تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشكل داشتن با خواهر همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ليديا
آخرین ارسال:ليديا
پاسخ ها 5

مشكل داشتن با خواهر همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام و احترام
     23 ساله هستم .ليسانس ژنتيك.7 ماه است كه عقد كرده ام.خانواده خودم و همسرم در بيش تر موارد هم فكر و هم سطح هستند.يك خواهر شوهر دارم كه به شدت به همسرم وابسته است.به گفته ي خودش زماني كه متوجه شد برادرش قصد ازدواج دارد يك هفته گريه مي كرده.اما بعد از اينكه رفتار من رو ديده بودند هميشه ميگفت كه خوشحال است و از انتخاب برادرش كاملا راضي است.متاسفانه يك ماه است كه رفتارش عوض شده است و متوجه حسادتش شده ام .در غياب همسرم رفتاري سرد و مقروضانه انجام مي دهد و زماني كه همسرم هست خوب و عادي برخورد مي كند.اين مسئله را با همسرم در ميان گذاشتم.اول باور نكرد.و بحث هاي زيادي را به همراه داشت كه باعث ناراحتيم و همچنين اذيت شدن همسرم شد.اما در حال حاضر حرفم را قبول كرده است.مدتي تصميم گرفتم در جلوي خواهر همسرم خودم را دور از همسرم نگه دارم.اما فايده اي ندارد.در حال حاضر نه من و نه همسرم نمي دانيم با اين مسئله چطور كنار بياييم.با توجه به اينكه خواهر همسرم از من 3 سال بزرگتر است و از نظر مالي خيلي بهتر از ماست و قصد ازدواج ندارد.حتي خانه اي براي ما خريده است.دكتراي مديريت دارد.
    از لحاظ روحي آدم احساساتي هستم .وقتي از كسي ناراحت باشم نمي توانم نقش بازي كنم.هر چه كه درونم وجود دارد در چهره و رفتارم معلوم است.از اول هم رابطه ام با خانواده همسرم خيلي خوب بود.نميدانم ناگهان به چه علت اين تغيير رفتار را داده است.نمي خواهم مانعي بين خانواده اش و همسرم باشم.اما رفتار خواهر شوهرم كاملا من را بهم ريخته است.
    از شما خواهش مي كنم من را راهنمايي كنيد.با تشكر
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بخشی از مساله به رفتار همسرتون برمیگرده، بخشی به رفتار شما و بخشی هم به خود ایشون و دلیل وابستگی شدیدی که دارند.

    مقداری وابستگی عاطفی بین برادران و خواهران، به خصوص زمانی که فاصله سنی شون نزدیک هست و به خصوص زمانی که دختر فرزند آخر هست وجود داره. البته نمیدونم خواهرشوهرتون فرزند چندم هستند.

    برطرف شدن این مساله هم نیاز به تحمل شما داره، هم نیاز به مدیریت رفتاری همسرتون، و هم نیازمند گذر زمان هست.

    اگر همسرتون بتونه در زمانی که شما حضور دارید، تعادلی مناسب در توجهش ایجاد کنه، و اگر شما سعی کنین حساسیت کمتری نشون بدین و اگر هر دوی شما به گونه ای با ایشون رفتار کنین که احساس نکنه غریبه هست، و مثلا حس کنه خواهر شماست، اونوقت خیلی بهتر میشه امیدوار بود به حل مشکل.

    آیا دلیل خاصی داره که ایشون قصد ازدواج ندارن؟

    نحوه رفتار همسرتون با ایشون چگونه بوده که اینقدر بهشون وابستگی دارند؟

    الان چگونه رفتار می کنند؟

    والدین همسرتون از ماجرا خبر دارند؟ نقش اونها چیه و چگونه عمل می کنند؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با سلام و احترام
    كلا 2 فرزند هستند.همسرم فرزند اول و خواهرشون اخر
    رفتار ما با هم خيلي عالي بود.اصلا مشكلي با هم نداشتيم.براي همين كاملا از اين تغيير رفتارش شوكه هستم.و همش از همسرم مي پرسم يعني من كاري كردم؟
    فاصله سنيش با همسرم 1سال است(كوچكتر است.)
    اينجوري كه خود خواهر همسرم مي گويد كلا از مردها بدش مياد و حسي نسبت بهشون نداره
    خب مشكل اصلي البته اين نظر شخصي من هستش.به دليل اينكه از سن خيلي كم پدرشون رو از دست ميدن نا خود اگاه وابستگي زيادي به همسرم پيدا كرده.و الا تغيير زيادي در رفتار همسرم نيست.البته دروغ است اگر بگويم هيچ تغييري نكرده.بالاخري شرايط فرق كرده است نميشه مثل قديم باشند.
    من و همسرم يك بار امتحان كرديم و همسرم فقط به خواهرش توجه كرد و اصلا در حضور او با من حرفي نزد.خواهرشون تنها در اين شرايط خوشحال بودند و باز به نظر بنده در اين شرايط احساس رضايت كردند.كه اين امر من را اذيت كرد.همه توجه فقط به او...
    ما رو در رو با مادرشون در اين باره صحبت نكرديم.فقط از وقتي عقد كرديم همش مادرشون به من مي گفتند كه به همسرم بگم با خواهرشون تماس بگيرن و حتما هر روز باهاش حرف بزنه.كه من هم همين كار را ميكردم.
    مسئله اينجاست كه من و همسرم و خواهرشون هر 3 در يك شركت كار ميكنيم.و هر روز كنار هم هستيم.مادرشون مي خواستن هر روز علاوه بر اين، تماس تلفني هم داشته باشن.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    با توجه به شرایطی که توصیف کردید، به نظر میرسه که وابستگی ایشون به برادرشون مقداری از حالت سالم خارج شده و نزدیک به وابستگی ناسالم شده.

    یک راه مناسب برای ترک این وابستگی ناسالم میتونه این باشه که تدریجا این وابستگی رو کم کنند. بدین منظور نیاز هست که میزان و شدت تماسشون با خواهرشون رو به گونه ای تدریجی و منظم کاهش بدهند تا به سطح معمولی و متعادل برسد. مثلا اگر عادت به تماس گرفتن با خواهر خود داشته اند، این کار را بدین صورت کاهش تدریجی بدهند:

    ابتدا همان میزان تماس اولیه را انجام دهند.

    پس از دو سه شب، مدت زمان صحبت خود را با خواهرشان کاهش دهند.

    باز هم پس از گذشت سه چهار شب، مدت زمان را کاهشی چنددقیقه ای بدهند.

    بدین ترتیب تا به حال و با گذشت حدود یک هفته، مدت زمان تماس شبانه کم می شود.

    در مرحله بعد، می توانند تماس شبانه را به تماس یک شب در میان تغییر دهند، اما مدت زمان صحبت را تغییر ندهند.

    حدود یک ماه این روند ادامه پیدا کند و سپس می توانند تغییر اندکی در میزان صحبت هم بدهند.

    در این بین نقش شما بسیار حائز اهیمت هست. اگر رفتار شما به گونه ای باشه که پذیرنده خواهرشوهر باشید و به ایشون ابراز محبت کنید، تدریجا مهر شما در دل ایشان افزایش پیدا خواهد کرد. اما اگر خواهرشوهرتون احساس کنند که شما برادرشون رو از ایشون گرفته اید، اونوقت شاید حس خوبی به شما نداشته باشند و در این بین همسرتون قربانی بشه

    پس یکی از راهها رو که کاهش کاملا تدریجی و منظم وابستگی هست توضیح دادیم.

    راه دیگر اینه که فعالیتهایی رو به صورت مشترک به همراه خواهرشوهرتون انجام بدید. این فعالیتها میتونه شامل بیرون رفتن برای خرید، فعالیتهای هنری، تفریحی و کاری مشارکتی باشه. نکته مهم اینه که شما باید دونفری این کارها رو انجام بدید، بدون حضور همسرتون. این فعالیتها میتونه هم رابطه شما و ایشون رو بهتر کنه و هم وابستگی ایشون به برادرشون رو کمتر کنه

    سومین راه اینکه هراز گاهی مسافرتهایی خانوادگی ترتیب بدید که در اونها خواهر و مادرشوهرتون حضور داشته باشند، و در عین حال مسافرتهایی مستقل به همراه شوهرتون هم ترتیب بدید. این باعث میشه که نه اونها با شما احساس غربت کنند، و نه مستقل بودن شما زیرسوال بره

    چهارمین راه که میتونه کمک کنه، ازدواج خواهرشوهرتون هست. البته منظورم ازدواج تحمیلی یا بااکراه نیست. اگر شما و مادرشون و حتی همسرتون بتونید کم کم درباره ازدواج با ایشون صحبت کنید و مواضعشون رو نرم تر کنید، در صورت حضور خواستگار مناسب ایشون میتونن به ازدواج هم فکر کنند و این میتونه خیلی در کاهش وابستگی شون کمک کننده باشه

    پنجمین راه هم به نوع رفتار همسرتون برمیگرده. اگر همسرتون کم کم به خواهرشون کمک کنند که برخی از کارها رو که خودشون میتونن انجام بدن رو انجام بدن، اونوقت خودباوری و استقلال خواهرشوهرتون افزایش پیدا خواهد کرد.
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنونم از پاسخ كامل شما.حتما اين راه كارها را انجام ميدهم.به اميد موفقيت و بهتر شدن روابط.
    لطف بزرگي در حقم كردين.متشكرم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •