تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بی انگیزگی شدید برای مطالعه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:S.A.R.A
آخرین ارسال:h_kh
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

بی انگیزگی شدید برای مطالعه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همگی
    من 6 ماه دیگه کنکور ارشد دارم و بسیار خسته و بی برنامه و بی انگیزم. و اصلا درس نمی خونم. واقعا اعصابم از دست خودم خورده و تا الان 2 ازمون ازمایشی را نابود کردم و بیشتر وقتم بیهوده تلف میشه. سال پیش فارغ التحصیل شدم و قصد داشتم کاراموزی کنم ولی برای ارشد تصمیم گرفتم نرم. و الان با اینکه تمام روز در منزل هستم و وقتم کاملا ازاده حوصله درس خوندن را ندارم!!! همه فکر می کنند که من دارم درس می خونم و صبح تا شب در اتاقم هستم ولی بیشتر وقتم صرف نت و اندکی هم درسام میشه. ایا اینجا امکان مشاوره انلاین یا خصوصی با پرداخت هزینه وجود داره؟ من واقعا یک مشاور تحصیلی نیاز دارم که در این 6 ماه همراهم باشند و در برنامه ریزی و اجرای انها! بهم کمک کنند. قصد داشتم از مشاوره کلاس کنکور استفاده کنم ولی چون مشاورانشون بیشتر بسته های اموزشی ان موسسه را پیشنهاد می کنند و بر اساس انها برنامه میدن, منصرف شدم. و به یک مرکز مشاوره هم مراجعه کردم هزینه یک ساعت 50 تومان بود که برام مقدور نیست. ولی حاضرم مبلغی از این کمتر را برای مشاوره انلاین هزینه کنم ولی مشاوری می خوام که مورد اطمینان باشند و بتوانند بهم کمک کنند. و مشکلم اینه که واقعا بی حوصله و بی انگیزه هستم و بین کلی کتاب رفرانس و جزوه های کلاس کنکورهایی که پارسال میرفتم گم شدم و خیلی خستم و حوصله هیچ چیزی را ندارم
    پاسخ با نقل و قول

  2. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط nafasebahar

  3. ارسال:2#
    سلام سارای عزیز

    به نظر من فقط داری موضوعو برا خودت بزرگ میکنی، علت تموم مشکلاتت تو صحبت چند خطیت هست!
    نوشتی :

    "همه فکر می کنند که من دارم درس می خونم و صبح تا شب در اتاقم هستم ولی بیشتر وقتم صرف نت و اندکی هم درسام میشه."

    ببین عزیزم کسانی که از نت زیاد استفاده میکنن 2 دسته هستن!
    1 دسته ، دسته ای هستن که بیکارن نه درس میخونن،نه مشغله زندگی روزمره رو دارن،نه مسئولیتی به گردنشونه....
    دسته دوم کسانی هستند که در رابطه با فضای شغلی و کاریشون یا تحصیلیشون ملزم به استفاده از دنیای نت هستن و برای کسب درآمد یا کسب علم و ... پای نت میشینن.

    شما که دانشجویی و مراحل تحصیلی رو طی میکنی هیچ نیازی به استفاده مدام از نت نداری! یعنی اینکه وقتی میتونی تا دانشگاه خودتون بری و یا برای خرید یا برای کسب علم وقت بذاری مطمئنا وقتت پر میشه و ساعت زیادی رو برای نشستن پای نت پیدا نمیکنی... مگر به این دنیای مجازی نوعی اعتیاد پیدا کرده باشی که من حس میکنم همینطوره!
    بنظرم علت تصمیم شما برای نرفتن به ارشد و علت بی حوصلگیتون وابستگی بیش از حد به اینترنت هست و باعث شده از بقیه خواستنیهاتون عقب بیوفتین. اصولا دنیای نت بعلت گستردگی و جذابیت بقیه زندگی عادی و جرایاناتشو برای ما بی اهمیت جلوه میده.. به این خاطر احساس بی حوصلگی، کسل بودن،عدم میل و رغبت به انجام کارها و ... از ماه عسل این اتفاق ناخوشایند هست.

    پیشنهاد میکنم مدتی نت رو تعطیل کنین و کلا وسایلشو جمع کنین و به مشغولیات و سایر جنبه های زندگی بپردازین... متوجه میشین که بدون نت به خیلی از کاراتون از جمله درس خوندن میرسین.

    موفق باشین


    .

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط anahid,nafasebahar,S.A.R.A

  5. ارسال:3#
    **شادی** آواتار ها
    سلام سارای عزیز
    بهمیاری خوش اومدین...

    زمان امتحانات که میشه بچه ها اکثرا امتحاناتی رو که اصلا بینشون فاصله ای نیست یا فاصله 1روزه هست بیشتر و بهتر از امتحاناتی که قبلش 2-3 روز فاصله هست میخونن بنظرت چرا؟
    چون وقتی فرصت کافی برای انجام کاری داریم و اتفاقا اون کار مهم باشه ناخواداگاه با سرگرم شدن به فرعیات وقت کشی میکنیم و انجام تکلیف رو بتعویق میندازیم... دور شدن از استرس برامون خوشاینده بنابراین ذهنمون فریبمون میده که هنوز وقت داریم و میشه باز وقت رو کشت...

    اما وقتی به موعدش نزدیک میشیم یا فرصت کمی داریم, استرس و انتظار پیامدهای ناخوشایند مثل نمره کم, قبول نشدن تو کنکور و ... باعث میشه تمرکزمون رو از تمام فرعیات بگیریم و تماما صرف درس خوندن کنیم...

    شما الان 6 ماه تا کنکور فرصت داری و اگه حساب کنی میبینی از سال پیش که فارغ التحصیل شدی تا الان شاید خیلی بیشترازین 6ماه روهم سوزوندی پس برای درومدن ازین وضعیت وقتکشی, نیاز به یه مقدار استرس داری...
    به این نوع استرس میگیم Eustress یا استرس خوب که تاثیر مثبت و سازنده روی روال زندگیمون داره چون اگه همین مقدار استرس مفید روهم نداشته باشیم زندگی رو تو خواب سپری میکنیم...

    پیشنهادم استفاده از نرم افزار روزشمار معکوس هست...تنظیمش کنی روی زمان کنکور و هرروز که 1روز به کنکور نزدیکتر میشی اون استرس لازم برای شروع درس خوندن رو میگیری...

    مورد بعد استفاده بهینه از همین کنکورهای آزمایشی هست...خب تا کنکور اصلی 6ماه زمان داری و این شاید خیلی بنظرت دوردست برسه اما پیشنهاد من اینه که فعلا تغییر هدف بدی و بجای کنکور اصلی, همین آزمونهارو هدفت قرار بدی...

    خب چون این آزمونها در دسترس ترن بنابراین نتیجه تلاشت رو سریعتر میبینی و همین برات تقویت کنندست و درمجموع هم اگه این آزمونهارو بخوبی پشت سر بذاری موفقیت تو کنکورت هم تا حد زیادی تضمین شدست...
    پس بهتره برنامه ریزیهات رو کوتاه مدت تر انجام بدی و درواقع یه برنامه ریزی آزمون به آزمون...

    عزیزم نیاز به هزینه نیست شما از همین تاپیکت هم میتونی برای مشاوره گرفتن استفاده کنی... این موارد بالا رو تو برنامت لحاظ کن تا درباره نحوه درس خوندن و تمرکز یا مشکلات دیگه هم باهم صحبت کنیم...
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط anahid,S.A.R.A,راهله

  7. ارسال:4#
    سلام.
    ممنونم سحر جان از راهنماییتون. بله درست می گی باید کمتر از نت استفاده کنم و این چند روز هم یا اصلا استفاده نکردم یا خیلی کم. ولی مشکل اینجاست که اگر نت هم نیام باز هم با کارهای دیگه وقتم تلف میشه.
    الان خیلی ناراحتم. به خاطر مسائل خانوادگی. خواهرم اخیرا بیمار شدند و از این بابت خیلی ناراحتم و الان دارم گریه می کنم و تازه باید به بچه خواهرم و درس هاش و گریه هاش برسم و امتحاناتشم از این هفته شروع میشه.  پدر هم دچار مشکلات مالی شدند و جایی سرمایه گذاری کردند و خیلی ضرر کردند و مدام بین مادر و پدرم بحث و دعواست و الان که گریه های مامانم به خاطر خواهرم هم اضافه شده و تازه خود مامانم هم بیمار هستند و خلاصه حال روحیم خیلی خیلی خیلی بد.
    و شادی جان از پیشنهاد و راهنماییتون ممنونم. نرم افزاری که گفتین را دانلود کردم و 166 روز دیگه ازمون دارم.
    بله همانطور که فرمودین مقداری استرس خوبه ولی من اتفاقا خیلی هم استرس دارم! هر چند که نمی خونم!!! و به طور کلی باید بگم که خیلی ارامش ندارم, مثلا چند روز پیش داشتم برای لغات زبان فلش کارت درست می کردم که بزارم تو جعبه لایتنر ولی انقدر نگران بودم که بعد از مدتی متوجه شدم معنی کلمه ها را جا به جا نوشتم.
    بی انگیزگی ام موقعی شروع شد که با بچه های دکترا و همچنین فارغ التحصیلان و اساتید مربوطه صحبت کردم و همه ناراضی بودند و واقعا از اینده کاری این رشته نگرانم و همچنین خیلی از ازمون دکتری این رشته می ترسم. چون با فوق که نمیشه کاری کرد و مهم دکتری است و با چند نفر که صحبت کردم درباره ازمون دکتری و شانس قبولی در ان خیلی نگرانم کردند و...
    و از جهت دیگه کلاس هایی که پارسال رفتم خیلی خوب نبود. یکی از درس ها که استاد نرسیدن همه سر فصل ها را تدریس کنند و جزوه ام کامل نیست و باید با کتاب کاملش کنم. یکی دیگه از درس ها هم خیلی کلی تدریس کردند و وارد جزئیات لازم خیلی نشدند و در کل اصلا خوب نبود و در این نتیجه ان درس را الان دوباره میرم کلاس. و جزوه یکی از درس ها هم خیلی خلاصه و نکته ای و بیشتر حفظی و مفاهیم را حذف کردند و فقط تو این جزوه بیشتر شکل و نمودار و جدول می بینید و انقدر خلاصه است که بعضی از دوستام رفتند جزوه مکاتبه ای ان درس را هم خریدند! ولی من نمی خوام دوباره هزینه جزوه دیگری را بدم. مثلا خود کلاس را رفتم ولی چه سود. و برای یک درس دیگه هم جزوه خریدم که خیلی زیاد و نا مرتب و بدخط!!! به درد دکتری این درس می خوره تا ارشد که تازه برای من ضریب 1. دیروز یکی از بچه ها که این جزوه را دید, گفت:" ادم باید دیوانه! باشه این همه مطلب را برای ضریب 1 بخونه و اصلا چه جوری میشه این جزوه نا مرتب و بدخط را خوند!!!!!" و در کل باید بگم که این جزوه واقعا کامله ولی من خیلی ازش سر در نمیارم و خوندنش برام سخته چون خیلی بدخط و الان رفتم یک کتاب خریدم و می خونم!!!! و  زبان را هم خودم می خونم.
    خلاصه هر کدوم از جزوه هام یک مشکل داره. الان مشکل اصلیم جزوه است فعلا می خوام سریع جزوه هام را بخونم تا ببینم چه جوری رفرانس ها را بخونم. رفرانس ها خیلی قطورند و تازه یک رفرانس هم جوابگو نیست. میشه لطفا درباره چگونگی مطالعه رفرانس ها توضیح بدید؟
    من خودم اول جزوه می خونم و بعد هم کتاب ولی مشکل اینجاست که وقتی یک مطلب را از جاهای مختلف می خونم به خاطر اوردن ان مطالب برام سخت میشه ولی وقتی همه مطالب یک جا هست, خیلی بهتر یاد می گیرم و اصلا یادم نمیره.
    یکی از استادام می گفتند اول جزوه را بخون و بعد کتاب بخون و مطالبی که تو جزوه نیست را به جزوه ات اضافه کن.
    ولی اینجوری خیلی وقت می گیره و اعصابم خورد میشه! در واقع با اینکار دارم دوباره کتاب را از نو می نویسم!
    یکی از دوستام می گفتند که یک مطلب را از چند کتاب مختلف روی A4 می نویسند! ولی اینکار واقعا وقت گیره.
    من دوست دارم جزوه و کتابها را جدا بخونم بدون اینکه بنویسم ولی اینطوری ذهنم بهم میریزه و یادم میره.
    چند روز پیش, روز ازمون ازمایشی دوستام هم همین مشکل را داشتند و کلی ناراحت بودند و...
    میشه در این زمینه راهنماییم کنید. این اصلی ترین مشکلم هست.
    و درباره هزینه... واقعا اینجا امکان مشاوره با پرداخت هزینه وجود نداره؟ ممنون از لطفتون ولی خب نمیشه که تا 6 ماه دیگه من تو این تاپیک بنویسم و انتظار راهنمایی داشته باشم. من واقعا می خوام هر هفته درباره برنامه هام و مشکلات موجود با یک مشاور صحبت کنم مثلا از طریق ایمیل یا پیام خصوصی یا اصلا این تاپیک ولی درصورتیکه هزینه ان را هم بدم و بدونم که ان مشاور هم هر هفته روی برنامه ام نظارت می کنند و راهنماییم می کنند. چون واقعا دچار مشکل شدم.

    از راهنمایی و وقتی که برای پاسخ به این موضوع صرف می کنید بسیار ممنون و متشکرم.

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط **شادی**,h_kh,م.حدادی

  9. ارسال:5#
    **شادی** آواتار ها
    سارای عزیز

    استرسی که شما داری همون استرس نوع مضر هست و ناشی از اینه که تلاش کافی انجام ندادی ,از نتیجه کار یعنی کنکور نگرانی و همین نگرانی باعث میشه از رفتن بسمت کتاب و جزوه هم اجتناب کنی چون با دست گرفتن کتاب یاد موقعیتها و فرصتهای تلف شده میفتی...بنابراین میبینی که این استرس نه تنها کمکی بهت نمیکنه بلکه شمارو درگیر یه چرخه معیوب کرده یعنی هم نمیذاره سمت درس بری و هم ازینکه نمیتونی درس بخونی ناراحتی...

    خب این چرخه رو باید هرچی زودتر قطع کرد...
    اول اینکه رشته و گرایشی که میخوای کنکور بدی چی هست؟ بارشته کارشناسیت همخوانه یا ناهمخوان؟

    166روز تا کنکور زمان داری...
    تعداد رفرنسهایی که باید مطالعه کنی حساب کن و بعد به ترتیب ضرایب اولویت بندی کن...
    شاید برای یک درس منابع زیادی وجود داشته باشه قطعا نمیشه تمام این منابع رو تا کنکور مطالعه کرد پس بهتره با چند نفر از دانشجوهای ترم اول ارشد رشتت درباره منابع دقیق صحبت کنی و علاوه براین همون منابعی رو که سازمان سنجش یا مرکز آزمون دانشگاه آزاد زمان ثبتنام معرفی میکنه مبنای مطالعت قراربدی...

    الان باید ببینی هر رفرنس شامل چند فصله؟ و برای هر فصل زمان معینی قرار بدی...
    برای مثال منبع x که ضریب بیشتری نسبت به بقیه داره و تو اولویت اول قرار داره 9 فصل داره منبع بعدی 12 فصل داره وبهمین ترتیب...
    الان با توجه به تسلط و نقاط ضعفی که داری پیشبینی کن برای هرفصل چقدر زمان کافیه...ممکنه یه فصلی خیلی تو دوره کارشناسی برات مرور شده و درعرض 1یا2 روز بتونی بخونیش و فصلی باشه که برات سنگینه و نیاز به چندین روز زمان داشته باشه...

    وقتی زمان ایده آل رو پیش بینی کردی, نوبت مطابقت دادن با زمان واقعی هست...
    مثلا 23 هفته زمان داری اما با درنظر گرفتن چند هفته آخربرای تست زنی میبینی که عملا 19 هفته مفید برای مطالعه داری و باید اون زمانهای پیش بینی شدت روتو قالب این 19 هفته بگنجونی...

    این سبک صحیح و کاربردی بود که شما میتونی رو اساس اون یه برنامه ریزی دقیق داشته باشی...

    مطمئنا بهتره که اول کتاب خونده بشه و بعد جزوه...چون جزوه بنوعی خلاصه شده ی کتاب هست و در مواردی با تسلط کامل روی کتاب دیگه نیازی هم به جزوه نیست و تسلط تکمیلی با تست زنی بوجود میاد...

    بله عزیزم شما تا زمان کنکور میتونی از همین تاپیکت برای مشاوره گرفتن استفاده کنی...

    بابت آینده کاریت نگران نباش و اجازه نده موجهای منفی اطرافیان دلسردت کنه... هرچقدر هم آینده کاری مناسبی برای رشتت وجود نداشته باشه باز ارتقاء علم و سطح تحصیلات هیچ ضرری نداره... حتی اگه بیکار هم باشی خیلی بهتره که یه فوق لیسانس بیکار باشی تا یه بیکار با تحصیلات پایینتر ,حداقلش اینه که توزندگی شخصیه خودت و روابطت با اطرافیان میتونه تاثیر خوب و مثبتی داشته باشه...

    ضمنا شما گفتی که تو مقطع دکتری برای رشتتون بازار کار خوبی وجود داره خب برای رسیدن به دکتری چاره ای جز عبور از مقطع ارشد نداری, داری؟ پس انرژیت رو با تحت تاثیر قرار گرفتن حرفهای منفی بهدر نده و فعلا خودت رو درگیر قبولی دکتری نکن...

    هدفهات رو کوتاه مدت انتخاب کن تا رسیدن بهشون امکان پذیر باشه و از به تحقق پیوستنشون انرژی و انگیزه بیشتری برای ادامه دادن بگیری... شما تلاشت رو برای قبولی ارشد انجام بده برای قبولی دکتری هم خدا بزرگه...اگه تو دوران ارشد, دانشجوی اکتیو و درس خونی باشی , پایانامه قوی و مقاله های علمی پژوهشی داشته باشی دکتری هم میتونی قبول بشی...

    و یه نکته دیگه ,اگه بخوایم تلاشمون رو با پاداشهای بیرونی هماهنگ کنیم هر آن ممکنه اتفاقی مارو دلسرد کنه و جلوی تلاشمون روبگیره چون ما اختیار چندانی رو عوامل بیرونی نداریم...اما وقتی برای خودت انگیزه درونی بوجود بیاری انگیزت تقریبا از تاثیرات بیرونی موصون میمونه و همیشه میتونه حرکتی روبجلو برات بوجود بیاره...


    پاسخ با نقل و قول

  10. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط h_kh,S.A.R.A,راهله

  11. ارسال:6#
    سلام شادی جان خوبی عزیزم
    خواستم به نوبه ی خودم ازت تشکر کنم مشکل این دوستمون مشکل منم هست منم از توصیه هات استفاده کردم ممنونم ازت
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  12. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط **شادی**,S.A.R.A,ستاره**

  13. ارسال:7#

    اره منم این جوری ام
    اما حالا دیگه کمتر از یک ماه ب کنکور مونده
    چه کار کنیم شادی خانوم
    من که دارم از استرس چل می شم
    پاسخ با نقل و قول

  14. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط **شادی**,S.A.R.A

  15. ارسال:8#
    **شادی** آواتار ها
    itSme عزیز
    متاسفانه فرصت زیادی رو از دست دادی...ولی نمیشه اهمیت و تاثیر همین یک ماهی رو هم که در اختیار داری انکار کرد بهتره بجای دست رو دست گذاشتن و حسرت خوردن, ازش نهایت استفاده رو ببری...
    تقریبا دیگه فرصتی برای مطالعه مفهومی نداری بنابراین بهتره این زمان باقیمانده رو فقط روی تستها کار کنی البته پاسخ تشریحی که درپایان تستها هست رو به دقت بخونی...

    بهرحال پیش زمینه ای از دروس رو تو ذهنت داری و اگه تستهارو خوب کار کنی هنوز هم احتمال موفقیت داری بنابراین با استرس و ناامیدی همین احتمال رو هم از بین نبر...
    تلاشت رو تو همین زمان کمی که باقیمونده انجام بده اگه قبول شدی فبها و اگه نشدی از این کم کاری و سوزوندن زمان بعنوان یه تجربه استفاده کن و برای کنکور بعد با جدیت برنامه ریزی و مطالعه کن...
    ماهم اینجا کمکت میکنیم...
    پاسخ با نقل و قول

  16. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط S.A.R.A,راهله

  17. ارسال:9#
    سلام دوست گرامی
    شما مسائل مختلفی را عنوان کردید که باعث شده شما استرس زیادی را داشته باشی ولی یکی از دلایل به تعویق انداختن کارها ، کمال طلبی و وسواس علمی زیادی هست که بعضی از ماها داریم یعنی دوست داریم که یک کار را انجام ندیم مگر به بهترین شکل و متاسفانه این کمال طلبی افراطی اغلب باعث سرخوردگی و ناامیدی ما میشه و باعث میشه که کلا به بهانه های مختلف اون کار را عقب بندازیم ...

    مهمترین کار برای شما این هست که اول از همه ناامیدی را کنار بگذارید و حرف و حدیث هایی هم که دوستانتون در مورد دکتری و رشته اتون و غیره بهتون گفتند را نادیده بگیرید بهرحال هرقدر هم که حرفهای اونها درست باشه فوق لیسانس بودن شما بهتر از لیسانس بودنتون هست و بدون در نظرگرفتن کار و سایر فواید بیرونی که براتون داره ، از لحاظ درونی باعث احساس خودارزشمندی شما میشه...

    من فکر میکنم که مشکل شما ناامیدی و نداشتن انگیزه هست و بقیه مسائل زیرمجموعه و نشات گرفته از این حس شماست پس اول از همه موانعی که باعث میشه شما بی انگیزه و ناامید باشید را شناسایی کنید و سعی کنید که بابررسی منطقی درستی اونها را مورد آزمون قرار بدید
    بعد از اون سعی کنید که دروسی را که ضرایب بالاتری دارند را انتخاب کنید و در هر روز سه درس (درسی که سخت تر و مهم تر است را هرروز به علاوه دو درس دیگه)را قرار بدید و به صورت متنوع از هرکدام بخونید این هم که از جزوه بخونید یا رفرنس بستگی به خودتون داره که با کدام شیوه قدرت یادگیریتون بیشتر هست ولی اصولا رفرنس ها مهم تر هستند و اگر بتونید فقط رفرنس ها را بخونید کفایت میکنه
    برنامه ریزی هم که جزو موارد ثابت در همه مطالعه هاست اگر در خونه تمرکز ندارید به کتابخونه برید تا هم کمتر وسوسه بشید که به نت برید هم با دیدن رقبا بیشتر تلاش کنید
    آزمون هایی هم که در ماه چندبار برگزار میشه میتونه خیلی کمک کننده باشه
    موفق باشید
    خداوندا ببخش مارا
    برای گناهانی که لذت اش رفته
    ولی مسئولیت اش مانده است
    پاسخ با نقل و قول

  18. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط **شادی**,S.A.R.A,راهله

  19. ارسال:10#
    سلام شادی جان
    ممنون از وقتی که برای این تاپیک صرف می کنی و راهنمایی های خوبت.
    و قرمز شدنتون هم مبارک. انشالا هر روز موفق تر از دیروز باشید.
    از روزیکه جوابتون را خوندم ننوشتم تا به اخرین نکته ای که اشاره کردی عمل کنم. انگیزه درونی. می خواستم جلوی خودم بایستم!
    ولی متاسفانه خیلی موفق نشدم. این مدت حالم خیلی بد. الان فکرم پیش خواهرم و ناراحتی های خودم یادم رفته. بگذریم.
    یه جورایی میشه گفت در حال تغییر رشته دادن هستم. سلولی مولکولی خوندم و می خوام ایمنی شناسی بخونم یکی از زیرشاخه های علوم ازمایشگاهی و البته تحقیقاتی هم هست ولی مثل سلولی صرفا تحقیقی نیست و میشه کار تشخیص طبی هم انجام داد.
    حدودا 50 درصد مشترک. و باید بگم من در دوران کارشناسیم خیلی درس نخوندم چون بهش خیلی علاقه نداشتم و حتی قصد داشتم واقعا انصراف بدم!
    عاشق پزشکی بودم و وقتی قبول نشدم دیگه هیچ چیز دیگه ای نمی خواستم.
    پارسال قصد داشتم دوباره کنکور سراسری بدم تا پزشکی بخونم ولی چون ریاضی و فیزیکم خوب نیست در نهایت منصرف شدم ولی تا پاییز همچنان که کلاس کنکور ارشد میرفتم به فکر ریاضی و عربی و... بودم! یکی از دلایل پارسال قبول نشدنم همین بود!
    همینطور که در پست قبلی گفتم صحبتهای کسانی که باهاشون مشاوره کردم خیلی روم تاثیر منفی داشت ولی دلیل دیگری هم برای شک و تردیدم بود. و ان اینکه تا پزشکی نخونی, وارد تحقیقات زیست پزشکی شدن خیلی سودی نداره چراکه علم کافی را نداری.
    حقیقتش را بگم من مثل هر کس دیگه دوست دارم پیشرفت کنم و در رشته خودم متخصص بشم ولی وقتی می بینم که هر چه قدر هم تلاش کنم باز هم به ان چیزی که می خوام نمیرسم انوقت مایوس میشم. اگر بخوام کمی روشنتر بگم: هیچ وقت علاقه ای نداشتم که گیاهی و جانوری و رشته های این چنینی را بخونم و دوست دارم بالینی باشه. ولی هر کدوم یک مزیت دارند و یک مضرت. رشته هایی مثل جانور و گیاه و سلولی را که ادامه بدم بیشتر ازشون سر درمیارم و در نهایت میشه گفت که اطلاعات منسجم تری را بدست میارم ولی علاقه ای ندارم.
    ولی وقتی وارد ایمنی یا خون و... میشم یکم علایقم تامین میشه ولی کلی سوال برام به وجود میاد که دیگه انجا باید درسهای پزشکها را مطالعه کنی و...
    و از طرفی هم شغلی را دوست داشتم که نتیجه اش را در نهایت ببینم! مثلا اگر مهندسی راه و ساختمان بخونی در نهایت میتونی امیداوار باشی که در ساخت یک ساختمان همکاری کنی و نتیجه اش را ببینی و یا اگه تغذیه بخونی یک رژیم غذایی مناسب بدی و یک فرد را لاغر کنی و.... ولی وقتی در یک پروژه تحقیقاتی کار کنی اصلا نتیجه اش مشخص نیست.نمی تونی امیدوار باشی که در نهایت از یک سلول یک دست بسازی و نتیجه را ببینی!!!!!!!!!!!!!!!!
    و از طرفی هم یک زمان هایی دوست داشتم شغلی داشته باشم که احساس استقلال بهم بده مثل تغذیه! ولی هیچ وقت تغذیه به نظرم جالب نبود و سلولی و ژنتیک را بیشتر دوست داشتم. یک روزگاری هم زمانیکه داشتم انتخاب رشته می کردم به روانشناسی علاقه داشتم و درسها و کتاباشون را خیلی دوست داشتم ولی انتخابش نکردم چون به نظرم دیدن رنج و ناراحتی انسانها خیلی سخت میومد و... ولی با این وجود سال اول دانشگاه به جای خوندن درسهای خودم کتابهای بچه های روانشناسی را از کتابخونه دانشگاه می گرفتم و می خوندم! مثل هیلگارد و...! فکر کنم در دوران دانشگاه هر چیزی خوندم به جز درسهای خودم! حتی یک مدت کد نویسی می خوندم! البته خیلی کم!
    و سر کلاسای خودم درباره ژنتیک رفتاری کنفرانس میدادم و عاشق این موضوع بودم! حتی استادم بهم گفتند در خارج از کشور این شاخه از ژنتیک وجود داره و شما می تونی ادامه بدی و با این علاقه ای که داری حتما موفق میشی!
    ولی در نهایت به خودم گفتم حالا مثلا ژنهای مرتبط با رفتار را هم پیدا کنیم ولی اخرش که چی؟! مهمتر از ژنها فکر و اراده خودمون که بر ژنها غلبه می کنه و بعضی وقتها هم این اطلاعات میتونه به ضرر ادمها تموم بشه تا به سودشون و...خلاصه این بخش از علایقم را گذاشتم گوشه ذهنم و رفتم دنبال یک رشته دیگه که رسیدم به ایمنی ولی وقتی با دوستان مشاوره کردم و درباره اشباع شدن و نداشتن بازار کار و همچنین کم بودن معدل کارشناسی و در نتیجه کم شدن شانس قبولی در ازمون دکتری و... و بعد هم رفتم کلاس کنکور با جزوهای خلاصه شده گیج شدم و بعد هم رفتم کتابها را خوندم و کلی سوال برام به وجود امد که باید پزشک می بودم تا متوجه میشدم, خیلی ناراحت و دلسرد شدم.و خلاصه الان رسیدم به اینجا! اینها را گفتم که کمی بیشتر با من بی عقل تنوع طلب اشنا بشی.
    من با لج بازی کردن با خودم و.... زندگی و جوانی ام را نابود کردم. الان 25 سالمه و دیگه کم کم دارم پیر میشم.!
    چند سال پیش 2 بار رفتم مشاوره پیش دکتر مهریار. بهم گفتند که واقع بین باشم و جلوی خودم بایستم. ولی هنوز نایستادم. چون علاقه و هدف و انگیزه هام از دست رفت.
    امیدوارم که سرتون را درد نیاورده باشم.
    ویرایش توسط S.A.R.A : 2014_01_17 در ساعت 02:15 دلیل: تایپی
    پاسخ با نقل و قول

  20. بی انگیزگی شدید برای مطالعه  سپاس شده توسط **شادی**

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •