ببخش عزیزم که اینجوری بهت میگم ، اما اینایی که بهت میگم از رو تجربه ای هست که واسم به وجود اومده

من هنوز 29 سالم نشده ولی میتونم به جرات بگم به اندازه یه خانومه 50 ساله تجربه دارم

18 سالم بود که عاشق اون مرد شدم و باهاش با اصرااااااااار و دعوا با خونوادم ازدواج کردم ، دقیقا یک ماه بعد متوجه شدم که معتاده و واسه اینکه زندگیم و حفظ کنم
با کلی اصرار بردمش دکتر
و بگذریم که چه بلاهایی که سر من نیاورد
دعوا
پرت کردن وسایل
کتک کاریه همه
دروغ
کلاه گذاشتن سر همه

و ... و ... و ...

دیگه از خجالتم هیج جا نمیرفتم
تو دو سال نزدیک به ده ها بار بردمش دکتر ، نزدیک به هزاران بار دیدم یواشکی باز تو توالت داره استفاده میکنه
و کلی اذیت که خدا میدونه و خودم

اما با تمام این همه عذاب بازم نمیخواستم ازش جدا شم و دلم نمیومد تنهاش بذارم و واقعیتا دلم میسوخت و خودمم با اون همه اذیتاش دوسش داشتم

اما اصل مطلب یه چیز دیگه بود : اینکه اون مرد زندگی نبود و نمیشد
این که من خودم و گول میزدم و زمان زندگی کردنم و از دست میدادم
اینکه از همه چی دور مونده بودم و اعتماد به نفسمم از دست داده بودم
اینکه با اعتیادش همه چی و ازم گرفته بود ، احترام ، شخصیت ، اراده
اصلا ازینکه داد بزنه و جلوی همه یهو بگیره خجالت نمیکشید
وقتی حالش خوب بود قربون صدقه میرفت و وقتی حالش بد بود خدا میدونه فقط چی کارا که نمیکرد
و اینکه از هیچ کدوم این موارد خونوادم هم اطلاعی نداشت و به کسی هم نمیگفتم

دیگه اواخر کارش شده بود به من بگه برو از بابام پول بگیر ، برو از داداشم پول بگیر
منه خ.... میرفتم
اما یه مدت بعد بابام که خدا واسم نگهش داره از دوروآشنا پرسو جو کرد و یه روز دیگه نذاشت برم پیشش و با وجود همه اصرارها و گریه های من که میخوام برم
اجازه نداد و در و به روم قفل کرد
یادمه خیلی اون موقع از دستش ناراحت بودم و دلم واسه اون آدم میسوخت
بعد ها هم آروم آروم من و از موقعیتم دور کرد و اجازه نداد اون یارو بیاد و من و ببینه و اونم که ترسه زندان و مهریه و استفاده نکردن از مواد گرفته بودتش نمیتونست اقدام جدی کنه

و دو سال طول کشید تا من طلاق غیابی گرفتم و دو سال هم طول کشید تا فهمیدم کی هستم و چی هستم و چه موقعیتی دارم

از من میشنوی ، جدا شو
اجزه نده غرورت بشکنه
اجازه نده کسی بهت توهین کنه ، هیچ معتادی درست بشو نیست
دلت واسه خودت بسوزه
به خدا عزیزم ، من هزاران بار هر روز میافتم به پای خدا و ازش تشکر میکنم و مدیونشم که نذاشت زندگیم و ادامه بدم و هزاران بار حاظرم دست پدر و مادرم و به خاطر این لطفشون ببوسم

ادامه نده به این زندگی عزیزم
ازت خواهش میکنم بگذر ، اگه کسی میگه تلاش کن ، بیخود میگه ، از رو نداشتن تجربه میگه ، هیچ معتادی درست شدنی نیست
خودت و حیف نکن

____________
من الان بعد از چند سال ، درسم و خوندم ، کار پیدا کردم ، و الان هم با یه مردی که لیاقت زندگی کردن داره دارم زندگی میکنم و لذت میبرم

پس تو .. تا راه های من و طی نکردی ، همینجا تمومش کن