تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خانواده همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sarai
آخرین ارسال:sarai
پاسخ ها 7

خانواده همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    sarai آواتار ها
    سلام خدمت همگی خسته نباشید ....من و جاریم هم سنیم و اون اولین بچشو که پسرم هست سه ماه پیش به دنیا اوورد واونا فکر میکنن که من از بچشون بدم میاد واسه همین مادر شوهرم هی به من تیکه میندازه و غیر مستقیم یه چیزایی میگه که منو خیلی عصبی میکنه کلا من به بچه ها اهمیت نمیدم و یه کم اخلاقم خشکه ..در ضمن خانواده شوهرم پرجمعیت و شلوغن من اصلا سازگار نیستم لطفا راهنمایی کنید و ترفندی بگید که من از حرفای مادر شوهر نرنجم و چیکار باید کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. خانواده همسر  سپاس شده توسط **شادی**

  3. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    یکی از لذت بخش ترین لحظات زندگی انسانها، متولد شدن نوه شون هست. والدین مدتها منتظر میشن تا فرزندانشون، صاحب فرزند بشن و ارتباط با نوه یکی از مفرح ترین انواع ارتباطات انسانی هست و بسیار هیجان انگیز و دوست داشتنی. این ارتباط برای سلامت روان انسانها هم مفید هست، و بچه ها هم از این رابطه لذت می برند و حتما شنیدید که میگن پدربزرگها و مادربزرگها بچه ها رو لوس می کنند!

    توجه به نوه و پدر و مادری که او رو به دنیا آورده اند، معمولا با متولد شدن فرزند افزایش چشمگیری پیدا میکنه و این یک امر طبیعی محسوب میشه، هرچند ممکنه بعضا منجر به برخی سوء برداشتها بشه. مثلا تلقی اینکه والدین دارند بین بچه ها تفاوت می گذارند، اما خب تقریبا همه ما کم و بیش این تجربه رو داشتیم که هنگام متولد شدن نوزاد جدید در خانواده، توجه مون رو به او معطوف می کنیم.

    مادرشوهر و پدرشوهر شما هم الان چنین تجربه ای رو دارند سپری می کنند و انتظاراتشون از اطرافیان ممکنه دستخوش تغییراتی شده باشه

    با این مقدمه، از شما سوالاتی دارم:

    چند وقته ازدواج کردید و رابطه شما با خانواده همسرتون پیش از تولد نوه شون چطور بوده؟

    رابطه تون با جاری تون چگونه بوده و هست؟

    واکنش همسرتون به متولد شدن فرزند برادرش چگونه بوده؟

    فکر می کنید چرا مادرشوهرتون و ... تصور می کنند که شما این فرزند رو دوست ندارید؟

    تعدادی مثال روشن از اصطلاحا تیکه های مادرشوهرتون که شما رو عصبی میکنه، اینجا بنویسید. واکنش شما چی بوده؟

    اگر خودتون هم صاحب فرزندی بشید، توقعتون از جاری تون چی هست؟ و اینکه فکر می کنید آیا رفتارتون با فرزند خودتون هم خشک خواهد بود؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  4. خانواده همسر  سپاس شده توسط **شادی**,niloofarabi

  5. ارسال:3#
    sarai آواتار ها
    سلام ممنون از پاسختون
    یک ساله ازدواج کردم (جاریم یک سال قبل من) رابطمون تقریبا خوب بوده همسرم عاشق خانوادشه با هیچکس مشکلی نداره منو جاریم زیاد با هم حرف نمیزنیم ولی اون متوجه کارای من هست و اگه من کاری کنم اونم تقلید میکنه ..علت فکر مادرشوهرم شاید همین باشه که ما با هم صمیمی نیستیم..تیکه هاشم مثلا میگه با بچه لجه یا بچه رو دوست نداره و بدش میاد ..اینا رو دقیقا گفته ولی غیر مستقیم...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    گرچه مشخصا اینکه ما خودمون رو با دیگران و انتظارات اونها تنظیم کنیم، کار درستی نیست و ما هیچگاه نمی تونیم همه رو از خودمون راضی نگه داریم، ولی اگر جایی ایرادی متوجه رفتار ما باشه، باید سعی در اصلاحشون داشته باشیم.

    لطفا به مثالی که میزنم توجه کنید:

    دخترخانمی در یک مهمانی شرکت کرده و در کنار پدرش نشسته. پدر دخترش رو صدا میزنه و بهش میگه «دختر پاشو یه چایی بیار». دختر هم در پاسخ با یه اخم و حالت ناراحتی، پا میشه و با حالت اکراه یه چای برای پدرش میاره.

    برداشت ذهنی اولیه شما از روابط این پدر و دختر چگونه شکل میگیره؟

    شاید این برداشت صورت بپذیره که این دختر و پدر با هم رابطه خوبی ندارند و ...

    اما آیا واقعیت هم همینه؟

    شاید بله، و شاید نه! ممکنه اون روز به اتفاق خاص افتاده باشه و پدر و دختر تعاملشون به این شکل تغییر کرده باشه، در حالی که کلا روابط خوبی با هم داشتند.

    حالا تصور کنید یک بار دیگه در مهمانی شون شرکت می کنید و مجددا همین صحنه تکرار میشه. احتمالا این بار فرضیه تون تقویت میشه و واقعا فکر می کنید که روابط این پدر و دختر چندان صمیمانه نیست. اما باز هم ممکنه این تعامل در نتیجه مشکل دیگری باشه

    نتیجه: برداشت ذهنی دیگران ممکنه لزوما مطابق با واقعیت نباشه، اما قطعا بر مبنای مشاهداتشون و تفاسیری که براش می کنند هست. خب قطعا اونها میتونن تحقیق کنند و واقعیت رو هم کشف کنند، اما ممکنه هیچگاه این کار رو نکنند و همون برداشت رو ثابت در ذهنشون نگه دارند؛ یعنی حتی اگر بعدها روابط خوب اون پدر و دختر رو ببینند، بر مبنای همون برداشت اولیه تعبیر کنند!

    حالا درباره رابطه شما با جاری تون و فرزندشون، مادرشوهرتون دارن می بینند که رابطه شما و جاری چندان صمیمیتی نداره؛ و به قول خودتون با بچه ها هم مقداری خشک برخورد می کنید؛ نتیجه این مشاهدات در ذهن ایشون و اطرافیان: احتمالا اینها با هم مشکل دارن و این عروس از بچه جاری اش خوشش نمیاد!

    اما شاید واقعیت این نباشه و به قول شما کلا رفتارتون با بچه ها اینطوریه و ربطی به این نداره که اون بچه، فرزند جاری تون باشه یا برادر و خواهر خودتون...اما همه این رو نمیدونند.

    راهکار چیه؟

    1. تغییر رفتار شما در ارتباط با بچه ها به طور کلی:

    یعنی اینکه دیدتون رو نسبت به بچه ها تغییر بدید و باهاشون بتونید ارتباط برقرار کنید.

    2. حفظ ظاهر و عدم تغییر دیدگاه:

    یعنی اینکه دیدگاهتون رو عوض نکنید، اما جلوی مادرشوهر و اطرافیان، تظاهر کنید که بچه رو دوست دارید.

    3. صبر کردن و گذر زمان برای نشان دادن دیدگاه کلی تون به اطرافیان، یا بیان دیدگاه خودتون به صورت مستقیم یا غیرمستقیم:

    یعنی اینکه بگذارید زمان بگذره، بچه های دیگری در خانواده شما یا همسرتون متولد بشن و دیگران ببینند که شما کلا رفتار خشکی با بچه ها دارید تا دیدشون اصلاح بشه. در این بین لازمه مهارتهایی رو هم برای تحمل تیکه های اطرافیان در خودتون ایجاد و تقویت کنید. همچنین شیوه بیان دیدگاهتون به شکل مناسب رو هم فرابگیرید.

    شما کدوم رو انتخاب می کنید؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  7. خانواده همسر  سپاس شده توسط **شادی**,niloofarabi

  8. ارسال:5#
    sarai آواتار ها
    سلام
    مسلما دیدگاه یک و دارم و لی شاید نمیتونم درست عملیش کنم یا از توان من خارجه چون تا به حال به هیچ کدوم از بچه های فامیل که به دنیا اومدن برام مهم نبوده و هیچ حسی بهشون ندارم اما الان که جاریم بچه دار شده به بچه دار شدن فکر میکنم در صورتی که قبلا اصلا برام مهم نبود
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    همینکه با دیدن فرزند جاری تون، احساس و نگاهتون دستخوش تغییراتی شده، نشان دهنده اینه که نه تنها میتونید با بچه کنار بیاید، بلکه این توان رو دارید که رابطه خوبی رو با این بچه و سایر بچه ها برقرار کنید.

    رابطه خوب شما با جاری و فرزندشون، همزمان میتونه رابطه شما با خانواده همسرتون رو هم تحت تاثیر قرار بده. البته حتما خودتون هم متوجه هستید که مادری که بچه دار میشه، به هر حال توجه ها به سمتش بیشتر جلب میشه و این یک امر طبیعی هست.

    برای ارتباط با بچه ها به طور کلی، و با فرزند جاری تون به طور خاص، و همچنین خود جاری تون، یک سری پیشنهادات مطرح میکنم.

    در رابطه با جاری تون:

    درباره احساساتشون پس از بچه دار شدن سوال بپرسید.

    ازشون بخواهید که حس مادرانه رو براتون توصیف کنند.

    بهشون بگید در رابطه با فرزندشون، اگه کمکی لازم دارند با شما در میون بگذارند.

    برای صمیمیت بیشتر، موضوعاتی که مورد علاقه شون هست رو کشف کنید(که البته قطعا تمرکز فعلی شون روی بچه و موضوعات پیرامون اونه!) و در این باره باهاشون صحبت کنید.

    در رابطه با مادرشوهرتون:

    بهشون بگید که با حضور این کودک، شما هم علاقه مند به بچه دار شدن شدید!

    در حضور ایشون، به بچه توجه نشون بدید و با مادر بچه همکلام بشید.

    اگه کمکی لازم داشتند، دریغ نکنید.

    در رابطه با فرزند جاری تون:

    بهش نزدیک بشید و لبخند بزنید.

    باهاش صحبت کنید و اگر توی چشمهاتون زل زد، نگران نباشید!

    براش اسباب بازی های متناسب با سنش رو تهیه کنید.

    از همین حالا یه لقب برای خودتون انتخاب کنید و بچه رو با اون صدا بزنید. مثلا زنعمو جون، خاله جون و ...

    اگر حساسیت خاصی نداره و مادر و پدرش هم حساسیت خاصی ندارند، بچه رو ببوسید.

    هر از گاهی بچه رو بغل کنید یا برای خواباندانش به مادرش کمک کنید.

    احوال بچه و مادرش رو به شکل تلفنی از خودشون یا مادرشوهر جویا بشید.

    ابراز محبت کلامی به بچه نشون بدید. مثلا با اسم کوچک صداش بزنید، بهش عزیزم،خشکلم و ... بگید و باهاش ارتباط برقرار کنید.


    مواردی که بیان شد، اصلا پیچیدگی ندارند. اما همین موارد اگر اجرا بشن، هم خودتون احساس می کنید که به اطرافیان نزدیکتر شده اید، و هم دید اطرافیان رو میتونید نسبت به خودتون تغییر بدید. در صورتی که خودتون هم صاحب فرزند بشید، ان شا الله بازخوردش رو خواهید دید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. خانواده همسر  سپاس شده توسط niloofarabi

  11. ارسال:7#
    sarai آواتار ها
    سلام خیلی ممنون آقای عزیزی پیشنهاداتونو انجام میدم به نظرم آسونه..با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •