تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل شخصی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:asemanekavir
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 96

صفحه‌ها (10): صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 8910

مشکل شخصی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:91#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام شقایق خانم

    تاپیکتون رو مطالعه کردم. از شادی خانم که پیگیر مساله شما بودند کمال تشکر رو دارم و امیدوارم هرچه سریعتر بتونن بازم بیان برای ادامه

    از اونجایی که تاپیکتون خیلی طولانی شده، ازتون میخوام یک جمع بندی داشته باشید از مسائل مطرح شده توسط شما، پاسخ های مشاور و راهکارهاشون، اجرای عملی راهکارها توسط شما، و نتایج عائد شده تا کنون

    سپس یک تاپیک جدید باز کنید(با عنوانی مشخص که گویای مساله تون باشه) تا ادامه بدیم و این تاپیک رو ببندیم.

    ممنونم
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  2. مشکل شخصی  سپاس شده توسط golpesar,تبسّم

  3. ارسال:92#
    درود برشما
    درمورد مسایل زیادی اینجا حرف زدیم ولی ترجیح میدم فعلا اولویت بندی کنم.تو اولین پیامم گفته بودم که نمیدوتم مشکل اصلیم دقیقا چیه واقعیتشو بخواید هنوزم نمیدونم.به احتمال زیاد مشکل اصلی پایین بودن اعتماد به نفسمه.نمیدونم مشکلات دیگه ای که دارم ازاین قضیه ناشی شده یا دلیل دیگه ای دارن.
    یه خلا عاطفی احساس میکنم و احساس ناامنی یکی دیگه از چیزایی که منو آزار میده.ازبچگی عادت کردم که یه دنیای خیالی برای خودم بسازم و هرچی که تو این دنیا کم دارم اونجا داشته باشم.هرچیزی که فکرشو بکنید.شخصیت ایده آلم،زندگی مورد علاقم، اگه کسی باعث ناراحتیم بشه تو دنیای خودم اونجور که فک میکنم درسته مجازاتش میکنم.تقریبا تمام مدت روز رو تو دنیای خودم به سر میبرم،یه مدت دیگه به همین منوال بگذره کلا با دنیای واقعی خداحافظی میکنم.شاید همین قضیه باعث شده که اینقد گوشه گیر باشم بیشتر اوقات تو خودمم، دنبال یه گوشه دنج میگردم که تنها باشم عصبی میشم وقتی کسی میاد تنهاییمو به هم میزنه البته اینو بگم که علاقم به تنهایی همش به خاطر مشکلات روحیم نیس فک میکنم اگه تمام این مشکلات حل بشه بازم تنهایی رو ترجیح بدم.
    بعضی وقتا احساس میکنم مشکلاتم عمیق تراز این چیزاییه که گفتم،مثلا اینکه اصلا به علاقه و محبت دیگران اعتماد ندارم.باور نمیکنم که اگه کسی ابراز علاقه میکنه یا به شکلی محبتشو‌نشون میده داره احساس واقعیشو نشون میده، تو ظاهر یه جوری نشون میدم که کاملا باور دارم ولی ته دلم هیچوقت باور نمیکنم.پس ذهنم این فکر هست که این آدمم بالاخره ذات واقعیشو نشون میده.مجموعه همه اینایی که گفتم باعث شده به شخصیتایی علاقه پیداکنم که قدرتمندن و میتونن ازپس هرکس و هرچیزی بربیان آدمای نفوذناپذیری که هیچکس نمیتونه اونارو آزار بده،غرورشونو بشکنه یا آسیبی به زندگیشون بزنه.تنها چیزی که میخوام فقط رسیدن به این شخصیته.
    باشادی خانم تصمیم گرفتیم که اعتماد به نفسمو برگردونیم قرار شد من یه هدف تعیین کنم و با تمرکز و قدرت پیش برم تا بهش برسم.ادامه تحصیل شد هدف من.اما پای کتاب که مینشستم احساس میکردم درتوانم نیس فک کنم این احساس خیلیم اشتباه نبود.من تو دوره لیسانسم درست و حسابی درس نخوندم و حالا حجم زیادی از مطالب هست که باید یادبگیرم درحالی که دیگه استادی درکار نیس که به من کمک کنه و به سوالام جواب بده شاید اگه اعتماد به نفس و خودباوری بیشتری داشتم با همین وضعیتم میتونستم ازپسش بربیام تو دانشگاه نمونه دانشجوهای ضعیفی که ازپس کنکور به خوبی براومده بودن روزیاد دیدم اما درمورد خودم کلا این قضیه برام غیرممکن بود الانم فقط یه هفته مونده تا کنکور الان دارم سوالای چندسال گذشته رو نگاه میکنم درحالی که میدونم هیچ نتیجه ای نمیگیرم.
    این خواستنا و نرسیدنا روز به روز داره افسرده ترم میکنه زندگی من شده درجا زدن،تصمیم گرفتنو نرسیدن.دیگه دارم مطمئن میشم که توانشوندارم زندگیمو سروسامون بدم، بهتره وا بدم.دارم میپذیرم که باید بذارم دیگران برام تصمیم بگیرن

    فقط یه چیزی بهتون بگم،خواهشا درجواب من نگید خواستن توانستن است یا اگه بخوای میتونی، دیگه حالم ازاین حرفا بهم میخوره یه راه درست و حسابی جلو پام بذارید.
    سپاس

  4. مشکل شخصی  سپاس شده توسط تبسّم

  5. ارسال:93#
    عنوانی به ذهنم نمیرسه که برای مشکلم بذارم چون اصن نمیدونم مشکل اصلی کدومشه.شما یه عنوان پیشنهاد بدین من میذارم

  6. ارسال:94#
    تو زندگیه همه ما آدما یه دوره هایی هست که فکر میکنیم باید بایستیم و منتظر باشیم تا زمان خودش بگذره و راه و بهمون نشون بده
    یه دوره هم هست که دوره خودمون یه دیوار میکشیم و دوست نداریم کسی و پیشه خودمون راه بدیم
    میگیم تنهایی بده - اما من دوست دارم که تنها باشم

    من بهت نمیگم که تو میتونی - سعی کن - بایست و مبارزه کن
    اما بهت میگم کمی به خودت بیا
    تا کی میخوای این خلا رو احساس کنی
    تا کی میخوای فک کنی که گوشه گیر هستی
    چند تا آدمه تنها دیدی که آینده خوبی داشته باشه
    چند تا آدم سر خورده دیدی که زندگیش شاد باشه

    بسسه دیگه دختر
    یکم به خودت بیا - یکم روحیه ات و تقویت کن
    چی کار داری که دیگران بخوان تو رو شاد کنن ، تو در پی این باش که خودت بخوای خودت و شاد کنی

    مگه ما داریم چی کار میکنیم - مگه همه آدما ما رو دوست دارن - مگه پدر مادرای ما به همه خواسته های ما اهمیت دادن - مگه غیر از اینه که انقد مشکلات زیاد هست که هر کسی به فکر خودشه
    پس تو هم بسسه دیگه
    یه کم به خودت فکر کن و انتظار اینکه دیگران بخوان به تو فکر کنن و بذار کنار
    خودت دنباله شادی باش واسه خودت - این دیوار و بشکن و یکم به اطرافت نگاه کن ، دیدت و مثبت کن و قشنگیارو ببین
    خودت یه برنامه درست واسه زندگیت طرح کن

    فک نکن که خوشبخت نیستی ، یکم به دور ور برت نگاه کن ، مطالب دوستامون و تو این سایت بخون و ببین چه قدر زندگی کردن سخته و همه دارن باهاش میجنگن
    به خودت بیا دختر
    بعییده با این روحیه ات بخوای خودت و زمین خورده حساب کنی

  7. ارسال:95#
    ممنون از سایای عزیز
    مشکل اینه که هرتصمیمی که واسه بهبود زندگیم میگیرم با شکست روبرو میشه.همین که مدام تصمیم میگیرم اما نمیرسم باعث ناراحتی بیشترم میشه و احساس ناتوانی بیشتری میکنم

  8. ارسال:96#
    سلام تاپیک شما بسته میشه و عنوانی رو برای تاپیکتون بذارید ک اولویتش براتون مهم تره.

    مثلا گرفتار شدن در دنیای خیال خودم یا کمبود اعتماد بنفس و مشکلات آن یا رسیدن ب آدم قدرتمند و نشکستن وی و....
    خداوندگارم....
    به دل نگیر اگر گاهی
    زبانم از شکرت باز می ایستد !!...
    تقصیری ندارد...
    قاصر است
    کم می آورد در برابر بزرگی ات...
    لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت
    در دلم اما همیشه
    ذکر خیرت جاریست !!....
     

صفحه‌ها (10): صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 8910

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •