تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




انتخاب همسر ، فوری کمکم کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sanama
آخرین ارسال:snow white
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

انتخاب همسر ، فوری کمکم کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من دختری 27 ساله هستم. با پسری رابطه نداشتم. تا اینکه مدتی قبل با کسی آشنا شدن و دوسش داشتم و اون آقا توی روابطش خیلی آزاد بود. ولی من از ابتدا باهاش صحبت کردم که نمی خوام رابطه جنسی داشته باشم  از هر نوعش و اهلش نیستم. اولش قبول کردن بعد توی رفتاراش چیز دیگه ای نشون میداد تا اینکه یه روزی که من خیلی ناراحت بودم و نیاز داشتم با یکی صحبت کنم منو توشرایطی قرار داد که نتونم از خودم دفاع کنم به هر حال سوء استفاده خودش رو کرد. خوشبختانه خدا خیلی بهم رحم کرد. بعد از اون اتفاق خیلی افسرده شدم، 8 کیلو وزن کم کردم و عذاب وجدان شدید داشتم که چرا به این آدم اجازه دادم ازم سوء استفاده کنه از احساسات پاکم از جسمم روحم. بلافاصله باهاش قطع رابطه کردم. پیش خدا توبه کردم. خداروشکر...
    بعد از اون اتفاق از خدا خواستم شرایط ازدواج برام فراهم کنه مدت کمی گذشت یه خواستگار برام اومد. دوساله منتظرمه و خیلی منو دوست داره. توی جلسه دوم خواستگاری و صحبت ایشون ازم پرسید آیا قبلا رابطه نامشروع داشتم یا نه؟ جا خوردم براش توضیح دادم که هر کسی ممکنه خطا بکنه ولی مهم تر اینه که متوجه بشه برگرده و توبه کنه. و اینکه من اهل رابطه نامشروع نیستم. برای همین فکر میکردم که اگه بهش جواب مثبت بدم بهش ظلم می کنم چون اون به این مساله خیلی حساسه و میخواد همسری کاملا پاک داشته باشه. برای همین بهش جواب رد دادم. چند روز طول نکشید که خدا ما رو کاملا اتفاقی دوباره سر راه هم قرار داد . ایشون دوباره خواستگاری کردن . من فکر کردم که این نشونه ای از طرف خدا . قبول کردم حالا دوباره داریم باهم صحبت می کنیم. چند سوال داشتم :
    1- آیا باتوجه به اتفاقی که برام افتاده با ازدواج با اون آقا ظلم در حقش نمی کنم؟ 
    2- آیا این حساسیت شون نشونه شکاک و بدبین بودنشون نیست؟ البتهخیلی غیرتی هستن. 
    3- آیا در صورتی که باهاش ازدواج کنم ار این نظر میتونم ارامش داشته باشم؟
    ممنون میشم هرچه سریعتر راهنمایی کنین. چون نمیخوام بیشتر از این ایشون رو معطل کنم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    اینکه ادم خطا کنه وتوبه کنه خیلی عالیه افرین خواهرم 
    ولی در مورد این اقا اگه واقعا شمارو دوست داشته باشه وشمارو بخاد شاید بتونه با موضوع کنار بیاد ولی چون 2سال منتظرتون بوده وشما این کار کردین یکم قضیرو ناجور میکنه البته توبه کردین انشالا خدا قبول میکنه ولی باید طوری باشه که این اقا بعدها ازموضوع با خبر نشن چون مشکل ساز میشه یعنی این اقا باید اینقد به شما ااطمینان داشته باشن که اگه روزی اون دوستتون بیاد وبه ایشون بگه من با همسرتون رابطه داشتم همه چی بهم نریزه شمام در بهترین حالت اینه که انکار کنید چون اعتراف به گناه خودش گناهه بزرکیه شما فقط پیش خدا توبه کنید وازش بخاید کمکتون کنه 
    یا علی
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'مهدی پوری' pid='36888' dateline='1387117804'
    اینکه ادم خطا کنه وتوبه کنه خیلی عالیه افرین خواهرم 
    ولی در مورد این اقا اگه واقعا شمارو دوست داشته باشه وشمارو بخاد شاید بتونه با موضوع کنار بیاد ولی چون 2سال منتظرتون بوده وشما این کار کردین یکم قضیرو ناجور میکنه البته توبه کردین انشالا خدا قبول میکنه ولی باید طوری باشه که این اقا بعدها ازموضوع با خبر نشن چون مشکل ساز میشه یعنی این اقا باید اینقد به شما ااطمینان داشته باشن که اگه روزی اون دوستتون بیاد وبه ایشون بگه من با همسرتون رابطه داشتم همه چی بهم نریزه شمام در بهترین حالت اینه که انکار کنید چون اعتراف به گناه خودش گناهه بزرکیه شما فقط پیش خدا توبه کنید وازش بخاید کمکتون کنه 
    یا علی
     

     
    ارتباطی که با اون دوستم داشتیم حتی یک ماهم طول نکشید و شرایط بصورتیه که فکر نمی کنم اصلا بار دیگه با ایشون بر
    خوردی داشته باشم "انشا..." اون آقا میخواستن برای جبران اشتباهشون بیان خواستگاری ولی دیگه من بهشون اطمینان نداشتم که خودم و زندگیم رو به دستش بسپرم. خداروشکر توبه کردم و اومیدم به خداست. منتظر مونده خواستگارم هم به این صورت نبوده که ارتباطی بین ما وجود داشته باشه. دوسال پیش خواستگاری کردن و من چون شرایطش رو نداشتم جواب رد دادم . ایشون تو این دوسال ازدواج نکردن. به این اعتقاد دارم که خدا ستارالعیوبه و خودش کمکم میکنه.
    چیزی که برام مهمه اینه که آیا با ازدواج با ایشون حقی به گردنم  نخواهد بود؟ ظلمی در حق ایشون نخواهد بود؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    شما در وقوع اون حادثه تعمد نداشتین. به نوعی مجبور شدین و توی عمل انجام شده قرار گرفتین و بعدش هم فورا با اون شخص قطع رابطه کردین. در نتیجه میتونین با خیال راحت همه جا عنوان کنین که دختر پاکی هستین.
    اما موضوعی که مطرح کردین زوایای دیگه ای هم داره. ایا روی خواستگارتون چقدر شناخت دارین؟ در نظر بگیرین شما دارین توی سیستم سنتی ازدواج میکنین و این سیستم، خیلی امکان خطا و اشتباه داره. ایا ایشون رو خوب میشناسین؟
    بین غیرت سالم و بدبین بودن، گاهی وقت ها مرز باریکی وجود داره و تا زمانی که با شخص مراوده نداشته باشین اینو متوجه نمیشین. یکی از دوستانم، نامزدی داره که تحصیل کرده هم هست. ولی ایشون غیرت وسواس گونه داره اولا دوستم رو از ارتباط تلفنی یا اینترنتی با دوستان دخترش کلا محروم کرده. یعنی به ایشون میگه مثلا حق نداری با فریبا چت کنی، حق نداری با زهرا چت کنی و..........
    همچنین پسورد ایمیل دوستم رو گرفته و میره توی "این باکس" اون سرک میکشه تا ازش آتو پیدا کنه. هرجا دوستم بخواد بره حتی روز روشن و حتی توی محله خودشون، نامزدش بهش میگه قبلش بهم زنگ بزن خودم بیام ببرمت و بیارمت. خب اینا حس خفگی به طرف مقابل میده. وسواس و شکاک بودن همسر، میتونه زن رو به مرز جنون بکشونه.
    منظور این نیست که خواستگار شما الزاما اینطور هستن ولی قضیه جای تامل داره. سعی کنین از ایشون شناخت کافی پیدا کنین، حتما این مساله رو واکاوی کنین و از سلامت روانی خواستگارتون مطمئن بشین.
    شما همواره ارامش داشته باشین و به شرافت و پاکی خودتون یقین حاصل کنین. قرار نیست شما به کسی ظلمی بکنین راستش بنده نگرانم در حق تون یه وقت ظلمی صورت نگیره دوست عزیزم.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    مطمئنید چون 2سال پیش بخاطر اینکه شرایطتتون اماده نبوده بهش جواب رد دادین ؟؟یا واقعا اونو نمیخاستین والان به خاطر این قضایای پیش اومده میخاین خودتونو یجورایی خلاص کنید چون اون ادم همون ادم قبلیه مگه اینکه شما معیاراتون تغییر کرده باشه رو این مسیله ببیشتر فک کنید حتما این اقا یه خصوصیاتی دااشتن که شما ردش کردین ولی خوب اگه الان نظرتون عوض شده مشکلی نیست فقط باید عقلاننی باشه

    ببخشید من در مورد اینکه حقی به گردن شما دارن یا نه نمیتونم اظهار نظر کنم ولی اگه شما هنوز باکره باشید انشالا مشکلی پیش نمیاد ولی در غیر اینصورت همه چی به طرفتون بر میگرده واحتمال داره بعد فهمیدن این قضیه  شمار وطلاق بده ویا نه اینقد شمارو دوست داره که میتونه ادامه بده وحالت سوم هم اینه که اگرم باکره نیستید ایشون متوجه نشن که این درصدش پایینه 
    شک نکنید که شما پاکید چون مجبورتون کردن البته یه ااشتباه بابت دوستیتون ومخفی کاری از خونواده وپناه اوردن به نامحرم داشتین ولی خوب توبه جاشو پر میکنه انشالا   صد بار اگر توبه شکستی باز ای

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='36897' dateline='1387120707'
    سلام
    شما در وقوع اون حادثه تعمد نداشتین. به نوعی مجبور شدین و توی عمل انجام شده قرار گرفتین و بعدش هم فورا با اون شخص قطع رابطه کردین. در نتیجه میتونین با خیال راحت همه جا عنوان کنین که دختر پاکی هستین.
    اما موضوعی که مطرح کردین زوایای دیگه ای هم داره. ایا روی خواستگارتون چقدر شناخت دارین؟ در نظر بگیرین شما دارین توی سیستم سنتی ازدواج میکنین و این سیستم، خیلی امکان خطا و اشتباه داره. ایا ایشون رو خوب میشناسین؟
    بین غیرت سالم و بدبین بودن، گاهی وقت ها مرز باریکی وجود داره و تا زمانی که با شخص مراوده نداشته باشین اینو متوجه نمیشین. یکی از دوستانم، نامزدی داره که تحصیل کرده هم هست. ولی ایشون غیرت وسواس گونه داره اولا دوستم رو از ارتباط تلفنی یا اینترنتی با دوستان دخترش کلا محروم کرده. یعنی به ایشون میگه مثلا حق نداری با فریبا چت کنی، حق نداری با زهرا چت کنی و..........
    همچنین پسورد ایمیل دوستم رو گرفته و میره توی "این باکس" اون سرک میکشه تا ازش آتو پیدا کنه. هرجا دوستم بخواد بره حتی روز روشن و حتی توی محله خودشون، نامزدش بهش میگه قبلش بهم زنگ بزن خودم بیام ببرمت و بیارمت. خب اینا حس خفگی به طرف مقابل میده. وسواس و شکاک بودن همسر، میتونه زن رو به مرز جنون بکشونه.
    منظور این نیست که خواستگار شما الزاما اینطور هستن ولی قضیه جای تامل داره. سعی کنین از ایشون شناخت کافی پیدا کنین، حتما این مساله رو واکاوی کنین و از سلامت روانی خواستگارتون مطمئن بشین.
    شما همواره ارامش داشته باشین و به شرافت و پاکی خودتون یقین حاصل کنین. قرار نیست شما به کسی ظلمی بکنین راستش بنده نگرانم در حق تون یه وقت ظلمی صورت نگیره دوست عزیزم.

     
    مریم جان
    ممنون از پاسخ تون. اتفاقا خودمم دنبال چنین رفتارهایی در ایشون هستم ولی به این صورت چیزی رو در ایشون ندیدم . نمی دونم چطور باید امتحانشون کنم. من فقط چند بار ایشون رو دیدم. اما یه چیزایی هست که نمی دونم آیا نشونه بدبین و شکاک نبودن هست یا نه . لطفا نظر بدین 
    مثلا : شهر ما خیلی کوچیکه و افراد آشنا زیادن. من یک بار با ایشون بیرون قرار گذاشتم که یک مسیری رو تا رسیدن به خونه  با هم پیاده روی کنیم. خوب یکی دو نفر ما رو دیدن من خیلی ناراحت شدم هم از آشناهای ایشون هم از آشناهای ما. بعدا بهم گفت که مسیری که رفیتم پر از مغازه های آشناهاشون بوده و اونو میشناختن من گفتم خوب باید بهم میگفتی گفت هیچکدوم از اونها برای من مهم نیستن فقط تو برام مهم هستی.  و قرار نیست که هرجور مردم میخوان رفتار کنی.
     نمی دونم آیا این می تونه نشونه ای از بدبین نبودن باشه. فکر می کنم اگه بدبین و شکاک بود اجازه نمی داد دیگران ما رو با هم ببینن. و یا اصلا باهام نمی اومد بیرون ...
    اگر راهی به نظرتون میرسه میتونم باهاش امتحانش کنم کمک کنید. ممنون

    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    آقای " مهدی پوری"
    ممنون از نظرتون ارتباط در این حد نبوده و خداروشکر به اینجاها نرسید و اگر اینجوری میشد فکر نمی کنم تا آخر عمرم می تونستم حتی به ازدواج فکر کنم چه برسه به اینکه ازدواج کنم. و ادامه زندگی برام غیرقابل تصور بوده و نمی دونم چه اتفاقی می افتاد. 
    دوسال پیش من درس میخوندم وکار میکردم  رفت و آمد میکردم شرایط خوبی نداشتم و اون آقا هم کار ثابتی نداشتن و از لحاظ خونوادگی یک مقدار متفاوت هستیم و آشنایی و هیچ صحبت  با ایشون نداشتم. اما الان ایشون کار ثابتی پیدا کردن و کارمند جایی هستن و امکان رشد در اون رو دارن همزمان چند زمینه درآمد دیگه هم دارن. منم الان درسم تموم شده و شرایطآشنایی پیدا کردم .تنها مساله ای که مونده اینه که آیا از نظر سطح فرهنگی همخونی داریم یانه اونم تا زمانی که آشنایی بیشتری با خونواده شون پیدا نکنم نمی تونم بفهمم.
    انشا... اینجوری نباشه که برای فرار از اتفاقی که افتاده بهش پناه اورده باشم. فکر کنم اگه اینجوری بود همون اولش که دوباره اومد خواستگاری جواب مثبت می دادم. الانم تا زمانی که لیاقت عشق و محبت ایشون رو نداشته باشم و احساسی بهشون نداشته باشم بهشون جواب مثبت نمیدم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    lale آواتار ها
    سلام
    مشکلی که مطرح کردین کاملا وابسته به طرفین مساله داره
    منظورم اینه بستگی به این داره که شما بتونین گذشته رو فراموش کنین یانه>؟
    یا اون پسر دیگه جلوی راهتون سز نشه .
    وخواستگارتون این سوالشو بپرسه ودیگه پیگیری نکنه.اگه خیلی کنکاش کنن شاید بفهمن چه اتفاقاتی قبلا افتاده.
    اما پاسخ سوالاتون...
    1-راجب عذاب وجدانتون میشه گفت که مراجع توبه رو حلال مساله میدونن.ولی اینکه حق اون پسر اینه که با یه دختری که اصلا رابطه ای نداشته ازدواج کنه این مساله ای که به خود اون پسر مربوطه.
    2-ایشون یه سوال پرسیدن اونم سوال جزیی نبوده که نشانگر بدبینی باشه.شمام اگر اون رابطه رو نداشتین طبیعی بود اگر میخواستین باپسری ازدواج کنین که رابطه ای ندارشته...ولی اگر مدام س.ج میکنن شاید آدم حساسی هستن.وبه اینجورآدمای شکاک وبدبین نمیشه دروغ گفت یا پنهون کاری کرد.چون اینجورآدما آدمایی که هیچ خطایی ندارن رو جستجو میکنن چه برسه به اینکه یه پنهون کاری هم در میان باشه.
    3-راجب آرامش هم گفتم که بستگی به خودتون وخواستگارتون داره که این مساله قبل محرمیت بینتون حل  بشه و فراموشم بشه.
    اما من یه سوالی که برام جالبه اینه که شما وقتی بهشون گفتین هرکسی ممکنه یه خطایی کنه وتوبه کنه....بعد این سوالشون...ایشون هیچ شکی نکردن؟خب شما کاملا واضح وغیر مستقیم گفتین که یه چیزایی هست!!!!
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    راهله آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش امدین
    شما یک اشتباه کردین که اون هم گول خوردین این مساله ممکن واسه هر کسی پیش بیاد اما مساله مهم اینه که شما توبه کردین
    و گذشته شما به خاستگار فعلی شما مربوط نمیشه چون احتمال داره ایشون هم خیلی اشتباه ها رو انجام داده باشند ولی الان قصدشون امر مقدس ازدواج است هر دو گذشته رو کنار بگذارید و به هیچ وجه در مورد گذشتتون به ایشون چیزی نگید چون این فقط باعث شکاک شدن ایشون به شما میشه
    مطمین باشید ایشون تو این دو سال شما رو زیر نظر داشتن و چونکه دیدن دختر خوبی هستین دوباره از شما خاستگاری کردن و اینکه شما اینقدر صداقت داشتین که به ایشون گفتین هر کسی ممکن اشتباهی انجام داده باشه پس دلیلی نداره در مورد گذشته حرف بزنید
    در مورد اینکه بتونید به ارامش برسید با ایشون باید خودتون ببینید که ایا این حس در شما وجود داره یا نه؟ به این سوال ها پاسخ دهید و بسنجیدشون
    بهشون علاقه دارید؟ وقتی باهاشون صحبت میکنید درکتون میکنند؟ از حرف زدن با ایشون خسته نمیشید؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    چرا من این رو که گفتم بقول شما غیر مستقیم بهشون فهموندم ایشون هم مساله رو گرفت. و در ادامه گفت یعنی داشتین؟ من واقعا تو اون لحظه نمی دونستم باید چی بگم. پیش خودم فکر کردم این ازدواج صورت بگیره یا نگیره نیازی به این نیست که من ابروی خودم رو پیش کسی که هنوز مطمئن نیستم باهاش ازدواج میکنم یا نه ببرم و همینطور که اعتراف به گناه خودش یه گناه دیگه ست . گفتم نه نداشتم. و واقعا هم فکر میکنم ارتباط من از روی اختیار نبوده. این چیزی نبود که من نیتش رو داشته باشم. نمی دونید چقدر سخته تا یک یدوهفته باورم نمی شد این اتفاق برام افتاده. خیلی سخت بود . یک ماه تموم کارم شده بود گریه کردن و نماز خوندن. الانم دارم با بغض براتون می نویسم. به هر حال خداروشکر . خدا بنده هاشو با چیزای مختلف امتحان میکنه و امتحان منم ازون سختاش بود.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'راهله' pid='36905' dateline='1387123363'
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش امدین
    شما یک اشتباه کردین که اون هم گول خوردین این مساله ممکن واسه هر کسی پیش بیاد اما مساله مهم اینه که شما توبه کردین
    و گذشته شما به خاستگار فعلی شما مربوط نمیشه چون احتمال داره ایشون هم خیلی اشتباه ها رو انجام داده باشند ولی الان قصدشون امر مقدس ازدواج است هر دو گذشته رو کنار بگذارید و به هیچ وجه در مورد گذشتتون به ایشون چیزی نگید چون این فقط باعث شکاک شدن ایشون به شما میشه
    مطمین باشید ایشون تو این دو سال شما رو زیر نظر داشتن و چونکه دیدن دختر خوبی هستین دوباره از شما خاستگاری کردن و اینکه شما اینقدر صداقت داشتین که به ایشون گفتین هر کسی ممکن اشتباهی انجام داده باشه پس دلیلی نداره در مورد گذشته حرف بزنید
    در مورد اینکه بتونید به ارامش برسید با ایشون باید خودتون ببینید که ایا این حس در شما وجود داره یا نه؟ به این سوال ها پاسخ دهید و بسنجیدشون
    بهشون علاقه دارید؟ وقتی باهاشون صحبت میکنید درکتون میکنند؟ از حرف زدن با ایشون خسته نمیشید؟
     

     
    مشکلی که هست اینه که ایشون گفتن حتی برام قابل تصور نیست که کسی همسرم رو قبلا لمس کرده باشه. نسبت به این قضیه حساس هستن. و در جواب سوال ایشون گفتم که هرکسی ممکنه اشتباهی کرده باشه ولی مهم تر اینه که متوجه بشه و توبه کنه و خدا خودش پاکش کنه و ایشون حدس زدن و پرسیدن یعنی داشتین من گفتم نه من اهل اینجور رابطه ها نبودم. حالا فکر میکنم که اگر باهاشون ازدواج کنم با این اتفاق در حقشون ظلمی کردم. و برای همین بار اول بهشون جواب رد دادم ولی واقعا فکر میکنم خدا دوباره ما رو سر راه هم قرار داد. حالا این مساله نمی زاره روی مسائل دیگه تمرکز کنم.
     مدت زیادی نیست میشناسمشون و خصوصیات خوبی دارن " مستقل هستن ، صادق هستن ، حلال و حروم سرشون میشه ، با ایمان و نماز خونن ، اینده نگرن ، فعال و اهل کار هستن، اعتماد به نفس دارن، منو دوست دارن ، کار آینده داری دارن، از نظر قیافه خوبن ، سر و زبون دارن، " علاوه بر این خصوصیات زیر رو هم دارن   " خونواده سنتی دارن با خونواده ما یه مقدار ممکنه از نظر فرهنگی تفاوت داشته باشن ، یکم زود عصبانی میشن ، غیرتی هستن، با کار کردن زن مخالف نیستن ولی ترجیح میدن که زن شون کار نداشته باشه و فکر میکنن کار اصلی زن خونهداری و تربیت بچه است و مرده که وظیفه اصلیش درآمد مالی است( البته اینو گفتن که درک میکنم که شما درس خوندین و حق دارین نتیجه زحماتتون رو ببینید وکار کنید و ایشون این حق رو بخودشون نمی دن که به خاطر اخلاق خودشون اجازه ندن که من کار کنم) از این نظر مشکلی ندارن ولی دوست ندارن زیر منت زنشون باشن و....
    نمی دونم واقعا بهشون علاقه دارم یا نه مدت کمیه آشنا شدیم بیشتر ارتباط تلفنی داشتیم ولی چند بار در حد 10 دقیقه دیدمشون و متاسفانه شهر ما کوچیکه و امکان این که بریم جایی بشینیم و راحت صحبت کنیم نیست.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •