جنس مخالف نقش بسیار مهمی در شکل گیری و تحول تصویر بدنی فرد دارد. دوستی با جنس مخالف در عین اینکه می تواند منبعی برای کسب لذت باشد منبعی برای ایجاد استرس و تغییراتی در عزت نفس افراد نیز به حساب می آید.


همه افراد و به خصوص دخترها نسبت به این مسئله که چهره و اندام و ظاهری دوست داشتنی داشته باشند حساس هستند. البته این حساسیت زیاد هم بی مورد نیست زیرا اطرافیان ما به طور ناخودآگاه به این ویژگی ها اهمیت می دهند و این امر بر مسائل بسیاری در زندگی ما تاثیر می گذارد. برای مثال، پژوهش ها نشان داده است که کودکان زیبا کمتر از کودکان زشت تنبیه می شوند و افراد زیبا نسبت به همتایان خود مشاغل بهتر و درآمد بیشتری دارند.



هر کسی تصور و دیدگاه خاصی نسبت به ظاهر بیرونی خود دارد که آن را با توجه به تجربیات بیرونی و درونی از جمله واکنش والدین، بزرگترها، همسالان و به خصوص جنس مخالف کسب و تعدیل می کند. این تصویر که در روان شناسی «تصویر بدنی» نامیده می شود عامل مهمی است که در بسیاری از تعاملات روزمره و حتی سلامت روان ما نقش دارد. زیرا براساس این تصور که بخشی از خودانگاره ما را تشکیل می دهد محبوبیت و میزان اهمیت خود را برای دیگران تخمین می زنیم.



این اهمیت و محبوبیت، از آنجا که موجوداتی اجتماعی هستیم، ارزش بسیار زیادی در سلامتی و هستی بقای ما دارد. بنابراین اگر خود را برای دیگران محبوب یا جذاب، تصور نکنیم، نگرانی و اندوده در خطر بودن ما را فرا می گیرد و آرامش و سلامت روان را الزاما سلب می کند.



برای مثال، پژوهشی که توسط وادا و مارکه در سال 2006 انجام شد نشان داده است که زنان نسبت به تحسین و تمجید حساس بوده و پاسخ مثبتی به آن نشان می دهند.


از سوی دیگر، ناولی و ایکاردلی در پژوهشی بر روی مردان جوان دریافتند که اظهارنظرهای مربوط به ظاهر حتی برای مردان جوان نیز بسیار مهم است و با نارضایتی از بدن و میزان اعتماد به نفس آنان در ارتباط است.

پسرانی که اظهارنظرهای منفی نسبت به ظاهر خود دریافت کرده بودند عزت نفس و رضایت کمتری از بدن خود داشتند.

از سوی دیگر همانطور که عنوان شد جنس مخالف نقش بسیار مهمی در شکل گیری و تحول تصویر بدنی فرد دارد. دوستی با جنس مخالف در عین اینکه می تواند منبعی برای کسب لذت و تجارب جدید و رفع نیازها باشد منبعی برای ایجاد استرس و تغییراتی در عزت نفس افراد نیز به حساب می آید.


گاهی ارتباط با جنس مخالف به طور غیرمستقیم تاثیر خود را بر فرد می گذارد. برای مثال، تجربه مورد خیانت واقع شدن یا آگاهی ازاین نکته که فرد مقابل به افراد دیگری نیز توجه دارد به خودی خود می تواند باعث نارضایتی فرد از ظاهر و اندام خود شود

در این میان جوانان و نوجوانان که به تازگی گرایشی به برقراری ارتباط با جنس مخالف پیدا کرده اند بیش از هر گروه دیگری در معرض این خطر هستند که در حین روابط دوستی خود عزت نفس و تصویر بدنی شان دستخوش تغییر و تحول شود. این موضوع در پژوهش های خارجی به حدی در نظر قرار گرفته است که حتی برای آن واژه ای تعیین شده است؛ واژه دغدغه قرار عاشقانه شامل دغدغه های نوجوانان به خصوص دختران در زمینه محبوبیت برای جنس مخالف، قرار گذاشتن و جذابیت برای آنهاست.
این دغدغه ها ارتباط تنگاتنگی با سلامت روانی فرد دارند به طوری که هر چه عزت نفس فرد پایین تر و افسردگی وی بالاتر است اهمیت بیشتری برای محبوبیت نزد دیگران قائل خواهد شد.



همچنین پژوهش ها نشان داده است که دخترانی که با فردی از جنس مخالف دوست هستند، بیش از دیگران رژیم می گیرند، بیشتر از بدن خود ناراضی هستند و بیشتر به اختلالات خوردن مثل پرخوری یا بی اشتهایی روانی مبتلا می شوند.



دوستی با جنس مخالف از دو سو تاثیر خود را بر سلامت روان فرد و تصویری که از خود دارد، بر جای می گذارد. از یک سو وجود عقایدی مانند اهمیت لاغر بودن برای دختران و عضلانی بودن برای پسران در کسب محبوبیت و جذابیت برای جنس مخالف و فشارهای خانواده، همسالان و رسانه ها باعث می شود که فرد نسبت به ظاهر خود احساس ناراحتی و ناامنی کند، زیرا کمتر کسی از اندام یا چهره ایده آل برخوردار است و حتی گاهی علی رغم داشتن چهره یا اندامی زیبا ممکن است به دلیل تفاوت با آنچه که مورد پسند اجتماع است خود را محبوب یا دوست داشتنی احساس نکند که این به نوبه خود می تواند باعث احساس عدم اعتماد به نفس شود و روابط فرد را تحت تاثیر قرار دهد و از سوی دیگر درگیر بودن در یک رابطه عاشقانه خود می تواند باعث بروز چنین مسائلی گردد.



برای مثال، پژوهش شیتس و اجمر در سال 2005 نشان داده است که حداقل 30 درصد افرادی که درگیر رابطه عاشقانه هستند از شریک خود تقاضای تغییر و افزایش یا کاهش وزن می کنند که این به نوبه بر رضایت فرد مقابل از رابطه تاثیر می گذارد.



همچنین در پژوهش دیگری مشخص شد که وقتی فرد مقابل برای تغییر دادن وزن دوست خود فشار وارد می کند و از او می خواهد که تغییر کند باعث می شود که فرد مقابل احساس نماید که همانطور که هست پذیرفته نشده است و از ظاهر و اندام خود ناراضی شود. نارضایتی از بدن یا داشتن تصویری نادرست از چهره، ظاهر و اندام می تواند تاثیر زیادی بر زندگی افراد بگذارد. این تاثیر طیف وسیعی را از یک غم و ناراحتی زودگذر تا جراحی های پر خرج زیبایی شامل می شود.


در پی دریافت واکنش منفی نسبت به ظاهر ممکن است فرد احساس کند که مورد قبول واقع نشده است. اندوهگین و ناراحت شود. اما برخی افراد واکنش بسیار شدیدتری نشان می دهند. بسیار ممکن است شروع به اقدامات زیبایی در رابطه با خود کنند.



از سوی دیگر افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند و به دنبال تایید دیگران هستند، ممکن است به همین دلیل خود را در دریایی از روابط بی حد و مرز و نامشخص غرق کنند، به این امید که با گرفتن تایید و تحسین دیگران خود را راضی ساخته و اثبات کنند که جذاب هستند، در حالی که این اقدام علاوه بر آسیب هایی که ممکن است به آنها وارد کند و اوضاع را وخیم تر سازد، آتش فرد را تندتر کرده و تمایل او را برای دریافت بازخوردهای بیشتر از دیگران شعله ور می سازد. البته ممکن است عکس این نیز رخ دهد، فردی که از تعداد معدودی بازخورد منفی دریافت کرده است (اتفاقی که ممکن است برای هر فردی رخ دهد) به دلیل حساسیت و آسیب پذیری نسبت به این واکنش ها و ترس از طرد شدن توسط دیگران تصمیم به کناره گیری از دیگران گرفته و به کلی منزوی می شود که این، فرد را به نوبه خود در چرخه معیوب شکست و طرد قرار می دهد.


گاهی ارتباط با جنس مخالف به طور غیرمستقیم تاثیر خود را بر فرد می گذارد. برای مثال، تجربه مورد خیانت واقع شدن یا آگاهی از این نکته که فرد مقابل به افراد دیگری نیز توجه دارد به خودی خود می تواند باعث نارضایتی فرد از ظاهر و اندام خود شود، زیرا ممکن است فرد در پی خورد خیانت واقع شدن، تقصیر مسئله را به گردن بگیرد و احساس کند که این مسئله به دلیل کمبودی در خود او به خصوص کمبودی در ظاهر یا اندام است که این باعث کاهش دیدی احساس عدم اعتماد به نفس و واکنش های شدیدی مانند برقراری ارتباط با دیگران به منظور اثبات دوباره محبوب بودن به خود، جراحی های پلاستیک و ... شود.



منبع:نسرین صفری
بخش خانواده ایرانی تبیان