تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تاریخ انقضای من....!!!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:کاربر
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

تاریخ انقضای من....!!!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    شرمنده با این که احساس  میکنم به اندازه کافی  در این موارد دوستان یاریم کردن و وقتشون رو گرفتم ولی هر بار کوهی از مشکل و فکر وخیال دست به کارم میکنه که وقتتون رو بگیرم
    خلاصش کنم ،دعواها و بحث های من و خانومم رو وزندگی عجیب و غریب منو که یادتونه؟!حالا یه استرسی همه وجودم رو گرفته !هر چند  روز یک بار خانومم تهدیدم میکنه که حداکثر 2 سال دیگه کنارم نیس ! در واقع میخواد صبر کنه که درسش تموم بشه و بعد به قول خودش از شر من خلاص بشه !!!!میگه بعد درسش،چون اکثر افراد خانوادش تخصیلات عالی دارن و در واقع از سر کوفت اونها قبل از این که به جایی برسه میترسه واسه همون میخواد به یه جایی برسه و بعد.....در واقع یه جور سوء استفاده!!نگین تو هم دست و پیش بگیر و الان بگو طلاقت میدم!چون اگه بگم بازم موافقه چون پشتش به سکه هاش لااقل گرمه و...
    شاید و بهتر بگم حتما به همین دلیله که با داشتن بچه بعد از 8 سال زندگی موافقت نمیکنه
    موندم چی کار کنم !میترسم به احتساب این دو سال 10 سال از عمرم رو پای کسی بذارم که منو واقعا به خاطر رسیدن به اهدافش میخواسته
    یه جورایی انگار تاریخ انقضای من 2 سال دیگه است و بعد از اون باید دور ریخته بشم .......


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    شما چی؟ منتظرین تا 2 سال تموم بشه؟
    اگر نه چه دلایلی برای ادامه زندگی دارین؟
    برای ثبات این زندگی چه کارایی کردید؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    همونطور که برای ادامه زندگی باید هر دوتون(شما و همسرتون) تمایل به ادامه داشته باشید برای کات کردن این زندگی هم نیاز به رضایت هردوتون داره و توی ایران برای طلاق مردها رضایتشون دو برابر زنهاست!
    ولی واقعا می خواهید این زندگی ادامه داشته باشه؟؟؟
    اگر می خواید ادامه داشته باشه باید جو زندگی و فکر همسرتن رو تغییر بدید با دست رو دست گذاشتن فقط مشکلات شما بیشتر میشه نه کمتر!
    راستی مطمئن هستید که منظور همسرتون رو درست متوجه شدید؟ معنی کلمات زنها و مردها یکی نیست!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ببین من بخاطر معافیت دو قطبیم بهم زن نمیدن گواهینامه نمیدن یعنی حال نداشتم برم خدمت افسردگی گرفتم درسمم همینطور رفتم شبانه بعد سال دوم من چیکار کنم؟ سایکولوژیک دارم که از بیش فعالیه حقیقتش یه چیز مترادف سایکولوژیک میشه همون... نترس  کو تا دو سال بعد خانوما مهربونن زود راضی میشن بهش ثابت کنی خیلی نیاز داری بدتره زن اهل نازه نیازه مستقیم حس کنه از شخص حال نمیکنه دوست داره در مسیر عشق اون نیازت رو ابراز کنم  بمب انرژی باشه من یذره غصه نیخورم گور بابا دنیا خدا باهاته آخرش گور خدا بخواه دلشو بهت برمیگردونه سیب سرخ میذاره دلش قربون کلید روحانی بشم اما کلید دار خداست
    پاسخ با نقل و قول

  5. تاریخ انقضای من....!!!!  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  6. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'سیب' pid='37368' dateline='1387350324'
    سلام
    شرمنده با این که احساس  میکنم به اندازه کافی  در این موارد دوستان یاریم کردن و وقتشون رو گرفتم ولی هر بار کوهی از مشکل و فکر وخیال دست به کارم میکنه که وقتتون رو بگیرم
    خلاصش کنم ،دعواها و بحث های من و خانومم رو وزندگی عجیب و غریب منو که یادتونه؟!حالا یه استرسی همه وجودم رو گرفته !هر چند  روز یک بار خانومم تهدیدم میکنه که حداکثر 2 سال دیگه کنارم نیس ! در واقع میخواد صبر کنه که درسش تموم بشه و بعد به قول خودش از شر من خلاص بشه !!!!میگه بعد درسش،چون اکثر افراد خانوادش تخصیلات عالی دارن و در واقع از سر کوفت اونها قبل از این که به جایی برسه میترسه واسه همون میخواد به یه جایی برسه و بعد.....در واقع یه جور سوء استفاده!!نگین تو هم دست و پیش بگیر و الان بگو طلاقت میدم!چون اگه بگم بازم موافقه چون پشتش به سکه هاش لااقل گرمه و...
    شاید و بهتر بگم حتما به همین دلیله که با داشتن بچه بعد از 8 سال زندگی موافقت نمیکنه
    موندم چی کار کنم !میترسم به احتساب این دو سال 10 سال از عمرم رو پای کسی بذارم که منو واقعا به خاطر رسیدن به اهدافش میخواسته
    یه جورایی انگار تاریخ انقضای من 2 سال دیگه است و بعد از اون باید دور ریخته بشم .......


     

     
    من  هم عین همین حرف و به شوهرم زدم-اون موقع هم به این فکر می کردم که تا 2 سال دیگه موقعیتم تثبیت شده و هم اینکه خودم و اماده می کنم واسه جدایی. ولی همین نشون میده که هنوز قطعیتی نداره و اینکه از طلاق می ترسه و هنوز همین وضعیت با شما رو به مطلقه شدن ترجیح میده. من که اینجوری بودم- الان بر گردوندنش خیلی راحته- کافیه بدونه دوسش دارید بهش احتیاج دارید- سعی می کنید شرایط و درست کنید اگه این برنامه ریزی واسه طلاق و کنسل کنه- یه فرصت دوباره بخواید- اگه دوستون داره بر می گرده

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. تاریخ انقضای من....!!!!  سپاس شده توسط maryam.azadeh,کاربر

  8. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'سجاد صالحی' pid='37412' dateline='1387360953'
    سلام
    شما چی؟ منتظرین تا 2 سال تموم بشه؟
    اگر نه چه دلایلی برای ادامه زندگی دارین؟
    برای ثبات این زندگی چه کارایی کردید؟
     

     
    سلام
    نمیدونم!!!!نمیدونم که منم طلاق میخوام یا نه!!!ولی فک کنم برای رهایی از این خستگی زندگی خوبه
    جناب صالحی دیوار های حرمت من و همسرم خیلی وقته که کاملا شکسته
    دیگه واقعا و واقعا و واقعا چیزی واسه از دست دادن ندارم
    من و اون دیگه واقعا داریم به سبب ترس از سرکوفت زدن خانواده هامون زندگی میکنیم
    اون به خاطر عقب موندن از درسش و به جایی نرسیدنش
    ومن،به خاطر اینکه خودم خواستمش و تو روی خونوادم واستادم

     

    پاسخ با نقل و قول

  9. تاریخ انقضای من....!!!!  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  10. ارسال:7#
    lale آواتار ها
    سلام
    همه بخاطر مشکلاتت تلاش کردند الا خودت...
    نشستی تو اتاقت اونم تو اتاق دیگه دوس داری یهو بیاد بگه عاشقته؟؟؟؟
    چرا به خودت تکون نمیدی؟؟؟باید بری بهش بگی دوستش داری ...باید بعد گفتن تلاش کنی...دست رو دست گذاشتی چی بشه؟
    آخرین بار با زنت کی گفتی خندیدی>؟
    کی بردیش مسافرت؟
    کی زل زدی به چشاش گفتی عاشقتم؟
    کی باهاش نشستی شطرنج ومنچ بازی کردی؟
    کی باهاش رفتی سینما؟
    کی سرشو رو پات گذاشتی نوازشش کردی؟
    این کارا رو کردی؟که میگی تلاش کردم؟
    هرگز با کسی که دوستش داری قهر نکن"
    چون اون وقت"
    بی تو زندگی کردن رو یاد می گیره!!!
    پاسخ با نقل و قول

  11. تاریخ انقضای من....!!!!  سپاس شده توسط amir_77,elnaz.t,maryam.azadeh,samin66,کاربر,ستاره**

  12. ارسال:8#
    میدونین مشکل اصلی کجاست؟
    من حس میکنم که هر کدوم شما خودش رو قربانی این وصلت میدونه و این یعنی شکست.... درسته؟
    نوشتین و تاکید کردین که چیزی برای از دست دادن ندارین درسته؟ ولی من فکر میکنم که خیلی چیزها رو از دست خواهین داد.
    خاطرات زیبای باهم بودنتون
    تلاشهاتون برای ساختن زندگی
    چند سال از عمری که نمیشه براش قیمتی متصور شد
    و خیلی چیزهایی که خودتون بهتر از من میدونین

    کاری به اونها نداریم
    یه سوال گرسیده بودم ولی جواب قانع کننده ای نگرفتم
    چه کاری برای بهبود شرایط و زندگیتون انجام دادی؟

    یادتون باشه یه سر قضیه شما هستین . منفعل بودن و منتظر موندن کاری رو از پیش نمیبره

    معمولا کدوم ساعت همزمان توخونه هستین؟ امکان داره که ایشون رو ترغیب بکنین تا بیان اینجا ؟

    مطمئنا ایشون هم حرفهایی برای گفتن دارن
    پاسخ با نقل و قول

  13. تاریخ انقضای من....!!!!  سپاس شده توسط maryam.azadeh,mozhghan,ستاره**

  14. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط lale نمایش پست ها
    سلام
    همه بخاطر مشکلاتت تلاش کردند الا خودت...
    نشستی تو اتاقت اونم تو اتاق دیگه دوس داری یهو بیاد بگه عاشقته؟؟؟؟
    چرا به خودت تکون نمیدی؟؟؟باید بری بهش بگی دوستش داری ...باید بعد گفتن تلاش کنی...دست رو دست گذاشتی چی بشه؟
    آخرین بار با زنت کی گفتی خندیدی>؟
    کی بردیش مسافرت؟
    کی زل زدی به چشاش گفتی عاشقتم؟
    کی باهاش نشستی شطرنج ومنچ بازی کردی؟
    کی باهاش رفتی سینما؟
    کی سرشو رو پات گذاشتی نوازشش کردی؟
    این کارا رو کردی؟که میگی تلاش کردم؟
    __________________________________________________ _______________


    سلام لاله
    گفتن و خندیدن؟!اگه خنده دار ترین مطلب دنیا رو هم بذاری جلوی ما خنده دور و بره لبامون نمیاد چه برسه به.....
    کار از این حرفا گذشته دوست من
    من چشمم همیشه به چشماشه
    اون اهل بازی یا بهتر بگم اهل هیچ بازی نیست
    سینما رو همین ماه پیش رفتیم
    دیشب سرش روی پاهام بود و ...
    ولی با همه این اوصاف اون و من چون از زندگیمون خسته ایم این کارارو بیخود و بی معنی میدونیم
    وقتی من و اون از زندگیمون سیریم آخه سینما چه معنی میتونه داشته باشه

    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد صالحی نمایش پست ها
    میدونین مشکل اصلی کجاست؟
    من حس میکنم که هر کدوم شما خودش رو قربانی این وصلت میدونه و این یعنی شکست.... درسته؟
    نوشتین و تاکید کردین که چیزی برای از دست دادن ندارین درسته؟ ولی من فکر میکنم که خیلی چیزها رو از دست خواهین داد.
    خاطرات زیبای باهم بودنتون
    تلاشهاتون برای ساختن زندگی
    چند سال از عمری که نمیشه براش قیمتی متصور شد
    و خیلی چیزهایی که خودتون بهتر از من میدونین

    کاری به اونها نداریم
    یه سوال گرسیده بودم ولی جواب قانع کننده ای نگرفتم
    چه کاری برای بهبود شرایط و زندگیتون انجام دادی؟

    یادتون باشه یه سر قضیه شما هستین . منفعل بودن و منتظر موندن کاری رو از پیش نمیبره

    معمولا کدوم ساعت همزمان توخونه هستین؟ امکان داره که ایشون رو ترغیب بکنین تا بیان اینجا ؟

    مطمئنا ایشون هم حرفهایی برای گفتن دارن
    __________________________________________________ __________________________
    مشکل اصلی ما از ریشه اشتباه بودن ازدواجمون بوده که اون زمون زنم خام بودو من رو مجبور به این ازدواج کرد منم از سر مجبوری به دلایلی که تو تاپیکام گفتم تن دادم.
    دقیقا همین طوره،من و اون هر کدوم خیال میکنیم بیشترین ضرر رو تو این زندگی کردیم.
    جناب صالحی باور میکنین اگه بگم من و زنم سال هاست که با هم نخندیدیم یا پارک نرفتیم یا با هم قدم نزدیم یا.... یعنی به هیچ وجه رغبت واسه این کا رو نداریم یا به عبارتی اگه من هم بخوام اون نمیخواد .
    آقای صالحی من با وجود این که خودمم خستم،همیشه دلداریش میدم و تو همه چی باهاشم همیشه واسش سعی میکنم وقت بذارم ولی اون.....
    ولی اون واسه زندگیشم وقت نمیذاره ما الان حدود چند هفته است که ناهار نداشتیم و از بیرون میخوریم
    ظرفا و آشپزخونه گند میباره
    اتاق و حال جای سوزن انداختن نیست
    بس که شستم و رفتم و ... خسته شدم
    تا حرف میزنم میگه خستم و حوصله ندارم و زندگیم رو نمیخوام و ....
    جناب صالحی من خیلی دوس دارم خانومم وارد این محیط بشه ولی نمیخوام بدونه که من عضوم و الان هم نمیدونه چون نمیخوام تاپیکامو پیدا کنه و بخونه
    کاش میشد و امکانش بود که تمم تاپیکامو آقای دکتر از این سایت پاک و حذف میکرد تا بعد من میتونستم اون وقت بگم که بیاد

    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •