تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




می ترسم از اینده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mozhghan
آخرین ارسال:mozhghan
پاسخ ها 27

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

می ترسم از اینده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام شادی جونم ممنونم عزیزم دنبالش میگردم چیزم دستگیرم بشه در مورد این ازمون ها بهت خبر میدم

    عزیز دلم مشکل من اینه که 4 تا داداش دارم و یه مادر فوق العاده حساس و تعصبی هیچ وقت قبول نمیکنن خانواده ها رفت و امد داشته باشن غیرتی میشن بفهمن کسی منظوری داره قبول نمیکنن تو خونه ی ما بره و بیاد نهایتش دوجلسه در حضور ودشون میگن حرفاتون بزنید این یه مشکله چندین بار سر این تو خونه هم بحث شده اصلا قبول نمیکنن اینو در ضمن همه ی ما ادما یه نقاب رو صورت داریم فک نکنم بشه با دو یا سه جلسه مراسم خواستگاری فرد مورد رو نظر رو خوب شناخت فقط یه تصور کلی ازش ایجاد میشه درسته؟ خوب طرف خواستگار باشه مطمئنا خیلی سعی میکنه نقاط ضعفشو پنهون کنه نقش بازی کنه

    در واقع سوالم اینه که تو شرایط من از چه راهی میشه یکی رو خوب شناخت فهمید شخصیتش چیه ؟
    در مورد تصور ذهنی هم باید بگم یه سری چیزا تو زندگی من بوده این باعث شد تصورم نسبت به مردا خیلی فرق کنه
    کتک خوردن مادرم جلو چشمم - خیانت پدرم - از خونه بیرون کردن ماها و.... ما از صفر مطلق شروع کردیم زندگیمونو ساختیم هیچی نداشتم خدا رو شکر الان خوبیم رو پای خودمون وایسادیم بدون اینکه پشتوانه ای باشه خودمو به اینجا رسوندیم
    من از مردها وحشت دارم از اینکه زن رو کتک میزنن عین اب خوردن بهشون دروغ میگن خیانت میکنن خیلی ها رو می شناسم که تا یه اتفاقی می افته مرد حتی خرجی خونه رو قطع میکنه چون زن درامد نداره بهش زور میگه این ظلمه به نظرم
    میدونم میگید مردهای خوب هم هستن ولی من واقعا می ترسم ازشون دلیل اینکه حق طلاق رو میخواستم همین ها بود که فردا کسی خیلی ازارم داد لا اقل بتونم خودمو ا زاد کنم
    بی اعتمادی و تصوری که از اقایون دارم اینم میدونم خیلی کم هستن مردهایی که واقعا اهل زندگین
    راه های شنا خت افراد رو واسه این میخوام بدونم
    خیلی از لطفت ممنونم
    ویرایش توسط mozhghan : 2014_01_08 در ساعت 19:23
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  2. می ترسم از اینده  سپاس شده توسط **شادی**

  3. ارسال:22#
    هر اتفاق خوبی که دوست داری برات بیوفته رو روی کاغذ بنویس همش به زبان حال باشه انگار بهش رسیدی
    فقط چیزای خوب
    بعد اون کاغذ و یه جا پنهان کن و دیگه بهش فک نکن
    و هر وقت افکار منفی و ازار دهنده اومد سراغت این جمله رو تکرار کن
    هم اکنون پروردگارم تمام افکار منفی و مسمومم را نابود خواهد کرد و قلبم را سرشار از امید و روشنایی خواهد کرد


    سعی کن همیشه مثبت فک کنی
    پاسخ با نقل و قول

  4. می ترسم از اینده  سپاس شده توسط **شادی**

  5. ارسال:23#
    سلام توصیه هاتونو حتما عمل میکنم مینویسم و اجرا میکنم
    ولی میخوام مشکل از ریشه حل بشه واسه اینه این تاپیکو زدم میخوام همه راه ها رو طی کنم تا از بیخ حل بشه
    از نظرتون سپاسگزارم
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  6. می ترسم از اینده  سپاس شده توسط **شادی**

  7. ارسال:24#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط mozhghan نمایش پست ها
    عزیز دلم مشکل من اینه که 4 تا داداش دارم و یه مادر فوق العاده حساس و تعصبی هیچ وقت قبول نمیکنن خانواده ها رفت و امد داشته باشن غیرتی میشن بفهمن کسی منظوری داره قبول نمیکنن تو خونه ی ما بره و بیاد نهایتش دوجلسه در حضور ودشون میگن حرفاتون بزنید
    مژگان عزیز
    این خیلی خوبه که خانوادت انقدر دوستت دارن و خوشبختیت براشون اهمیت داره...
    نگرانیت همین نقل قول بالاست؟ولی مگه میشه جلسه خواستگاری بدون حضور خانواده ها برگزار بشه؟

    بله حق باشماست شناخت اونهم بمنظور ازدواج فقط تو جلسات خواستگاری بوجود نمیاد...بنابراین درکنار صحبت کردنها و سوالو جوابهای مرسوم خواستگاری, یه تحقیق خوب و جامع میتونه تکمیل کننده ی این شناخت باشه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط mozhghan نمایش پست ها
    در واقع سوالم اینه که تو شرایط من از چه راهی میشه یکی رو خوب شناخت فهمید شخصیتش چیه ؟
    انتظار خانوادت انقدر که فکر میکنی خاص و عجیب نیست و تقریبا عرف جامعمونه...اما جلسات خانوادگی , تحقیق جامع, مشاوره ی پیش از ازدواج و آزمون شخصیت راه هایی هستن که اگه درکنار هم بکار گرفته بشن شما رو به شناخت قابل قبولی میرسونن...
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_01_10 در ساعت 17:46 دلیل: اشتباه تایپی
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:25#
    **شادی** آواتار ها
    و اما مسئله تصور ذهنی:
    این تصور چطوری تو ذهنت نقش بسته؟ با روبرو شدن با وقایع تلخی که از پدرت و بعدها از همسرت دیدی... درسته؟پس با برعکسش هم میتونه از بین بره...

    یه نگرانی نسبت به مردها تو ذهنت هست و شما این نگرانی رو بجای حل کردن, با حساسیت بیش از حد بهش پرو بال دادی و بزرگش کردی...طوریکه انگار یه عینک آبی به چشمت زده باشی و همه جارو برنگ آبی ببینی و اون شیشه های آبیِ عینک اجازه نمیده گل قرمز, برگ سبز, خورشید زرد و ... رو ببینی.

    درصورتیکه باید به خودت کمک کنی این زمینه ذهنی منفی رو از بین ببری...
    بدبین بودن در حد احتیاط و هوشیاری کافیه, در حد همون تفکر منتقدانه ای که تو پستهای قبل دربارش صحبت کردیم... بیشتر ازین تبدیل به یه ویژگی آزاردهنده و ناکارامد میشه...

    شما دو مرد با شخصیت منفی تو زندگیت داشتی, تاحالا به مردهای خوبی که تو خانواده و اقوام هستن (برادرها, دایی,عمو...) هم فکر کردی؟ اینکه چه خصوصیاتی دارن که اونارو تبدیل به یه شخصیت محبوب و محجوب کرده؟
    به اندازه ی کافی تو تشخیص و شناخت ویژگیهای منفی تبحر پیدا کردی وقتشه که اجازه بدی چشمها و ذهنت با ویژگیهای مثبت و خوبیهام آشنایی پیدا کنن...
    حاصلش تعدیل نگرشت به مردهاست...

    نگاه خوشبینانه ی مطلق و بدبینانه ی مطلق هردو زیان آوره...به تعادل که برسه میشه یک نگرش کارامد و معقول...
    ضمن اینکه سطح استرست هم نسبت به آینده پایینتر میاد...
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:26#
    سلام شادی جان ممنونم که بهم سر زدی

    منظورم از جلسات خواستگاری این بود که خیلی رو من حساسن منظورم این نیست خواستگاری بدون حضور در خونه یا اطلاع بقیه باشه نه عزیزم
    منظورم دقیقا اینه قبول نمیکنن دو خانواده با هم رفت و امد داشته باشند بین دوستانم کسایی رو میشناسم که قبل عقد 6 ماه دو خانواده باهم رفت امد داشتم عروسی هم میرفتن تو هر مراسمی شرکت میکردند تا این دوتا همدیگر رو بشناسن اتفاقا ازدواج موفق هم داشتن ولی این امکان واسه من نیست یکی میاد از طرق حرفای خودش یا تعریف اطرافیان میخوان به نتیجه برسن مثلا چی داره شغلش چیه و... میدونم هیچ کس نمیاد همون روز اول بگه من این اخلاقای بد رو دارم شاید از نظر خودش اصلا مشکل محسوب نشه ولی رفتاری باشه ازاردهنده باشه مشکل اینه خودشو تو یه بار یا دو بار امدن خونه ی ما نشون نمیده
    به نظرم تا با یکی نری زیر یه سقف نمیتونی اونو خوب بشناسی اگه نظرم درست نیست ممنون میشم راهنمایی ام کنی
    در واقع میخوام با محدویت های که دارم بتونم بهترین شناخت رو به دست بیارم از چه راهی و چه جوری اینو نمیدونم؟
    مقاله ای اقای عزیزی فرستاده بود در مورد پرسش و پاسخ خیلی جالب بود ولی از کجا بدونم جوابی که طرف به من میده صادقانه است ؟
    شاید بگه روسری از نظر من حجاب کامله بعدا که همه چی تموم شد بگه نه چادر کامله کم نیستن نمونه هاشون با کار کردن زن میگن مشکل ندارم بعد عقد نمیزارن میخوام بدونم چه طوری میشه فهمید جوابی که میده صادقانه است همونه هست که ته ته دلشه
    این مشکلمم میدونم که نسبت به مردا بد بینم ولی نمیدونم چه جوری اینو برطرف کنم؟ گاهی عشق های پایدار رو می بینم امیدوار میشم مرد خوب هست بد بدها رو می بینم میگم اگه یکی از بد ها بیاد سراغم چی؟ از این می ترسم
    من از اولم این مشکل و داشتم بیش از اون چه باید حجب و حیا دارم حتی تو دانشگاه استادان هم میگفتن حجب و حیا واسه دختر خوبه ولی تو شورشو در اوردی هم مغرورم هم زود عصبی میشم عوضش خیلی مهربونی دارم و... کاش منی که اینقدر صادقانه میگم زود ناراحت میشم زود رنجم زود عصبی میشم ولی کینه ای نیستم بد هیشکی رو نمیخوام اونم اینجوری بهم بگه حداقل اینجوری ادم میتونه درست انتخاب کنه بدونه با کی طرفه
    شادی جونم ازت ممنونم
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  10. می ترسم از اینده  سپاس شده توسط **شادی**

  11. ارسال:27#
    سلام شادی جون خوبی عزیز دلم؟
    ببخشید من چند روز مریض بودم نتونستم اینجا سر بزنم
    خواستم بدونم راهی هست نشونم بدی که بتونم اطمیان پیدا کنم که طرف مقابل نظر و عقیده ه ای واقعی خودشو میگه
    منظورم اینه مثلا اوالش میگن با کار کردن خانم مشکل ندارم یا روسری رو حجاب میدونه بعدا عقد و اینکه همه چی تموم شد نظرشون عوض میشه
    خوب از کجا میشه به پاسخ طرف مقابلت اطمینان پیدا کنی راهی وجود داره؟
    از همه تون ممنون میشم اگه نظر بدید و راهنمایی ام کنید
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •