تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شیفته شخصیت یک دوست شدن! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:صدای صبح
آخرین ارسال:رز زرد
پاسخ ها 10

شیفته شخصیت یک دوست شدن!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان
    من خودم دخترم ولی با دخترا زیاد جور نیستم یعنی هیچ وق دوست دختر ثابت نداشتم
    یه دختر مذهبی هستم که جز خونواده سعی نکردم با کسی دوست باشم
    نزدیک 9ماه پیش توی خوابگاه با یه دختر اشنا شدم فقط یه هفته باش بودم وتو این یه هفته نسبت به بقیه هم اتقاقی ها بیشتر حواسش بهم بود من تک دخترم با چند تا برادر اخلاقم یه کمی پسرونست واسه همین زیاد  از دخترا خوشم نمیاومد
    این دختر اخلاقش عین پسرا بود
    بعد از یه هفته از خونه م زنگ زدن گفتن بیام واسه بودنم باش دس به هز تقلایی زدم واسه اولین بار به خونوادم دروغ گفتم تا بیشتر با اون باشم
    خونه که رفتم همش از شوق دوباره دیدنش افسردگی گرفته بودم ولحظه شماری میکردم
    دوباره با تمام تلاشم رفتم خوابگاه تا ببینمش
    اون هم دوس داشت منو ببینه
    ولی واسه کار دیگه
    یه کمی خلاف بود وواسه منی که پاستوریزه بودم خلافای کوچیکش خیلی بزرگ بود
    من چنان شیفتش شده بود که حاضر بودم هر کاری بگه انجام بدم اونم فن بیان خوبی داشت ومیگفت تصمیم اخر انجام یا عدم انجام اون کارا با خودته
    ولی بدجوری ترغیبم میکرد انجام بدم
    مثلا یکیش سیگار بود
    بیخیالش
    هنوزم بدجوری دوستش دارم
    حتی ترم اخر بودم وترم اول یه بار تمیدی زدم پیااین نامم رو تا باش بیشتر باشم
    نمیدونم چی کار کنم
    حس میکنم دارم اون میشم
    همش به خودم میگم اون همونی که دوس داشتم یه روز خودم باشم
    اصلا بعضی کاراش با اعتقاداتم جوردر نمیاد
    ولی واسه حس اینکه اون باشم کارایی کردم که اگه اونو تو زندگیم نمیدیدم هیچ وق فکر انجامش به ذهنم خطور نمیکرد
    من با این شیفتگی چی کار کنم میتونین کمکم کنین؟
    ضمنا اونم منو خیلی دوس داره
    تموم تکه کلام حرفامو حفظه
    نمیدونم
    امیدوارم بتونین کمکم کنین
    چون به وضوح انحطاط خودم رو دارم میبینم

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    منظورتون رو نمیفهمم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام صدای صبح عزیز
    دختر گل شما به قول خودتون در واقع شیفته ی شخصیت دوستتون شدین. شاید به این خاطر که بهتون شبیه هستش... این چیز بدی نیست... این چیز وقتی به شما آسیب میزنه که شما به جای فعل درگیر فاعل بشی. میتونی از یه جو صمیمانه در کنار دوستت از اوقاتت لذت ببری، دلیلی نداره که چون دوستت فلان رفتار یا شخصیتو داره ازش واسه خودت بت درست کنی و خودتو فراموش کنی و اون بشی!
    و دیگه اینکه به نظر من این احساسو که میگی داری به انحطاط میری از خودت دور کن. چون اینطور نیست. شما داری از یه سری رفتارهایی الگو میگیری که از نظر خودت اشتباه نیستن. شاید به سمت رشد بیشتر حرکت کنی. از تغییر نترس.
    ولی چشم و گوشتو همیشه باز نگه دار. از باورهات و نقاط مثبت وجودی خودت دور نشو.
    مثلا اینکه میگی به پیشنهاد دوستت سیگارو امتحان کردی چون میخواستی مطابق رفتارای اون عمل کنی. این کارت به خاطر اینه که شما فکر میکنی دوستت یه آدم مطلقا ایده آل هست. در صورتیکه دوستت میتونه در عین داشتن رفتارهایی که مورد تائید شماست رفتارهای اشتباه هم داشته باشه. از کسی واسه خودت بت نساز.
    پاسخ با نقل و قول

  4. شیفته شخصیت یک دوست شدن!  سپاس شده توسط ستاره**

  5. ارسال:4#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    بعضی افراد به دلیل شخصیت خاص شون در ذهن بعضیا جا میگیرن.
    زنجیرهایی نامرئی در نهاد هر انسانی وجود داره و قادر هست بعضی افراد رو به سمت خودش بکشونه. این اتفاق هم در بین دو جنس موافق به صورت یه دوستی صمیمانه و عمیق خودشو نشون میده و هم در بین دو جنس مخالف با کشش و جاذبه های خاص خودش.
    چندان متعجب نباشین که شیفته شخصیت دوست تون شدین. این حالت رو تقریبا همه ما در طول عمرمون حداقل یه بار تجربه کردیم.
    اما متاسفانه یه واقعیتی وجود داره و اونم اینکه بعضی ها طوری در دل ادم جا باز میکنن که کم کم تموم رفتارهاشون تبدیل به الگو میشه، هر عملی از اونا سر بزنه در چشم ما قابل قبول هست. این در واقع قدرت اون شخص نیست قدرت همون زنجیرهای نامرئی هست که هنوز، علم دلیل خاص و موجهی برا چگونگی عملکرد این زنجیرها پیدا نکرده.
    اینطور مواقع، عقل حسابگر میتونه به کمک ما بیاد. دوستی که به ادم سیگار تعارف میکنه قطعا داره بیماری و وابستگی رو به اون فرد پیشنهاد میده. کسی که در هر حد و اندازه ای رفتار پرخطر داره خواه و ناخواه برای دوستان و اطرافیانش میتونه اسیب زا باشه.
    دلیلی نداره شما دوستی تون رو با ایشون بهم بزنین. دختری که قادر هست با کشش و جذبه خودش روح شما رو سیراب کنه قطعا حضورش برا شما معنا و مفهوم داره و اگه از زندگی تون کلا ایشون رو حذف کنین، جای خالی اش ممکنه بهتون اسیب جدی وارد کنه.
    شما میتونین یه فیلتر در ذهن تون قرار بدین. هر رفتار و یا پیشنهادی که با باورهای شما همخوانی نداره نپذیرین و در عین حال دوستان تون رو هم حفظ کنین. میانه روی همیشه بهترین راه شمرده میشه. شاید اگه دوست تون متوجه بشه شما برای خودتون خط قرمزهایی دارین که مایل به عبور از اونها نیستین، بیشتر به سمت شما جذب بشه. وقتی هویت انسانی شما رو میبینه ایشون هم ازتون فاز مثبت میگیره.
    پاسخ با نقل و قول

  6. شیفته شخصیت یک دوست شدن!  سپاس شده توسط ستاره**

  7. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'iraniboy' pid='37693' dateline='1387562245'
    این پست رو  حذف خواهم کرد (بعد از چند روز)
    صرفا جهت اطلاع :

    من منظورم این بود که این همه تو جامعه دوستی با جنس مخالف باب شده و دربارش بحث میشه 
    اما واقعا پیش میاد که ادم با همنوعش صمیمی میشه ...مثلا من با دوستم (پسر با پسر)
     سرکار (صدای صبح ) با یه دختر ...
     

     
    یعنی چی این پست رو حذف خواهم کرد؟
    چه قدر حرفاتون واسم گنگه!
    واما درباره نظر دوستان دیگه
    ازتون ممنون
    من با هیچ دوستی نبودم یعنی خونوادم رابطه با دوست رو از نوع هم جنس رو هم قبول ندارن میگن فقط باید به خونواده اعتماد کنی
    همش حس میکنم محیط بیرون یه عالمه گرگن که درلباس ادم هستن چه قدر هم ترسوندنم
    واسه همین هیچ وق به کسی در محیط بیرون اعتماد نکردم
    این دختر در عرض یه ماه با کنکاش شخصیتش وبا ذکر حدو مرزای خودم توی ارتباط با دیگرون وبا رد کردنش از آزمونای مختلف باش دوست شدم
    توی دوستی ادم بسیار دقیق وسخت گیری ام
    دوست شدنم واینک اونم جذب من شده بود
    اون مثه یه خواهر بزرگ ونداشته من هستش ودلسوز توی بعضی مسایل
    به خاطر سخت گیری هام درارتباط باهاش مجبور شد بهم خیلی دروغ بگه مثلا وثتی میرفتیم بیرون سوار ماشین یه پسر شدیم میگفت از اقوامشونه
    من اولین بار بود که جرات میکردم سوار ماشین یه غریبه بشم
    میگفت بام باش تا جرات نکنه بم پیشنهاد خاستگاری بده
    چون دوستش داشتم میگفتم واسه رضای خدا همدوستمو حفظ کنم
    بهش گفتم چون اقوامتونه فقط سوار ماشین شدم وگرنه من هیچ وق این کارو نمیکنم قسم خورد بم دروغ نگفته
    جدیدا فهمیدم اقوامشون نبودش
    از دوستان درموردش چیزای خوبی نشنیدم ولی به همه گفتم هیچ وق باور نمیکنم دوستم چیزی باشه که شما میگید به خودشم که گفتم قسم خورد همش دروغه
    یه بارم شکست عشقی خورد ومیخواس خودکشی کنه
    خواستم برش گردونم
    میگفت حالمو نمیفهمی
    باورتون نمیشه واسه درک حالش اینکه عشق چی وارد چت زوم شدم تا بفهمم این پسرا کی هستن که دوستمو به این روز در اوردن
    خودتونم که فضای چت وچت روم رو میشناسین مثه یه باتلاقه که توش شاید یه دو تا ماهی سالم باشه
    خیلی از چت روم ضربه خوردم
    بش که میگفتم به خاطر تو رفتم میگفت یه کلمه به خودم میگفتی دوس پسر میخوای خوبشو واست انتخاب میکردم
    اولش از ورودم به چت روم دعوام کرد ولی الان بدجوری اصرار میکنه با کسی که اون میگه باشم!
    من که هیچ وق سرم بالا نمیکنم که قیافه یه پسرو ببینم
    حتی وقتی خونوادم از رابطمون مطلع شدن ونذاشتن برم پیشش ومیدونستم ممکنه کار دست خودش بده حاضر بودم هرکار بکنم تا پیشش بمونم
    وقتی پیشش رسیدمو حال خرابشو دیدم حاضر بودم دست به هرکاری بزنم تا اون آروم بشه
    اون باور نمیکنه من دوستش داشته باشم
    اون قدر از دیگرون دوست داشتنو شنیده که واسش دیگه دوست داشتن من مهم نیس
    با وجود خواهشای من واسه خودکشی نکردنش منو یه مزاحم خطاب میکرد
    حس میکردم که اصلا واسه کسی مهم نیستم
    راستش
    فک کنم بهتره هیچ وق کسی رو دوست نداشته باشم
    شرایط خونوادگی من واون مثه هم بود هردو مادرای سخت گیری داشتیم شاید تنها چیزی بود که ما رو به هم وصل میکرد
    تصمیم داشتم همیشه خشک باشم وقوه دوست داشتنمو توی خودم خفه کنم
    دوست داشتن دوستم توی این چند ماه واسم داستانها داشت
    هنوز نمیدونم باید کسی رو دوست داشت یا نه!






     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='37684' dateline='1387559524'
    سلام
    بعضی افراد به دلیل شخصیت خاص شون در ذهن بعضیا جا میگیرن.
    زنجیرهایی نامرئی در نهاد هر انسانی وجود داره و قادر هست بعضی افراد رو به سمت خودش بکشونه. این اتفاق هم در بین دو جنس موافق به صورت یه دوستی صمیمانه و عمیق خودشو نشون میده و هم در بین دو جنس مخالف با کشش و جاذبه های خاص خودش.
    چندان متعجب نباشین که شیفته شخصیت دوست تون شدین. این حالت رو تقریبا همه ما در طول عمرمون حداقل یه بار تجربه کردیم.
    اما متاسفانه یه واقعیتی وجود داره و اونم اینکه بعضی ها طوری در دل ادم جا باز میکنن که کم کم تموم رفتارهاشون تبدیل به الگو میشه، هر عملی از اونا سر بزنه در چشم ما قابل قبول هست. این در واقع قدرت اون شخص نیست قدرت همون زنجیرهای نامرئی هست که هنوز، علم دلیل خاص و موجهی برا چگونگی عملکرد این زنجیرها پیدا نکرده.
    اینطور مواقع، عقل حسابگر میتونه به کمک ما بیاد. دوستی که به ادم سیگار تعارف میکنه قطعا داره بیماری و وابستگی رو به اون فرد پیشنهاد میده. کسی که در هر حد و اندازه ای رفتار پرخطر داره خواه و ناخواه برای دوستان و اطرافیانش میتونه اسیب زا باشه.
    دلیلی نداره شما دوستی تون رو با ایشون بهم بزنین. دختری که قادر هست با کشش و جذبه خودش روح شما رو سیراب کنه قطعا حضورش برا شما معنا و مفهوم داره و اگه از زندگی تون کلا ایشون رو حذف کنین، جای خالی اش ممکنه بهتون اسیب جدی وارد کنه.
    شما میتونین یه فیلتر در ذهن تون قرار بدین. هر رفتار و یا پیشنهادی که با باورهای شما همخوانی نداره نپذیرین و در عین حال دوستان تون رو هم حفظ کنین. میانه روی همیشه بهترین راه شمرده میشه. شاید اگه دوست تون متوجه بشه شما برای خودتون خط قرمزهایی دارین که مایل به عبور از اونها نیستین، بیشتر به سمت شما جذب بشه. وقتی هویت انسانی شما رو میبینه ایشون هم ازتون فاز مثبت میگیره.

     
    اونم تو یه زمانی جذب شخصیت من بود
    میگفت همیشه دنبال یه دختر مذهبی بودم تا دینمو تقویت کنه
    کارامو مدام تقلید میکرد حتی الانم سبک بیانش مثه من شده
    میگه توی خونه همش از تو میگم
    همه رو دیوونه کردم
    ولی حرفاش با کاراش تضاد داره
    وقتی بش تذکر میدادم ومیگفتم مثلا سیگار گفتی فقط یه بار چرا دوباره داری پیشنهاد میدی
    هربهونه ای میآورد دیگه قبول نمیگردم وقتی قهر میکردم تسلیم میشد ومیگفت به خاطر تو بش فکرم نمیکنم
    توی یه دوماهی که باهم خیلی بودیم حس میکردم میتونم عوضش کنم
    بیارمش توی مسیر ی که خودم میخوام
    از نظر دینی
    ولی انگار خودم دارم پس رفت میکنم ویکی باید به خودم دینمو نشون یده
    حس میکنم دختر کم جنبه ای بودم
    از خودم بدم اومده
    شاید دلیل یه کمی آزادی که بش دادم سخت گیری خونوادش بود میخواستم هم آزادی یباشه هم سخت گیری خودم باش فک میکردم اینجوری میتونه بیشتر بم نزدیک بشه وحرفام بیشتر روش اثر بذاره!
    نمیدونم فک کنم اشتباه کردم!


     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#

    سلام دوست خوبم
    من مثل تو دختر مذهبی نیستم
    اما با این حال دوستی که سیگار تعارفت میکنه
    و بهت دروغ میگه
    و ازت میخواد تو ماشین یه پسر غریبه بشینی
    خیلی جالب نیست
    تو گفتی دوست داشتی مثل اون باشی
    مثل چیه اون؟
    نمی خوای بگی که دوست داشتی سیگاری دروغگو و یه آدم که بی گدار به آب میزنه باشی؟
    منم دوستایی داشتم که قلیون میکشیدن
    چیزی غریب به 10 سال و گاه گداری سیگار می کشیدن
    اما من از دود بدم میاد واقعا بدم میاد
    بنظرم نه تنها با کلاس نیست که نشون دهنده ضعف و فقر فرهنگی آدمه
    من با دوستام بودم اون اوایل بهم تعارف هم میکردند اما من نمی کشیدم
    تا اینکه اونا هم ترک کردن
    تو با دوستیت با اون دوستت خودت رو تو یه موقعیت پر خطر قرار دادی
    باور کن که تو سیگار نه بزرگی هست نه کلاسی و نه آرامشی
    نیکوتین ارومت میکنه اما بعد باید دوز مصرفت رو بالا ببری
    به خودت به جسمت لطمه میزنی چیزی از دردت کم نمیشه مسکن موقته
    که در نهایت به تو اسیب میزنه به قلبت و ریه هات ..بدخلق و عصبی میشی و البته ضعیف که تا هر چی میشه میخوای یه سیگار روشن کنی
    من حتی دوستی داشتم که نوشیدنی الکی میخورد
    بعد ها دید که راه رو اشتباه رفته برگشت
    حالا دوسته تو واقعا متوجه نیست داره با خودش چیکار میکنه
    تو که متوجه ای از اون تقلید نکن
    اثر گذار باش نه اثر پذیر(یه رفتار غلط)
    شاید مشکلاته زیادی داشته اما این دلیل نمیشه که با این حرکت به مشکلاتش اضافه کنه
    آرامش رو تو چیز غلطی داره جستجو میکنه
    بنظرم رابطه ات رو باهاش کم کن
    و اگه قلبا آدم خوبی می بینیش کمکش کن
    نصیحتش نکن اما باهاش با صمیمیت صحبت کن
    و چیزای جدیدی رو جایگزین سیگار و پسر غریبه کن
    بنظرم این دوستی به نفع تو نیست این همه دوست خوب
    اصرار به اینکه تو با یه پسر دوست شی معنا نداره
    میشه تو جمع دخترونه خودتون دوست باشید باهم با دوستای دخترت بری بگردی خوش باشی

     [hr]شاید به کارای بدتری هم تشویقت کنه
    دوستت هست به جای خود
    دلیل نمیشه که چون کسی دوستت هست یا دوستش داری واسش هر کاری بکنی
    آدمای خوش اخلاق و خوش رو که از مصاحبت باهاشون لذت ببری کم نیستن
    با کسی دوستی کن که اگه از اونی که هستی بالاترت نبردو بهترت نکرد
    پایین ترم نیاردت
    شاید بگی تو خودتم دوست بودی آره منم دوست بودم
    اما رابطه ام خیلی زیاد نبود
    به جز دو تا از دوستام که ترک کردن
    با اون یکی ها دوستی ام رو ادامه ندادم
    من یه زمان دوستای زیادی داشتم فوق العاده زیاد
    واسم مهم نبود کی چی فکر میکنه ما با هم دوست بودیم
    اما الان ترجیح میدم یا دوست نداشته باشم یا اگه قرار دوستی داشته باشم دوست خوبی باشه
    من الان 5 تا دوسته فوق العاده دارم
    که واقعا دوست هستن
    پاسخ با نقل و قول

  10. شیفته شخصیت یک دوست شدن!  سپاس شده توسط ستاره**

  11. ارسال:8#
    نمیدونم
    ولی من سیگاری نیستم
    اشتباهی برداشت کردید
    یه بار اونم به ظاهر کشیدم
    توصیه میکنم یه بار تایپیک اولمو با دقت بیشتر بخونید
    من اهل دوستی با دختر نیستم حالا که بعد از 24سال دلم قبول کرده با کسی باشم ترجیح میدم رفتارمو کنترل کنم
    نمیدونم
    باید روی حرفتون بیشتر فک کنم
    حرف خانوم آزاده رو بیشتر میپسندم که با یه فیلتر به رفتاراش نگاه کنم
    وسوده جون
    به حرفای شما هم فکر میکنم امیدوارم بتونم به جواب منطقی برسم
    دعام کنید...
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  12. شیفته شخصیت یک دوست شدن!  سپاس شده توسط ستاره**

  13. ارسال:9#
    این شیفتگی زیاد علقه زیاد یکم غیر طبیعی میشه اگر ... من دختر خاله ای دارم دوست داره بره بکس موتور تریل برونه سربازی بره خلبان بشه توی پسرها فقط دنبال ابهت مردونگی هست برا ازدواج...چون شهوتش زیاده اینطوره ... یعنی قالب دخترونه هم داره که جفتش باعث دوقطبی بودنش شده ... یه آسیبی هم بخاطر اعتماد زیاد دخترا و نارو زدن پسرها ایجاد شده... که همون تنش جنسی هستش... البته بگم هر چیز افراط نیست یعنی تعادل هیچ موقه 50 تا 50 نیست ... مثال امشب هیچ معنی نداره شبه چله گرچه تو عمل خودمونم ضایع کردیم و گرفتیم اما ... خیلی سخت گیریای خانواده باور کنید به نفع مون هست .. منظور نظر بندم اینه شیفتگی و علقه زیاد برای همسر باشه بهتره یا حداقل تو میل به رابطه با جنس مخالف خودشو نشون بده خوبه میفهمید امیال مسیر خودشون رو دارند ... ببخشید میگم با موسیقی یکم خلقتون عوض میشه ... من دیدم مذهبیونی که بخاطر بعضی مسائل که بهش تن ندادن دچار گرایش به اتفاقاتی شدن ... شهوت انسان اگر به جنس مخالف مرد طرف مرد اگر بین کنترل و عدم کنترل داستان به سرکوب برسه باید به اطفای آتش شهوت تن دادن ... کلیتی بود که باید میگفتم چون عادت به نصیحت ندارم و حرفام تجربه هامه گفتم و مسائل دیگتون با کارشناسه خودم جاهلم حلال کنید مثال موسیقی این نیاز به مسیر برمیگردونه یعنی خلق زنونه و در پسرا از بسته بودن درش میاره .. محاسن زیاد برای مردا هم میتونه اوج شهوت طرف نشون بده هم اوج خموده بودن و بسته بودن و در حجاب هم همینطوره گاهی چادر برای رفع و جلوگیری از ارتباط و اجتماع هست گاهی لگ بدتر از سپورت میپوشی زیرش که فورانی بدتر از بی حجابی داره ( همه چیز به صداقت نیته ) سعی کنید سیگار نگیرید دستتون سیگار از قلیون ترکش سختتره خودم میکشم اما کسی عرضه نداشت بهم بده خودم به دره بسته بخورم خیلی میکشم بدم میکشم ... سوار شدن تو ماشین یه پسر ممکنه همانا شود که همانا آنچه نباید بشود ... خیلی از همینا طعمشون آدمای مذهبیه غییر از این فکر نکنید چون نه من نه شما زرنگ نیستیم و با مثال میتونم ثابت کنم همینا بعد خراب شدن هیچ چیز گردن نمیگیرن ... یبار یه جمعی دعوت بودیم رودرواسی باید دست میدادم اونام چون یکم دینی بودن مو دیدن خواستن بازیم بدن ... دست میدادم نمیدادم ولم میکردن ... من یبار با فامیل دست دادم هم خانواده هم هم فامیل بدم کردن اینجا قضیه سختتر بود .. چون رابطه سرد بود و کلی فتنه داشتن برا هم باز داستان میشد اما دست دادنم داستان و کمتر کرد .. مخلص کلوم زنداییم خواست خرابم کنه که کرد...اما زمونست باهاش بازی نکنی باهات بازی میکنه ... خودم که هیچ اما تواین زمونه نجابت زیاد کثافت میاره...اگه مثل خیلیا هر غلطی زیر ریشم میکردم روزگارم بهتر بود ... شمام ریسک پذیری تون تو مسائل جزئی بالا ببرید تو کلان ها  کمش کنید ... مثال چت با جنس مخالف خیلی موثره نگاه نکنیدچی میگن خوب همینه جامعه باید بپذیریم و نپذیریم ... چون نه از فتنه ها کم میکنه دشمن نه به کار فهرنگی اضافه میکنه دوست دوستی دارم روحیات دخترونه و چهره دخترونه داره  اما گرایش به همجنس این دوگانگی ها واویلا داره ... خواستم حرفم صاف بگم زیاد نشه ترسیدم بیشتر ناراحت بشید اما بازم منو ببخشید
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:10#
    نمیدونم
    حرفاتون یه جوری بود
    باید چند دور بخونمش
    ضدو نقیض رو توش میبینم یا اینکه درس نفهمیدم@!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •