تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سوال از دوستان روانشناس زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:esagh27
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 49

صفحه‌ها (5): صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

سوال از دوستان روانشناس

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    niloofarabi آواتار ها
    باسلام

    قانونی و اصلی که ویونا جان در موردش صحبت کردن در اساسنامه انجمن روانشناسی آمریکا موجود هست و تو نظام روانشناسی ایران هم جز اصول محسوب میشه .


    ولی در مورد پاسخ این خانم روانشناس به شما ....
    ایشون همانطور که یکی از دوستان هم اشاره کردن به شما پاسخ منفی دادن. و معلوم هست که نسبت به شما هیچ گونه احساسی ندارن. و تنها رابطه ای که بین شما و ایشون هست رابطه حسنه مشاوره ای هست نه کمتر و نه بیشتر !!!
    به نظر من اگه مشکلتون در رابطه با ترک الکل حل شده ؛ دیگه نیازی به مراجعه به ایشون نیست و اگه هم حل نشده و نیاز به ادامه دوره درمانی هست بهتر هست که با مجوز ایشون شما برای تکمیل دوره درمانی تون به شخص دیگه ای مراجعه کنید.


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    esagh27 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='37396' dateline='1387356211'
    سلام
    همونطور که ویونا جون گفتن عدم برقراری رابطه عاطفی بین روانشناس و مراجع، یکی از اصول اخلاقی هست ولی خب سوگندی از بابتش نخوردن.
    اگه بنا باشه مشاور با مراجع خودش هرگونه پیوند عاطفی برقرار کنه روی کیفیت کارش، اثر منفی میزاره و اصلا مسیر مشاوره منحرف میشه.
    ممکنه شما از دید خودتون چنین قانونی رو غیر ضروری بدونین، اما همه موقعیت ها مشابه همدیگه نیستن. شما تصور کنین یه خانم جوان متاهل بره پیش مشاور و مشکل شو مطرح کنه.
    اگه مشاور مرد باشه و بخواد درگیر رابطه عاطفی با این زن بشه، حتی ممکنه خواسته و ناخواسته سعی در برهم زدن رابطه اون با شوهرش کنه. خب این یعنی "مشاوره ی مخرب" و دیگه معنای مشاوره از بین میره. رعایت منشور اخلاقی، از مهم ترین ویژگی های یک مشاور هست.
    علت دیگه برا ممنوع بودن برقراری رابطه عاطفی با مراجع، جلوگیری از اسیب روانی دیدن شخص مشاور هست. مثلا وقتی مراجع با کوهی از مشکلات و یا تمایل به خودکشی میاد پیش مشاور، اگه مشاور ارتباط عاطفی با اون شخص برقرار کنه مجبوره ساعت ها گریه کنه و یا به مشکلات کسی که براش محبوب شده دائما فکر کنه و از مسیر زندگی طبیعی خارج بشه. شما تصور کنین اگه یه مشاور در طی یکسال کاری، با 3 تا مراجع رابطه عاطفی برقرار کنه شاید به لحاظ روحی روانی اسیب جدی ببینه و خودش به مشاوره نیاز پیدا کنه.
    اما اینکه گفتین اگه مشاور با یه نفر ازدواج کنه و بعدا همسرش نیاز به مشاوره پیدا کنه چه باید کرد؟
    خب اون میشه یه رابطه زن و شوهری و خارج از دنیای حرفه ای. پس ازاد هستن به هر شیوه ای که دوست دارن جلسات درمان رو برگزار کنن. اون مساله مربوط به داخل زندگی اوناست و نیازی به پیروی از قوانین نداره. صمیمیت بین زن و شوهر، حد و مرزی نداره و تا هر اندازه که بخوان میتونن پیش برن.
    علت اینکه قید شده حتی بعد از دوره درمان هم مشاورین اجازه برقراری رابطه عاطفی رو ندارن، به این خاطر هست که مشاور در لحظه اغاز دوره درمان، حواسش کاملا به این مساله باشه و پیش خودش حساب نکنه که مثلا این 10-12 جلسه خودشو کنترل میکنه و بعد با مراجع وارد رابطه عاطفی میشه.
    بازم تاکید میکنم فقط جنابعالی نیستین که با نیت خیر وارد عمل شدین. اگه مشاور کنترل نفس نداشته باشه ممکنه خیلی زندگی ها ویران بشن و خودش هم صدمه های جبران ناپذیر ببینه.
    امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشن.
    سوالی هست بفرمایین.


     
    سلام عرض میکنم خدمت شما خانم مريم و بقیه دوستان و باز هم ازتون ممنون و سپاسگذارم که به این موضوع اهمیت میدید و واسش وقت میگذارید واقعا به هيچ شکلی نمیتونم این لطفتونو جبران كنم.ببینيد دوستان من روی این مساله كه نباید در طول درمانم با مشاور خودم رابطه عاطفی داشته باشم هیچ بحثی ندارم و كاملا این حرفا رو قبول دارم.درسته که روانشناس نیستم اما از اطلاعات عمومی نسبتا خوبی برخوردارم.من خیلی خوب اینو میفهمم که اگه این خانم الان به من چراغ سبزی نشون بدن درمان من رو تحت تاثير قرار خواهد داد و اصلا به طور کل شکل این رابطه بيمار و روانشناس گونه تغیير خواهد کرد که مطمئنا این خانوم همچین چیزی رو نخواهد پذيرفت و حتی خود من هم راضی به اینکار نيستم چون الان تحت درمانم و چه بسا من دوماه دیگه درمان رو رها کنم و دوباره برگردم به همون دوران مصرف پس تحت هیچ شرایطی حاظر نیستم زندگی خودم و شخص دیگه ای رو به خطر بندازم حالا شاید این سوال واستون پیش بیاد كه پس چرا رفتی گفتی؟ كه من باس این جواب رو بدم كه دوستان من یه شخص عادیم مثل شما روانشناسا هميشه دنبال كندو كاو کردن و ریشه یابی مسائل نیستم این حس بدجور رو دلم سنگینی میکرد و به قول خودمون شب و روزمو یکی کرده بود تصميم گرفتم برم و خودمو از این عذاب درونی خلاص کنم رفتمو خیلی خالصانه و صادقانه بهش گفتم.مطمئنا هیچ هوا و حوسی هم درکار نیست چون هم سن و سالم و هم شکل زندگيم طوری بوده كه از این دوره ها عبور كردم و هرچی هست مثل کف دست صاف و بی شیله پیلست.اون روز جواب خودم رو هم میدونستم و فقط اميدوار به اینده و بعد از دوره درمانم بودم.خلاصه اوندفعه درکل بهم گفتن واسه شما زوده از این مساله حرف بزنی و من دیگه خیلی وارد جزئيات نمیشم اما اگه لازم شد میگم.خلاصه اون روز با یکم ناراحتی از پيششون رفتمو بعد كه فكرشو كردم ديدم حق کاملا با ایشونه و من خودم اينو میدونستم.جلسه بعد رفتم پیشش و گفتم ببین خانوم فلانی اولا كه تمام رابطه های من مشخص شده و از هم جداست و هر اتفاقی بیرون از چهارچوب رابطه بیمار و مشاور بین ماها بيفته شما شک نکنید كه رو درمان من تاثیر نخواهد گذاشت شما اصلا نگران بيماري من نباشید و باید بگم واقعا به همین شکلم هست و شعار هم نمیدم.بعد به ايشون گفتم ببینيد در رابطه با اون موضوع باید بگم من كوتاه نیومدم چون شما به من گفتید واست زوده من هم ميگم چشم دیگه هيچ حرفی نمیزنم و به رو خودمم نمیارم تا دوره درمانم تموم شه و بعد از اون حالا یک سال یا دوسال و یا حتی بيشتر از اون وقتی من حداقل از سلامتی خودم مطمئن شدم و اگه شما مجرد بودید و من هم نظرم عوض نشد اونوقت بازم میامو درخواستمو رسما مطرح میكنم که خب اون جلسه كه اجازه ندادم حرف بزنه اما جلسه بعدش فقط و فقط این حرف  رو زبونش بود كه شما چون بيمار من هستيد اجازه نداريم رابطه احساسی داشته باشیم.حالا من سوالم اینه که اقایون و خانومای عزیز اگه من دوسال بعد از دوره درمانم برم خواستگاری این خانوم قراره چی بشه و چه مشکلی بین ما پیش بیاد که ايشوون ازش فرار میکنن؟این تاثیر منفیه کجا و تو چه مواردی قراره خودشو نشون بده؟اصلا فرض میکنيم من بيمار ایشون نبودمو الان به عنوان يه ادم عادی رفتم خواستگاری ایشون مگه قرار نیست من تمام گذشته خودمو بهش بگم و چیزی رو ازش پنهون نکنم؟خب این اتفاق الان به صورت طبیعی افتاده و ایشون از تمام زندگی من خبر داره و من دیگه نمیتونم مثل خيلی از خواستگارا نقش بازی کنمو بهش دروغ بگم.این که نه تنها بده بلکه خیلی هم خوبه.و دیگه اینکه مطمئنا ایشون این حرفش بهونه ای واسه جواب رد محترمانه دادن به من نيست و این فكر بستشه که اجازه نميده مسائل دیگه رو ببینه و بهشون فكر کنه.دوستان من ادم غير منطقی نیستم باور كنيد اگه ایشون بهم میگفت از ریختو قیافت خوشم نمیاد الان این تاپیک وجود نداشت و من مثل یه ادم متمدن رفته بودم پی کارم اما باور کنید این حرف ایشون نه عاقلانست,نه منطقیه,نه جنبه علمی داره از جهتی پا گذاشتن رو دل یه ادم به دلائل واهی جنبه انسانی هم نداره.از اینکه پر حرفی کردم از همه عذر میخوام و صحبتم با مدیران عزیز بخش دارم اینه که خوبه هم به ازادی بیان احترام بذاریم و هم جنبه داشته داشیم.دوتا از کامنتهای من حذف شدن حالا یکيش رو میگيم جنبه سياسی داشت اما يکي ديگش فقط یه شوخی با خانوما بود اونو چرا حذف کردین؟ 

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    esagh27 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'niloofarabi' pid='37410' dateline='1387360344'
    باسلام

    قانونی و اصلی که ویونا جان در موردش صحبت کردن در اساسنامه انجمن روانشناسی آمریکا موجود هست و تو نظام روانشناسی ایران هم جز اصول محسوب میشه .


    ولی در مورد پاسخ این خانم روانشناس به شما ....
    ایشون همانطور که یکی از دوستان هم اشاره کردن به شما پاسخ منفی دادن. و معلوم هست که نسبت به شما هیچ گونه احساسی ندارن. و تنها رابطه ای که بین شما و ایشون هست رابطه حسنه مشاوره ای هست نه کمتر و نه بیشتر !!!
    به نظر من اگه مشکلتون در رابطه با ترک الکل حل شده ؛ دیگه نیازی به مراجعه به ایشون نیست و اگه هم حل نشده و نیاز به ادامه دوره درمانی هست بهتر هست که با مجوز ایشون شما برای تکمیل دوره درمانی تون به شخص دیگه ای مراجعه کنید.


     


     
    اگه منظور شما از گفته های خانوم ویونا گذشت 2سال از اخرین ارتباط بیمار و مشاور هست ایا شما الان حضور ذهن دارید که من کجا میتونم این اصول رو به صورت مکتوب و نوشته شده پیدا کنم یا مثلا در سایت های مرتبط بشه پیداشون کرد چون اگه واقعا وجود داشته باشه بهم کمک زیادی میکنه و دیگه اینکه فکر کنم شما و بقیه دوستان هم مثل من عقیده دارید این طرز فکر که مشاور و بیمارش نباید تحت هیچ شرایطی و در هیچ زمانی رابطه عاطفی برقرار کنن وحی منذل نیست و هیچ کجا به صورت قانون نوشته نشده اگه اشتباه برداشت کردم لطفا بگید. و یه سوال هم ازتون دارم اینه که من سعی دارم ایشونو قانع کنم از دیده دیگه ای مثلا یه فرد عادی به قضایا نگاه کنن و تصمیم بگیرن ایا به نظر شما دارم کار اشتباهی انجام میدم؟اهان و اینکه گفتید رابطه شما و ایشون تنها یه رابطه حسنه مشاوره ای هستش هم باس عرض کنم که نخیر اینطور نیست
    مثل این میمونه که یه روز به یه شکلی به ادم میفهمونه که ای منم کمکی به شما فکر میکنم اما میره و بعد هفته دیگه معلوم نیست به چی فکر میکنه و میادو میگه من اصلا بهت فکر نمیکنمرفتارش بعضی وقتا ضایعستممنون و سپاسگذارم

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    maryam.azadeh آواتار ها
    دوست گرامی
    مشاورین و روانشناس ها بر طبق همون قانونی که صحبتش شد، از همون ابتدای دوره درمان، یه سپر یا محافظ ذهنی برا خودشون ایجاد میکنن تا وارد رابطه عاطفی و احساسی با مراجع نشن.
    اگه از ابتدا اون سپر رو ایجاد نکنن و به خودشون بگن بعد از پایان دوره درمان، میشه هرکاری کرد در نتیجه از همون ابتدای کار دچار مشکل میشن و مراجع رو هم با مشکل روبرو میکنن. اگه بناست علاقه ای بعدا ایجاد بشه خب از همون جلسه اول یا جلسات اول، طبعا باید جرقه اون علاقه ایجاد بشه. اما یه قانون وجود داره که درمانگر رو حتی بعد از پایان دوره درمان از برقراری رابطه عاطفی با مراجع منع میکنه. همین قانون موجب میشه که در طول دوره درمان هم هیچ نوع گرایش عاطفی به وجود نیاد.
    اینو بایستی به عنوان یکی از قوانین شغلی مشاورین بپذیریم. یعنی یکی از شروط لازم و ضروری برای کسانی که درین حوزه فعالیت دارن.
    پزشک ها هم از همین سپر ذهنی برخوردار هستن. مثلا وقتی یه پزشک بنا باشه روزانه چندین زن رو معاینه کنه و یا بر حسب نیاز، اندام های اونا رو مشاهده و یا لمس کنه، از ابتدا برای خودش این سپر ذهنی رو ایجاد کرده که نسبت به هیچکس تمایل خاصی پیدا نکنه. اما اگه با خودش بگه که بعد از معاینه و معالجه مریض، مجاز به برقراری روابط عاشقانه هست در نتیجه روی نحوه درمان کردن بیمارانش اثر منفی میزاره و بهرحال ذهن اون پزشک مغشوش میشه و نمیتونه روی درمان بیمارانش تمرکز کافی داشته باشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام
    دوست گرامی به شما خوش آمد میگم
    این تالار برای خودش قوانینی داره.مزاح کردن با دیگر کاربران در تاپیکهای مشاوره در حالیکه قصد کمک به شما رو دارن از مصادیق نقض قانون سایت هست.
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    esagh27 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='37468' dateline='1387384485'
    دوست گرامی
    مشاورین و روانشناس ها بر طبق همون قانونی که صحبتش شد، از همون ابتدای دوره درمان، یه سپر یا محافظ ذهنی برا خودشون ایجاد میکنن تا وارد رابطه عاطفی و احساسی با مراجع نشن.
    اگه از ابتدا اون سپر رو ایجاد نکنن و به خودشون بگن بعد از پایان دوره درمان، میشه هرکاری کرد در نتیجه از همون ابتدای کار دچار مشکل میشن و مراجع رو هم با مشکل روبرو میکنن. اگه بناست علاقه ای بعدا ایجاد بشه خب از همون جلسه اول یا جلسات اول، طبعا باید جرقه اون علاقه ایجاد بشه. اما یه قانون وجود داره که درمانگر رو حتی بعد از پایان دوره درمان از برقراری رابطه عاطفی با مراجع منع میکنه. همین قانون موجب میشه که در طول دوره درمان هم هیچ نوع گرایش عاطفی به وجود نیاد.
    اینو بایستی به عنوان یکی از قوانین شغلی مشاورین بپذیریم. یعنی یکی از شروط لازم و ضروری برای کسانی که درین حوزه فعالیت دارن.
    پزشک ها هم از همین سپر ذهنی برخوردار هستن. مثلا وقتی یه پزشک بنا باشه روزانه چندین زن رو معاینه کنه و یا بر حسب نیاز، اندام های اونا رو مشاهده و یا لمس کنه، از ابتدا برای خودش این سپر ذهنی رو ایجاد کرده که نسبت به هیچکس تمایل خاصی پیدا نکنه. اما اگه با خودش بگه که بعد از معاینه و معالجه مریض، مجاز به برقراری روابط عاشقانه هست در نتیجه روی نحوه درمان کردن بیمارانش اثر منفی میزاره و بهرحال ذهن اون پزشک مغشوش میشه و نمیتونه روی درمان بیمارانش تمرکز کافی داشته باشه.


    --
    مریم خانوم این چیزایی که شما دارید میگید رو قطعا بهتر از من میدنید و درست هم هست اما این مساله رو هم نبایستی فراموش کنیم كه داریم راجع به انسان حرف میزنیم نه يك ماشین!انسان موجودی هستش كه احساس داره اما حرفای شما بيشتر راجع به ماشینی صدق ميکنه که بهش برنامه داده شده و طبق همون برنامه کار ميکنه.یعنی شما خودتونو یه ربات برنامه ریزی شده میدونيد كه هیچگونه اراده ای از خودش نداره؟يعنی شما عاشق نمیشيد؟اشتباه نمیکنید؟گناه نمیکنید؟وسوسه نميشید؟گریه نمیکنيد؟مریم خانوم حداقل یه جا واسه استثناعات هم میذاشتید!تازه همه ماشینها حتی سپر دفاعی ضد موشکی امریکا هم هک میشن.

    --

    --
    ویرایش توسط esagh27 : 2013_12_24 در ساعت 04:45
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    maryam.azadeh آواتار ها
    دوست عزیز
    حرف شما درسته انسان انسانه و ماشین نیست. حتی با وجود تموم تعهدات شغلی و اگاهی و اشراف بر اخلاق حرفه ای، خیلی از مردم( نه فقط مشاورین بلکه در تموم حرفه ها) بی اونکه بخوان درگیر احساسات شون ممکنه بشن و البته عواقب شو هم تحمل کنن.
    راننده آژانس محله مون یه بار قرار بود منو جایی ببره از طرز نگاهش توی اینه و طرز صحبتش به وضوح معلوم بود که یه مقدار درگیر احساس شده اما کاملا هم معلوم بود داره سخت خودشو کنترل میکنه. چون میدونست بیان حرف و احساسش، احتمالا براش عواقب بدی خواهد داشت.
    خب طبیعیه در این شرایط، هرکسی به بقای شغل خودش بیشتر از یه احتمال( دریافت پاسخ مثبت احساسی از طرف مقابلش) فکر میکنه. اولویت با حفظ شغلش هست نه احساسی که همون لحظه به سراغش اومده. پس خیلی مواقع ادم ها مجبورن مثل ماشین عمل کنن و احساسات شونو سرکوب کنن.
    اما با توضیحاتی که دادین و مثالی که زدین، مسایل دیگه ای روشن شدن. بر اساس اونچه شما گفتین خب این خانم مشاور ظاهرا بهتون از همون جلسات اول چراغ سبز رو دادن( عمدی یا غیر عمدی).
    من با توجه به کل صحبتاتون و مثالی که در مورد من زدین و خواهرم و........ اینطور برداشت میکنم که این خانم مشاور( با یا بدون انگیزه) به شما کیو داده و طبیعیه که شما هم در خاتمه جلسات درمانی، به سرنخ ایشون جواب بدین.
    البته این احتمال میتونه باشه که ایشون با بعضی مراجعینش بنابر دلایل حرفه ای، صمیمیت بیشتری به خرج بده. مثلا وقتی شما مشاور هستین و یه مراجع میاد پیش تون که از یه مشکل خاص و ویژه رنج میبره شما به خاطر حساس بودن وضعیتش، خودتونو بهش نزدیکتر میکنین. اما ممکنه یه مراجع دیگه داشته باشین که شرایط خیلی حساسی نداره و شما هم خیلی معمولی باهاش صحبت میکنین. امکانش هست این تکنیک ایشون برای برقراری ارتباط با شما بوده. اما بهرحال حرکت ایشون سوءتفاهم برانگیز بوده و شما حق دارین چنین برداشتی داشته باشین.
    ایا شما از جلسه اول، ارتباط کلامی خوبی با درمانگرتون برقرار کردین؟ یا اینکه ایشون تلاش میکردن باهاتون ارتباط برقرار کنن و شما سکوت اختیار میکردین و یا پاسخ های پراکنده میدادین؟
    تاکید میکنم هر دو احتمال مفروض هستن، علاقه و گرایش ایشون به شما و یا نزدیک نشستن به شما برای برقراری ارتباط کلامی بهتر با شما.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    سلام
    این یه اصلی هست که واقعا وجود داره. روانشناسها نمی تونن با بیماراشون رابطه عاطفی برقرار کنن. ولی اگه قلب آدم یه چیزی رو واقعا بخواد هیچ قانون و اصلی نمی تونه جلو اونو بگیره. شاید این خانوم از این طریق جواب نه به شما داده و شما باید به تصمیم ایشون احترام بزارید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    esagh27 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='37497' dateline='1387396124'
    دوست عزیز
    حرف شما درسته انسان انسانه و ماشین نیست. حتی با وجود تموم تعهدات شغلی و اگاهی و اشراف بر اخلاق حرفه ای، خیلی از مردم( نه فقط مشاورین بلکه در تموم حرفه ها) بی اونکه بخوان درگیر احساسات شون ممکنه بشن و البته عواقب شو هم تحمل کنن.
    راننده آژانس محله مون یه بار قرار بود منو جایی ببره از طرز نگاهش توی اینه و طرز صحبتش به وضوح معلوم بود که یه مقدار درگیر احساس شده اما کاملا هم معلوم بود داره سخت خودشو کنترل میکنه. چون میدونست بیان حرف و احساسش، احتمالا براش عواقب بدی خواهد داشت.
    خب طبیعیه در این شرایط، هرکسی به بقای شغل خودش بیشتر از یه احتمال( دریافت پاسخ مثبت احساسی از طرف مقابلش) فکر میکنه. اولویت با حفظ شغلش هست نه احساسی که همون لحظه به سراغش اومده. پس خیلی مواقع ادم ها مجبورن مثل ماشین عمل کنن و احساسات شونو سرکوب کنن.
    اما با توضیحاتی که دادین و مثالی که زدین، مسایل دیگه ای روشن شدن. بر اساس اونچه شما گفتین خب این خانم مشاور ظاهرا بهتون از همون جلسات اول چراغ سبز رو دادن( عمدی یا غیر عمدی).
    من با توجه به کل صحبتاتون و مثالی که در مورد من زدین و خواهرم و........ اینطور برداشت میکنم که این خانم مشاور( با یا بدون انگیزه) به شما کیو داده و طبیعیه که شما هم در خاتمه جلسات درمانی، به سرنخ ایشون جواب بدین.
    البته این احتمال میتونه باشه که ایشون با بعضی مراجعینش بنابر دلایل حرفه ای، صمیمیت بیشتری به خرج بده. مثلا وقتی شما مشاور هستین و یه مراجع میاد پیش تون که از یه مشکل خاص و ویژه رنج میبره شما به خاطر حساس بودن وضعیتش، خودتونو بهش نزدیکتر میکنین. اما ممکنه یه مراجع دیگه داشته باشین که شرایط خیلی حساسی نداره و شما هم خیلی معمولی باهاش صحبت میکنین. امکانش هست این تکنیک ایشون برای برقراری ارتباط با شما بوده. اما بهرحال حرکت ایشون سوءتفاهم برانگیز بوده و شما حق دارین چنین برداشتی داشته باشین.
    ایا شما از جلسه اول، ارتباط کلامی خوبی با درمانگرتون برقرار کردین؟ یا اینکه ایشون تلاش میکردن باهاتون ارتباط برقرار کنن و شما سکوت اختیار میکردین و یا پاسخ های پراکنده میدادین؟
    تاکید میکنم هر دو احتمال مفروض هستن، علاقه و گرایش ایشون به شما و یا نزدیک نشستن به شما برای برقراری ارتباط کلامی بهتر با شما.


     

    ​مریم خانوم راجع به اون راننده که گفتین شخصا نظرم اینه كه بسیار كار اشتباهی کردند احساسشونو به شما نگفتند حتی اگه جواب ردی از شما میشنیدند چون اعتقاد من این هست كه ادم باس همیشه حرف دل خودشو بزنه چه بسا اون راننده الان خیلی از اینکه به شما چیزی نگفته پشیمون باشه و تو دلش احساس تاسف کنه و در مورد ترجيح دادن شغل به احساس هم بایستی عرض کنم من به شخصه حاظر نيستم احساساتم رو با هيچ شغل و پولی تو دنيا عوض کنم.راستش رو بخوای من هم همونطور که تو يکی از کامنتام هم گفتم و متاسفانه حذف شد کارهايی رو به صورت حرفه ای و كاملا رايگان انجام میدم شبیه همین کاری كه شما و دیگر دوستان تو این انجمن دارین انجام ميدین و باز هم نمیدونم به چه زبونی و با چه واژه ای ازتون تشکر کنم چون واقعا در مقابل لطفتون ناچیزه.من دوسال پيش مدرک هکری پيشرفته رو از انجمن هکر های بین المللی گرفتم اما به دليل احترام زیادی كه واسه حريم شخصی انسان ها قائلم و سازگار نبودن با روحیاتم بدون اینکه حتی دوتا داداشم از این موضوع چیزی بفهمن گذاشتمش کنار يعنی هيچ وقت نفهمیدن داداششون يه هكر بود.الان خیلي وقتا راه ميفتم تو سايتا میگردم ببینم كي مشکل يا سوالی داره تا در حد توانم بهش کمک کنم.حتی همین خانوم بهم گفته چرا این کارارو رایگان انجام میدی که منم در جواب ایشون گفتم نمیدونی وقتی يه کاری واسشون انجام میدم بعد طرف میاد میگه مشکلم حل شد چه حس و حالی بهم دست ميده.خدا شاهده من اون احساس رو با هيچ پولی تو دنیا عوض نكرده و نمیکنم.اینا رو گفتم که بدونید احساسات از حفظ شغل با اهمیت تر هستش هرچند که میدونم همه مثل من فکر نمیکنن و شاید از نظر اونها من دیوونه باشم.درمورد سوالاتتون هم باس عرض کنم كه مريم خانوم من کلا ادم شوخو خنده رویی هستم و از همون جلسه اول ارتباطم با ایشون خوب بود البته چون جلسه اول بود يکم جنبه رسمی داشت اما تو جلسات بعدی دیگه کاملا راحت بودیم و من بعضی وقتا یکم سر به سرشون میذاشتم البته اینم بگم كه من با همه افرادی كه باهاشون به شکلی ارتباط دارم راحت برخورد ميکنم و كلا دوست دارم تو رابطم با افراد يه جو صميمی برقرار باشه نه يه جو خشک و منزجر کننده

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    maryam.azadeh آواتار ها
    در مورد پیشامد احساس نسبت به جنس مخالف و اینکه ایا حتما باید بیان بشه یا خیر، بستگی به شرایط و شدت و میزان احساس ادم داره. به قول شما گاهی وقتها عدم بیان اون سبب پشیمانی میشه و گاهی وقتها ممکنه زودگذر باشه و در صورت بیان اون احساسات زودگذر، موقعیت شغلی یا اجتماعی ادم به خطر بیافته.
    خود ادم در اون لحظه میتونه با یه مقدار تامل و درنگ، بهترین تصمیم رو بگیره.
    کارهای خیرخواهانه شما قابل تحسین هست. مشخصه که ذهن و شخصیت سالمی دارین. گرایش موقت شما به الکل هم ممکنه به خاطر پیشامد یکسری اتفاق هایی بوده باشه که زندگی شما رو تحت تاثیر خودش قرار داده(البته خودتون بهتر میدونین که وابستگی موقت تون به الکل چه منشا و دلیلی داشته).
    جلسات درمان اگه توام با صمیمیت باشه موجب اعتماد درمانجو به درمانگر میشه. این بستگی به توانایی درمانگر داره. الزاما نمیشه گفت این خانم نسبت به شما احساس خاصی داشته ممکنه این تکنیک ایشون برای برقرار کردن ارتباط کلامی با شما بوده باشه. البته این احتمال هم هست که ایشون هم در مواجهه با شما درگیر احساس شده باشن.
    بهرحال الان ایشون اخلاق حرفه ای رو مانع برای برقراری رابطه عاطفی با شما میدونن. این مانع بر سر راه ایشون وجود داره و من و شما قادر به حذف این مانع نیستیم. مگر اینکه خود ایشون شخصا تصمیم بگیره از خیلی مسایل چشم بپوشه و با شما رابطه عاطفی برقرار کنه و عواقب احتمالی این عمل رو هم بپذیره. این به انتخاب شخص ایشون بستگی داره و به نظر میاد نمیشه هیچ نوع اعمال فشاری نسبت به ایشون داشت.
    بحث اینده شغلی ایشون و میزان اهمیتی که به اعتبار حرفه ای خودشون میدن، یه مانع شخصی سر راه این خانم ایجاد کرده. کسی نمیتونه به جای ایشون، عواقب تصمیم گیری شون رو قبول کنه.
    ایا موقعی که به ایشون ابراز علاقه کردین، از حالت چشم ها و لحن صدای ایشون چه استنباطی کردین؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •