تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 191

صفحه‌ها (20): صفحه 8 از 20 نخستنخست ... 67891018 ... آخرینآخرین

میخوام ازدواج کنم اما امکانش نیست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:71#
    سلام عزیز دل خوبی
    توکلت به خدا باشه نا امید نباش ایشالا هر چی بهترین مصلحت برات باشه همون بشه و همه مون شاهد خوشبختیت باشیم
    از ته دل دعات میکنم مریم  نازنینم موفق باشی

  2. ارسال:72#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'mozhghan' pid='37193' dateline='1387266842'
    سلام عزیز دل خوبی
    توکلت به خدا باشه نا امید نباش ایشالا هر چی بهترین مصلحت برات باشه همون بشه و همه مون شاهد خوشبختیت باشیم
    از ته دل دعات میکنم مریم  نازنینم موفق باشی

     

    مرسی مژگان عزیزم
    شما خیلی لطف داشتین و دارین.
    بهترین مصلحت برا هر ادمی همون چیزی هست که خودش تونسته با چشمای باز ببینه و بخواد.
    به نظر من هرکسی میتونه مصلحت خودشو تعیین و پیدا کنه.
    برا من جستجو و پیدا کردن واقعا سخته.
    من این تاپیک رو درست نکردم که بگم فکر و نظر و سلیقه ام مشکلی داره، مشکل فقط راه پیدا کردنه اون چیزی هست که میخوام.

  3. ارسال:73#
    elnazi آواتار ها
    مریم جان گفتی که حامد به شدت خودشیفته بود، آیا اینو متخصصی تأیید کرده بود؟!
    شاید تو واقعا دنبال آدمی که دچاره اختلاله نیستی بلکه صرفا دنبال آدمی هستی که بسیار مغرور و خودخواهه!
    و یه چیز دیگه شما احیانا کتاب "یازده دقیقه" پائولو کوئیلو رو نخوندی؟

     

  4. ارسال:74#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'elnazi' pid='37199' dateline='1387268232'
    مریم جان گفتی که حامد به شدت خودشیفته بود، آیا اینو متخصصی تأیید کرده بود؟!
    شاید تو واقعا دنبال آدمی که دچاره اختلاله نیستی بلکه صرفا دنبال آدمی هستی که بسیار مغرور و خودخواهه!
    و یه چیز دیگه شما احیانا کتاب "یازده دقیقه" پائولو کوئیلو رو نخوندی؟

     

     

    الناز جان
    در مورد ویژگی های رفتاری و اخلاقی ایشون به مشاور( که معمولا پیشش میرفتم) گفتم و ایشون چنین تشخیصی رو داد(یا به قولی حدس زد چون غیابی بود) و بین اشنایان مشترک هم به ایشون چنین لقبی رو پشت سرش داده بودن.
    بله کسی که مغرور و مخصوصا "خودخواه" باشه خیلی عالیه و همون چیزی هست که من میخوام.
    متاسفانه خیر، کتاب نامبرده رو نخوندم عزیزم.

  5. ارسال:75#
    elnazi آواتار ها
    من میگم شاید بهتر باشه برچسب اختلال نارسیسمو روی فرد مورد علاقتون نذاریم!
    خودخواهی و تکبر و غرور جزو ویژگیهای (حالا مثبت یا منفی) آدمهاست و بعنوان اختلال در نظر گرفته نمیشه!
    و حالا شما به دنبال همچین فردی هستی و همونطور که گفتی عشق قبلیت همین ویژگیهارو داشت!
    اما مریم جان از کجا معلوم تمام آدمهایی که این ویژگیهارو دارن مثل حامد تو باشن؟ تو با حامد چه مدت رابطه داشتی؟ آیا با هم زندگیم کرده بودید زیر یک سقف؟ شاید تو نمیتونستی به مدت مدیدی رفتارهاشو تحمل کنی اونوقت چی؟

     

  6. ارسال:76#
    maryam.azadeh آواتار ها
    الناز جان
    اگه پاسخ آخرم رو به نیلوفرآبی بخونی بیشتر متوجه اون چیزی که واقعا مورد پسندم هست میشی.
    اگه بخوام بیشتر توضیح بدم باید برگردم به عقب و زمانی که 16 ساله بودم. این حس ریشه در اون موقع داره و خب طی مرور زمان و بالاتر رفتن میزان اگاهی ادم، بیشتر میتونه بفهمه چیو میخواد و بهتر میتونه به بقیه توضیح بده. اون کسی که میتونه الان و در حال حاضر مطلوب من باشه دقیقا کسی هست که نارسیستیک باشه، اینو من الان و با توجه به میزان اگاهی که الان دارم میتونم توضیح بدم و قطعا ده سال پیش نمیتونستم اینطوری بیان کنم.
    من دقیقا دنبال چنین ادمی هستم حتی با غرور و تکبر صد برابر بیشتر از حامد عزیزم و همراه با یکسری ویژگی های دیگه که توی پست های قبلی هم کمابیش نوشتم راجع بهشون.
    من به طور واقعی 9 ماه با حامد عزیزم بودم ولی به لحاظ زمانی، یک سال و دو ماه.

  7. ارسال:77#
    نه عزیزم.
    ناراحت نیستم.درک میکنم موقعیتتو.
    شاید باورت هم نشه ولی دلیل اینکه مرتب این بحثها رو دنبال میکنم که ببینم به چه نتبجه ای میرسی اینه که...
    خودم یه مدت احساسات خیلی شدیدی در مورد یه آدم خودشیفته داشتم و علیرغم اینکه رفتارهاش برام عجیب و آزاردهنده بود نمیتونستم ازش دل بکنم.از اینکه با حرفها و حرکاتش نشون میداد که مهمترین آدم روی کره زمینه،نه تنها بدم نمیومد بلکه به وجد میومدم.آدمهای خیلی بهتری هم اومدن تو زندگیم و رفتن ولی من کماکان شیفته ی"خودشیفته"بودم!
    سرت رو درد نیارم.
    خواستم بگم راستش یه جورایی حستو درک میکنم.

  8. ارسال:78#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ne11833' pid='37246' dateline='1387278439'
    نه عزیزم.
    ناراحت نیستم.درک میکنم موقعیتتو.
    شاید باورت هم نشه ولی دلیل اینکه مرتب این بحثها رو دنبال میکنم که ببینم به چه نتبجه ای میرسی اینه که...
    خودم یه مدت احساسات خیلی شدیدی در مورد یه آدم خودشیفته داشتم و علیرغم اینکه رفتارهاش برام عجیب و آزاردهنده بود نمیتونستم ازش دل بکنم.از اینکه با حرفها و حرکاتش نشون میداد که مهمترین آدم روی کره زمینه،نه تنها بدم نمیومد بلکه به وجد میومدم.آدمهای خیلی بهتری هم اومدن تو زندگیم و رفتن ولی من کماکان شیفته ی"خودشیفته"بودم!
    سرت رو درد نیارم.
    خواستم بگم راستش یه جورایی حستو درک میکنم.

     
    مرسی عزیزم
    مجددا عذرخواهی منو بپذیر و خوشحالم که منو درک میکنی. یه مسایلی هستن که روی اونا حساس هستم و بار اول نیست چنین واکنشی نشون میدم. میدونم دیگران اصولا حسن نیت دارن و شاید خیلی حرفاشون هم درست باشن. ادم باید دیدگاه های متفاوت از خودشو بپذیره تا بتونه رشد کنه و منم سعی میکنم همینطور باشم.
    جالب هست که شما هم چنین تجربه ای داشتین. معمولا دیدار با چنین افرادی از ذهن ادم هرگز پاک نمیشه.
    ممنون که اینقدر خوب منو درک میکنی و حس هامون با همدیگه یجورایی همخونی داره.
    هرکسی زندگیو یه جور نگاه میکنه زیبایی دنیا به همین تعدد افکار هست. مشکل من اینجاست که کیس دلخواه خودمو پیدا نمیکنم وگرنه خواسته ام کاملا طبیعی و نرمال هست.

  9. ارسال:79#
    میتونم بپرسم قبل از آشنایی با آقا حامد چه شواهدی از خودت و تجربیاتت داشتی که بهت ثابت کرد از چنین آدمهایی خوشت میاد؟

  10. ارسال:80#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ne11833' pid='37293' dateline='1387299948'
    میتونم بپرسم قبل از آشنایی با آقا حامد چه شواهدی از خودت و تجربیاتت داشتی که بهت ثابت کرد از چنین آدمهایی خوشت میاد؟

     
    من قبل از اشنایی با حامد جان، تقریبا 7 سال میشد هیچ رابطه ای نداشتم. اگه هم بوده در حد یکی دو روز و نهایتش به یه هفته نمیرسید.
    چندان اون موقع به درون خودم واقف نبودم ولی به وضوح حس میکردم سخت پسند هستم. همیشه برام به دل نشستن مطلب مهمی بود که واقعا هم مهم هستش. کسی که نتونه در 24 ساعت اول اشنایی به دل ادم بنشینه و یه نیاز درونی به دوباره دیدنش حس نشه و دل ادم به حضورش پاسخی نده، یعنی اون ادم هرگز ادم زندگی ما نیست و ادامه رابطه دقیقا یه کار بی حاصل هست.
    حتی اگه از معیارها و حس درونی خودمون بی خبر هم باشیم باید منتظر بمونیم تا یه روزی یه کسی بنابر دلایلی(که مجهول هستن برامون) به دل مون بنشینه و اون موقع هست که میشه رابطه رو ادامه داد و امکان داره به نتیجه هم برسه.

صفحه‌ها (20): صفحه 8 از 20 نخستنخست ... 67891018 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •