تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوست ندارم من ارتباط رو شروع کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Farzad67
آخرین ارسال:مهدی پوری
پاسخ ها 8

دوست ندارم من ارتباط رو شروع کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام 

    اول تشکر میکنم از سایت خوبتون و خوشحالم که تو کشور ماهم جاهایی هست که بشه اونجا کمک کرد بهم دیگه ...

    من فرزادم ....25 سالم و مهندس برقم...همیشه دوست داشتم رو پایه خودم وایسم کلا یه مقداری غرور توی شخصیتم است و الانم واسه خودم کار میکنم و یه شرکت کوچیک دارم.

    واقعیت اینه که توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران رو دارم و تو آزمودنایه خودم اینکارو خیلی خوب انجام میدم و وقتی که ارتباطم کاری باشه هم ارتباطام خوبه ولی همیشه(در حالات غیر کاری) فکر میکنم که اول دیگران باید با من ارتباط برقرار کنن و یجورایی باعث کم شدن شخصیت من میشه که اول من یه ارتباط رو شروع کنم ...

    یه عادت بده دیگه هم دارم که اون تحویل نگرفتن و بی تفاوتی به دیگرانه ...

    البته باید اینم بگم که همیشه کسایی که همینطوری رفتار میکردن و خیلی به دیگران اهمیت نمیدادن روی من بیشتر تاثیر میزاشتن و رفتارشون یادم میموند و واقعا خیلی برام گرون تموم میشه اگر کسی اینطوری باشه باهام، یا من بخوام باهاش ارتباط برقرار کنم و اون بی تفاوت باشه باهام ...

    شایدم این نوع رفتار واسه اینه که پیشدستی کنم تا کسی اینطوری باهام برخورد نکنه...
    حتی انتظار دارم که خانوما هم ازم بخوان تا رابطه شکل بگیره نه اینکه من بخوام..

    این نوع رفتارم واسه این برام مشکل شده که باعث میشه در عین پست و مقامی که دارم خیلی وقتا تو زندگی شخصیم تنها باشم و این تنهایی رو دوست ندارم ...

    ممنون میشم اگر راهنماییم کنید دوستان ...


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    [bgcolor=#000080]آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند[/bgcolor]

    سلام، اینکه انسان کمی غرور داشته باشه اصلا بد نیست و همه جا باید نوعی رفتار کنه که شخصیتش و شانش برابر با علامت سوال نشه. ولی بعضی وقتا متاسفانه این غرور زمانی پیش میاد که تو زندگی مستقل میشیم و احساس بی نیازی از دیگران میکنیم و این کم کم باعث ایجاد زمینه غرور کاذب و جدایی از اجتماع با حس من برتر میشه. غروری که همه مد نظر دارن با غروری که هرزگاهی بهش دچار میشیم بسیار متفاوته و اجتماع نمیتونه خودشو با این غرور کاذب وفق بده ، در نتیجه کم کم طرد شدن از اجتماع بوجود میاد و عنوان عامیانش اینه من نمیتونم فلانی رو تحمل کنم.

    به نظر من خیلی هم تقصیر از شما نیست که این غرور  رو دارین قسمتی هم به جامعه ای بر میگرده که ما درونش رشد میکنیم چه بسا بیشتر اوقات روی خوش نشون دادن به دیگران پایان چندان رمانتیک و دلنشینی رو نداشته و مثل یه زخم که همیشه سر باز یکنه و خون میاد روح ما رو آزار میداده.

    شما سعی کنین طوری با دیگران رفتار کنین که عرف رفتار جماعت اینطوره یعنی در محیط رسمی به یک شکل و در محیط کاری به گونه ای دیگه. یادتون نره باز خورد رفتارهای ما همونطور جواب میده که انجامش میدیم .. یعنی پرخاش با پرخاش و مهربانی با مهربانی... سعی کنین طوری رفتار کنین که دوست دارین با خودتون رفتار بشه و بیشتر دوست جمع کنین تا دشمن. موفق باشین


    .

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    هرکسی شخصیت و کاراکتر خاص خودشو داره.
    شما مجبور نیستین خودتونو تغییر بدین اما متاسفانه باید بپذیریم توی جامعه ما یکسری هنجارها و الگوهایی وجود دارن که تغییر دادن اونا کار هرکسی نیست. یعنی در واقع از عهده هیچکس برنمیاد الگوهای پذیرفته شده جامعه رو( ولو اینکه غلط باشن) تغییر بده.
    تنها تلاشی که انجام میشه فرهنگ سازی توسط رسانه ها و بیلبوردها و....... هست که اگه بخواد جوابگو باشه و تغییر واضح در این الگوها ایجاد کنه دست کم ده بیست سال زمان میبره.
    یکی از همین الگوها و هنجارها (که چندان هم خوشایند نیست) پیشقدم شدن مردها برای ازدواج هست. بهرحال باید قبول کنیم که این یه عرف هست و هیچکس نمیتونه به تنهایی تغییری درش ایجاد کنه.
    شما میتونین به انتظار بنشینین که یه دختری به سمت تون بیاد و این امر محال نیست ولی خب احتمالش هم خیلی زیاد نیست و شاید اگه چنین دختری هم پیدا بشه، فرد مورد پسند شما نباشه.
    وقتی میتونین انتخابگر باشین دست تون بازتره و با شناختی که از خودتون و معیارهاتون دارین، بهتر میتونین جستجو کنین.
    اگه دوست ندارین جواب "نه" بشنوین، میتونین پیشنهادتونو غیرمستقیم بیان کنین. میتونین فرد مورد نظرتونو یه مدت ارزیابی کنین و وقتی حس کردین احتمال اینکه پیشنهاد ازدواج رو از سمت شما بپذیره زیاد هست، به صورت غیرمستقیم مساله رو باهاش در میون بزارین.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    'sahar2013' pid='36746' dateline='1387030286'
    [bgcolor=#000080]آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند[/bgcolor]

    سلام، اینکه انسان کمی غرور داشته باشه اصلا بد نیست و همه جا باید نوعی رفتار کنه که شخصیتش و شانش برابر با علامت سوال نشه. ولی بعضی وقتا متاسفانه این غرور زمانی پیش میاد که تو زندگی مستقل میشیم و احساس بی نیازی از دیگران میکنیم و این کم کم باعث ایجاد زمینه غرور کاذب و جدایی از اجتماع با حس من برتر میشه. غروری که همه مد نظر دارن با غروری که هرزگاهی بهش دچار میشیم بسیار متفاوته و اجتماع نمیتونه خودشو با این غرور کاذب وفق بده ، در نتیجه کم کم طرد شدن از اجتماع بوجود میاد و عنوان عامیانش اینه من نمیتونم فلانی رو تحمل کنم.

    به نظر من خیلی هم تقصیر از شما نیست که این غرور  رو دارین قسمتی هم به جامعه ای بر میگرده که ما درونش رشد میکنیم چه بسا بیشتر اوقات روی خوش نشون دادن به دیگران پایان چندان رمانتیک و دلنشینی رو نداشته و مثل یه زخم که همیشه سر باز یکنه و خون میاد روح ما رو آزار میداده.

    شما سعی کنین طوری با دیگران رفتار کنین که عرف رفتار جماعت اینطوره یعنی در محیط رسمی به یک شکل و در محیط کاری به گونه ای دیگه. یادتون نره باز خورد رفتارهای ما همونطور جواب میده که انجامش میدیم .. یعنی پرخاش با پرخاش و مهربانی با مهربانی... سعی کنین طوری رفتار کنین که دوست دارین با خودتون رفتار بشه و بیشتر دوست جمع کنین تا دشمن. موفق باشین


    .

     

     
    سحر جان ممنونم از وقتی که گذاشتی 

    درست میفرمایید ،غرورم خیلی جاها هم بهم کمک کرده خیلی از موفقیاتم واسه همینه که واسه اینکه نمیخوام کم بیارم تا جایی که توانم باشه تلاش میکنم .

    من واقعا زندگیه آرومی دارم یه خونواده خیلی خوب که درکم میکنن،3-4 تا دوست خوب هم دارم که خیلی خوبیم باهم ولی یه سری نقطه های خالی هم دارم تو زندگیمه که نمیخوام اینطوری باشن 

    میخوام بیشتر، وقتمو واسه خودم بزارم . دوست دارم کسانی در کنارم باشن که خودم بخوامشون،ازشون آرامش بگیرم و بهشون آرامش بدم 

    شاید هرکسی که میشناستم فکر کنه یه آدم خیلی اجتماعی و روابط  قوی ام تو ارتباط داشتن ، ولی واقعیتش اینه که نه اینکه نتونم ولی نمیخوام پیشقدم باشم و ارتباط داشته باشم با اینکه میدونم که باید اینجوری باشه 

    نمیتونم با کسی پل بزنم ولی بی تفاوتی ببینم، بعضی وقتام فکر میکنم خیلیا ارزش اینو ندارن که ارتباط بگیری باهاشون.

    البته باید بگم همین که حتی الان دربارش حرف میزنم احساس آرامش بیشتری میکنم چون عادت ندارم درد و دل کنم با کسی.


     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    'maryam.azadeh' pid='36752' dateline='1387031638'
    سلام
    هرکسی شخصیت و کاراکتر خاص خودشو داره.
    شما مجبور نیستین خودتونو تغییر بدین اما متاسفانه باید بپذیریم توی جامعه ما یکسری هنجارها و الگوهایی وجود دارن که تغییر دادن اونا کار هرکسی نیست. یعنی در واقع از عهده هیچکس برنمیاد الگوهای پذیرفته شده جامعه رو( ولو اینکه غلط باشن) تغییر بده.
    تنها تلاشی که انجام میشه فرهنگ سازی توسط رسانه ها و بیلبوردها و....... هست که اگه بخواد جوابگو باشه و تغییر واضح در این الگوها ایجاد کنه دست کم ده بیست سال زمان میبره.
    یکی از همین الگوها و هنجارها (که چندان هم خوشایند نیست) پیشقدم شدن مردها برای ازدواج هست. بهرحال باید قبول کنیم که این یه عرف هست و هیچکس نمیتونه به تنهایی تغییری درش ایجاد کنه.
    شما میتونین به انتظار بنشینین که یه دختری به سمت تون بیاد و این امر محال نیست ولی خب احتمالش هم خیلی زیاد نیست و شاید اگه چنین دختری هم پیدا بشه، فرد مورد پسند شما نباشه.
    وقتی میتونین انتخابگر باشین دست تون بازتره و با شناختی که از خودتون و معیارهاتون دارین، بهتر میتونین جستجو کنین.
    اگه دوست ندارین جواب "نه" بشنوین، میتونین پیشنهادتونو غیرمستقیم بیان کنین. میتونین فرد مورد نظرتونو یه مدت ارزیابی کنین و وقتی حس کردین احتمال اینکه پیشنهاد ازدواج رو از سمت شما بپذیره زیاد هست، به صورت غیرمستقیم مساله رو باهاش در میون بزارین.

     
    از راهنمائیتون ممنونم 

    راستش محال که نبوده چون 3  تا نمونش برام پیش اومده ولی چون خودم نخواستم و احساسم باهاشون نبوده بهتر دیدم که باهم نباشیم، راستش من ترجیح میدم که بد باشم ولی هیچوقت نقشه آدمای خوب بازی نکنم اگر واقعا خوب نیستم ، و کلا هرچی که نشون میدم همونم و هیچ وقت هم فیلم بازی نمیکنم .

    من کلا زیاد به دخترایی که دورو برنم زیاد توجه نمیکنم ،پارسال تابستون یه دختریو توی یک اداره دیدم با مقنعه و مانتو بود اونجا ،نه اینکه خیلی زیبا یا خیلی خوش اندام باشه ولی همونطوری که بود خوشم اومد ازش، یه مشکل اداری داشت منم دیدم که بد نیست که بتونم هم کمکش کنم هم یکم با شخصیتش آشنا بشم .

    بعد از یک چند هفته ای قبل از اینکه چیزی بگم خودش به اون سمتی رفت که رابطمون قوی تر باشه، منم چون احساس خوبی داشتم بهش قبول کردم ، اخلاقای خاصی داشت خیلی غهر میکرد، بهونه های عجیب میگرفت، یه وقتایی سره مشکلاتش 2 ساعت گریه میکرد و منم فقط سعی میکردم آرومش کنم با اینکه خیلی اذیت میشدم ولی خیلی براش وقت میزاشتم ، شب ساعت 3 زنگ میزد یهم میگفت من ترسیدم آرومم کن .منم همیشه براش وقت میزاشتم .

    بهش گفته بودم که باهاتم همه جوریه ولی یه خط قرمزی دارم که نباید اون رد کنی، من هرچی که میخوای بهت میدم من آدم خیانت هم نیستم ولی غرورم اجازه نمیده که خیانت ببینم اگه پیش بیاد اون موقع همه چی تمومه ...

    بعد از یه مدت فهمیدم که گذشته خوبی نداشته و خیلی کارایی کرده که من که پسرم هیچوقت حتی بهش فکرم نکردم .
    خیلی قسم میخورد واسم خیلی گریه میکرد که من اون آدم نیستم و الان دیگه فقط تویی و تو تنها کس زندگیمی.

    تا یه شب یه اتفاقاتی افتاد که فهمیدم حتی وقتی که با منم بوده باز همونکارارو انجام میداده ، حتی حرفایه وفاداری و عشقی که به من میزدی به کسایه دیگه هم میگفته.

    بعد از فهمیدن اون موضوع ،منم هیچکاری نکردم چون شخصیتم اجازه نمیداد که کاره ناجوری انجام بدم ، فقط از زندگیم خطش زدم .

    یه 5 ماهی خیلی زنگ میزد و اس ام اس میداد ولی هیچ جوابی بهش نمیدادم .
    ترکش کردم نه واسه کارش بلکه واسه اینکه نمیخواسم ارزش خودم بیاد پایین

    من کلا همونطور که گفتم ارتباط گرفتن دوسنت ندارم،بعد از اون ماجرام خیلی برام سخت تر هم شده که بتونم ، شاید واسه همینه که ترجیح میدم ارتباطی نداشته باشم .

    ولی مشکل اینجاست که آدم طوری خلق نشده که بتونه تنهایی سر کنه ...




     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    یه چیزی که به ذهنم هم میرسه اینه که الان که دارم مطالب دوستان رو میخونم میبینم، بیشترشون میگن چون من مثلا اعتماد به نفس ندارن یا روابط عمومیشون پایینه ارتباط نمیگرن . ولی من وضع مادی و جسمی و روابطم خوبه ولی نمیخوام خودم که ارتباط بگیرم نمیخوام به کسی توجه کنم یا شاید فکر میکنم با توجه کردن من اونطرفم ارزشش میره بالا و یا از سطح من کم میشه .

    با بی تجهیم به دیگران تونستم جلویه این رو بگیرم که تقریبا هیشکی نتونه بهم بی محلی کنه ولی خودم به مشکل خوردم که احتیاج دارم ارتباط بگیرم 

    مثلا کسایی که تو اد لیست فیس بوکم هستن تقریبا همشون منو اد کردن. دیروز داشتم فکر میکردم که بعد نیست کسایی رو اد کنم منم ولی باورتون نمیشه یه نفرم پیدا نکردم که ارزش اینو داشته باشه که ادش کنم یا اگرم بخوام ادش کنم بعد میام سطح پایین که من بودم که اونو اد کردم .

    و میگم من نباید کسیو اد کنم و اون باید اد کنن ...

    دوستان فعلا شب خوش تا فردا که شاید بتونم به کمک شما عزیزان راه حل عملی رو پیدا کنم .

    ازتون تشکر میکنم که وقت گرانبهاتون رو میزارید تا به دیگران کمک کنید

    فرزاد..

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    دوستان لطفا پیشنهادایه خوبتون بهم ارائه کنید . تا بتونم حل کنم ای مشکلم رو
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    داداشم ادم موجود اجتماعیه یعنی چی اگه ارتباط برقرار کنم سطحم میاد پایینو ازین حرفا؟؟اینا کاملا بی معنیه ادم موجو اجتماعیه باید تو اجتماع باشه ؟؟؟
    بعدشم مطمئن باش دست رو دست زیاده شما با این شرایطتتون فک میکنید که خیلی نسبت به بقیه سرید ولی از شما سرتررن خیلین پس اینقد غرور از کجا اومده؟؟؟؟ادماییی هستن که شما درمقابل اونا صفرم نیستین
    این حرفارو میگم نه به خاطر اینکه خدای نکرده توهین کنم نه فقط میخام به خودت بیای واین افکار منفیتو پاک کنی مطمئن باش همونایی که میگی تو فیس بوک هستن وارزش اد کردن ندارن خیلیاشون از شما سر ترن تو خیلی از زمینه ها 
    یا علی
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •