تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 191

صفحه‌ها (20): صفحه 18 از 20 نخستنخست ... 81617181920 آخرینآخرین

میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:171#
    m1392 آواتار ها
    سلام مریم جان من تازه عضوشدم ولی چندماهه که ازراهنماییهایی که برادیگراعضامیکردی استفاده میکردم.من بلدنیستم راهنمایی کنم.فقط خواستم بگم براکسی که ازدواج براش معناومفهومی داره چراکه ازدواج نکنه حالاهرکس براخودش معیارهای خاصی داره وهیچ کس هم نمیتونه معیارهای کسی روبی ارزش بدونه .اگه میخوای ازدواج کنی قرصهایی روکه مصرف میکردی روسعی کن دیگه مصرف نکنی.من خودم حتی روزی 25 تاقرص پروپرانولول مصرف کردم ولی تاثیری رومن نداشت.حالامن قصدازدواج نداشتم ولی به خاطرخونوادم مصرف نکردم.چون نمیخواستم متوجه حالمم بشن.ولی شمابه خاطرخودت هم که شده واینکه قصدشروع زندگی جدیدی روداری سعی کن مصرفشون نکنی.واینکه امیدوارم هرچه بزودترمردآرزوهات روانتخاب کنی وخوشبخت بشید.ضمنا تسلیت منوهم به خاطرفوت مادرت وآقاحامدبپذیر.موفق باشی.

  2. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  3. ارسال:172#
    maryam.azadeh آواتار ها
    اقای اسحاق
    در مورد بنگاه های همسریابی، دو مدل بنگاه همسریابی وجود داره یکی غیر رسمی هست که عملا محل اشنایی دختر و پسر و مکان فساد هستش.
    ولی مراکز رسمی همسریابی هم در سطح جامعه وجود دارن که توسط روانشناس ها اداره میشن و مراجعه به این نوع مراکز( قانونی) در واقع مراجعه به روانشناس هست که میشه همون پیشنهادی که سحر خانم و بقیه دوستان از اولش گفتن. این توضیحات رو برا روشن تر شدن موضوع نوشتم وگرنه خب شما قطعا اطلاع از چند و چون بنگاه های همسریابی ندارین و فکر کنم فقط یه چیزایی شنیدین.
    ممنون از اینهمه احساساتی که به خرج دادین.
    خوشحالم که امیدوارین ولی شما امیدوار باشین یا نباشین هیچ فرقی نداره مهم اینه که خودم امیدوار باشم.
    __________________________
    m1392 عزیزم
    ممنون از لطفتون.
    بله دوست عزیز هرکسی معیار خاص خودشو داره برای ازدواج و من به نظر خودم عالی ترین معیار رو دارم. حالا نمیدونم اگه برا کسی تعجب ناک باشه اون یه داستان دیگه هست.
    من قرص شادی اور مجاز رو سرخود مصرف میکنم و کافئین در حد بالا.
    اما خب هرگز نه در حد روزی 25 تا قرص و..... شما دوست گرامی قطعا فهم و دانش تون بیش از اونی هست که کسی بهتون بخواد نصیحتی کنه. اما فکر میکنم روزی 25 پروپرانولول یه مقدار خطرناک باشه. موردی رو شنیدم که مصرف مشابهی داشته و دور از جون شما دچار خطر خیلی بزرگی شده بود.
    حفظ سلامت شما در هر حال مهم ترین مساله هست.
    از تسلیت تون هم ممنونم.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  4. ارسال:173#
    m1392 آواتار ها
    ممنون .ولی دیگه سلامتی برام مهم نیست.من نمیخوام توتایپیک شما درموردمشکلم وعلت مصرف اون همه قرص حرف بزنم.ضمنامن کوچکترازاونی هستم که بخوام کسی رونصیحت کنم اگه منظورم رواشتباهی بیان کردم معذرت میخوام.شادباشید.

  5. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  6. ارسال:174#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط m1392 نمایش پست ها
    ممنون .ولی دیگه سلامتی برام مهم نیست.من نمیخوام توتایپیک شما درموردمشکلم وعلت مصرف اون همه قرص حرف بزنم.ضمنامن کوچکترازاونی هستم که بخوام کسی رونصیحت کنم اگه منظورم رواشتباهی بیان کردم معذرت میخوام.شادباشید.
    خواهش میشه دوست عزیز
    کاملا متوجه صحبت تون شدم و چنین سوءتفاهمی هم پیش نیومده.
    در مورد مشکل شخصی تون صدالبته میتونین یه تاپیک ویژه براش باز کنین.
    من بیش از اونی که نسبت به ازدواج احساس نیاز کنم نسبت به ازدواج با کیس خاص مورد نظرم احساس نیاز دارم.
    البته هر جوانی دلش میخواد ازدواج کنه و این از جمله حقوقی هست که با تولد اشخاص بهشون تعلق میگیره.
    علل نیازم و هدفم و راه های رفته و نرفته رو در پست های قبلی عنوان کردم.
    ازتون ممنونم.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  7. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط m1392

  8. ارسال:175#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام دوباره دوستای عزیز
    من به توصیه اکثر دوستان که گفتن روانشناس بهترین کمک رو میتونه درین زمینه بهم کنه، برا دومین بار رفتم پیش یه مشاور. بازم طبق معمول سوالای تکراری پرسید و بهم گفت مشکلی نداره که کمک کنه ولی فقط تاکید کرد که تو باید منو توجیه کنی دلیل این خواسته ات چیه؟
    من خیلی دقیق و واضح توضیح دادم اما بهم گفت دلایل منو نمیتونه بپذیره. منم حس کردم ادم مساعدی هست برا همینم اصرار کردم. بالاخره بهم گفت که هفته اینده بیام پیشش و بیشتر باهام حرف میزنه و شاید هم بتونه کمک کنه( چون ساعت مشاوره تموم شده بود و یه مقدار هم اضافه تر شده بود).
    نمیدونم نظر شما چیه دوستان؟
    به نظرتون چنین مسیری اصولا میتونه جوابگو باشه یا نه؟
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  9. ارسال:176#
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam.azadeh نمایش پست ها
    سلام دوباره دوستای عزیز
    من به توصیه اکثر دوستان که گفتن روانشناس بهترین کمک رو میتونه درین زمینه بهم کنه، برا دومین بار رفتم پیش یه مشاور. بازم طبق معمول سوالای تکراری پرسید و بهم گفت مشکلی نداره که کمک کنه ولی فقط تاکید کرد که تو باید منو توجیه کنی دلیل این خواسته ات چیه؟
    من خیلی دقیق و واضح توضیح دادم اما بهم گفت دلایل منو نمیتونه بپذیره. منم حس کردم ادم مساعدی هست برا همینم اصرار کردم. بالاخره بهم گفت که هفته اینده بیام پیشش و بیشتر باهام حرف میزنه و شاید هم بتونه کمک کنه( چون ساعت مشاوره تموم شده بود و یه مقدار هم اضافه تر شده بود).
    نمیدونم نظر شما چیه دوستان؟
    به نظرتون چنین مسیری اصولا میتونه جوابگو باشه یا نه؟
    -----------------------------------------------------------------------------------
    سلام مریم خانم
    بنظرمن ایندفعه که رفتی پیشش از کارهایی که حامد میکرده و تو ازشون لذت میبردی، براش توضیح بده، بگو که اونوقت حس میکردی خوشبخت ترین فرد روی کره زمین هستی،بگو که اگه من نمیتونستم با چنین فردی زندگی کنم ازش جدا میشدم ولی روز به روز علاقه ام نسبت بهش بیشتر میشد.
    ی نکته دیگه اینکه سعی کن تو حرفات فرد حق به جانب نباشی یعنی منظورم اینکه طوری صحبت کنی که ی جورایی دل مشاور به رحم بیاد،بعد اینکه باهات مهربون تر شد(یعنی باید اول باهاش دوست بشی ) بعدش میتونی متقاعدش کنی.
    بنظرمن که انشالله به هدفتون میرسید ولی اگر هم جواب نداد حداقل وجدانتون راحته که تمام سعی و تلاشتونو کردید،بعدشم بهتر از اینکه دست روی دست بذارید و هیچ کاری نکنید.
    تازه این فقط ی راه حل بود این نشد همفکری میکنیم ی راه دیگه پیدا میکنیم،هر مشکلی ی راه حلی داره فقط زمان پیدا کردن راه حل اون فرق میکنه، بعضی مشکلها زودتر حل میشن و بعضی ها دیرتر.
    با توکل بخدا برو جلو ،انشالله که همه چیز درست میشه.
    زندگی مانند دویدن در میان یک گله اسب است، وقتیکه میتازی با تو میتازند، وقتیکه زمین میخوری جلوییها به عقب نگاه نمیکنند و پشت سریها به یاد روزهایی که تو میتاختی ، لگدمال ات میکنند.

  10. ارسال:177#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط عصر یخبندان نمایش پست ها
    -----------------------------------------------------------------------------------
    سلام مریم خانم
    بنظرمن ایندفعه که رفتی پیشش از کارهایی که حامد میکرده و تو ازشون لذت میبردی، براش توضیح بده، بگو که اونوقت حس میکردی خوشبخت ترین فرد روی کره زمین هستی،بگو که اگه من نمیتونستم با چنین فردی زندگی کنم ازش جدا میشدم ولی روز به روز علاقه ام نسبت بهش بیشتر میشد.
    ی نکته دیگه اینکه سعی کن تو حرفات فرد حق به جانب نباشی یعنی منظورم اینکه طوری صحبت کنی که ی جورایی دل مشاور به رحم بیاد،بعد اینکه باهات مهربون تر شد(یعنی باید اول باهاش دوست بشی ) بعدش میتونی متقاعدش کنی.
    بنظرمن که انشالله به هدفتون میرسید ولی اگر هم جواب نداد حداقل وجدانتون راحته که تمام سعی و تلاشتونو کردید،بعدشم بهتر از اینکه دست روی دست بذارید و هیچ کاری نکنید.
    تازه این فقط ی راه حل بود این نشد همفکری میکنیم ی راه دیگه پیدا میکنیم،هر مشکلی ی راه حلی داره فقط زمان پیدا کردن راه حل اون فرق میکنه، بعضی مشکلها زودتر حل میشن و بعضی ها دیرتر.
    با توکل بخدا برو جلو ،انشالله که همه چیز درست میشه.
    مرسی دوست عزیز
    اتفاقا به این مواردی که میگین اشاره کردم چون خودش پرسید ایا با چنین افرادی رابطه داشتی یا خیر؟
    از میزان اطلاعاتم راجع به اینجور افراد( خودشیفته ها) تعجب کرد. من همه این مسایل رو و حتی اون عشقی که در نوجوانی تجربه کرده بودم برای ایشون تعریف کردم. حس کردم ادم مساعدی هست و قاطعانه منو رد نکرد.
    برخوردش برام جالب بود که بر خلاف اون روانشناس اولی، ایشون خیلی ذهن بازی داشت. ولی خب متاسفانه برچسب هم بهم زد و گفت تو به لحاظ سایکولوژیک مشکل داری!!
    من خیلی اصرار کردم خیلی زیاد و طبق تصمیمی که از قبل داشتم متناوبا در قالب یه جمله تکراری، درخواستم رو مطرح میکردم که سوءتفاهمی براش پیش نیاد و فکر نکنه مبادا من مشکلی دارم و متوجه بشه که مشکل من، مشکل نیست بلکه اونهایی که سلیقه شون متفاوت از من هست شاید ادم های مشکل داری باشن. من که پیش خودم یقین دارم دختری که دنبال ازدواج با مرد غیر نارسیستیک باشه قطعا دختر سالمی نیست.
    من دارم منتهای تلاش خودم رو میکنم و اگه بهر شکلی نتیجه نده گزینه انتخابی من متاسفانه مجرد موندن تا اخر عمر خواهد بود.
    خیلی تشنه ام برای دستیابی به اونچه که میخوام. برام عجیبه که یه روانشناس تحصیل کرده درین زمینه، نتونه میزان عطش و حرص و ولع مراجع خودشو درک کنه.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  11. ارسال:178#
    lale آواتار ها
    عزیزم از صفحه اول تا آخر19 صفحه نوشته شده...متاسفانه نتونستم تمام نظرات افراد بخونم اما به نوشته های تو توجه کردم...ولی باز اگر چیزی نوشتم که حس کردی درکت نمیکنم..حرفام تکراریه...یا جنبه نصیحت داره به بزرگی وفهم و درک خودت ببخش.
    نظرمن اینه خواسته ها و معیار هایی که داری تو کم آدمی پیدا میشه ولی هستن آدمایی با معیارتو ولی کمن.تا اینجا قبول؟
    پس وقتی کمن یا اختلاله یا شبه اختلال یعنی بیماری نیست سلیقه نیست مشکل نیست....یه جور اختلال یا شبیه اونه که از افسردگی وامثالهم اینجور شدی...پس اگه اختلاله ازدواج با کسی که خودشم اختلال داره مساله رو حل نمیکنه بلکه بیشترم میکنه .شما پس فردا ازدواج کردین باید بچه دارم بشین .خودت میدونی 2-3 بار گریه چه اثراتی رو بچه میذاره.چه برسه به اختلال طرفین..
    پس عزیزم فرم و پخش کردن و اینجور کارارو بی خیال شو.مشکل رو از ته حل کن...حالا این مشکل چجوری باید حل بشه؟ با روانشناس اما نه مشاوری که رفتی حتما دکترتو عوض کن...مشاوری که از این حرفا تعجب میکنه وانگار بار اوله میشنوه چنین چیزایی وجود داره مشاور نیس.
    اینا رو اکثر آدمای معمولی هم میدونن و راجبش اطلاع عمومی دارن....در ضمن برا تاثیر حرفای دکتر رو تو ....باید دکتری رو انتخاب کنی که باهاش بتونی تعامل و درک متقابل داشته باشی .هم تو هم دکتر بتونین باهم خوب حرف بزنین.پس دکترتو عوض کن با دکتری که میتونه درکت کنه مشکلتو درمیون بذار
    هرگز با کسی که دوستش داری قهر نکن"
    چون اون وقت"
    بی تو زندگی کردن رو یاد می گیره!!!

  12. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  13. ارسال:179#
    maryam.azadeh آواتار ها
    لاله جان خیلی از لطفت ممنونم.
    از نظراتت سپاسگزارم ولی خب واقعیتش این اختلال مورد اشاره شما دقیقا همون چیزی هست که برا من مطلوب هست. زندگی من با حضور ادمی که دچار چنین اختلالی باشه زیبا میشه وگرنه اصلا برام ازدواج کردن معنا و مفهومی نداره.
    همونطور که یک یا چندبار دیگه اشاره کردم به رغم اینکه در زندگی مجردی ادم اخلاق مداری هستم اما در صورت ازدواج با مردی که خودشیفته "نیست" من زمینه خیانت و رفتن به سمت و سوی بقیه رو دارم. خودمو میشناسم و میدونم در کنار کسی که ازش بیزار باشم نمیتونم حتی یک روز دوام بیارم و فورا نظرم به سمت دیگران جلب میشه و این یعنی فاجعه.
    خب چرا ادم کار غیر عاقلانه بکنه و برا خودش زمینه فساد و لاابالی گری رو فراهم کنه؟
    ضمن اینکه مثل هر جوان دیگه ای نیاز واضح و بارز به ازدواج کردن دارم. من فقط در کنار مرد نارسیستیک میتونم احساس خوشبختی کنم ولاغیر.
    مسلما اگه چنین کسی کنارم باشه نه تنها گریه نمیکنم و حرص نمیخورم بلکه با تمام وجودم خوشبختی رو احساس میکنم.
    بله میدونم چنین افرادی خیلی کمیاب هستن و قطعا به خاطر کمیاب بودن خیلی هم خاطرخواه زیاد دارن. یعنی یه جورایی صف هست واسه شون!! بعد از برخورد با دوتا مشاور که اخیرا بهشون مراجعه کردم دریافتم مردهای خودشیفته به خاطر جذاب بودن، مطلوب بودن و زن پسند بودن شون، خیلی طرفدار دارن و روانشناس ها هم احتمالا به سادگی حاضر نیستن سرنخی از چنین افرادی به ادم بدن. نمیدونم در پشت چه صفی ایستادم و چقدر دختر جلوی من قرار دارن ولی میدونم که قطعا همینطور هست.
    لاله جان گلم
    حل این مشکل فقط به این شکل هست که من با یه مرد خودشیفته( اونم در حد خیلی شدیدش) ازدواج کنم. وگرنه این مشکل استمرار پیدا میکنه و بدتر میشه که حل نمیشه.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را

  14. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط alonegirl

  15. ارسال:180#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    مریم خانم اینها رو یادتونه؟

    تو لینک زیر هم هستند:

    https://web.archive.org/web/20130129...B1%D9%87%D8%9F




    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam.azadeh
    آیا اختلال خودشیفتگی درمان پذیره؟من توی تاپیک های قبلی هم گفته بودم مردی رو دوست دارم و خیلی بهش علاقمندم و مساله ای که وجود داره غرور بیش از حد ایشونه.
    امروز که داشتم با دوستم صحبت می کردم و دوستم هم ایشون رو چندبار دیده بهم گفت که احتمال داره این اقا به اختلال خودشیفتگی مبتلا باشه و مقاله ای رو از یک مجله بهم داد که در همین باره و علایم این بیماری نوشته بود.
    من خوندم و دیدم که احتمال زیاد حق با دوست منه و ایشون مشکلش خودشیفتگی یه.
    چون ظاهرا علایم اختلال خودشیفتگی همین هاست که در ایشون وجود داره یعنی غرور و خودبزرگ بینی عدم انتقاد پذیری خودبرتر بینی و عدم علاقه به همصحبتی با دیگران چون طرف خودشو خیلی مهم تر از بقیه می دونه و در نتیجه تنهایی رو به مصاحبت با دیگران ترجیح می ده.
    البته من اطلاعاتم در زمینه روانشناسی صفر هستش و فقط توی این مقاله به این نتیجه رسیدم.
    سوالم اینه که ایا این اختلال قابل درمان هست؟ چون در مقاله موردنظر نوشته بود این اختلال نسبت به درمان های روانپزشکی خیلی مقاوم هستش.




    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی
    افرادی که به اختلال شخصیت خود شیفتگی دچارند، نوعاً دارای شرایط زیر هستند:


    حس مبالغه‌آمیزی نسبت به توانائی‌ها و دستاوردهای خود.

    نیاز مداوم به توجه، تأیید و تحسین دیگران.

    تخیلات ماندگار درباره کسب موفقیت و قدرت.

    بهره‌کشی و به خدمت گرفتن دیگران برای کسب موفقیت شخصی.

    خود را مستحقق برخورد ویژه دانستن.

    کمبود احساس همدلی نسبت به دیگران.

    حساسیت زیاد نسبت به انتقاد شدن و در نظر گرفتن انتقاد به عنوان حمله شخصی.


    معمولا این افراد خودشون برای درمان، کمتر اقدام می کنند. اگر اقدام بکنند و واقعا بخوان تغییر کنند و بپذیرند که مشکلی دارند، احتمال درمان افزایش پیدا میکنه. شاید تشویق اطرافیان به مراجعه این افراد برای درمان کمک کنه. اما خب میدونیم که این افراد، یکی از خصوصیتهاشون اینه که اصلا خود رو دچار مشکل نمی بینند که بخوان برای درمانش اقدامی بکنند.

    maryam.azadeh


    آقای دکتر عزیزی
    با تشکر از راهنمایی تون توی این هفت علامتی که توضیح دادین ایشون تقریبا همه این علایم رو داره به جز موارد دوم و پنجم.
    یعنی تا جایی که من دیدم ایشون اصلا نظر کسی رو در مورد کارهاش نمی پرسه و علاقه ای نداره کسی تاییدش کنه و از توجه و محبت دیگرون خوشش نمیاد. همچنین اونطوری که من دیدم خودشو مستحق برخورد ویژه نمیدونه. حداقل به ظاهر اینطور به نظر می رسه. اما بقیه مواردی رو که گفتین کاملا در ایشون مشهوده. خصوصا که از هر نوع انتقادی نسبت به خودشون براشفته می شن و هیچگونه حس همدلی به بقیه افراد ندارن(حتی یه سر سوزن).
    متاسفانه همونطوری که گفتین چنین افرادی خودشون رو فاقد هرگونه مشکل می بینن و در نتیجه حاضر به مراجعه به روانشناس یا روانپزشک نیستن. بعید می دونم توی این دنیا ادمی وجود داشته باشه که ایشون به حرفاش و راهنمایی هاش باور داشته باشه که مثلا اون ادم ایشون رو تشویق کنه که واسه درمان این اختلال اقدام کنه.
    البته اونقدری که شما توضیح دادین و من استنباط کردم احتمال خیلی زیادی می دم که این اقا خودشیفته هستن اما خب هنوز صد در صد مطمئن نیستم.


    M.J.Azizi

    اینا ویژگی های افراد خودشیفتس محسن؟؟؟

    اینطوری که به جز بابام کل خانوادمون دچار خودشیفتگی هستن



    maryam.azadeh

    اقای ام جی عزیز
    گذشته از شوخی بعید میدونم چنین علایمی در اکثر ادم ها وجود داشته باشه و داشتن چنین مشکلی در یک نفر بقیه رو جدی دچار مشکل میکنه توی روابط با اون ادم.
    من دارم چنین وضعیتی رو مداوما تحمل میکنم و میتونم بهتون بگم چقدر بعضی اوقات بهم بد میگذره و اذیت می شم.


    محسن عزیزی


    سلام

    برای تشخیص دقیق اینکه ایشون اختلال خودشیفتگی دارند یا نه، نیاز به بررسی حضوری توسط روانشناس هست. اما اگر دانستن این مساله در نظر شما تاثیرگذاره و ایشون هم حاضر به اقدام نیست، میتونیم علائم دقیق تری رو بیان کنیم تا شما بهتر بتونید بررسی کنید.


    maryam.azadeh

    اقای دکتر عزیزی
    بله واقعیتش من برام خیلی مهمه که بدونم و اگه که ایشون واقعا دچار این مشکل باشن تصمیم گیری یک مقداری سخت می شه برام. با اینکه به طرز عجیبی ایشون رو جزیی از وجود خودم می دونم اما به نظرم میاد که مراوده داشتن با افرادی که خودشیفته باشن سخت و دشوار باشه.
    بله متاسفانه ایشون به خاطر غرور عجیبی که دارن هرگز و به هیچ وجه حاضر نیستن پیش روانشناس یا مشاور برن و تازه خودش رو در علم روانشناسی مطلع هم میدونه.
    اگه امکان داره علایم دقیق تر رو محبت کنین. چون از مواردی که شما نام بردین ظاهرا ایشون بیشتر علایم رو دارن اما نه همه شو.

    من دارم چنین وضعیتی رو مداوما تحمل میکنم و میتونم بهتون بگم چقدر بعضی اوقات بهم بد میگذره و اذیت می شم.


    محسن عزیزی


    بسیارخوب. در زمان مقتضی توضیحات بیشتری خواهم داد ان شا الله.


    maryam.azadeh

    من وقتی خودم نیگا میکنم میبینم ایشون متاسفانه بیشتر علایم خودشیفتگی رو دارن. خصوصا خیلی خیلی چشم انداز قدرت و ثروت و مکنت رو دارن(یعنی پیش بینی منظورمه) که البته من تاحالا فکر میکردم این خصلت خیلی خوبیه. همچنین واسه هیچکس حس همدلی ندارن و واضح و اشکار می گن که فقط دغدغه خودشونو دارن. همیشه ابراز میکنه که از بقیه بهتر میفهمه و از هرنوع انتقادی شدیدا براشفته میشه.
    از بودن با ادم ها زیاد خوشش نمیاد چون میگه که کسی رو هم تراز نمیبینه برای همنشینی.
    خودشو ادم خیلی توانایی میدونه(خیلی خیلی زیاد و قشنگ و صریح هم میگه اینو). از بقیه افراد هم فقط در جهت اسایش و رفاه و موفقیت خودش استفاده میکنه.
    هیچوقت قبول نداره که توی عمرش اشتباهی ازش سر زده باشه.

    ایزدی
    با سلام

    دوست عزیز، قصد دخالت ندارم فقط دوستانه چند نکته رو خدمتتون عرض می کنم. البته آقای عزیزی خودشون راهنمایی تون می کنند.

    اگر واقعا احساس می کنید که ایشون خودشیفتگی دارند که البته اگر هم نداشته باشند با چیزهایی که گفتید تکبر رو دارند، به نظرم زندگی کردن با آدم های خودشیفته اصلا کار ساده ای نیست. صحبت یک عمر زندگی ، آدم های خود شیفته خیلی به سختی تغییر می کنند و آدم های اطرافشون باید صبر و تحمل خیلی بالایی داشته باشند. طبق صحبت های آقای عزیزی هم که درمانشون به راحتی انجام نمیشه.

    اگر واقعا دارای این خصوصیات هستند سعی کنید کم کم مهرشون رو از دلتون بیرون کنید. همین بزرگ بینی و غرور و اعتماد به نفس بالای ایشون باعث جذابیت بیشتر برای شما میشه اما این رو مطمئن باشید که این جذابیت واقعی نیست و اگر قرار باشه برای همیشه در کنار ایشون زندگی کنید این جذابیت براتون تبدیل به نفرت یا بیزاری میشه و بیشتر اذیتتون می کنه. البته اگه آستانه تحمل بالایی دارید و می تونید تغییرشون بدید که حرفی باقی نمی مونه.
    قصد جسارت نداشتم . امیدوارم که بهترین انتخاب رو تو زندگی تون داشته باشید.



    یادتون اومد اولین باری که اومدین همیاری مشکلتون چی بود؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

صفحه‌ها (20): صفحه 18 از 20 نخستنخست ... 81617181920 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •