تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 191

صفحه‌ها (20): صفحه 15 از 20 نخستنخست ... 51314151617 ... آخرینآخرین

میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:141#
    esagh27 آواتار ها
    سلام مریم جانه عزیز.چندتا صفحه اول تاپیکت رو خوندم و خیلی واسم جالب بود اومدم نظری بدم و هميشه اين مساله رو دنبال میکنم.شما زمانی به خاستتون به راحتی میرسید که طرز فكر عامه مردم جامعه نسبت به ادمای خودشیفته تغيير کنه.شاید خود شما خوب بدونيد و حتی تو بعضی از کامنتهای دوستان هم بهش اشاره شده كه از دیده جامعه ما انسان های خودشیفته دچار اختلال روانی هستن و مشکل دارن و چنین افرادی رو پس میزنن.این یک واقعیته كه باید قبولش کرد.و متاسفانه همین واقعیت باعث ميشه كه اگه انسان خودشيفته اي هم وجود داشته باشه سعی در تغییر خودش و همسو شدن با جامعه بکنه و چه بسا توی خواستگارای شما همچین ادمي هم بوده اما به علت ترس از همون طرز فکر این مساله رو پنهون كرده باشه و یا عکس اینو به شما نشون داده باشه.امیدوارم هرچه زودتر به خواستتون برسید.شاید باورتون نشه اما این ارزو رو بیشتر از اینکه واسه خودم داشته باشم واسه شما دارم
    در پی رد و قبوله عامه خود را خر مساز/چونکه نبود کار عامی جز خری و خرخری--------گاو را باور کنند اندر خدائی عامیان/نوح را باور ندارند از پی پیغمبری

  2. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  3. ارسال:142#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ممنون نیلوفر جان
    در کل با حرفات موافقم.
    منم سادیسم و مازوخیسم( خصوصا اولی) رو تایید نمیکنم و بدیهیه که چنین افرادی بیمار هستن.
    _________________________

    اسحاق عزیز
    از لطفت سپاسگزارم.
    بله متاسفانه چنین واقعیتی توی جامعه وجود داره اما خوشبختانه اینجور افراد معمولا تابلو هستن و خوش شون هم نمیاد خودشونو تغییر بدن.
    ممنون از اینکه برام ارزوی خوب دارین.
    مشکل اینجاست که درصد افراد خودشیفته( خصوصا حالت شدیدش که من مدنظرم هست) در سطح جامعه بسیار کم هست و در نتیجه جستجو بسی دشوار هستش.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  4. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط esagh27

  5. ارسال:143#
    esagh27 آواتار ها
    مریم خانوم من فکر نکنم صرفا خودشیفته بودن طرف مقابلتون مد نظر شما باشه.از گفته های قبلی شما اینجور متوجه شدم که گویا شما قبلا با همچین شخصی رابطه دوستی داشتین یا ازدواج کرده بودین که به هر دلیلی الان دیگه وجود نداره.حالا دارم این سوال رو از خودم میپرسم كه اگه الان یه ادم خودشیفته گير بیاد و با مريم خانوم ازدواج کنه و بعد از ازدواج اون اقا رفته رفته نشون بده که اخلاقو رفتار خوبی نداره,اصلا به شما احترام نمیذاره و شما رو دوست نداره و حتی مشكلات اخلاقی داره باز هم خودشیفته بودن ایشون مريم خانوم ما رو ارضا خواهد کرد؟من مطمئنم اینطور نیست و شما احتیاج به يه ادم خودشیفته دارید كه در كنارش عاشقانونه شمارو هم دوست داشته باشه چون قبلا اینو تجربه كرديد و این کار شما رو صدچندان دشوارتر خواهد کرد متاسفانه
    در پی رد و قبوله عامه خود را خر مساز/چونکه نبود کار عامی جز خری و خرخری--------گاو را باور کنند اندر خدائی عامیان/نوح را باور ندارند از پی پیغمبری

  6. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  7. ارسال:144#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط esagh27 نمایش پست ها
    مریم خانوم من فکر نکنم صرفا خودشیفته بودن طرف مقابلتون مد نظر شما باشه.از گفته های قبلی شما اینجور متوجه شدم که گویا شما قبلا با همچین شخصی رابطه دوستی داشتین یا ازدواج کرده بودین که به هر دلیلی الان دیگه وجود نداره.حالا دارم این سوال رو از خودم میپرسم كه اگه الان یه ادم خودشیفته گير بیاد و با مريم خانوم ازدواج کنه و بعد از ازدواج اون اقا رفته رفته نشون بده که اخلاقو رفتار خوبی نداره,اصلا به شما احترام نمیذاره و شما رو دوست نداره و حتی مشكلات اخلاقی داره باز هم خودشیفته بودن ایشون مريم خانوم ما رو ارضا خواهد کرد؟من مطمئنم اینطور نیست و شما احتیاج به يه ادم خودشیفته دارید كه در كنارش عاشقانونه شمارو هم دوست داشته باشه چون قبلا اینو تجربه كرديد و این کار شما رو صدچندان دشوارتر خواهد کرد متاسفانه

    بله دوتا تجربه اشنایی با چنین افرادی رو داشتم.
    معیار اصلی و شرط لازم و کافی برا من همین مورد هست. اما خب بدیهیه که هرکسی دنبال ازدواج با یه شخص سالم( به لحاظ اخلاقی) هستش. من دیگه روی این موضوع مانوری ندادم چون فکر کنم همه ادم ها همینجور هستن و مثلا کسی دوست نداره طرفش معتاد باشه، اهل خیانت باشه، همجنسباز باشه و...........
    اما بهرحال هرکسی هرطوری و هرمدلی که باشه( در چارچوب اخلاق زندگی کنه) فقط کافیه که اختلال شخصیت خودشیفته داشته باشه و من هیچی دیگه غیر از این برام مهم نیست.
    خودشیفته باشه یعنی خودشو از همه چیز بیشتر دوست داشته باشه و طبعا عاشقانه منو دوست نداشته باشه و در زندگیش نقش یه ابزار رو داشته باشم و در خدمتش باشم. این منو ارضا میکنه از هر لحاظی.
    متاسفانه خوشم نمیاد کسی همسرم باشه که بخواد یه روزی بخاطر من از خودش بگذره.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  8. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط esagh27

  9. ارسال:145#
    esagh27 آواتار ها
    این چیزايی که شما گفتین منو یاد داداش خودم انداخت چون ایشون دقیقا همچین ادم خود شيفته ای هستش البته زن و بچه داره.اینو به این دليل گفتم كه بدونيد از این تیپ ادما هنوزم گير مياد و نا اميد نباشيد حتما يکیشون روزی به تور شما خواهد افتاد.اینم بگم كه هيشکي از این رفتار داداشم خوشش نمیاد و همه فکر میکنن روانيه.مریم خانوم شما هم ادم جالبی هستیدا.میخواستم يه شوخی هم باهاتون بكنم اما راستش ترسیدم ناراحت شید
    در پی رد و قبوله عامه خود را خر مساز/چونکه نبود کار عامی جز خری و خرخری--------گاو را باور کنند اندر خدائی عامیان/نوح را باور ندارند از پی پیغمبری

  10. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  11. ارسال:146#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ممنون اقا اسحاق که بهم امیدواری میدین
    ممکنه در مورد خصوصیت های رفتاری برادرتون یکم توضیح بدین؟ منظورم اینه که میشه بفرمایین چی جوری رفتار میکنن و مخصوصا اینکه چرا شما و احیانا بقیه از این رفتارهای ایشون خوششون نمیاد؟
    در مورد شوخی کاملا راحت باشین. البته تاپیک بحثش جدی هست اما من کلا با شوخی مشکلی ندارم.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  12. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط esagh27

  13. ارسال:147#
    esagh27 آواتار ها
    مریم خانوم باس به عرضتون برسونم این رفتارهای داداشم تا حدود زیادی برمیگرده به اصالت خانوادگی ما.چون پدر ما یه خانزاده بوده و لقب امیر رو داشته.هم پدر و هم عموهام این لقب رو داشتن و در اصل خونواده ما جزء خوانین بودن.البته بعد از انقلاب كه تقریبا تموم زمین های خوانین ازشون گرفته شد و به رعيت ها داده شد کم کم واژه خان هم برداشته شد و به ما كه رسید هیچيش نموند.(دی) اما خب ما از اسب افتاديم از اصل هيچوقت نميفتیم.حالا شما ببين رفتار خانها و خان زاده ها در قديم به چه شکل بوده و الان داداش من رو هم ببینید.حس برتر بودن نسبت به دیگران يا همون ارباب و رعیتی,خود بزرگ بینی,از بالا نگاه کردن به همه ادما,اینکه داداشم فكر میكنه همه چیز بايد مال خودش باشه و کسی حق اعتراض نداره,فکر ميکنه هرکاری خودش انجام ميده و هرچی که فكر ميكنه درسته و بقیه هيچی نمیفهمن.حالا بیرون خونه بخشی از این رفتارها تو وجود خود من هم هست اما راستش نه به این شدت.راستش تا یکی دوسال پيش دقیقا همین شکلی بودم اما الان کمي تجديد نظر کردم هرچند بعضی عادتها رو هيچوقت نمیتونم عوض كنم.و اما توی خونه اگه بخوام تعریف خوبی ازش بکنم ميتونم بگم داداشم یک انسان عصر جاهلیته كه زن رو يه وسیله واسه مرد میدونه.یه جورایی زن رو وسیله ارضای میل جنسی,پختو پزو بزرگ کردن بچه تازه اونم به بهترین شکل ممکن میدونه و لاغیر. تو رفتارش با بچه هاش هم باید بگم اینقدر به این دوتا بچه خودش مهر و محبت میکنه(البته از نظر خودش)كه بعضی وقتا احساس ميكنم این مهر و محبت داره بچه هاشو هل میده به سمت نابودی و متاسفانه به خاطر همین رفتارش تو خونه چند بار با همدیگه دعوامون شد.البته در حد درگیری لفظی(دی).فقط تنها خوبیش اینه وقتی من به بچه هاش امر و نهی میكنم هیچی نمیگه و اجازه ميده کارمو بکنم.چهار سال از من بزرگتره.تاریخ تولدامون هم جالبه اون اول فروردین سال پنجاه و نه به دنیا اومد و من اول فروردین سال شصت وسه.بنازم بابای خدابیامرزمو چقدر کارش دقیق بود1218:تازه تصميمم داشتم یه جوری ببرمش پیش یه روانشناس اخه این وسط من هم دارم دیوونه میشم از دست این رفتارش.هرچند مطمئنم روانشناسم دیوونه میکنه .تموم درددلو اهو ناله های زنش پیش من بدبخته.انگاری همه خونوادم از من انتظار دارن درستش کنم.منی که خودم هزارو يک مشکل دارم.این ته تغاری بودنم کار دستمون داد(دی)خلاصه ببخشید سرتونو درد اوردم
    در پی رد و قبوله عامه خود را خر مساز/چونکه نبود کار عامی جز خری و خرخری--------گاو را باور کنند اندر خدائی عامیان/نوح را باور ندارند از پی پیغمبری

  14. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  15. ارسال:148#
    Hello to person out there,
    With Christmas just around the corner I wanted to choose person a blithe leave of absence ripen spent with family and friends.
    Your prop up past 2013 — our official website - — has then again been hugely appreciated.
    All the quite best!
    You may also like:
    www.fitflopsale-australia.com
    www.monsterbeatsale.us
    www.fitflopstore.us

    https://www.facebook.com/FitflopSingaporeSaleOnline

  16. ارسال:149#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط esagh27 نمایش پست ها
    مریم خانوم باس به عرضتون برسونم این رفتارهای داداشم تا حدود زیادی برمیگرده به اصالت خانوادگی ما.چون پدر ما یه خانزاده بوده و لقب امیر رو داشته.هم پدر و هم عموهام این لقب رو داشتن و در اصل خونواده ما جزء خوانین بودن.البته بعد از انقلاب كه تقریبا تموم زمین های خوانین ازشون گرفته شد و به رعيت ها داده شد کم کم واژه خان هم برداشته شد و به ما كه رسید هیچيش نموند.(دی) اما خب ما از اسب افتاديم از اصل هيچوقت نميفتیم.حالا شما ببين رفتار خانها و خان زاده ها در قديم به چه شکل بوده و الان داداش من رو هم ببینید.حس برتر بودن نسبت به دیگران يا همون ارباب و رعیتی,خود بزرگ بینی,از بالا نگاه کردن به همه ادما,اینکه داداشم فكر میكنه همه چیز بايد مال خودش باشه و کسی حق اعتراض نداره,فکر ميکنه هرکاری خودش انجام ميده و هرچی که فكر ميكنه درسته و بقیه هيچی نمیفهمن.حالا بیرون خونه بخشی از این رفتارها تو وجود خود من هم هست اما راستش نه به این شدت.راستش تا یکی دوسال پيش دقیقا همین شکلی بودم اما الان کمي تجديد نظر کردم هرچند بعضی عادتها رو هيچوقت نمیتونم عوض كنم.و اما توی خونه اگه بخوام تعریف خوبی ازش بکنم ميتونم بگم داداشم یک انسان عصر جاهلیته كه زن رو يه وسیله واسه مرد میدونه.یه جورایی زن رو وسیله ارضای میل جنسی,پختو پزو بزرگ کردن بچه تازه اونم به بهترین شکل ممکن میدونه و لاغیر. تو رفتارش با بچه هاش هم باید بگم اینقدر به این دوتا بچه خودش مهر و محبت میکنه(البته از نظر خودش)كه بعضی وقتا احساس ميكنم این مهر و محبت داره بچه هاشو هل میده به سمت نابودی و متاسفانه به خاطر همین رفتارش تو خونه چند بار با همدیگه دعوامون شد.البته در حد درگیری لفظی(دی).فقط تنها خوبیش اینه وقتی من به بچه هاش امر و نهی میكنم هیچی نمیگه و اجازه ميده کارمو بکنم.چهار سال از من بزرگتره.تاریخ تولدامون هم جالبه اون اول فروردین سال پنجاه و نه به دنیا اومد و من اول فروردین سال شصت وسه.بنازم بابای خدابیامرزمو چقدر کارش دقیق بود1218:تازه تصميمم داشتم یه جوری ببرمش پیش یه روانشناس اخه این وسط من هم دارم دیوونه میشم از دست این رفتارش.هرچند مطمئنم روانشناسم دیوونه میکنه .تموم درددلو اهو ناله های زنش پیش من بدبخته.انگاری همه خونوادم از من انتظار دارن درستش کنم.منی که خودم هزارو يک مشکل دارم.این ته تغاری بودنم کار دستمون داد(دی)خلاصه ببخشید سرتونو درد اوردم
    مرسی اقا اسحاق
    اتفاقا خیلی خوب و دقیق توضیح دادین. از توضیحات شما کاملا مشخص شد برادرتون شخصیت فوق العاده عالی دارن و امیدوارم همسرشون قدر ایشون رو بدونن. بد تلقی شدن این خصوصیت ها اصلا برام قابل درک نیست. واقعا نمیفهمم چرا خود جنابعالی و یا دیگرون این مدل رفتارها و اینجور شخصیت ها رو بد و منفی میبینین؟
    منم دنبال کسی تقریبا با همین ویژگی ها و البته یه مواردی اضافه تر و یک مقدار شدیدتر میگردم. تموم هدفم از درست کردن این تاپیک، دریافت راهنمایی برای چگونگی پیدا کردن چنین ادمی هست.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  17. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط esagh27

  18. ارسال:150#
    esagh27 آواتار ها
    مريم خانوم این واژه شخصیت فوق العاده عالی رو درست میبینم؟يعنی واقعا شما اینجور شخصیتها رو فوق العاده میدونید؟اگه الان جلوم نشسته بودی همین لپ تاپمو چنان میکوبوندم تو سرتون که واژه شوهر واسه همیشه از ذهنتون بپره بيرون:d(شوخی)يعنی من اشتباه کردم تو شخصيت قبلی خودم دست بردم؟چرا همچین حسی ندارم؟اخه سبقه ای که از اون دوران یادم مياد اصلا جالب نيست.هميشه جلو چشم ادما بودیم.همیشه رو زبون همه بوديم.دوست,اشنا,فاميل يا حتی غریبه ها بدون اینکه بشناسنمون هم راجع به ما حرف میزدن.حتی من شخصی رو يادم مياد که تو یه جمعی داشت در مورد من حرف میزد بدون اینکه حتی بدونه طرفی که داره ازش حرف میزنه يکی از همیناست که جلوش نشسته.چه بسا خيلی وقتا فقط غیبتمونو ميکردن و ازمون بد میگفتن.حالا اگه تو يه شهر کوچیک هم زندگی کنید این قضیه پر رنگتر به چشم میاد.فکر كنم به خاطر همین مسائل خیلی جاها اسيب ديديم.حالا نمیدونم شاید اصلا دليلش چیزای دیگه بوده و من اشتباها فکر میکنم به خاطر این اخلاقو رفتارمون بوده
    در پی رد و قبوله عامه خود را خر مساز/چونکه نبود کار عامی جز خری و خرخری--------گاو را باور کنند اندر خدائی عامیان/نوح را باور ندارند از پی پیغمبری

صفحه‌ها (20): صفحه 15 از 20 نخستنخست ... 51314151617 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •