تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




می خوام طلاق مامانمو از بابام بگیرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:melisajan
آخرین ارسال:ویونا شاکری
پاسخ ها 5

می خوام طلاق مامانمو از بابام بگیرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همه خواهش میکنم هر کی این پستو می خونه راهنمایی کنه دیگه ذارم دیونه می شم خسته شدم
    من از بچگی از بابام بدم میومد اصن اخلاق نداشت از کتک فحش بگیر تا هرزگی هاش هر کار می کرد فکر می کرد ما خریم نمیفهمیم که داره می ره سر قرار از اونجایی که مامانم خیلی مظلوم و ساده بود باورش نمی شد که بابا من چه ادم پست حقیریه اما من تو سن بلوغ نوجوانی درست وقتی که آینده من داشت شکل می گرفت رفتار مشکوک بابام اعصابمو بهم ریخت حالا من به جهنم مامانم چی به چی تو این دنیا دلخوش کنه؟؟مگه یک ادم چند بار زندگی میکنه حداقل که باید طعمه عشقو بچشه دوست دارم مامانم خوب زندگی کنه اون لیاقتش خیلی بیشتر از ایناست چی میشه حالا من بزرگ شدم یک خواهر پشت کنکوری هم دارم الانم به خاطر ما داره هر روز عذاب میکشه و خانوم بازی های اونو تحمل میکنه که زندگی ما به هم نخوره؟؟؟به جهنم که نامزدم منو واسه جدایی اینا تنها بذاره بره بابا رسوا شه ابروی ما میره؟؟؟همش ترس واهمه ماله زناست؟؟یکی دیگه خطا کاره ما باید ترس از آبرو ریزی داشته باشیم؟شما بگید دیگه چی کار کنیم؟؟بازم تحمل سلزش؟؟ایده بدید مثه فیلم زهنا فرشته اند حاله اینجور مردارو باید گرفت...خانوما اقایون کمک...
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    خواهرم طلاق اخرین راهه بیشتر در موردش فک کنید البته مادرتون واقعا ادم بزرگوارین وانشالا اجرشون محفوظه ولی به نظر من طلاق همیشه  راه مناسبی نیست اگه بتونید یه جورایی به پدرتون بفهمونید که کارش خطاست شاید اوضاع بهتر بشه 
    در ضمن فعلا شما بیشتر تمرکزتون روی خواهرتون باشه سنشون حساسه وبا توجه به فشار درساش احتمال داره برای جبران کمبود عاطفی به بیرون از خونواده متوسل بشه که خودتونم به مپراتش واقفید
    من مشاور نیستم فقط برا همدردی این مسایلو بیان کردم واینکه شما فعلا عصبانی هستید بزارید زمانی که اروم شدید فکرای بهتری میاد سراغتون
    یا علی
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ببخشد ها الان 27 الی28 ساله که اینا دارند زندگی میکنن شما هنوزم میگید اخرین کار طلاقه؟؟اگه می خواست بابای من بفهمه تا حالا نباس می فهمید؟؟شما چه راه حلی دارین که بابام بفهمه؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    talangor آواتار ها
    عزیزم ببین توی این 27 -28 سال با همه این سختی هایی که میگی چی مامانتو به این زندگی راضی نگه داشته و پایبند؟؟؟ مطمئن باش بازم به خاطر همونا حاضره صبوری کنه و دم نزنه
    درسته مامانت لیاقت بهترینا رو داره ولی به اینم فکر کردی که بعد از طلاق چه زندگی ایی پیش روشه؟؟؟ اگه الان با یه درد روبه روئه چه بسا بعد از طلاق با وضع الان جامعه با هزار درد و رنج بخواد دست و پنجه نرم کنه
    ولی هیچ کدوم از اینا هم دلیل نمیشه بابات هرکاری دلش خواست کنه یه بزرگتری کسی پیدا نمیشه که بابات ازش حساب ببره یا احترام حرفشو نگه داره؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام ملیساجان
    گفتی 28 سال از زندگی پدر و مادرت باهم گذشته، فکر نمیکنی مدت زیادیه؟!
    پدرت احساسش نسبت به مادرتون و فرزنداش چیه؟!
    باید اینم بگم که ملیسای عزیز فکر میکنم درست نباشه ما بچه ها برای زندگی پدر و مادرمون تصمیم گیری کنیم، البته درکت میکنم که به فکر مادرت باشی!
    نظر مادرت درکل چیه نسبت به زندگیش، پدرت و طلاق؟!

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •