تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نا امیدم از خودم از زندگیم.................. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:غزل.م
آخرین ارسال:A@92
پاسخ ها 8

نا امیدم از خودم از زندگیم..................

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    غزل.م آواتار ها
    سلام کسی هست ؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. نا امیدم از خودم از زندگیم..................  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,intel1829

  3. ارسال:2#
    m1392 آواتار ها
    سلام دوست عزیز.
    خوش اومدی چی شده؟
    حرف بزن تامشاوراراهنمایی کنن.حرف دلت روبزن.
    پاسخ با نقل و قول

  4. نا امیدم از خودم از زندگیم..................  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,intel1829

  5. ارسال:3#
    غزل.م آواتار ها
    یگه انگیزه ای واسه زنده بودن ندارم
    دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه آرامش ندارم.
    مهم تر اینکه کسی نمیفهمه دردم
    من متولد 73 هستم وقتی 3 سالم بود پدر و مادرم جدا شدن بعده اون من چند سالی پیش پدربزرگ(پدریم) زندگی کردم 2 سال با ماذرم و 4 سال با عموم
    بعده اون دوباره با پدر بزرگم زندگی کردم پدر بزرگم خواست توی 14 سالگی ازدواج کنم که اصلا راضی نبودم و 6 ماهه که طلاق گرفتم البته بعد از این که پدر بزرگم فوت کرد تونستم طلاق بگیرم وگرنه اجازه نمیداد
    پاسخ با نقل و قول

  6. نا امیدم از خودم از زندگیم..................  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,intel1829

  7. ارسال:4#
    m1392 آواتار ها
    میتونم بپرسم چراطلاق گرفتی؟
    الان چرااززندگی کردن ناامید شدی؟
    اینارومیپرسم تا مشاور راهنمایی کنن. منوببخش چون بلدنیستم راهنمایی کنم.وقتی تایپیکت رودیدم بااینکه چیزی بلدنیستم بگم ولی حس کردم که اگه جوابی ندم شایدحس کنی کسی نیست که به تایپیکیت توجه کنه.مطمین باش مشاوراحتما کمکت میکنن.
    پاسخ با نقل و قول

  8. نا امیدم از خودم از زندگیم..................  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,intel1829

  9. ارسال:5#
    **شادی** آواتار ها
    سلام غزل عزیز.
    بهمیاری خوش اومدین...

    ظاهرا سرگذشت دشواری داشتی...شما یه دختر خانم 19ساله ای که تو کودکی والدینت از هم جدا شدن, تو 14سالگی به اجبار پدربزرگ مرحومت ازدواج کردی و الان 6ماهه که طلاق گرفتی... واقعا متاسفم...
    تو این 3سالی که ازدواج کردی نتونستی به زندگی و همسرت علاقمند بشی؟ و منتظر موقعیتی برای طلاق بودی تا اینکه پدربزرگت مرحوم شدن و اقدام کردی؟

    از شرایط فعلیت هم برامون بگو...به چه کاری مشغولی با کی زندگی میکنی و ...
    درحال حاضر مشکلی که باعث شد شما احساس کنی نیاز به مشاوره داری چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. نا امیدم از خودم از زندگیم..................  سپاس شده توسط A@92,m1392,mozhghan

  11. ارسال:6#
    غزل.م آواتار ها
    نه اصلا علاقه مند نشدم چون نخواستم از طرف مقابل هم تلاشی نشد به خاطر همین وضع بدتر شد.
    شرایط فعلی هم الان دانشجو هستم با مادرم زندگی میکنم
    و این که خیلی وقته به رفتار هم و ...دقت کردم متوجه شدم دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه دلم میخواد فقط تنها بمونم یعنی با یه حرف کوچیک و ساده زود عصبی میشم که دست خودم نیست مهم تر این که به همه شک دارم احساس میکنم همه تو ظاهر من و دوس دارن .!
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:7#
    عزیزم شرایط زندگیت تا الان خوب نبوده برای همین این احساس رو داری ولی اصلا اینطور نیست شرایط پدر مادرت رو مجبور کرده که از هم جدا بشن وگرنه هیچ پدر و مادری نیستن که بچه شونو دوست نداشته باشن اینو وقتی خودت مادر شدی می فهمی ولی الان دیگه شما بزرگ شدی و می تونی افسار زندگیتو خودت به دست بگیری و به اون مسیری که خودت میخوای بکشی دیگه بچه و نا توان نیستی که دیگران بخوان برات تصمیم بگیرن البته این به اون معنی نیست که از نظر بزرگا استفاده نکنی هدفی رو برای زندگیت انتخاب کن و سرسخت باش . تو علاوه بر اینکه میتونی اینده خودت رو بسازی برای مادرت هم میتونی یه تکیه گاه محکم باشی .
    پاسخ با نقل و قول

  13. نا امیدم از خودم از زندگیم..................  سپاس شده توسط intel1829

  14. ارسال:8#
    A@92 آواتار ها
    سلام غزل خانوم.
    خوبید؟
    بخاطر اتفاقات گذشتتون متاسف شدم.ولی همین که اومدین تا راهکار پیدا کنین احسنت داره.
    گذشته سختی داشتین.ولی مهم اینه که میخای خوب بشی.و زندگیتو بسازی.
    هر حرفی داری اینجا مطرح کن.درددل کن.مشاوران حتمن کمکت میکنن.
    فقط حضور فعال داشته باش تا نتیجه بگیری...
    اینم بگم که اصلن ناامید نشو..شاید تو اوایل راهت ناامید بشی ولی مطمین باش از تاثیرات درمانه.و ب زودی امید ب کمک خدا و مشاورا بهت باز میگرده.
    منتظریم.
    موفق باشی.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود
    پاسخ با نقل و قول

  15. نا امیدم از خودم از زندگیم..................  سپاس شده توسط m1392

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •