تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:baran71
آخرین ارسال:baran71
پاسخ ها 9

از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    baran71 آواتار ها
    سلام و خسته نباشید به همه ی دوستان همیاری....
    مدتیه تغییر کردم.گاهی بی دلیل غمگینم و واقعا نیاز دارم یکی بهم بفهمونه که دقیقا چمه...به شدت بی انگیزه شدم.اصلا حوصله درس خوندن ندارم و وقتی هم به زور پای درسام می شینم حس می کنم کند ذهن شدم و یه مطلبو ده بار می خونم تا توی ذهنم بره و جالبه که دو سه روز بعد کلا یادم می ره.حوصله جمع دوستامو ندارم.حوصله گفتن و خندیدن های الکی همیشگی رو ندارم.من همیشه حتی وقتی مشکل بزرگی هم داشتم می گفتم و می خندیدم و خودمو شاد نشون می دادم و بعد از یکی دو ساعت اصلا یادم می رفت چه مشکلی دارم.ولی الان اصلا از بودن تو جمع خوشم نمیاد.کتاب خوندن دیگه آرومم نمی کنه.حتی صدای موزیک هایی که عاشقشون بودم بیشتر وقتا برام گوش خراش و آزار دهنده است.از چرخیدن تو اینترنتم خسته ام.نمی دونم چرا...تو سایت های مختلف یه تست دیدم که افسردگی رو بررسی می کرد.وقتی انجامش دادم نشون می داد من افسرده ام...ولی من نمی خوام اینجوری باشم.دارم زجر می کشم.از دست خودم کلافه ام.واقعا نمی دونم چی کار باید بکنم.هیچ انگیزه ای ندارم و هیچ امیدی تو زندگیم نیست.نمی دونم آیا من واقعا افسرده شدم؟یا فقط زندگی برام یکنواخت شده؟خواهش می کنم اگه کسی می تونه کمکم کنه...من نمی خوام افسرده باشم.
    نه شکوفه ای ،نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم
    همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را
    پاسخ با نقل و قول

  2. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  3. ارسال:2#
    **شادی** آواتار ها
    سلام باران عزیز.
    اینکه یه مطلب رو ده ها بار میخونی اما درکش نمیکنی بدلیل کندذهنی نیست یه فرد کند ذهن هرگز نمیتونه تو سطح دانشگاه تحصیل کنه پس تو برچسب زدن به خودت خیلی مواظب باش که همین برچسب ها تو پایین آوردن روحیه خیلی تاثیر دارن...
    دلیلش عدم تمرکزه...شما چشمت رو ورقهای کتابه اما فکرت جای دیگه ست...

    و اینکه تو مدت کوتاهی مطالب خونده شده رو فراموش میکنی میتونه به این دلیل باشه که مراحل ثبت تو حافظه بلند مدت رو بجا نمیاری...
    ما روزانه با انبوهی از مطالب و حوادث جدید مواجه میشیم این اطلاعات تو حافظه کوتاه مدت ذخیره میشن و اگه تلاشی برای انتقالشون صورت نگیره بلافاصله با مطالب جدیدتر جایگزین میشن...
    بنابراین این مشکل شما هم با بکار بردن تکنیکهایی قابل حله...

    و اما مسئله مهمتر: شما دلیل این غمگین بودن رو نمیدونی اما یه اشاره ای داشتی که "یک مدتیه اینطور شدی" میتونی درباره ی این "مدت" بیشتر توضیح بدی؟این مدت از کی شروع شده؟بدنبال اتفاق یا تغییرات خاصی بوده؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط amir_77,baran71,محسن عزیزی

  5. ارسال:3#
    baran71 آواتار ها
    سلام شادی عزیز و ممنون از پاسخت
    این که می گم یه مدته...من تقریبا تا یک ماه پیش همه اش با این حس مبارزه می کردم.ولی الان بی جهت غمگین می شم.به خودم میام و می بینم مثلا یک ساعته بی هدف نشستم و در عین حال حتی یادم نمیاد به چی فکر می کردم.من تصمیم داشتم توی زندگیم تغییری به وجود بیارم که متاسفانه نشد.فکر می کنم درست بعد از اون بود که این حسو پیدا کردم.یه جورایی انگار که امیدی که به آینده درسیم داشتم از بین رفت.چون می خواستم تغییر رشته بدم که با مخالفت خانواده و مشکلات دیگه رو به رو شدم.حالا هرچی تلاش می کنم نمی تونم خودمو به یه چیز جدید دلخوش کنم.حتی چیزایی هم که قبلا دوست داشتم الان دیگه برام بی معنی شدن.
    نه شکوفه ای ،نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم
    همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را
    پاسخ با نقل و قول

  6. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  7. ارسال:4#
    baran71 آواتار ها
    میشه خواهش کنم راجع به اون تکنیک ها که اشاره کردی بگی؟
    نه شکوفه ای ،نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم
    همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را
    پاسخ با نقل و قول

  8. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  9. ارسال:5#
    **شادی** آواتار ها
    پس شما قرار بود تغییر رشته بدی و حتما تو ذهنت هدفها و رویاهای زیادی هم برای رشته جدیدت درنظر گرفته بودی اما هنگامیکه با مخالفت والدین مواجه شدی احساس کردی تمام دلخوشیهات از بین رفته...

    مخالفت والدین و ممانعت از تغییر رشته دادن هرچند امید و دلخوشی شمارو دستخوش تغییر کرد اما خود شما هم تو این حال بد کنونیت به اندازه والدینت دخالت داری...
    اهمیتی که شما برای تغییر رشته قایل بودی باعث شده تا رشته جدید بشه محور تمام امیدها و آرزوهات بنابراین کاملا طبیعیه با رشته شدن تمام این پنبه ها احساس بی هدف بودن, سردرگمی ,بی علاقگی و ... بیان سراغت...
    اما الان چه میشه کرد؟
    بنظرم شما باید بز زندگیت رو فدا کنی تا ازین حالت دربیای!
    الان توضیح میدم بز زندگی یعنی چی:

    روزی یه مرید و مرشد خردمند تو سفر بودن که راه رو گم کردن.از دور نوری دیدن و بسمت اون نور رفتن رسیدن به یه کلبه ی کوچیک متعلق به زن بیوه ای بود که با چند فرزندش زندگی میکرد.اون شب رو مهمون اون خانواده بودن و شام از شیر تنها بزی که اونها داشتن خوردن...
    صبح که راه افتادن تو راه مرید به مرشدش گفت من خیلی نگران این خانواده هستم این زنِ دست تنها با چند فرزند کوچیک چطور فقط با یه بز گذران زندگی میکنه؟مرشد گفت اگه خیلی نگرانی برگرد و بزشون رو بکش!
    مرید تعجب کرد اما بخاطر اطمینانی که به مرشدش داشت اینکارو انجام داد...
    سالها گذشت و این مرید و مرشد برای تجارت به شهری رفتن و با بزرگترین تاجر شهر ملاقات داشتن که چندین خدمه در خدمتش بودن و بعد از ملاقات متوجه شدن این تاجر بزرگ و خوشنام همون زن بیوه ایه که اون شب اینهارو پناه داد...
    از شرح حال زن پرسیدن و زن اینطور گفت:
    سالها پیش همسرم فوت کرد و من باید چند بچه رو بزرگ میکردم و در تمام دنیا فقط یک بز داشتم...یک روز که بیدار شدم دیدم بزم مرده...خیلی غمگین و دستپاچه شدم ولی بعد از چند روز برای گذران زندگی مجبور شدم با بچه هام به کاری رو بیاریم اوایل سخت بود اما کم کم هرکدوم از بچه ها موفقیتهایی تو کارشون بدست آوردن زمین زراعی خریدیم و شروع کردیم بکار و بعد از مدتی معدنی از فلزات گرانبها پیدا کردیم و اینطور شد که رو به تجارت آوردیم وشدیم یکی از ثروتمدان این شهر!

    خب فکر میکنی اگه این زن همچنان با تکیه به اون بز به زندگیشون ادامه میداد میتونست به این پیشرفت برسه؟از دست دادن بز اوایل سختی بهمراه داشت اما تبدیل شد به عامل موفقیت...
    هرکدوم از ما بزی داریم که موفقیت و زندگیمون رو وابسته به اون کردیم هرچند بزمون مفیده اما باعث درجا زدن و رشد نکردن میشه بنابراین برای رسیدن به موفقیتهای بیشتر لازمه که اون بز رو فدا کنیم...

    بنظرت بز زندگی شما چی میتونه باشه؟
    تغییر رشته همون بز نیست؟ که تونسته تمام آرزوها و رویاهای شمارو تو محور خودش بچرخونه و اینطور شمارو دچار استیصال کنه...

    ترسیم شما از آینده ی موفق چیه؟اول این هدف رو مشخص کن و بعد یه بررسی انجام بده که به غیر از تغییر رشته دیگه از چه راه هایی میشه به این موفقیتی که مدنظرته دست پیدا کرد؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط alonegirl,amir_77,baran71,maryam.azadeh

  11. ارسال:6#
    baran71 آواتار ها
    اینقدر قشنگ گفتین که نمی دونم چی باید بگم.
    من این حرفا رو زیاد به خودم می زنم ولی پای عمل که می رسه...
    فدا کردن این بز برای من هرچند گرون تموم میشه ولی چاره ای ندارم.یعنی منم نخوام اون موقعیت از دست رفته.
    به هر حال از پاسختون یه دنیا ممنون
    نه شکوفه ای ،نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم
    همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را
    پاسخ با نقل و قول

  12. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  13. ارسال:7#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    مشاوره شادی جان فوق العاده بود.
    فکر میکنم ایشون همه موارد لازم رو گفتن و به بهترین نحو ممکن شما رو راهنمایی کردن.
    تنها موردی که فکر میکنم بد نباشه بهش اشاره بشه اینه که یه وقت هایی افسردگی ناشی از ترشحات غیر طبیعی هورمون هاست. شما در صورت استفاده از تکنیک های مقابله با افسردگی به احتمال 99 درصد مشکل تون کاملا رفع خواهد شد. اما اگه یه درصد هنوز این حس افسردگی بخواد باقی بمونه، شاید روانپزشک بهتون بهترین کمک رو بتونه بکنه. قرص های ضد افسردگی، در واقع قرصهایی هستن که ترشحات هورمون ها( خصوصا هورمون های مغز) رو نرمال میکنن.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  14. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

  15. ارسال:8#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط baran71 نمایش پست ها
    میشه خواهش کنم راجع به اون تکنیک ها که اشاره کردی بگی؟
    اول میخوام توصیه هایی برای مشکل تمرکزت داشته باشم:
    برای بیشتر شدن تمرکز و جلوگیری از حواسپرتی محیطهای خیلی ساکت رو انتخاب نکنی...بیشترین افکار مخرب و مزاحم تو سکوت به ذهن هجوم میارن بنابراین تو اتاقت یا هرجایی که درس میخونی اجازه بده مختصر صدایی از تلویزیون یا افرادو... اونجا باشه.

    مورد بعد اینکه درسها رو به دوبخش حفظیات و حلیات تقسیم کنی...دروسی که نیاز به حفظ کردن دارن رو تو فاصله عصر تا شب قبل از خواب مطالعه کنی چون خواب و استراحت باعث رسوب بهتر مطالب و یاداوری دقیقتر میشه...دروس حل کردنی رو تو فاصله صبح تا ظهر مطالعه کنی چون مغز تازه از استراحت بیرون اومده و تو فعالترین سطح قرار داره...

    مورد دیگه اینکه سعی کنی با صدای بلند مطالعه کنی تا حواس بیشتری علاوه بر حس بینایی رو بکار گرفته باشی(حس بینایی+حس شنوایی) اینکار هم یادگیریت رو افزایش میده و هم تا حدود زیادی مانع از حواسپرتی میشه چون بیشترین توجه ذهن معطوف به صدای خودت میشه...و بعد از حدود 45 دقیقه مطالعه و محدودیت تمرکز, 15 دقیقه استراحت داشته باشی و ذهنت رو آزاد بذاری تا بهرچیزی که دوست داره فکر کنه البته بغیر از افکار و پیشبینیهای منفی و ناامیدکننده!

    و اما درباره ی انتقال مطالب به حافظه بلند مدت:
    برای اینکه این انتقال بدرستی انجام بگیره و شما بعد از چندمدت قادر به یاداوری مطالبی که الان داری میخونی باشی, باید به مطالب خونده شده معنی بدی...
    چیزی که دارای معنی و مفهوم باشه برای مدت طولانی تری تو حافظه ذخیره میشه اما مطلبی که طوطی وار بدون درک, حفظ بشه به همون سرعت هم فراموش میشه...

    مورد بعدی ربط دادن مطالب جدید به مطالب قبلیِ ذخیره شده تو حافظه ست...مطلبی رو که الان درباره یک فرمول شیمی میخونی ربطش بدی به مطلبی که هفته پیش فراگرفتی...

    تکرار هم یکی از عوامل خیلی تاثیرگذار برای رسوب و ماندگاری مطالب تو حافظه ست...اگه مطالب خونده شده رو ظرف 15 تا 20 روز دوباره مرور نکنی از همون حافظه کوتاه مدتت پاک و با مطالب جدید جایگزین میشن پس نکته برداری و مرور یاداشتهارو فراموش نکنی...
    موفق باشی...
    پاسخ با نقل و قول

  16. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط baran71,maryam.azadeh

  17. ارسال:9#
    baran71 آواتار ها
    واقعا ممنونم
    نه شکوفه ای ،نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم
    همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را
    پاسخ با نقل و قول

  18. از کجا بفهمم افسرده ام؟؟؟  سپاس شده توسط **شادی**

موضوعات مشابه

  1. مگه نمیشه دوباره عاشق شد؟هااااااا؟؟؟
    توسط مهدی پوری در انجمن شکست عشقی(عاطفی)
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 2014_12_06, 22:07
  2. کی بچگیاش از این کارا کرده؟؟؟
    توسط m1392 در انجمن سرگرمی و تفریحی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 2014_10_04, 09:55
  3. آیا ازدواج ازرش اینهمه دردسر رو داره؟؟؟
    توسط بنفشه در انجمن انتخاب همسر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 2013_12_06, 20:21
  4. این دست دادن گناه داره؟؟؟
    توسط elnaz.t در انجمن سوالات مذهبی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 2013_11_27, 01:54
  5. چرا غمگینم؟؟؟!!!!
    توسط mona 2970 در انجمن طرح مشکلات فردی(روانشناسی فردی)
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2013_11_22, 14:43

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •