تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سحرم
آخرین ارسال:سحرم
پاسخ ها 65

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام

    با تایید صحبتای ارزنده شادی جان

    اگه رابطه بنا باشه به ازدواج بیانجامه الگوی خاص خودشو داره و اگه رابطه دوستی دختر و پسر باشه و هدف دوستی برای دوستی باشه اون یه داستان دیگه هست.
    تعلل ورزی ایشون در اقدام به خواستگاری دو دلیل میتونه داشته باشه:
    1- دچار یه مشکل شخصی شدن که در تلاش هستن برطرفش کنن و بعد اقدام کنن به خواستگاری.
    2- بهردلیلی که هست قصدشون ازدواج نیست و ترجیح میدن رابطه به همین شکلی که هست ادامه پیدا کنه.

    ازدواج در صورتی شکل میگیره که دو طرف صادقانه خواهان اون باشن و زمانی ازدواج موفق شکل میگیره که علاوه بر میل دو طرف به ازدواج، شناخت دو طرفه هم حاصل شده باشه.


    محسن عزیزی:

    برخی از جملات حذف شدند. رابطه پنهانی به هیچ وجه مورد تایید نیست. اگر هدف ازدواج هست، پنهان کاری هیچ معنایی ندارد و زمینه سوء استفاده، وابستگی عاطفی و مشکلات بسیار دیگری را فراهم خواهد کرد. با در جریان گذاشتن خانواده ها، می توان فرایند شناخت را بسیار منطقی تر و اصولی تر سپری نمود و زمینه سوء استفاده را بسیار کاهش داد. هرچند، با وجود در جریان گذاشتن خانواده ها، باز هم باید مراقبتهای خاص دوران شناخت را در نظر داشت و به هیچ وجه، همه چیز را تمام شده فرض نکرد.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_01_05 در ساعت 18:25 دلیل: ارائه الگوی نادرست
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  2. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**,سحرم

  3. ارسال:12#
    سلام
    شادی بزرگوار من در یک تماس به این اقا گفتم که با خانواده هامون مطرح کنیم و یه قرار برای خواستگاری تعیین کنیم .ولی بازم ایشون بهانه اورد که برادر زادم مریضه و چند ماه دیگه بهم فرصت بده ولی من با جدیت بش گفتم که اگه در این هفته با خانوادهامون مطرح نشه من این رابطه رو کات میکنم اونم طبق معمول چندتا نفرین کرد بهم وگفت حتما خواستگار داری که اینجوری رفتارت تغییر کرده ولی من باش اتمام حجت کردم گفتم هر وقت میگم مطرح کن بهانه میاری خود دانی هرجور تو راحتی .اونمچندتا فوش به خودش داد و گفت دیگه فراموشت میکنم من دیگه بهم ثابت شدکه این اقا ثبات اخلاقی نداره و اگه میخواست با خانوادش مطرح می کرد .

    حالا من میخوام فراموشش کنم هیچ هدیه ایی ازش ندارم فقط هرچند 6سال از عمرم باش تباه شد و نابود شدم از نظر روحی ولی بازم میگم خدا بزرگه
    پاسخ با نقل و قول

  4. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  5. ارسال:13#
    شادی عزیز
    حال روز خوبی ندارم از جای شلوغ بدم میاد دوست دارم همش تنها باشم خود به خود اشک میاد تو چشمامم خیلی تحمل این زندگی برام سخت شده
    همش یه احساسی تو قلبم هست که همش بهم میگه یه امیدی هست و به هم میرسیم .
    نمی دونم کجای دنیامم اصلا نمی فهمم نیت این اقا چه بود اگه واقعا می خواست چرا مطرح نکرد با خانوادش اگه نمی خواست چرا همه این 6 سال با امیدواری واسرار به من ثابت میکردکه ما بدونه هم میمیریم و ما قسمت هم میشیم خیلی سر در گمم از صبح تا شب همش بش فکر میکنم به حرفاش به همه چی فکر میکنم افسرده شدم حس خوبی ندارم شما به من بگید تصمیم به نفع ما بود ایا پشیمون نمیشم. من نمی
    پاسخ با نقل و قول

  6. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**,maryam.azadeh

  7. ارسال:14#
    maryam.azadeh آواتار ها
    با تشکر از اقای دکتر عزیزی و ویرایشی که انجام دادن.
    لازم میدونم توضیح بدم منظورم از رابطه پنهانی یه رابطه بی حساب و کتاب و انجام رفتارهای بی بند و بار نبود.
    اما وقتی استارت اشنایی دختر و پسر میخوره، در لحظه صفر و در روزها و هفته های اول اشنایی، هنوز نمیشه شناخت کافی رو حاصل کرد. امکان داره دو نفر مناسب همدیگه نباشن و اینو طی چند روز یا چند هفته اغازین اصلا نمیشه فهمید.
    پس بهتره که در اوان اشنایی رابطه دو نفره باشه و البته چارچوب های اخلاقی کاملا لحاظ بشه و دختر و پسر فرصت داشته باشن تا خوب همدیگه رو بشناسن و از انگیزه اصلی هم و خلقیات هم با خبر بشن. اطلاع دادن اولیه به خانواده ها دوتا عارضه ممکنه ایجاد کنه:
    1- بسیاری خانواده ها سخت مشتاق ازدواج فرزندان شون هستن و با شنیدن این مطلب، شدیدا امیدوار میشن ولی ممکنه کیس مورد نظر بهردلیل مناسب نباشه و پایان یافتن رابطه، یه ضربه هم به خانواده ها میزنه. به عنوان مثال پدر خودم، دایی و زن دایی من سخت مشتاق ازدواج فرزندان شون هستن(چه دخترها و چه پسرها). پس بهتره وقتی هنوز چیزی معلوم نیست والدین رو بیهوده امیدوار نکنیم.
    2- بعضی خانواده ها بدبین و تا حدودی بد دل هستن. از همون ابتدا و بی اونکه شناخت حاصل شده باشه دخترشون رو تحت فشار میزارن که به فلانی بگو همین فردا بیاد خواستگاری! یا به پسرشون اعمال زور میکنن که ادرس بگیر همین فردا بریم خواستگاری اش! خب درین شرایط دختر یا پسر توی تنگنا قرار میگیره درحالیکه هنوز چیز زیادی از طرف مقابلش نمیدونه و احتمال خیلی زیاده که اصلا اون شخص مناسب نباشه.
    ولی گذشته از این صحبتا موکدا با هرنوع رابطه جنسی پیش از ازدواج مخالفم. انجام رابطه جنسی پیش از ازدواج، اثرات مخربی بر روح و روان دو طرف میزاره و شانس ازدواج( حتی ازدواج ناموفق) رو شدیدا کاهش میده. کسانی که بهر شکل تمایل خودشونو برای انجام رابطه جنسی پیش از ازدواج اعلام میکنن، افراد ناسالمی هستن و پرهیز از هر گونه رابطه با اونا شدیدا توصیه میشه.
    ________________
    سحر عزیز
    بهترین راه در حال حاضر این هست که برا این اقا یه ضرب العجل تعیین کنین( مثلا یک ماه یا حتی کمتر). به ایشون بگین اگه هر مشکل یا مانعی سر راه ازدواج تون وجود داره یا این مانع رو برطرف کنن و یا اگه مانع غیر قابل حذف هست، از همین الان به شما بگن تا تکلیف خودتون رو بدونین.
    اگه بنا باشه شما به عنوان دوتا دوست، همچنان به رابطه تون ادامه بدین، هر دوتون فرصت های خوب ازدواج رو قطعا از دست خواهید داد.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:15#
    با تشکر از همیاران عزیز
    ببخشید من چند روز پیش بش گفتم که یک فرصت میدم و در این هفته مطرح کن ولی بازم برام بهانه اورد گفت چند ماه بهم فرصت بده منم قبول نکردم وگفتم مطرح نکنی من این رابطه رو کات میکنم اونم گفت نفرینت میکنم و فراموشت میکنم .حالا به نظرتون از این تصمیم پشیمون نمیشم البته ما این 6 سال 100بار جدا شدیم و گفتیم همه چی تمومه ولی دوباره به هم برگشتیم نمیدونم سردرگمم نیت این اقا چی بوداصلا اگه خواست چرا نیومد خواستگاری .؟اگه نخواست چرا این 6سال با اسرار و امیداواری و حرفاش به من ثابت کردکه ما به هم میرسیم .
    اوضاع خوبی ندارم -شبا چند بار از خواب میپرم -دستوپام همش خواب میره -بی قرار م-همش یه امیدی توقلبم هست و میگه دوباره اشتی میکنید ولی با خودم میگم این قهرو اشتی تا کی؟
    همه پیاما و شمارشو حذف کردم تا دیگه بفهمم همه چی تمومه بنظرتون چطور میتونم از ذهنم پاکش کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  10. ارسال:16#
    ببخشید
    من بجز این اقا خواستگارای دیگه ام دارم ولی اصلا حتی نمیتونم نگاشون کنم چه برسه بپذیرمشون به عنوان همسر ایندم شما بگید دلیلش چیه؟
    -سوال دیگم اینه بعد از به هم خوردن یک رابطه بعد چند ماه ادم میتونه ازدواج کنه؟
    فکرمیکنم من اگه ازدواج کنم همش به این اقا فکرمیکنم به همین خاطر نمیتونم کس دیگه ایی روبپذیرم لطفا دراین باره راهنماییم کنید
    ازهمه همیاران عزیز سپاسگذارم
    پاسخ با نقل و قول

  11. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  12. ارسال:17#
    دورود بر همه همیاران بزرگوار
    ببخشید میخواستم بدونم من چرا همش به این رابطه امیدوارم و همش فکر میکنم همه چی درست میشه ؟
    با اینکه من 4روز پیش بااین اقا اتمام حجت کردم واونم گفت من مشکل دارم نمیتونم مطرح کنم و خلاصه همه چی تموم شد
    ولی نمی فهمم این امیدی که توقلبمه از چی سرچشمه میگیره
    مرسی از راهنماییاتون
    پاسخ با نقل و قول

  13. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  14. ارسال:18#
    maryam.azadeh آواتار ها
    دوست عزیزاگه به رابطه تون خاتمه دادین تازه مرحله اول رو سپری کردین. فراموش کردن کسی که 6 سال در زندگی تون حضور مداوم داشته طی چند روز امکان پذیر نیست.این کاملا طبیعی هست که الان نمیتونین با خواستگارهاتون هیچ نوع ارتباط عاطفی ایجاد کنین. الان در مرحله ای هستین که تازه می بایست پاکسازی خاطرات انجام بشه.پاکسازی خاطرات و فراموش کردن عشق قبلی، یکسری مراحلی داره و نیاز به همکاری خودتون هم هست تا مراحل سریعتر و بهتر سپری بشن.در قدم اول هر یادگاری از ایشون دارین از جلوی چشم تون دور کنین. به عکس هاشون مطلقا نگاه نکنین. اهنگ هایی رو که با ایشون گوش میدادین برای یه مدت گوش ندین. به مکان هایی که برای تفریح با ایشون میرفتین یه مدت سر نزنین. زمان بدین به خودتون و اجازه بدین مغز و سیستم بدن شما کارشو به درستی انجام بده. ما طی هر 24 ساعت از زندگی مون یکسری فرایندهایی در بدن مون انجام میشن یکسری هورمون ها ترشح میشن و بعضی غدد دیگه رو تحریک به تولید هورمون کرده و بعضی غدد رو از فعالیت بیش از حد ممانعت میکنن. این واکنش ها در بدن ما به خودی خود انجام میشن و همین موجب میشه که طی یک مدت زمان، یکسری مسایل رو به دست فراموشی بسپاریم و یا بالعکس به یکسری مسایل اهمیت بیشتری بدیم.اگه شما مواردی رو که گفتم انجام بدین، بقیه کارها رو غدد بدن شما به خوبی انجام خواهند داد.زمانی که حس کردین تصویر ایشون در ذهن تون کمرنگ شده، میتونین روی خواستگارهاتون تامل کنین. اون موقع دیگه از نگاه کردن به اونا واهمه ای نخواهین داشت.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  15. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  16. ارسال:19#
    **شادی** آواتار ها
    سحر عزیز
    برای لحظه ای اون آهنربا رو از کنار قطب نما دور کن و به این سوال جواب بده:
    بنظرت مریض بودن برادر زاده میتونه مانعی برای رسمی کردن یه ارتباط 6ساله ی عاشقانه باشه؟
    حالا این پاسخ بهانه گونه ش رو مثل قطعات پازل کنار رفتارهای گذشتش قرار بده...شما از این قهرها زیاد داشتین درپی اون هم آشتی های زیادی داشتین...آشتیهایی با قولها و وعده های فراوان اما بی عمل...
    الان چه نتیجه ای میگیری؟

    خواستگاری پایان ماجرا نیست که تعهد و مسئولیت سنگینی درپی داشته باشه خواستگاری تازه آغازه ماجراست و فقط فرصتیه برای شناخت خانوادگی و رسمیت بخشیدن به این ارتباط 6ساله...
    اما بهتره مطرح کردن زمان خواستگاری رو بصورت یه تهدید و ضرب العجل انجام ندی بلکه به اینصورت باشه که باتوجه به سن و موقعیت هردومون دیگه داره زمان سروسامان گرفتن ارتباطمون میرسه و بهتره روی زمان خاصی برای خواستگاری توافق کنیم...

    اگه قبول نکرد و شروع به بهانه تراشی کرد بجای پیش کشیدن کات کردن و تموم کردن و این مسایل, بگو تا مناسب شدن شرایطت برای خواستگاری بهتره ارتباطی بین ما نباشه چون ادامه ی ارتباط, وابستگیمون رو تشدید میکنه و این وابستگی مانع از تصمیمگیری درست و عاقلانه میشه... اما تو این بین اگه خواستگار مناسب دیگه ای داشتم نمیتونم قول رد کردن بدم چون من یه دخترم و بلاخره ملاحظاتی هم از طرف خانواده رو باید درنظر بگیرم...

    البته سحرجان متوجه هستم که شما باهم قطع ارتباط کردین اما باتوجه به سابقه ارتباطی شما این احتمال رو درنظر گرفتم که ایشون باز بنوعی سعی تو برگشتن داشته باشه... تا الان به این قهر و آشتی ها با احساساتت پاسخ دادی و نتیجه ای جز بلاتکلیفی نداشته پس بهتره اینبار برای یه جواب منطقی و قاطعانه آمادگی داشته باشی...

    درباره آمادگی برای پاسخ مثبت به خواستگاران دیگه هم باهات صحبت میکنم...ولی فعلا اینو به یاد داشته باش که درحین اتمام رابطه قبلی نباید رابطه ی جدیدی رو شروع کرد...بهتره تکلیف رابطه قبلی بطور کامل تو ذهن و قلبت روشن بشه و کاملا دربارش قانع بشی تا بتونی تصمیم درستی درباره خواستگار جدیدت بگیری...
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_01_08 در ساعت 00:17 دلیل: اشتباه تایپی
    پاسخ با نقل و قول

  17. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  18. ارسال:20#
    شادی فدات الان که دارم نوشته هاتو می خونم اشک در چشمام حلقه زده واقعا حرفات قشنگ و منطقی .
    شادی جون همش دوست دارم باتون حرف بزنم و راهنماییم کنی ولی میفهمم که تو ام سرت شلوغه و وقت نداری
    من در این 6سال هیچوقت باکسی درد ودل نکردم حتی مامانم که بهترین دوستمه .از بچگی همیشه خودم مشکلاتمو حل میکردم اعتماد بنفس بالایی دارم .ولی تازه گیا حس میکنم دارم کم میارم و صبرم لبریز شده تااینکه به سایت شما رو اوردم....
    اره میفهمم مریض بودن برادرزاده دلیلی برای مطرح کردن با خانوادش نیست .
    اره نتیجه گرفتم که این اقا هیچ حرفیشو عملی نمیکنهه وشاید ثبات شخصیت نداره نمیدونم شایدم مشکلی داره !
    من دیگه فاز احساسی مغزمو خاموش کردم و فقط به فاز منطقی مغزم گوش میدم همه پیامها +شمارشو حذف کردم دیگه چیزی ازش ندارم.
    اصلا نمیتونم با کسی رابطه ایی داشته باشم چه برسه جواب +به خواستگارم بدم .از صبح تا شب فقط به این اقا فکرمکنم که چرا مطرح نکرد ؟!واقعا مشکلش چیه؟! اگه منو نخواست چرا این 6سال هر کاری کرد که قلبه منو بدست بیاره حالا که بدست اورده همش بهانه میاره و همش پایبند بود بهم هروقت قهرمیشدیم اون پا پیش میزاشت
    خیلی سردر گمم ..........
    خیلی ممنون شادی جون به خاطر راهنماییات
    پاسخ با نقل و قول

  19. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 19
    آخرين نوشته: 2014_05_09, 10:27
  2. حقیقت امامت؟؟؟؟
    توسط hojjat در انجمن سوالات مذهبی
    پاسخ: 23
    آخرين نوشته: 2014_04_05, 02:14
  3. عیدی برای شوهرم چی بگیرم؟؟؟؟
    توسط سمیره در انجمن سایر مسائل
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2014_03_08, 23:02
  4. چگونه بهترین همسر دنیا باشیم ؟؟؟؟
    توسط بانو در انجمن مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_04_16, 15:14

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •