تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وابستگی شدید همسرم و خانوادم به من و نگرانی من از تنهایی خانوادم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:گل نمک
آخرین ارسال:م.حدادی
پاسخ ها 4

وابستگی شدید همسرم و خانوادم به من و نگرانی من از تنهایی خانوادم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من یک پسر 27 ساله هستم.قبلا هم تاپیک هایی تو این سایت داشتم.
    من الان حدود 9 ماه که با دختری که مشکلاتمو تو تاپیک های قبلیم مطرح کردم عقد کردم.
    من فرزند چهام و آخر خانواده هستم.همه خواهر برادرا ازدواج کردن و من با پدرو مادرم تنها هستم.قصد تعریف از خود ندارم اما بسیار بسیار فرد دلسوز و دلرحمی هستم.همیشه و در همه حال دوست دارم به همه کمک کنم و بخاطر این اخلاقم همیشه مورد علاقه همه خانواده بودم.مادر پدرم 63 ساله هستن و خیلی هم به من وابسته هستن
    و اما مشکلی که وجود داره اینه که
    1.همسرم خیلی به من وابسته است اصلا اجازه تکون خوردن منو از کنار خودش نمیده.
    2.خانواده هم خیلی به من وابسته هستن و وقتی خونه هستم واقعا خوشحالیشونو احساس میکنم.
    حالا این دو موضوع رو با هم تلفیق کنید و خودتونو جای من قرار بدبد.
    از طرفی من نمیتونم همیشه همسرم رو ببرم خونه خودمون.
    خلاصه من موندم بین این دو مشکل.
    مثلا خانم میگه امشب باید خونه ما بخوابی از یک طرف هم دلم نمیاد پدر مادرم رو تنها بذارم تو خونه هرچند اونا خودشون حرفی ندارن.اما وقتی تنهاشون میذارم بشدت عذاب وجدان میگیرم.و از طرفی دل همسر هم نباید شکست.
    مشکل بزرگترم اینه که سال آینده که عروسی کنم تکلیف پدر و مادرم چی میشه.
    گاهی از ازدواجم پشیمون میشم.
    بشدت احساس درماندگی میکنم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل نمک نمایش پست ها
    اینم لینک سایر پست هام
    http://hamyaryiran.ir/showthread.php...ران-عقد

    باسلام
    وقتی ازدواج اتفاق می افتد اغلب زوجین دچار مشکل انتخاب بین خانواده خود و همسرشون میشوند ولی در این بین این شما هستید که باید مدیریت رابطه را بر عهده بگیرید و تعادل را برقرار کنید و در حین احترام به خانواده تون به همسرتون هم توجه و علاقه کافی نشون بدید چون شما در قبال همسرتون هم مسئول هستید و اون هم با هزار امید و آرزو پا به خانه شما گذاشته ازطرفی وابستگی زیاد هم به خانواده میتونه در آینده براتون مشکل ساز بشه و همسرتون را هم نسبت به اونها بیشتر حساس کنه برای اینکه این اتفاق نیفته شما میتونید که همسرتون را هم تا حدودی با خودتون همراه کنید و بهش بگید که او را خیلی دوست دارید و به کمک اش احتیاج دارید تا بخاطر نگرانی که شما بابت خانواده تون دارید شما را همراهی کنه و او بیشتر به منزل شما بیاد تا شما به منزل اون
    در واقع اینجا شما باید این را بدونید که انتخاب یکی به معنای از دست دادن دیگری نیست بلکه شما میتونید هردو طرف را ازخودتون راضی نگه دارید
    شادباشید
    خداوندا ببخش مارا
    برای گناهانی که لذت اش رفته
    ولی مسئولیت اش مانده است
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •