تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل شخصی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:asemanekavir
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 96

صفحه‌ها (10): صفحه 7 از 10 نخستنخست ... 56789 ... آخرینآخرین

مشکل شخصی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    يه چيز ديگه،هفته اول خرداد كنكوره.ولي تاريخ دقيقشو نميدونم.

  2. ارسال:62#
    **شادی** آواتار ها
    بسیار خب
    زبان تخصصی تاثیر خیلی زیادی تو قبولی و همچنین رتبه داره...
    بیشترین سوالات مربوط به لغات تخصصی میشه و ازونجایی که زبان دوم کلا فرراره نیاز به مرور مداوم و همیشگی داره...
    پس مرور لغات تخصصی رو بصورت روزانه تو برنامت قرار بده مخصوصا اینکه بتونی تایم مشخصی رو قبل از خواب شبانه بهش اختصاص بدی...

    برای خوندن سایر دروس چند قاعده کلی رو رعایت کن...
    صبحها بعد از بیدار شدن از خواب, مغز تو هوشیارترین سطح قرار داره بنابراین فاصله صبح تا ظهر رو اختصاص بده به خوندن دروسی که جزو حلیات هستن و با فرمولها سرو کار داری...
    خواب شب کمک زیادی به رسوب کامل مطالب تو حافظه بلند مدت میکنه بنابراین فاصله عصر تا شب رو اختصاص بده به دروسی که نیاز به حفظ کردن یا بکارگیری حافظه دارن...

    سعی کن مطالعت بیشتر از 45 دقیقه طول نکشه حتی اگه حس کردی توانشو داری تا 1ساعت و نیم هم مداوم درس بخونی از این کار پرهیز کن چون توان قدرت یادگیری بعد از 45 دقیقه عملا دچار افت میشه و ذهن نیاز به یه بازپروری در حد 15 دقیقه داره و بعد دوباره از سرگرفتن مطالعه...

    الان شما سه نوع تقسیم بندی داری:برحسب ضرایب , بر حسب ضعف و تسلط , برحسب حلیات و حفظیات
    خوندن منابع بصورت تکی کار درستی نیست یعنی شما ابتدا شیمی تجزیه رو تموم کنی بعد شروع به خوندن شیمی فیزیک کنی...از طرفی مخلوط کردن تمام درس تو طول روز هم باعث آشفتگی ذهن میشه بنابراین ترکیبی از این دو روش بهترین حالت درس خوندن هست...

    برنامه ریزی کن و برای هر روز دو منبع در نظر بگیر و برحسب اون تقسیم بندی بالا سعی کن یک منبعی که تسلط داری در کنار منبعی که ضعف داری خونده بشه...
    برای مثال شیمی تجزیه که ضعف داری با معدنی که تسلط داری و بهمین صورت دو به دو منابع رو تو طول هفته پخش میکنی و برحسب حفظیات یا حلیات بودن تو دو وعده صبح و عصر مطالعه میکنی...

    سعی کن طوری پیش بری که حداقل یک ماه مونده به کنکور منابع رو کامل خونده باشی و ماه آخر فقط تستهای سالهای گذشته رو بزنی...
    اگه برات مقدور هست حتما تو یکی از آزمونهای آزمایشی ثبت نام کن.

  3. مشکل شخصی  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  4. ارسال:63#
    سلام شادی خانم،مرسی بابت وقتی که برای من میذارید
    با توجه نکاتی که گفتین یه برنامه نوشتم ولی ازش مطمئن نیستم‌‌.سرفصلای مهم رو مشخص کردم و تعداد صفحاتشونو حساب کردم برای هر دو درس ۳۰ روز وقت درنظر گرفتم نتیجه این شد:
    ماه اول: روزی ۴ برگ معدنی-۷ برگ تجزیه
    ماه دوم:روزی ۶برگ آلی - شیمی فیزیک،نمیدونستم کدوم سرفصلاش مهمه باید مشورت کنم که کدوم سرفصلا رو بخونم و برای اونم حساب کنم.در مورد زبان،حدود۲۱۲۱ واژه برای زبان تخصصی دارم که باید بخونم‌.اگه بخوام تو ۳ماه تمامش کنم باید روزی ۲۴ واژه بخونم و تو جعبه لایتنر بذارم اما یه موضوع دیگه هم هست،با زبان عمومی چه کنم اون بحثش جداست هم واژه داره هم گرامر.زبان تخصصی هم غیر از واژه یه سری متن هست که باید ترجمه کنم تا راه بیفتم،واقعا نمیدونم برای زبان چطوری باید برنامه ریزی کنم.
    یه مشکل دیگه هم هست،نگرانم که تا درسای ماه دوم رو بخونم درسای ماه اول رو فراموش کنم.چون اصلا بلد نیستم خلاصه برداری کنم هیچوقت این کارو نکردم.
    و یه موضوع دیگه،صبح تا ظهر درس خوندن فقط به اراده خودم برمیگرده و میتونم کنترل کنم اما بعد از ظهر،روزای زوج که تقریبا نیم ساعت بعد از کار میرم باشگاه بدنسازی که واقعا نصف بیشتر انرژیمو میگیره و روزای سه شنبه که کلاس گیتار البته کلاس گیتار خستگی نداره و چون ساعت ۷ شروع میشه من میتونم یه استراحتی بکنم که انرژیم برای ادامه روز تجدید بشه.نگرانیم از اینه که نکشم و نتونم طبق برنامه پیش برم مخصوصا که بعد از ظهر رو میخوام تجزیه بخونم و اونم درس مهمیه.میترسم دوباره به برنامه نرسم،از خوندن نا امید بشم،همون اتفاقی که چند ماه پیش افتاد و باعث شد درس رو ول کنم.

  5. ارسال:64#
    سلام شادی خانم،مرسی بابت وقتی که برای من میذارید
    با توجه نکاتی که گفتین یه برنامه نوشتم ولی ازش مطمئن نیستم‌‌.سرفصلای مهم رو مشخص کردم و تعداد صفحاتشونو حساب کردم برای هر دو درس ۳۰ روز وقت درنظر گرفتم نتیجه این شد:
    ماه اول: روزی ۴ برگ معدنی-۷ برگ تجزیه
    ماه دوم:روزی ۶برگ آلی - شیمی فیزیک،نمیدونستم کدوم سرفصلاش مهمه باید مشورت کنم که کدوم سرفصلا رو بخونم و برای اونم حساب کنم.در مورد زبان،حدود۲۱۲۱ واژه برای زبان تخصصی دارم که باید بخونم‌.اگه بخوام تو ۳ماه تمامش کنم باید روزی ۲۴ واژه بخونم و تو جعبه لایتنر بذارم اما یه موضوع دیگه هم هست،با زبان عمومی چه کنم اون بحثش جداست هم واژه داره هم گرامر.زبان تخصصی هم غیر از واژه یه سری متن هست که باید ترجمه کنم تا راه بیفتم،واقعا نمیدونم برای زبان چطوری باید برنامه ریزی کنم.
    یه مشکل دیگه هم هست،نگرانم که تا درسای ماه دوم رو بخونم درسای ماه اول رو فراموش کنم.چون اصلا بلد نیستم خلاصه برداری کنم هیچوقت این کارو نکردم.
    و یه موضوع دیگه،صبح تا ظهر درس خوندن فقط به اراده خودم برمیگرده و میتونم کنترل کنم اما بعد از ظهر،روزای زوج که تقریبا نیم ساعت بعد از کار میرم باشگاه بدنسازی که واقعا نصف بیشتر انرژیمو میگیره و روزای سه شنبه که کلاس گیتار البته کلاس گیتار خستگی نداره و چون ساعت ۷ شروع میشه من میتونم یه استراحتی بکنم که انرژیم برای ادامه روز تجدید بشه.نگرانیم از اینه که نکشم و نتونم طبق برنامه پیش برم مخصوصا که بعد از ظهر رو میخوام تجزیه بخونم و اونم درس مهمیه.میترسم دوباره به برنامه نرسم،از خوندن نا امید بشم،همون اتفاقی که چند ماه پیش افتاد و باعث شد درس رو ول کنم.

  6. ارسال:65#
    **شادی** آواتار ها
    خواهش میکنم...
    کلاس بدنسازی و موسیقی رو قطع نکن فقط برای اینکه بعد از ورزش انرژیت تحلیل نره یکم کار با دستگاه هارو کمتر کن و سبکتر کار کن...کنار گذاشتن یکباره ورزش هم از نظر جسمی و فرم بدن تاثیر منفی میذاره و هم از نظر روانی...

    وقتی تو اجرای برنامه موفق نمیشی نباید ناامید بشیو کلا از درس خوندن منصرف بشی فقط کافیه کمی انعطاف داشته باشی و برنامه رو متناسب با توانایی و شرایطت تغییر بدی...

    زبان عمومی که شامل گرامر میشه جزو دروسی قرار بده که فاصله صبح تا ظهر قراره بخونی...
    و برای زبان تخصصی که شامل لغات تخصصی میشه فاصله عصر تا شب رو در نظر بگیر که خواب شب کمک به ماندگاری بهتر مطالب تو حافظت بکنه...

    یاداشت برداری اصلا کار سختی نیست قرار نیست کلمه به کلمه مطالب رو یاداشت کنی, اصل یاداشت برداری یعنی رمزنگاری...
    از علایم مثل فلِش و... استفاده کن و فقط دو یا چند کلمه مرتبط رو بصورت رمز اصلی یاداشت کن بعدها فقط با نگاه کردن به این دو کلمه, کل مفهوم برات یاداوری میشن...

    شقایق جان سوالی ازت داشتم,
    از زمانیکه اهدافت مشخص شدن و فکرت روی خودت و آیندت متمرکز شده چه تغییراتی برات بوجود اومده؟

  7. مشکل شخصی  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  8. ارسال:66#
    شادی خانم برای درسا خیلی نگرانم،میترسم نتونم.چندین و چندساله که زندگی من فقط شکست بوده، میترسم تکرار بشه.
    در مورد تاثیر هدفمندی،کمتر به گذشته فکر میکنم ولی هنوزم بعضی وقتا که یه اتفاقی میفته خواهی نخواهی یاده گذشتم زنده میشه مثلا وقتی میبینم خواهرم با ۱۴ سال سن با دوستاش میره رستوران بازم خاطرات دوره نوجوونی خودم واسم زنده میشه.اما مهم نیس،سعی میکنم کنترلش کنم بالاخره باید هرجور شده قبل ازاینکه جوونیم برباد بره حال روحیمو درست کنم.اما تاثیر چندانی رو رفتارو شخصیتم نمیبینم.فکر کنم یکم زوده واسه این تغییرات،نه؟

  9. ارسال:67#
    امروز دوباره پیام شما رو از اول خوندم.
    در مورد سؤالی که پرسیدین.یه بار‌دیگه این چند مدتی که با شما بودم رو مرور کردم،تو متمرکز کردن ذهنم رو هدف هایی که تعیین کردیم خیلی موفق نبودم.اون شور و شوق و جدیتی که باید باشه نیست حتی در مورد گیتار یا ورزش که از اول انتخاب خودم بوده.باید چیکار کنم که ذهنم کاملا درگیر درس و ... بشه؟

  10. ارسال:68#
    شادی خانم کجایین؟
    دوباره برگشتم به حالت اولم.سر هیچ و پوچ،پیداست هدفمند شدن تاثیر چندانی روی روح و روانم نداشته‌.
    فکر میکنم که فقط به زبون و به ظاهر هدف تعیین کردم نه شوقی دارم نه جدیتی برای رسیدن به هدف این خودش نشون میده که من اصلا هدفمند نشدم،پس طبیعیه که حالتایی که قبلا داشتم بی هیچ تغییری سرجاشون بمونن.
    ساعتی یه بار میام سر میزنم،شاید جواب داده باشین،چشمم سفید شد،کجایین شما؟! چرا جواب نمیدین؟

  11. مشکل شخصی  سپاس شده توسط **شادی**

  12. ارسال:69#
    **شادی** آواتار ها
    شقایق جان
    دلیل اینکه بحث رو عوض کردیم و محور صحبتهامون از گذشته چرخید به حال و آینده این بود که داشتی خودت رو فراموش میکردی, انقدر غرق خاطره های ناخوشایند گذشته بودی که کاملا از خودت غافل شده بودی , داشتی زمان حالِت رو هم بپای گذشته میسوزوندی و این نگران کننده بود چون الان تو سنین طلایی قرار داری سنینی که میتونی بذر آرزوهات رو بکاری تا تو آینده نه چندان دور حاصلش رو برداشت کنی...

    نباید این لحظات طلایی رو از دست بدی اگه از دست بدی همین افسوس خوردنها بابت کودکی و نوجوانیت, یکبار دیگه هم تکرار میشه و توسنین میانسالی علاوه بر افسوس کودکی و نوجوانی, برای جوانی از ذست رفته هم افسوس میخوری...

    تو بچگی قادر به ایجاد تغییرات نبودی و باید تغییرات از بیرون و توسط والدینت برات بوجود میومد پس نمیشه گفت قصوری مرتکب شدی اما الان که بزرگ شدی میتونی فعالانه و مسئولانه تغییراتی تو زندگیت بوجود بیاری اگه غافل بشی ,اگه حرکتی نکنی ,کوتاهی کردی و مسئولیت این قصور فقط متوجه خودت میشه...

    گذشته رو فقط بعنوان یه خاطره همراهت داشته باش و صد البته یه تجربه...تجربه ای عبرت آموز برای تربیت و برخورد با فرزندِ خودت تو آینده...
    وقتی خودت تو جایگاه مادری قرار گرفتی بخوبی میتونی تمام کوتاهی هایی که تو گذشته درباره شما انجام شده , تو رفتار با فرزندت جبران کنی و با این جبران هم خودت رو به آرامش برسونی و هم با یه شیوه فرزندپروری اصولی و سالم, بخوبی حق مادریت رو ادا کرده باشی...

    شاید کسی که مثل شما تو کودکیش سختی و ناراحتی نکشیده نتونه راز و رمزهای درک کردنِ بچه , برخورد با نیازهای بچه و تربیت بچه رو به اندازه ی شما درک و عملی کنه...
    و اینجا شما یه امتیاز یا برگ برنده تو دست داری هرچند به قیمت خاطرات تلخ کودکیت بدستش آوردی اما باعث میشه یه انسان دیگه توسط شما سالم و شاد پرورش پیدا کنه و از شادی و آرامش فرزندت خودت هم به آرامش برسی و تاثیر منفی و شدید تلخیهای گذشته به این صورت جبران و محو بشه...

  13. مشکل شخصی  سپاس شده توسط alonegirl,ثریا92

  14. ارسال:70#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemanekavir نمایش پست ها
    دوباره برگشتم به حالت اولم.سر هیچ و پوچ،پیداست هدفمند شدن تاثیر چندانی روی روح و روانم نداشته‌.
    فکر میکنم که فقط به زبون و به ظاهر هدف تعیین کردم نه شوقی دارم نه جدیتی برای رسیدن به هدف این خودش نشون میده که من اصلا هدفمند نشدم،پس طبیعیه که حالتایی که قبلا داشتم بی هیچ تغییری سرجاشون بمونن.
    آرزوهات چقدر برات مهمن؟
    دوست داشتی یه شخصیت مستقل و محکم داشته باشی , به جایگاهی برسی که حامی و کمک کننده به دیگران باشی , قدرتمند باشی و...
    این آرزوها چقدر برات اهمیت دارن؟
    ادامه تحصیل یکی از راه های رسیدن به آرزوهت بود...غیر از ادامه تحصیل و متخصص شدن تو رشتت دیگه از چه راه هایی میتونی به آرزوهات و خواسته هات برسی؟

    الان کارمند یه شرکت هستی که البته باتوجه به سنِت موقعیت کمی هم نیست, این موقعیتی که الان داری میتونه شما رو از نظر نیازهات (مالی , روحی , اجتماعی ) اغنا کنه؟
    از موقعیت فعلیت رضایت داری یا احساس میکنی نیاز به پیشرفت و فراتر رفتن از جایگاه فعلیت داری؟

  15. مشکل شخصی  سپاس شده توسط alonegirl,ثریا92

صفحه‌ها (10): صفحه 7 از 10 نخستنخست ... 56789 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •