تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترديد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:s.sh
آخرین ارسال:s.sh
پاسخ ها 7

ترديد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من دختري34 ساله هستم و حدود 2ماه كه با پسري 37 ساله آشنا شدم  كه بعد از دو جلسه آشنايي به صورت رسمي به خواستگاري اومدن .شرايط من ليسانس ، كارمند شركت خصوصي ، بيمه تامين اجتماعي دارم ، يه خونه كوچيك هم دارم  و ايشون تحصيلات در حد دوم دبيرستان ، سه دانگ خونه  داره كارت پايان خدمت نداره، گواهي نامه نداره و يه مقداري از رانندگي مي ترسه، كارگر در كارگاه خصوصي ، بيمه تامين اجتماعي نداره و حقوق مناسبي هم نداره و سيگاري مي كشه. و اما مشكل اينجاست كه برادر من معتاد هست  و هر روز يه عده از افراد به خونه ما رفت و آمد دارن كه اين باعث اذيت و آزار من شده و من تمام خواستگارها رو به خاطر اين شرايط از دست دادم و البته ايشون هنوز هيچ خبري از اين موضوع نداره و با توجه به معيارهاي كه از همسر آينده ام  داشته ام رو تو ايشون نمي بينم . و موارد ما براي ازدواج سه موضوع هست كه ايشون  دوست دارن كه تعداد 14عدد سكه مهريه تعيين بشه و اگر هم بيشتر بشه توي عقدنامه قيد بشه كه اگر من درخواست مهريه كردم سالي يك عدد به من بپردازند كه اين موضوع خيلي برام عجيب بوده ولي در حال حاضر تعداد مهريه اي كه مد نظر من بوده رو قبول كرده  و موضوعي كه  بيشتر  منو ناراحت مي كنه اينكه  ايشون اصلا به يك سري موضوعات اصلا توجهي نداره مثل اينكه قبلا اگر هركدوم هر كاري كرديم مهم نيست الان ديگه بايد بذاريم كنار.و مورد دوم حق كار من با ايشون باشه كه من گفتم من دوست ندارم حقي كه مال من هست رو كسي ديگه از من بگيره ولي من هم هيچ عقيده اي براي ثبت  در  عقدنامه  به عنوان حق خودم از ايشون درخواست نكردم ولي ايشون روي عقيده شون پابرجا هستند. مورد ديگر مسكن هست  كه ايشون عقيده داره كه بايد بريم خونه پدريشون طبقه بالا زندگي كنيم  و با توجه به دور بودن محل كار من تقريبا نيم ساعت در رفت و نيم ساعت در برگشت  به مسافت من اضافه مي شه و من در حال حاضر ساعت 6 صبح از خونه بيرون ميام .. با تشكر
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    چقدر ايشون به معيارهايي كه براي زندگي مشترك دارين نزديك هستن؟ اگه بعد ازدواج بهتون بگن نرين سركار مشكلي با اين مسئله ندارين؟ نظرخانواده تون در مورد ايشون چيه؟ سطح فرهنگي و اقتصادي هردو خانواده؟ چرا گواهي پايان خدمت ندارن؟ با مسئله سيگاري بودن ايشون مشكلي ندارين؟ نظر خانواده ايشون چيه؟  طرز برخورد و رفتارش چطوره؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با توجه به اوضاعي كه از زندگي فعلي تعريف كردم دوست دارم يه زندگي با آرامش داشته باشم كه نظر ايشون هم همينه  دوست دارم كه از نظر تحصيلي پيشرفت داشته باشه ولي ايشون دوست نداره . اگر از نظر مالي مشكلي نداشته باشيم و بتونه زندگي را تامين كنه من مشكلي ندارم البته نه با اين حقوقي كه الان داره چون كار من از هر جهت از كار ايشون بهتره . خانواده من بيشتر نظر من براشون مهمه ولي از هر لحاظ  من رو  از ايشون سر تر مي دونن . از نظر سطح خانوادگي حس من اينكه خانواده من سر تر هستند ولي ايشون فكر مي كنه ما با هم در يك سطح هستيم. و قول داده كه سيگار رو ترك كنه . خانواده ايشون همه موافق هستند. طرز برخورد و رفتارش ، حرف اين رو كه من بايد فعاليتم رو زياد كنم ولي هر وقت صبح كه باهاش تماس گرفتم توي خونه بوده  و عقيدش هم اينكه من بعد از ازدواج بايد فعاليتم بيشتر بشه ولي به نظر من ايشون  تا حالا كه نتونسته از نظر مالي خودش رو جمع كنه ديگه بعد از ازدواج با توجه به مسائل مالي كه پيش خواهد آمد چطور مي خواد اينكار رو انجام بده در ضمن من از آدم سست بدم مياد و در ضمن ايشون دوست داره خيلي با هم خودموني باشيم و من همش اعتراض مي كنم و ازش كناره گيري مي كنم  چون خودم رو پايبنده به دين و اصول اخلاقي  و  وجدان مي دونم و به نظر من در اين مرحله بايد رعايت بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز :

    ببنيد يكي از اساسي ترين تصميمات فرد براي ادامه زندگي و داشتن آسايش و آرامش انتخاب درست همسر

    هست و شرط داشتن  ازدواج موفق و انتخاب صحيح شناخت طرف مقابل و نزديكي بودن فرد به معيارهايي هست

    كه هر شخص براي انتخاب شريك زندگيش مد نظر دارد بنابراين بايد در انتخاب همسر منطقي تصميم گرفت و با اين

    مسئله  احساسي و هيجايي برخورد نكرد در توضيحاتي كه دادين چند نكته مهم هست كه قابل تامل و

    تفكر هست:


    1. تفاوت سطح تحصيلي هست اينكه شما ليسانس و ايشون تا دوم دبيرستان خوندن و علاقه اي به ادامه ندارن

    2. ميزان درآمد يا سطح مالي ايشون هست كه به گفته شما درآمد مناسبي ندارن كه ممكنه بعد از ازدواج ايشون

    حتي با ادامه كار كردن شما بيرون از خانه نيزمخالفت كنن

    3. سيگاري بودن ايشون هست كه احتمال دارد  بعد از تشكيل زندگي پايبند قولي كه دادن نباشن و همچنان به

    كشيدن سيگار ادامه بدهند

    4. و از همه مهمتر اين هست كه ايشون عقيده دارن گذشته مهم نيست و هركاري كرديم از الان بايد بذاريم كنار كه

    اين جاي شك و ترديد در مورد ايشون دارد و مشكوك هستند

    بنابراين نكاتي كه گفتم ميتواند باعث بوجود امدن مشكلات بسياري  در زندگي مشتركتون شود لذا  توصيه ميكنم 

    به تضادهايي كه بين شما و ايشون وجود دارد و براساس گفته ها و خواسته هاي ايشون با ديد باز تري به اين

    مسئله نگاه كنيد  و زود تصميم نگيريد

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام دوست عزيز
    اولا اينكه شما تو خيلي مسائل هم تراز هم نيستين.اول از همه تحصيل.و اين تفاوتم زياده شما ليسانس و اقا دوم دبيرستان.نكته بعدي اينكه  اين اقا تا اين سن شغل و درآمد مشخصي ندارن يعني وقتي تا الان نتونسته خودشو جمع و جور كنه از اين به بعد هم بعيده بتونه.و فعلا هم هيچ تلاشي براي بهتر شدن اوضاع نداره.و به احتمال زياد با شاغل بودنتون بعد از ازدواج مخالفت ميكنه.عزيزم خيلي بايد سنجيده عمل كني .چون كيس مناسبي براتون نيست .ازدواج خوبش خوبه.به چه قيمتي؟شما خيلي شرايطتون از اين اقا بهتره و معلومه ك خونوادشون بايد راضي باشن.مسلما با ازدواج با ايشون با مشكلات زيادي اعم از مالي اخلاقي و غيره  مواجه ميشين.به اين دليل ك بايد ازدواج كنيد  يا اينكه دير شده براتون تصميم اشتباه نگيرين.موفق باشين
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام
    بنظر من آدم ازدواج میکنه تا هم خودش هم همسرش به حال بهتری برسه
    نمیگم خیلی ایده آلی
    به هر حال تو هر شروعی یه سختی هایی هست
    و برای هر چیزی چه مادی چه احساسی بهایی هست که باید پرداخته شه
    انقدر که من دیدم هیچی مفت نیست حتی حال خوش بها داره
    شما یه خانم موفقی هستید به لحاظ مالی و تحصیلی
    بنظر من تحصیلات تعیین کننده شعور آدما و فهم متقابلشون تو زندگی نیست
    من پروفسور میشناسم که با یه دیپلمه ازدواج کرده و خیلی هم از ازدواجش راضی هست
    اما یه سری چیزا خیلی مهم هست
    اینکه یه نفر چقدر با وجود باشه کار کنه و برای زندگیش هر تلاشی که میتونه بکنه
    اینجا همه از رو گفته ها نظر میدند و شما در مورد خودت تنها کسی هستی که هم می بینی و هم کاملا تو جریان اتفاقاتی که براتون افتاده هستید
    واسه خاطر برادرتون و اعتیاد برادرتون خودتون رو پایین نیارید و ملزم به قبول  کسی که قلبتون بهش راضی نیست نکنید
    هر چند که متاسفانه خانواده خیلی تاثیر داره در حالی که گاهی هیچ شباهتی بین خواهر و برادر ها باهم نیست اما بازم به این خاطر کسی رو قبول نکنید
    بنظرم اگه اون آقا به لحاظ اخلاقی سالم باشه و آدم قابل اعتمادی باشه و با شعور و فهمیده باشه خوبه
    اما اگه  از درک خوبی برخوردار نباشه و اخلاق و رفتار خوبی هم نداشته باشه کار و موقعیت خوبی نداشته باشه و حتی حاضرم نباشه که تلاشش رو بیشتر کنه
    شما تو زندگی با اون دچار سرخوردگی میشید
    بیشتر فکر کنید

    یه ازدواج وقتی خوبه که یه ازدواج خوب باشه
    اگه اینطور نبود توکلتون به خدا باشه قرار نیست این آخرین کیس شما باشه تحصیلتون رو ادامه بدید و کسی رو به عنوان همسر انتخاب کنید که شعور همراهی شما رو داشته باشه
    این شعور به مدرک نیست
    آدمی که به شما و نیاز هاتون اهمیت بده و بشه بهش تکیه کرد کسی که مسئولیت پذیر باشه
    از کار کردن عارش نیاد و از خود مچکر نباشه و نخواد شمارو خیلی غیر عادی محدود کنه و هویتتون رو ازتون بگیره
    کسی خوبه که به شکوفایی شما کمک کنه و حداقل اگه حامیتون نبود سد جلو راهتون هم نباشه
    اگه با کسی احساس آرامش و سبکی هر چند نسبی کردید همون آدم میتونه همسر خوبی براتون باشه
    قلبا براتون همسر خوبی رو از خدا طلب میکنم ءان شالله[hr]در ضمن اگه میتونید هم خودتون هم خانوادتون به برادرتون کمک کنید که ترک کنه
    حتی اگه تا حالا خیلی ترک کرده و دوباره برگشته بازم کمکش کنید و بهش روحیه بدید هیچکس محکوم به بدبختی تا ابد نیست
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام
    مرسي از راهنمايي هايتون و همه اين موارد رو كه شما گفتيد من كم و بيش پيش خودم فكر كردم چون من ديگه سني ندارم كه تحت تاثير احساسات قرار بگيرم .
    در مورد برادرم  خودش خونه و زندگي داره  و دو تا فرزند پسر هم داره كه همه از ديدن زندگيش لذت مي برن ولي متاسفانه خونه ما رو كرده براي خودش محل كار و در ضمن مادرم هم پيشتيباني از اون مي كنه بارها با مادرم  سر اين موضوع بحثمون شده و در جواب مادرم به من گفته كه تو رو فداي اون مي كنم و تو مي توني از خونه بري بيرون و ديگه نيايي ولي اون بايد اينجا باشه و گاهي اوقات تصميم مي گيرم برم و مادرم رو تنها بذارم تا بمونه با پسرش و توي خونه خودم زندگيمو شروع كنم  با تشكر
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •