تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دمدمی مزاج بودن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:alonegirl
آخرین ارسال:راهله
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

دمدمی مزاج بودن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    alonegirl آواتار ها
    خیلی ممنون ازتون
    اما اینکه من نمیتونم رو هدفی تمرکز کنم و نسبت به آدما رنگ عوض میکنم فقط میتونه با تغذیه برطرف شه؟؟؟
    خــــــــــــدایا ...
    سپـــــــــــــــــــــاس ...



    من ایمان دارم که سرانجام همه چیز درست خواهد شد ...

    آری ، روزهای خوبتر خواهند آمد ...


    معجزه خبر نمی کند ، با احتیاط ناامید شوید !

    پاسخ با نقل و قول

  2. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط راهله

  3. ارسال:12#
    maryam.azadeh آواتار ها
    دختر تنهای عزیز
    تغذیه سالم بر تمام جوانب زندگی اثر مثبت میزاره. اما مشکلی که شما مطرح کردین در اصل به کمک خودشناسی حل میشه نه تغذیه( هرچند تغذیه سالم همیشه خوبه).
    در مورد اینکه گفتی در مرز 20 سالگی هستی و هنوز علاقه مندی های خودتو دقیقا نمیدونی، راهش این هست که بهرحال به یه جاده ای وارد بشی. شما از همین الان میتونین استارت یه کلاس هنری رو بزنین و شک نکنین مرور زمان شما رو بهش علاقه مند خواهد کرد. فقط دو شرط وجود داره اونم به این خاطر که شما ظاهرا درین لحظه از علاقه مندی های خودتون مطلع نیستین و حس میکنین هر روز ممکنه طبع تون تغییر کنه:
    1- کلاس هنری مورد انتخاب تون نیاز به فعالیت جسمی و روانی زیاد نداشته باشه. مثلا اگه میخواین برین کلاس موسیقی ویولن رو انتخاب نکنین چون ساز دشواری هست.
    2- کلاس مورد انتخاب تون هزینه بالا نداشته باشه. چون کمتر از یه درصد احتمالش هست بعد از یه مدت شما جذب کلاس مورد نظر نشین و بخواین کلا فیلد هنری تونو عوض کنین و در اونصورت هزینه بالایی رو ممکنه بیهوده متحمل شده باشین.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  4. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط alonegirl

  5. ارسال:13#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط alonegirl نمایش پست ها
    سلام شادی جان ممنونم ازتون
    بله خلقمم ثبات نداره یه روز خیلی غمگینم یه روز شاد یه روز ناامیدیه روز امیدوار
    اما شناخت کلی از خصوصیات و اخلاقم دارم
    در مورد افراد اینکه مثلا یه روز دوستمو میبینم بی هیچ دلیلی ازش بدم میاد و فرداش خودمو سرزنش میکنم اینکه اینقد خوبه چرا ازش بدت میاد باز نظرم عوض میشه
    یه مقدار زود رنجم هستم امامعمولا بی دلیل این اتفاق میوفته
    ممنونم از راهنماییتون
    خواهش میکنم...
    ثابت نبودن خلق نباید باعث نگرانی بشه, ما انسانیم و نمیتونیم مثل ماشین طبق یه برنامه ی از پیش تعیین شده پیش بریم و همیشه احساس معینی داشته باشیم...عوامل بیرونی هم روی تغییر خلق بی تاثیر نیستن... با وجود اینکه کنترل همه ی عوامل در اختیار ما نیست اما میشه زمینه های تاثیرگذار روی خلق رو کشف و تاحدودی تحت کنترل درآورد...

    شما دو مرحله نیاز داری:
    مرحله اول:
    پیدا کردن عواملی که باعث تشدید و تضعیف این حالتهای ناخوشایند تو شما میشن...
    به این صورت که برای مدت مشخصی بین 2 تا 4 هفته تغییر حالتهات رو چه مثبت و چه منفی ثبت میکنی...
    و موقع ثبت کردن دو جنبه رو در نظر میگیری:از نظر عوامل بیرونی تو چه موقعیتی بودی-از نظر عوامل درونی تو چه شرایطی بودی

    برای نمونه احساس غمگینی رو در نظر میگیریم:
    (عوامل درونی که اون لحظه وجود داشتن) گرسنه بودی/خوابت کامل نبود/نگران امتحان فردا یا اتفاق خاصی بودی/یا...
    (عوامل بیرونی که اون لحظه وجود داشتن) طول روز با مامانت بحث داشتی/ انتظار خاصی از خانواده یا دوستت داشتی که برآورده نشد/یا...

    همین کار رو برای احساسات مثبت هم انجام میدی یعنی زمانی که احساس میکنی خلق شاد داری...

    الان تقریبا یک طرح کلی از عوامل تاثیر گذار منفی و مثبت بدست آوردی یعنی تا حدودی میدونی اون روزهایی که خواب کامل نداشتی یا گرسنه بودی , احساس بیحوصلگی یا خلق منفی داشتی...
    و زمانهایی ک یه پیاده روی داشتی یا دوش ولرم گرفتی یا گپ و گفت صمیمانه ای با دوست یا خانواده داشتی خلق مثبت و بالایی داشتی...
    بنابراین دیگه نسبت به احساساتت سردرگم نیستی و حس دمدمی بودن نمیکنی چون از زمینه بوجود اومدن احساست آگاهی...

    و اما مرحله دوم:
    با رسیدن به این آگاهی دیگه وقتشه که مثل دکمه ولوم ضبط صوت, عوامل رو کم و زیاد کنی...
    اون عواملی که باعث بالا رفتن خلقت میشن رو افزایش بدی و همزمان سعی تو کاهش عواملی داشته باشی که خلقت رو پایین میارن...ممکنه خیلی ازینها واقعا تو کنترل شما نباشن اما از همون چنتایی که شناسایی کردی و میدونی تو کمو زیاد کرذنشون اختیار داری استفاده کن تا تاثیرش رو ببینیو از همه مهمتر از سردرگمی دربیای...

    درضمن نیاز به هدف و انگیزه روشنی تو زندگی هم داری اینکار کمک زیادی به برطرف شدن حالات دمدمی میکنه....همین هدفهایی که اشاره کردی نمیتونی روشون تمرکز داشته باشی چیا هستن؟
    درباره زود رنجی هم باهات صحبت میکنم...
    پاسخ با نقل و قول

  6. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط alonegirl,maryam.azadeh

  7. ارسال:14#
    **شادی** آواتار ها
    درباره زودرنج بودن:
    شاید این دمدمی مزاج بودنت خیلی هم بیربط با زودرنجی نباشه...
    بنظر خودت اینکه سریع و راحت از دیگران میرنجی دلیلش بها دادن بیش از حد به رفتارها و برخوردهای دیگران نیست؟

    برای شما خیلی مهمه که دیگران دربارت چی فکر میکنن, رفتار هم نمود ظاهری طرزِ فکره بنابراین هر رفتاری که باب میلت نباشه تو ذهنت اینطور تعبیر میشه که این فرد نظر خوبی نسبت بشما نداشته و همین کافیه برای آزرده خاطر شدن شما...
    احساسات یه فرد زودرنج کاملا تابع رفتار و برخورد دیگران هست و شاید به همین دلیل باشه که این افراد بیشتر رفتارهای متناقص نشون میدن که دراصطلاح بهشون دمدمی مزاج میگیم...

    خب تا اینجا فهمیدیم که چرا شما زودرنجی...اما برای برطرف کردن این زودرنجی چیکار میشه کرد؟

    بنظر میرسه اگه اعتماد بنفست بالاتر بره در اون صورت هیجانات شما تا این حد وابسته به رفتارهای اطرافیان دستخوش تغییر نمیشه و این هم نیاز به یه خودشناسی دقیق داره...برای مثال وقتی خودت آگاه باشی که اندام متناسبی داری دیگه هر اشاره ی مستقیم و غیرمستقیم دیگران رو کنایه ای به نافرم بودن اندامت تعبیر نمیکنی و ناراحت نمیشی چون به زیبایی اندام خودت اطمینان داری... و همینطور تو مسائل دیگه...

    مورد کمک کننده ی بعدی کم کردن انتظارات و توقعت از دیگرانه... برای مثال اینکه انتظار داری اقوام و دوستان همیشه برخورد گرمو پذیرا داشته باشن باعث میشه خیلی جاها سرخورده و رنجیده خاطر شی چون همه انسانن و درگیر گرفتاریهای ریزو درشت بنابراین باید بتونی این حق رو به اطرافیان بدی که گاهی بداخلاق باشن,گاهی حوصله ی شمارو نداشته باشن, گاهی نتونن به درخواستت پاسخ مثبت بدن و ...

    مورد بعدی خوش بین بودنه...وقتی رفتار یا برخورد ناخوشایندی دیدی فورا برچسب منفی به اون شخص نزن که دقیقا عامل زودرنجی هست بلکه سعی کن با دید مثبت و مقداری خوشبینی دربارش قضاوت کنی...بگی احتمالا امروز روز بدی داشته,شاید گرسنه یا کم خواب بوده,شاید خسته بوده و ...

    مورد دیگه معاشرت با دیگران و اجتناب از تنهاییه...شما از دیگران میرنجی و ترجیح میدی دیگه تو جمعشون نباشی اما تنهایی بهترین فرصت برای فکر کردن و ریز شدن رو جزییات رفتار دیگران و پیدا کردن دلایلی برای ناراحت شدنه بنابراین درگیر یه چرخه معیوب رفتاری میشی...پس بهتره تو جمع باشی تا این افکار فرصت کمتری برای خودنمایی پیدا کنن...ضمن اینکه تعامل با دیگران باعث کسب تجربه و رشد هیجانی میشه که بخودیه خود یکی از عوامل تاثیرگذار تو برطرف شدن زودرنجیه...
    موفق باشی...
    پاسخ با نقل و قول

  8. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط alonegirl

  9. ارسال:15#
    alonegirl آواتار ها
    مریم جون متشکرم ازراهنمایی خوبت 3>
    خــــــــــــدایا ...
    سپـــــــــــــــــــــاس ...



    من ایمان دارم که سرانجام همه چیز درست خواهد شد ...

    آری ، روزهای خوبتر خواهند آمد ...


    معجزه خبر نمی کند ، با احتیاط ناامید شوید !

    پاسخ با نقل و قول

  10. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  11. ارسال:16#
    alonegirl آواتار ها
    شادی جان خیلی ممنون از راهنماییی های خوبتون و وقتی که گذاشتین
    اتفاقا طبق راهنمایی خانوم راهله مدتیه که روزهای هفتمو رنگ میکنم اما تقریبا هر روزم رنگ همن و دوسشون ندارم خیلی روزهای کمی پیدا میشه که بهم خوش گذشته باشه اما این نکته ای که گفتید خیلی جالبه سعی میکنم حتما بنویسم که چه دلیلی داشته که حالم خوب بوده چون فک میکنم یادمم میره
    درباره زود رنجی بگم که شما کاملا درست گفتید من به آدما خیلی ارزش میدم و ازخودم مایه میذارم برای دوستام و تا حدودی فداکارم مسلما وقتی این رفتار متقابل رو از بعضی ها نمی بینم به شدت غمگین میشم
    بله دقیقا همینه> آدم خوش بینی هم نیستم و دیر به کسی اعتماد میکنم

    یه چیز دیگه که هس من انتقادپذیر نیستم چند وقت پیش یکی ازدوستانم که خیلی برام فرد مهمیه ازم انتقاد کرد و من الان نزدیک به یک ماهه که مدام خودمو با دیگران مقایسه میکنم واین برام به شکل عادت شده توی اولین برخورد با هر شخصی شروع با مقایسه با خودم میکنم وبالطبع گاهی اعتماد به نفسمو میگیره گاهی هم بالا میبره اما بیشتر به نداشته هام فکر میکنم خیلی سعی میکنم اینطور نباشه اما مثل عادت شده برام واز این موضوع خیلی ناراحتم و ازهمین وقتم زودرنجی و حساس بودنم شدتش بیشتر شده به حدی که مثلا چند وقت پیش یه قاشق کوچیک چینی از دستم افتادوشکست کسی هم بهم چیزی نگفت چون اصلا مهم نبود امامن خودم اشکام ریخت پایین و حالم تا چند ساعت بد بودواقعا نمیفهمم چرا باید اینقد حساس شده باشم
    اگه راهنماییم کنید ممنون میشم
    خــــــــــــدایا ...
    سپـــــــــــــــــــــاس ...



    من ایمان دارم که سرانجام همه چیز درست خواهد شد ...

    آری ، روزهای خوبتر خواهند آمد ...


    معجزه خبر نمی کند ، با احتیاط ناامید شوید !

    پاسخ با نقل و قول

  12. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط **شادی**,راهله

  13. ارسال:17#
    **شادی** آواتار ها
    alonegirl عزیز
    بابت انتقادپذیر نبودنت خیلی نگران نباش چون بی ارتباط با روحیه زودرنجت نیست و اگه سعی کنی راهکارهای پست قبل رو کم کم تو ارتباطات روزانت اعمال کنی از بابت انتقادپذیری هم مشکلت حل میشه...

    ضمن اینکه درنظر بگیر این انتقاپذیر نبودن کمو بیش تو همه وجود داره و علتش هم طرز انتقاد شدنه...یعنی بخش بزرگیش مربوط میشه به نحوه ای که طرف مقابل داره از شما انتقاد میکنه و کنترل این بخش واقعا تو اختیار شما نیست!

    خب شما چند مرحله ساده اما حساس نیاز داری:
    مرحله اول همونطور که گفتم اعتماد بنفست رو با تکیه بر یه خودشناسی دقیق افزایش بده...
    مرحله بعد وقتی به این خودشناسی و آگاهی از توانمندیهات رسیدی خیلی خوب میتونی تشخیص بدی کدوم انتقادها غرض ورزانه و مخرب بوده و کدوم انتقادها با هدف سازندگی انجام شده...
    و مرحله آخر وقتی به این تشخیص رسیدی باید بتونی به راحتی از انتقادهای غرض ورزانه و مخرب بگذری چون میدونی واقعیت ندارن...
    و از انتقادهای سازنده با روی باز استقبال کنی چون برای پیشرفت و درومدن از رکود مفیدن...

    مثال میزنم:دوستت به لهجه مکالمات انگلیسیت انتقاد کرده... تو لحظه اول حسی که میاد سراغت حس مسخره شدن یا توهین شدنه ناراحت میشی و دلت میخواد تا چند مدت اون دوستت رو نبیبنی
    اما برخورد درست اینه که لحظه ای روی مهارت مکالمه و کلا مهارت بکارگیری زبان انگلیست دقت کنی...نقاط ضعف و تسلطت تو رو یاداشت کنی...و بعد ببینی آیا ایرادی که دوستت اشاره کرده وجود داشته؟

    اگه واقعا وجود داره پس این یه انتقاد سازنده بوده و ازش برای برطرف کردن اون نقاط ضعف استفاده کن...
    و اگه وجود نداشته, ازین انتقاد در حد یه حسادت و شیطنت دوستانه بگذر و به خودت افتخار کن! چون توانمندیت انقدر درخشان بوده که باعث شده برای لحظاتی هم شده ذهن دوستت رو درگیر کنه!ولی بازخورد این درگیری منفی و غرضورزانه بوده...

    پیشنهاد راهله عزیز رو تو تاپیک قبلیت دیدم بسیار جالب وکاربردی بود حتما به استفادش ادامه بده هرچند احساس کردی روزهات همه دارن به یک رنگ درمیان...میتونی تغییراتت رو تو تاپیکت هم برامون بنویسی...
    موفق باشی...
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_01_08 در ساعت 00:48 دلیل: اشتباه تایپی
    پاسخ با نقل و قول

  14. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط alonegirl,راهله

  15. ارسال:18#
    راهله آواتار ها
    من خودم به تغذیه خیلی معتقدم چون با تمام وجودم این تغییر رو حس کردم
    چند سالی که از تغذیه سالم استفاده میکنم البته نه صد در صد چون حتی گیاهان ما هم با کود شیمیایی تغذیه میشند
    من خیلی نتیجه گرفتم میتونید امتحان کنید
    به اینم معتقدم عقل سالم در بدن سالم
    تا جسم سالم نباشه روح هم سالم نیست
    به کسی که سر درد داره نمیشه مشاوره داد
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری
    پاسخ با نقل و قول

  16. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط **شادی**,alonegirl

  17. ارسال:19#
    alonegirl آواتار ها
    ممنونم ازت راهله جان
    اتفاقا از وقتی شما این توصیه خوب رو برای من داشتین هر صبح کلی عسل میخورم
    خــــــــــــدایا ...
    سپـــــــــــــــــــــاس ...



    من ایمان دارم که سرانجام همه چیز درست خواهد شد ...

    آری ، روزهای خوبتر خواهند آمد ...


    معجزه خبر نمی کند ، با احتیاط ناامید شوید !

    پاسخ با نقل و قول

  18. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط **شادی**,راهله

  19. ارسال:20#
    راهله آواتار ها
    خیلی هم خوب عزیزم
    عسل طبیعی انگور بادام زیتون خرما انجیر و... اینها غذاهای بهشتی هستند و باعث سلامتی روح و جسم انسان میشوند
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری
    پاسخ با نقل و قول

  20. دمدمی مزاج بودن  سپاس شده توسط alonegirl

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •