سالمی هست و......... علاقه اش شدت بگیره.
    من کلمه به کلمه حرفاتونو قبول دارم. میدونم ادم های خودشیفته چنین ویژگی هایی دارن و دقیقا واسه هیچکس همنشینی با اینطور افراد، مطلوب نیست. اما دقیقا دوست دارم کسی کنارم باشه که اصلا منو دوست نداشته باشه و بهم به چشم برده نگاه کنه و خودشو تافته جدابافته بدونه و منم بر همین ذهنیتش مهر تایید بزنم. اون تحقیرم کنه و من لذت ببرم و ارضا بشم.
    ممکنه با خوندن حرفام تصور کنین مشکل شدید روانی دارم اما واقعیتش ادم نرمالی هستم توی جامعه و حقیقتا روانی نیستم. این میل قلبی منه. نمیدونم شما، نیلوفر و بقیه دوستان، منو چطور ارزیابی میکنین؟
    دوست دارم صراحتا بگین که چه فکری راجع بهم میکنین. اما تصورم اینه که ادم در بحث ازدواج، باید به دلش هم رجوع کنه وگرنه بعدا توی زندگیش با شکست مواجه میشه.

  9. ارسال:109#
    سلام
    واقعیتش من ی پیشنهادی دارم که البته میدونم خیلی ابتدایی ولی خب باید از یک جا شروع کرد دیگه.
    مریم خانم بنظر من ی سایت درست کنید که مثلا افراد خودشیفته بتونن بیایند اونجا و باهم مکاتبه کنند.(البته اسم سایت و محتواش طوری باشه که وقتی یکی تو گوگل سرچ کرد مستقیم بیاد به سایت شما).

  10. ارسال:110#
    maryam.azadeh آواتار ها
    پیشنهادتون خیلی جالبه عصر یخبندان عزیز
    من برا این قضیه حاضرم همه جوره هزینه کنم. فقط چه جوری میشه چنین اشخاصی رو دعوت به یه سایت خاص کرد؟
    یعنی با چه ترفندی و با چه خطابی؟

صفحه‌ها (20): صفحه 11 از 20 نخستنخست ... 910111213 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •