تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 191

صفحه‌ها (20): صفحه 3 از 20 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین

میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نغمه خانم عزیز
    فرمایش تون متینه. راستش دیشب خودم پشیمون شدم از اینکه تاپیک رو درستش کردم( میدونین که شخصا امکان حذف شو ندارم). اما بعدش با خودم گفتم شاید برام گره گشا باشه.
    دوستان خوبی که راهنمایی هاشون ارزنده هست تعدادشون درین سایت کم نیست. من در مورد مصرف زیاد کافئین( مساله ای که باهاش درگیرم) یه تاپیک درست کردم و کلی از راهنمایی دوستان بهره مند شدم و البته در خیلی موارد دیگه. 
    ادم رک و ریلکسی هستم اما یه چیزایی بیانش سخته میدونم تا اصل مطلب رو نگم لابد امکان اینکه راهنمایی درست دریافت کنم وجود نداره. ولی لازمه اینو یه بار دیگه عرض کنم. من بهترین معیار ممکن رو دارم قصد هم ندارم خودمو تغییر بدم. همونطور که خب ادم وقتی با سلیقه چیپ و مضحک بعضی ادم ها روبرو میشه به خودش این اجازه رو نمیده که باور و عقیده بقیه رو زیر سوال ببره و یا سعی کنه دیگرون رو تغییر بده، منم که بهترین معیار ممکن رو دارم دلم اصلا نمیخواد بعضیا فکر کنن این "مشکل" منه و لازمه که حلش کنم.
    نغمه جان من دنبال مردی میگردم که دارای اختلال شخصیت خودشیفته باشه. با یه مرد فوق خودشیفته میخوام ازدواج کنم. دارم دنبال چنین کسی میگردم.
    مشکل اینجاست که کمیاب هستن اینجور ادم ها.[hr]مرسی نیوشا خانم
    حرفتون رو قبول دارم. اون مشکلات که لینک شونو گذاشتین صدالبته باید حل بشن. ولی بهرحال من الان ادم مشکل داری نیستم. توی جامعه وجهه ادم سالم رو دارم خوشبختانه کسی بهم به چشم بیمار نگاه نمیکنه و مث یه ادم معمولی دیده میشم.
    در نتیجه خب مث هر جوان دیگه ای حق ازدواج کردن رو دارم.
    ممنون که به این موارد اشاره کردین در اینکه اونا باید حل بشن شکی نیست.

  2. ارسال:22#
    ریشه واژه خودشیفتگی و خودکامی به اسطوره یونانی که «نارسیوس» بود، برمی گردد. نارسیوس، مرد جوان خوش سیمایی بود که بسیار مجذوب خودش شد، به نحوی که کنار آب می نشست و ارتباطی با کسی نداشت. سرانجام عاشق عکس در آب شد و پنداشت که حوری بهشتی است. بنابراین کوشید که او را بگیرد ولی چون کامیاب نشد، مایوس گردید و در پایان از این اندوه جان سپرد!
    این در واقع تعریف ویژگی فرد خودشیفته است. انسانی که صرفا به خویشتن می اندیشد و به قول یکی از روان شناسان صاحب نام؛ «تمام نیروی روانی وی به خودش معطوف است.»
    ترسم آن روز که در آینه خود نگری
    عاشق خود شوی و دیده ز من برسپری

    سلام
    البته این مطلب بالایی رو برای آگاهی خودم گذاشتم و خوشحالم که معیارون رو گفتید درکل معیار منحصر بفردی بشمار میاد.
    شما بهتر از همه ویژگیهای یک فرد خودشیفته رو میدونید و سوال من از شما اینکه ازدواج با یک مرد خودشیفته چه محاسنی میتونه برای شما داشته باشه؟؟؟؟؟

     

  3. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط Maryam313

  4. ارسال:23#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='36779' dateline='1387041647'
    مرسی نیوشا خانم
    حرفتون رو قبول دارم. اون مشکلات که لینک شونو گذاشتین صدالبته باید حل بشن. ولی بهرحال من الان ادم مشکل داری نیستم. توی جامعه وجهه ادم سالم رو دارم خوشبختانه کسی بهم به چشم بیمار نگاه نمیکنه و مث یه ادم معمولی دیده میشم.
    در نتیجه خب مث هر جوان دیگه ای حق ازدواج کردن رو دارم.
    ممنون که به این موارد اشاره کردین در اینکه اونا باید حل بشن شکی نیست.

     
    فکر کنم نوشته من کژتابی داشت یا شاید شما دچار سوء برداشت شدین؛ من نگفتم شما مشکل دار هستید!
    گفتم: بهتر تو شرایط مساعدتری به ازدواج فکر کنید.
    در ضمن وابستگی به کافین و بی پردین و الکل کم چیزی نیست! تو زندگی مجردی شاید چیزی رو متوجه نشید ولی وقتی بحث زندگی مشترک و ازدواج به میان میاد، باید دقیق تر و حساس تر شد.
    ازدواج حق شماست ولی تو ازدواج فقط یک نفر تصمیم گیرنده نیست! باید دید که طرف مقابلتون هم درمورد بی پردین و الکل و کافین مثل شما فکر میکنه یا خیر!


    موفق باشید. 

     

  5. ارسال:24#
    maryam.azadeh آواتار ها
    مرسی عصر یخبندان عزیز
    بله این معیار منحصر به فرد هست ولی خب وقتی به سختی بتونی نتیجه دلخواهتو بگیری از این منحصر به فرد بودن، چندان راضی نیستی.
    محاسن زیاد داره. انگار از کسی بپرسن ازدواج چه فایده ای به حال ات داره؟ ادامه تحصیل چه فایده ای برات داره؟
    خب بدیهیه که چون اینجور میپسندم خوب همین واسم بهترین هست. البته اینم عرض کنم که منم وقتی میبینم کسی واسش حرف من عجیب هست و یا قبول نداره منم متقابلا خیلی تعجب میکنم.[hr]
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'niyosha' pid='36784' dateline='1387042945'
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='36779' dateline='1387041647'
    مرسی نیوشا خانم
    حرفتون رو قبول دارم. اون مشکلات که لینک شونو گذاشتین صدالبته باید حل بشن. ولی بهرحال من الان ادم مشکل داری نیستم. توی جامعه وجهه ادم سالم رو دارم خوشبختانه کسی بهم به چشم بیمار نگاه نمیکنه و مث یه ادم معمولی دیده میشم.
    در نتیجه خب مث هر جوان دیگه ای حق ازدواج کردن رو دارم.
    ممنون که به این موارد اشاره کردین در اینکه اونا باید حل بشن شکی نیست.


     
    فکر کنم نوشته من کژتابی داشت یا شاید شما دچار سوء برداشت شدین؛ من نگفتم شما مشکل دار هستید!
    گفتم: بهتر تو شرایط مساعدتری به ازدواج فکر کنید.
    در ضمن وابستگی به کافین و بی پردین و الکل کم چیزی نیست! تو زندگی مجردی شاید چیزی رو متوجه نشید ولی وقتی بحث زندگی مشترک و ازدواج به میان میاد، باید دقیق تر و حساس تر شد.
    ازدواج حق شماست ولی تو ازدواج فقط یک نفر تصمیم گیرنده نیست! باید دید که طرف مقابلتون هم درمورد بی پردین و الکل و کافین مثل شما فکر میکنه یا خیر!


    موفق باشید. 

     

     
    درسته عزیزم منم از همون اول متوجه حرفتون شدم. فرمت حرفتون درسته ولی همونطور که گفتم وجهه ادم بیمار رو ندارم. شرایط اصولا برا من مساعد نیست و تحت هر شرایطی که باشم به نظرم میاد که همچنان نامساعد خواهد موند. علتش هم اتفاقاتی هستن که افتادن و.......
    وابستگی به کافئین، ظاهر غیرطبیعی نداره ولی بقیه مواردی که فرمودین بله خب برا ازدواج، جلب نظر طرف مقابل رو میکنه و اما و اگر داره.
    ممنون ازتون.

  6. ارسال:25#
    سلام.
    با عرض پوزش وقت نشد ارسالهای دوستان رو بخونم
    مریم خانم با عرض شرمندگی ؛ با توجه به شناختی که نسبت بهتون در این مدت پیدا کردم مسائلی رو عنوان میکنم که لازمه قبل از اتخاذ تصمیم و حتی فکر کردن به کیس های مناسب برای ازدواج مد نظر قرار بدید...

    اولین و مهمترین مطلب این هست که فکر کردن در مورد خواستگار قبلیتون رو به حداقل برسونین. خدا رحمتش کنه ولی چیزی که مسلم هست نه تنها شما بلکه هر فردی ( چه زن و چه مرد) رسالتی بر عهده داره....
    پس با اینکه میشه احترام عزیز از دست رفته رو در فکر و ذهن داشت ولی باید برای به انجام رسوندن رسالت کوشید....
    کوچکترین رسالتی که بر عهده ماست و به زندگی معنی و مفهوم میبخشه ادامه نسل هست و این جز با ازدواج تحقق پیدا نخواهد کرد.... تا همینجا فعلا کافیه و زیاد وارد بحث رسالتهای بشری نمیشم. با توجه به شناختی که ازتون دارم مطمئنم که رسالتهای معنوی رو هم در اولیتهاتون قرار دادین.

    دومین مساله اینه که باید مد نظر قرار بدید که حتی گفتار ما بخشی از شخصیت ماست....
    حدیثی از معصوم در این باب هست امیدوارم برین و بخونینش
    پس نه تنها باید امضاتون تغییر کنه بلکه حتی تو لحن کلام هم باید تغییراتی رو ایجاد کنین . بکار بردن کلماتی که مق احساسات رو نشون بدن خیلی عالیه ولی واقعیت این هست که شما و خواستگار عزیزتون از لحاظ شرعی هنوز زندگی ای رو پایه ریزی نکرده بودید..درسته؟
    یک سوال !!!
    اگر همین احساس و واکنش رو همسر آینده تون از شما ببینن به نظرتون در دراز مدت چه واکنشی خواهند داشت؟
    پس کمی نیازمند تغییر هست....

    و سومین مساله این هست که زندگی رو باید ساخت! چطور؟
    باید بدونین که هیچکس کامل نیست! درسته که قبلا با فردی آشنا شده بودید که از خیلی جهات از بقیه کاملتر بودن ولی این مساله در مورد همه صادق نیست....
    شما حق انتخاب دارین...پس از بین خواستگارها بهترین رو انتخاب کنین البته این مساله رو هم بدونین با ایراد گرفتن های الکی در حقیقت به اقبالتون پشت میکنین!
    چرا که خیلی از اختلاف نظر ها با عمیق شدن رابطه و دوست داشتن بیشتر از بین خواهد رفت!

    امیدوارم در آینده نچندان نزدیک خبرهای خوشی رو از شما بشنویم.....
    ولی یادتون باشه اسطوره های ذهنی بدترین موانع سر راه ما هستند


     

  7. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط Maryam313

  8. ارسال:26#
    maryam.azadeh آواتار ها
    اقای صالحی عزیز
    در مجموع حرفاتونو قبول دارم.
    من در بحث ازدواج چندان به رسالت اجتماعی توجه ندارم. البته درین که هر انسانی رسالتی داره شکی نیست ولی گمان نکنم همه مجبور باشن ازدواج کنن. مثال های زیادی سراغ دارم از انسان های ارزشمندی که در طول عمرشون هرگز ازدواج نکردن ولی همواره محترم شناخته میشن( به عنوان نمونه سهراب سپهری و مهدی اذری یزدی).
    من کسیو که نتونم حس اولیه رو ازش دریافت کنم هرگز باهاش برای یکساعت هم کنار نمیام چه برسه برای یک عمر.
    فراموش کردن حامد برام امکان پذیر نیست ولی خب نگاه کنین همین که چند قدم اومدم جلوتر و تمایلم رو برا ازدواج بیان کردم خودش یه جورایی پیشرفت محسوب میشه.
    میدونم هیچ انسانی کامل نیست و خصوصا اینکه خودم هم ادمی هستم پر از عیب و ایرادهای کوچیک و بزرگ، در نتیجه حتی اگه انسان کاملی در بین مردم وجود داشته باشه( که نیست) هرگز انتظار ندارم سمت من نوعی بیاد.
    من یه معیار مهم برا ازدواج دارم که اگه موجود باشه بقیه مسایل تا حدود زیادی حل میشن. در همین تاپیک هم عنوان کردم و واقعا نیاز به راهکار دارم چون گشتم و پیدا نکردم.

  9. ارسال:27#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام گلم
    مریم جون واقعا معیارت خودشیفتگیه و پیدا نمیکنی؟
    بابا تو پسری میشناسی که خودشیفته نباشه؟
    ببین حالا دور از شوخی دونفرو من میشناسم که شدیدا خودشیفته اند
    خواستم بهت بگم پیدا میشه عزیزم، در ابتدا شخصیت های جالب و استثنایی و جذاب و مغروری به چشم میان اما خب کم کم خسته کننده میشن برای آدم،منم چندان بدم نمیاد ازشون
    پس معیار قطعیت همینه؟ یعنی تغییرپذیر نیست معیارت؟
    چون بهرحال خودشیفتگی یه اختلال محسوب میشه میخوای با کسی زندگی کنی که دچار مشکل شخصیتیه؟

     

  10. میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست  سپاس شده توسط Maryam313

  11. ارسال:28#
    maryam.azadeh آواتار ها
    بله ویونا جان همینه
    معیار قطعی و شرط لازم و کافی برای ازدواج. البته مسایل دیگه ای هم مهم هستن ولی واقعا درصد و سهم کمی دارن برام توی انتخاب همسر.
    به نظر خیلی ها ممکنه عجیب باشه ولی اگه چنین ادمی کنارت باشه نه تنها خسته کننده نمیشه بلکه هر روز یه فاز جدید میگیری ازش.
    اینم بگم که خب هر ادمی واسه خودش معیارها و ملاک های خاص خودشو داره همینه که تفاوت ادم ها رو مشخص میکنه و باعث میشه هرکسی به سبک و سیاق خودش زندگی کنه. بدیهیه که همه مثل هم نیستن ولی خب من فکر میکنم زندگی در کنار مردی که خودشیفته نیست خیلی خیلی سخت، نفرت انگیز و شکنجه اور هست برام( البته در جایگاه شوهر منظورم هست). یقینا حتی رابطه شروع نمیشه چه رسد به اینکه بخواد ادامه پیدا کنه.
    بله اختلال شخصیت هست ولی خب من مشکلی ندارم با کسی که چنین اختلالی داره و بالعکس خیلی مشکل دارم با مردی که چنین اختلالی رو نداره.

  12. ارسال:29#
    سلام مریمم خوبی عزیزم
    رفتم یه کم مطالعه کردم در مورد افراد خود شیفته عزیز دل نمیخوام نظرتو عوض کنم یا هر چی قصدم فقط کمکه ببین با این شرایط میتونی کنار بیای اوایل زندگی چون شدت عشق و محبت زیاده شاید زیاد اذیت نشی ولی ممکنه بعد ها که مشکلات زندگی هم اضافه میشه برات مشکل ساز بشه نمیخوام شکست رو تجربه کنی دوست دارم درست تصمیم بگیری هر چی باشه تصمیمت برام قابل احترام هست خوشحال میشم مقاله ی زیر رو بخونی

    سایتم پایینم  بخون امیدوارم تصمیم درست و خوبی واسه زندگیت بگیری ببخشید طولانی شد خواستم همه رو جمع کنم یه جا راحتر بخونی
    http://www.dr-darabi.com/?p=539
    موفق باشی عزیزم

     علت ویرایش: کوتاه کردن ارسال
    با عرض پوزش ظاهرا لینکی که معرفی کرده بودید با محتوی ارسالتون مطابقت داشت به همین دلیل ارسال ویرایش شد.
    اگر در مطلبتون از منبع دیگری هم استفاده کرده بودید ؛ لینکش رو بذارین تا دیگر دوستان هم استفاده بکنند.
    سجاد صالحی


     

     

  13. ارسال:30#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نی عزیز
    حرفتونو قبول دارم شاید یه مقدار ایده آلیست باشم. یه مقدارش خصلت سن هست و یه مقدار دیگه اش هم خب به درون ادم ها مربوط میشه.
    اما من خیلی مسایل دیگه که ممکنه واسه خیلی ها مهم باشه واسم چندان فرقی نداره. اینی که میگم یه معیار خاص هست که نبودش موجب میشه نتونم کوچکترین ارتباطی با اون شخص برقرار کنم.
    دقیقا حق با شماست. من اگه با کسی مجبور باشم زیر یه سقف زندگی کنم که حسی نسبت بهش ندارم، زمینه قوی برای خیانت دارم. برای اجتناب از این عمل ناپسند، محتاطانه برخورد میکنم. اینم بگم که خب با توجه به اطلاعات عمومی بالایی که نسبت به چگونگی ازدواج دارم، کاملا واقفم که اگه فرد مورد نظر در بدو امر، به دل ادم ننشینه به این معناست که هرگز به دل نخواهد نشست یعنی اون ادم، ادم شما نیست و باید ازش صرف نظر کنی.
    مرسی از پیشنهادت، کتاب " ایا تو آن گمشده ام هستی" رو توی 18 سالگی ام خوندم و اتفاقا اخیرا هم اونو یه مروری کردم. کاملا درسته تست های جالبی داره و کلا کتاب خیلی خوبیه.
    شما خیلی بهم لطف داری نی عزیز، منم شما رو دوست دارم.

    ______________________________

    مژگان نازنینم
    مرسی بابت اینهمه اطلاعات جالبی که بهم دادی. البته جا داره بگم بخش زیادی از اون رو تا حدودی خودم میدونستم و با اگاهی کامل از اینکه ادم خودشیفته چه جوری میتونه باشه و چه جوری با طرف مقابلش رفتار کنه، چنین تصمیمی دارم. بسیار هم توی تصمیم خودم قاطع هستم چون عمیقا به این نتیجه رسیدم که جز با چنین کسی، با هیچکس نمیتونم حتی برای یکساعت زیر یه سقف زندگی کنم.
    بازم ازت یه دنیا ممنونم شما واقعا مطالب جالبی نوشتی که خب مرورشون، واسم جالب بود و بیشتر پی بردم که تصمیم ام درست هست و خیالم اسوده تر شد.
    چند ویژگی مهم هستن که دوست دارم همسر اینده ام داشته باشه و اگه نداشته باشه اصن از نظرم مطرود هستش. اگه اینا نباشن یعنی هیچی به هیچی:
    خودشو از همه مهم تر بدونه
    منو تحقیر کنه
    همه رو تحقیر کنه
    نتونه کسیو درک کنه فقط مسایل خودش براش مهم باشه
    رابطه اش با من رابطه بالادست با زیردست باشه
    بیش از حد خوشش بیاد کسی تعریف شو کنه. چون من واقعا لذت میبرم مدام تعریف همسرم رو کنم( واقعی یا غیر واقعی) و اون خوشش بیاد و طوری فاز بده که من مشتاقانه تر ادامه بدم. 

صفحه‌ها (20): صفحه 3 از 20 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •