سلام.پسری 21 ساله هستم.از 10 سالگی لکنت گرفتم(دلیلشم نمیدونم) سال به سال بدتر شده و الان وضعم خرابتر شده. مورد حمایت کامل خانودم هم هستم از هر لحاظ)حس میکنم روز به روز شدتش بیشتر میشه و موقعی ک ناراحت میشم بدتر میشم.غواص هستم ولی بنا به دلایلی مثل کم رویی،ساکتی،اجتماعی نبودن خیلی موقعیت های کاری رو از دست دادم،الان بیکارم،چون اکثر کارها نیاز به ارتباط داره و من نمیتونم درست ارتباط برقرار کنم و اعتماد به نفسم زیر صفره ،دوستان کمی دارم و بیشتر اوقات تو خونه کم تر بیرون میرم .از همه چی نا امید بودم که یه دختر به من علاقه مند شد و با لکنتم مشکلی نداشت و همه جوره عاشق من بود،قراره ازدواج داشتیم برای اینده و خانواده دختر رو من حساب کرده بودن و یعنی نامزد غیر رسمیم بود.تو اون چند مدت خیلی خوب بودم خیلی انگیزه داشتم یه هدفی داشتم برای انده که بخاطر اون با سختی ها بجنگم ، لکنتم بهتر شده بود حتی میخواستم برم گفتار درمانی تا کامل خوب شم پس فردا تو خانواده دختر مورد تمسخر قرار نگیرم، راحت تر حرف میزدم.خوشحال بودم که کسی رو دارم که پشتم هست و میتونم بهش تکیه کنم.یه روز ناراحت شدم دعوا کردم باهاش و ترکم کرد(ماجرای دعوا هم تاپیک ازدواج هست) .از اون روز شدت لکنتم دوبرابر شد.ناراحتی و استرس تمام وجودمو گرفت.همیشه حس میکنم اطرافیان پشتم حرف میزنن که چرا این اینجوریه ،چرا اینقد ساکته یا یه جورای متلک میگفتن ولی جلوم کسی نگفته.من ذاتا ادم اجتماعی بودم تو بچگی ولی سال به سال بدتر شدم
الان که 21 سالمه حس میکنم نمیتونم در اینده خودمو جمو جور کنم.نمیتونم با این درون گرایی و تو خود بودن کسی رو پیدا کنم.از لحاظ مالی خدا رو شکر دسنمون به دهنمون میرسه.ماشین دارم خودم.خونه هم داریم.ولی ترس من از ایندمه پیدا نکردن کار،ارتباطات ضعیف،بدتر از اون شکست عشقی که منو دو برابر نامید کرد به طوری که از وقتی ترکم کردم لکنتم به حدی زیاد شد که یه کلمه هم نمیتونستم حرف یزنم ولی چند روز از ناراحتیم که میگذره دوباره مثل قبل میشه.در حالت کلی لکنت مانع پیشرفت من شده.من اگه این کوفتیو نداشتم به خیلی جاها رسیده بودم.خیلی کارها میتونستم انجام بدم که از ترسه اینکه کسی بفهمه من لکنت دارم نرفتم.حتی افت تحصیلی شدیدی از دبیرستان داشتم.منی که درس خون بودم با 10 راضی میشدم که قبول شم فقط و بعد پیش دانشگهای شبانه....
فقط مادرم منو درک میکنه ولی بابام میگه فکرشم نکن همه چی حل میشه برو بیرون تو اجتماع بگرد خوب میشی و میگه سرایدار محل کارمون با این که لکنت داره ولی حرفشو میزنه و خیلی هم پیشرفت کرده ....
ولی اخلاق ادما با هم فرق میکنه درسته؟من یه جور دیگه بزرگ شدم.کسی بهم بگه بالا چشت ابروهه ناراحت میشم.بعضی وقتا کسی که بهم متلکی چیزی میگه و بهم میخنده من جوابشو دارم بدم ولی چون نمیدونستم (چون نمیتونم)فک میکنن من بچه ی ساده ای هستم و هالو هستم که نمیدونم.توان گرفتن حقمو ندارم.در یک کلام سعی میکنم خودمو خوب نشون بدم ولی از تو خرابم اونم چه خرابی