تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چگونه دعاهایمان به استجابت برسد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:samin66
آخرین ارسال:ایزدی
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

چگونه دعاهایمان به استجابت برسد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    samin66 آواتار ها
    سپاس.
    اینکه گفتی چه دعا کنیم و چه دعا نکنیم اتفاقی که باید بیفته میفته، (نتیجه اینکه دعا بی تاثیره) نه خیلی وقت ها با دعا کردن و عملی نیکو بلایی رو از خودمون دور می کنیم.
    خب همین جا: ببینید وقتی قراره یه بلایی واسمون پیش بیاد که ما نقشی نداریم تو اتفاق افتادنش، این یعنی، این بلا حتما یه حکمتی توش بوده و حتما به صلاح ماست؛ خب حالا ما دعا میکنیم و به واسطه دعای ما اون بلا برطرف میشه. خب این یعنی چی؟ یعنی پس اون اتفاق حکمت نبوده و اگه دعا نمیکردیم اون اتفاقمیفتاد، پس اون اتفاقی که افتاده حکمت و مصلحت نبوده و فقط ضرر بوده.
    و به تعبیر امیر المؤمنین
    (علیه السلام)
    كلید خزائن الهی در اختیار انسان نهاده شده است.
    یعنی منظور امیرالمومنین(ع) از این حرف، دعا بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ایشان در روایت دیگری فرموده اند نزد خدای عزو جل منزلتی است كه فقط با مسألت و دعا می‌توان به آن مقام رسید.
    خب من میخوام بدونم چه منزلتی. دوست دارم پشت پرده همه چیز رو بدونم. گاهی دوست دارم زودتر بمیرم تا سر از خیلی چیزا در بیارم. اصلا اگه خداوند ما رو از خیلی چیزا آگاه میکرد میتونستیم راحت تر زندگی کنیم و حتی راحت تر سختی ها رو تحمل کنیم.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  2. چگونه دعاهایمان به استجابت برسد  سپاس شده توسط ایزدی

  3. ارسال:12#
    ایزدی آواتار ها
    samin عزیزم . عذر خواهی برای تأخیرم ....


    samin66: خب همین جا: ببینید وقتی قراره یه بلایی واسمون پیش بیاد که ما نقشی نداریم تو اتفاق افتادنش، این یعنی، این بلا حتما یه حکمتی توش بوده و حتما به صلاح ماست؛ خب حالا ما دعا میکنیم و به واسطه دعای ما اون بلا برطرف میشه. خب این یعنی چی؟ یعنی پس اون اتفاق حکمت نبوده و اگه دعا نمیکردیم اون اتفاقمیفتاد، پس اون اتفاقی که افتاده حکمت و مصلحت نبوده و فقط ضرر بوده.

    ایزدی: در مورد ارتباط بین حکمت و فلسفه دعا، من اگر هر چی بنویسم ممکنه کاستی داشته باشم، برای همین از پاسخی که برای سوالی مشابه سوال شما در سایت اسلام کوئست نت بیان شده استفاده می کنم.

    قبل از توضیح سؤال، به طور گذرا به ضرورت دعا از نظر قرآن، اشاره مى‏شود. مسأله ضرورت و انجام دعا نه تنها در دین اسلام امرى قطعى و مسلم است، بلکه در ادیان انبیاى گذشته و نزد پیامبران سلف نیز مسأله دعا یک امر حتمى بوده و پیشوایان الهى این مطلب را به مردم گفته و آموخته‏اند، افزون بر این خودشان در موارد متعددى دعا کرده‏اند، که از جمله آن موارد دعاى حضرت ابراهیم (ع) و استجابت آن است که در سوره‏ى ابراهیم (ع) آیه‏ى 37 ذکر گردیده است، [1] و نیز دعاى حضرت موسى (ع) [2] و پیامبران دیگر بیان شده است. خداوند در آیات متعددى بندگان را به دعا دعوت نموده است، از جمله در آیات "بقره، 186" و آیه‏ى "غافر، 60".به طور کلی دعا بر دو دسته است:
    اول دعا برای برآورده شدن حاجات و رفع مشکلات و دوم دعا در مقام مناجات و رابطه عاشقانه با معبود که روح تمامی عبادات است.
    پس دعا تنها برای رفع گرفتاری ها و بلایا نیست. لذا فرازهای زیادی از دعاهایی که از اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده خالی از هرگونه نیاز مادی است.

    در اینجا ممکن است همین سوال شما به ذهن خطور کند که: خداوند مصلحت ما را بهتر مى‏داند و آنچه بخواهد مقدّر مى‏کند و قطعاً واقع خواهد شد و دیگر نیازى نیست که من دعا کنم و از خدا بخواهم؟

    در جواب می گوییم که: تحقق برخى مقدرّات الهى با دعاى بنده و مشروط به دعا کردن است، بدین معنا که اگر بنده دعا کند و بخواهد، مصلحت الهى به عطا کردن تعلق مى‏گیرد و اگر دعا نکند مصلحتى در کار نیست و براى او مقدور نمى‏شود. [3]

    بنابراین، دعا هم یکی از اسباب است همانند اسباب دیگر؛ یعنی ممکن است خداوند متعال مقدر کرده باشد که شخص فقط به وسیله دعا کردن صاحب فرزند شود، و تا دعا نکند، به او اولاد ندهد، هر چند که به همه وسائل ظاهرى متوسل شود. [4]

    در روایات مختلفی که به آن اشاره خواهیم کرد؛ این امر ثابت می شود که دعا به تنهایی بر وقایعی که قرار بوده رخ دهد بسیار تاثیرگذار است؛ تا جایی که قضاء الهی را می تواند تغییر دهد.

    برای روشن شدن این بحث به چند روایت می پردازیم.رسول خدا (ص) فرموده اند: " لا یردّ القضاء الا الدعاء" [5] قضا را رد نمى‏کند مگر دعا.

    و از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:" الدعاء یرد القضاء بعد ما ابرم ابراما" [6] دعا قضا را بعد از آنکه تا حدى حتمى شده رد مى‏کند.و از امام ابى الحسن موسى (ع) است که فرمود: بر شما باد دعا کردن، که دعا و درخواست از خداى عز و جل بلا را رد مى‏کند هر چند که آن بلا مقدر شده قضایش رانده شده باشد، و تا مرحله اجرا جز امضاى آن فاصله‏اى نمانده باشد، در همین حال هم اگر از خداى تعالى درخواست شود آن بلا را به نحوى که خود مى‏داند بر مى‏گرداند. [7]و از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: دعا، قضاى مبرم و حتمى را بر مى‏گرداند، پس دعا بسیار کنید، که کلید همه رحمت‏ها و رستگارى‏ها و کلید برآمدن هر حاجت است، و مردم به آنچه نزد خدا دارند نمى‏رسند مگر به دعا، چون هیچ درى نیست که وقتى بسیار کوبیده شود به روى کوبنده باز نگردد. [8]بنابر این با توجه به آنچه در روایات آمده است معلوم می شود همان خدای حکیمی که بنده اش را مبتلا به بلا می کند؛ او را امر به دعا حین گرفتاری کرده و می گوید که در صورتی تو را نجات می دهم که رو به من کرده و دست نیاز به سویم دراز کنی و مرا بخوانی. در نتیجه مبتلا شدن مطابق با حکمت بوده و رفع آن بوسیله دعا نیز چنین است.

    همچنین دقت به این مطلب لازم است که حکیم بودن خداوند، دلیل نمی شود که اراده از انسانها گرفته شود بلکه عمل هر انسانی نشأت از افعال خودش می گیرد؛ لذا با دعا کردن می توان جلوی بدی ها و شروری که در آینده قرار است رخ دهد را گرفت. بنابراین، چنین نیست که انسان ها در کارهایشان به یک نحوه جبر گرفتار باشند و همه اتفاقاتی که برایشان می افتد علتش خداوند باشد؛ بلکه خود انسان می تواند به وسیله اعمالش آینده خویش را رقم زند.همچنین در فائده دعا همین بس که خداوند در کتاب شریفش در سوره فرقان آیه 77 خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است که:"بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏کند."یعنی خداوند به واسطه دعاهای بندگان است که به ایشان توجه می کند.

    از طرفی دعا کردن همیشه بدین معنا نیست که از خدا چیزی بخواهیم. گاه دعا یعنی از خدا خود او را خواستن و این والاترین و با شکوه ترین مرتبه دعا است که بیش از هر جا و در عالی ترین شکل خود، در نیایش های رسیده از معصومان (ع) یافت می شود. از این رو است که پیامبر(ص) به هنگام دعا خواستار عشق شورمند الهی است و این که این عشق برترین، لذت بخش ترین عشق ها گردد: "اللهم انی اسالک حبک و حب من یحبک، و العمل الذی یبلغنی حبک. اللهم اجعل حبک احب الی من نفسی و اهلی و من الماء البارد"؛ [9]خدایا، من از تو عشق تو را خواهانم و عشق به دوست دارانت را و این که در پی کار روم که مرا به عشق تو پیوند دهد. خدایا، آن کن که دوستی تو پیش من از خودم و خانواده ام و آب خوش گوار محبوب تر باشد. [10]برای مطالعه بیشر در این مورد می توانید به نمایه های زیر مراجعه کنید:2646 [COLOR=#076C97 !important](سایت: 2772) (منافات نداشتن دعا با خواست خداوند).[/COLOR]8961 (سایت: 9037) (هدف از دعا).
    [1] فلسفى، محمد تقى، شرح دعاى مکارم الاخلاق، ج 1، ص 2.
    [2] طه، 25 – 28.
    [3] برگرفته از محمد باقر شهیدى، دعاها و تهلیلات قرآن، ص 43.
    [4] بر گرفته از: نمایه: شرایط استجابت حتمى دعا، سؤال 197 (سایت: 983): در چه شرایطى دعا حتماً مستجاب مى‏شود؟
    [5] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج90، ص 294،موسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.
    [6] بحار الانوار، ج90، ص 295 .
    [7] بحار الانوار، ج90، ص 295 .
    [8] بحار الانوار، ج90، ص 299 .
    [9] کنزالعمال، ح 3648.

    [10] با استفاده از سؤال 8961 (سایت: 9037)، هدف از دعا.


    و به تعبیر امیر المؤمنین(علیه السلام) كلید خزائن الهی در اختیار انسان نهاده شده است.
    samin66: یعنی منظور امیرالمومنین(ع) از این حرف، دعا بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ایزدی: بله منظور دعاست.توضیح این مطلب اینکه: مي دانيم كه انسان با تمامي دانايی و توانايی در مقابل بسياري از نيروهای شناخته و ناشناخته عالم كاري از پيش نمی برد در حالي كه در موارد فراونی نيازمند غلبه بر اين نيروهاست، و نيز می دانيم همه عالم به اراده الهی اداره می شود و او بر هر كاری تواناست، با توجه به اين دو نكته آشكار می شود كه دعا و طلب از خدا در واقع، به معني به خدمت گرفتن نيروها و قواي موجود در جهان است. يعنی دعا نيز يكي از ابزار و وسايلي است كه خداوند در اختيار انسان قرار داده است تا او را به اهدافش برساند.

    samin66: خب من میخوام بدونم چه منزلتی. دوست دارم پشت پرده همه چیز رو بدونم. گاهی دوست دارم زودتر بمیرم تا سر از خیلی چیزا در بیارم. اصلا اگه خداوند ما رو از خیلی چیزا آگاه میکرد میتونستیم راحت تر زندگی کنیم و حتی راحت تر سختی ها رو تحمل کنیم.

    ایزدی: چرا اینطور فکر می کنی؟ اتفاقا اگر انسان همه چیز رو می دونست که خیلی چیزها معنا پیدا نمی کرد. ببین خدا به انسان اختیار و فکر داده؛ از طرفی چون خدا از روح و نفس خود در ما دمیده، روح و نفس انسان می تونه والاترین باشه . از طرفی هم انسان می تونه با اختیار خودش اون رو به پایین ترین درجه هم برسونه. اگر ما از همه حکمت ها مطلع بودیم که راهی برای متعالی شدن روحمون وجود نداشت. هدف از اینکه ما خلق شدیم فقط این نیست که در این دنیا زندگی گنیم. ما آمدیم تا رشد کنیم . امتحان شویم و ...

    یک تشبیه می کنم مثلا شما از همه جواب های امتحان درسی اطلاع داشته باشی امتحان دادن شما چه ارزشی داره. البته من متوجه منظورت از اینکه میخوای از همه چیز آگاه بشی نمی دونم چی هست. چون خیلی مسائل هم مشخص و واضح بیان شده. فقط این ما هستیم که باید به دنبالش بریم. باید براش تلاش کنیم.
    احساس می کنم کمی عجله داری.

    این پاسخ این سوالاتت بود . اما در مورد کل مطلبی که از ابتدای تاپیک مطرح کردی موقع امتحاناتم در تفسیر المیزان آیه ای رو می خوندم که یاد سوال شما افتادم بعد از اینکه ابهاماتت در این موارد حل شد ، تفسیر اون آیه رو در ادامه همین تاپیک برات می نویسم شاید پاسخ سوالت رو متوجه شدی. (اصلا نمی دونم چه حکمتی بود موقع امتحاناتم بیشتر سوالات شما که در بخش های دیگه پرسیدی رو در کتاب های مختلفم پیدا کردم که سر فرصت همه رو برات می نویسم : ) )

    فعلا هر سوالی در موارد بالا داشتی بپرس تا بعد ادامه میدیم.
    ویرایش توسط ایزدی : 2014_02_19 در ساعت 01:32
    بسم الله الرحمن الرحیم ... و من یتوكل علی الله فهو حسبه طلاق/3

    وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ...
    پاسخ با نقل و قول

  4. چگونه دعاهایمان به استجابت برسد  سپاس شده توسط samin66

  5. ارسال:13#
    samin66 آواتار ها
    سلام. ممنون خانوم ایزدی. مگه اینکه موقع امتحان یاد من بیفتی:d
    یه جورایی قانع شدم، مخصوصا با این حرف:
    دعا قضا را بعد از آنکه تا حدى حتمى شده رد مى‏کند.و از امام ابى الحسن موسى (ع) است که فرمود: بر شما باد دعا کردن، که دعا و درخواست از خداى عز و جل بلا را رد مى‏کند هر چند که آن بلا مقدر شده قضایش رانده شده باشد، و تا مرحله اجرا جز امضاى آن فاصله‏اى نمانده باشد، در همین حال هم اگر از خداى تعالى درخواست شود آن بلا را به نحوى که خود مى‏داند بر مى‏گرداند.
    اما یه چیز دیگه، چرا پس خداوند یه جورایی کمک نمیکنه تا اون حس دعا کردن واقعی در ما زنده بشه؟
    اصلا چنین حسی آیا در همه انسان ها وجود داره؟ یعنی میگید به خاطر گناه، اون حس خوابیده؟
    و یک سوال مهم تر:
    چه جوری باید دعا کنیم؟چرا خدا اینقدر تو دعا کردن ما سخت میگیره؟ (مثلا شنیده بودم که یکی دعا کرده بود خدایا بهم کمک کن. و چون این فرد اینقدر کلی دعا کرده بود خداوند دعاشو برآورده نکرده بود. خب بنده خدا، منظورش همون مورد خاص خودش بود ولی کلی دعا کرد). ترتیب دعا کردن چه جوریه؟ و بهترین زمانش کی هست؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:14#
    ایزدی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها

    اما یه چیز دیگه، چرا پس خداوند یه جورایی کمک نمیکنه تا اون حس دعا کردن واقعی در ما زنده بشه؟
    اصلا چنین حسی آیا در همه انسان ها وجود داره؟ یعنی میگید به خاطر گناه، اون حس خوابیده؟

    پاسخ ایزدی: بله گاهی دست خودمونه یعنی خودمون باید با انگیزه باشیم و اراده کنیم که دعا کنیم و با خدا حرف بزنیم. بخشیش هم توفیقی که خدا به ما میده. من دقیقا نمی دونم و شاید اشتباه کنم اما به نظرم همه چیز رو نمیشه گفت بخاطر گناهه. بله گناه چون انسان رو بی خیال تر و بی توجه تر می کنه باعث میشه کمتر به خدا توجه کنیم. اما اراده خود ما هم هست. باید خودمون هم حواسمون باشه. خوب توفیق دعا کردن هم اولین مرحله اجابت دعاست. چه بسا همين پاسخ نيافتن ما، اجابت از سوى خدا باشه يعنى، خداوند منان با طول دادن اجابت، ما را بيشتر به حالت انابه و تضرع در درگاهش نگه مى‏دارد و اين لطف بزرگى است كه به اين وسيله، ارتباط عبد با معبود حفظ مى‏گردد و در پى آن الطاف بى‏شمار ديگرى نصيب او مى‏شود.

    و یک سوال مهم تر:
    چه جوری باید دعا کنیم؟چرا خدا اینقدر تو دعا کردن ما سخت میگیره؟ (مثلا شنیده بودم که یکی دعا کرده بود خدایا بهم کمک کن. و چون این فرد اینقدر کلی دعا کرده بود خداوند دعاشو برآورده نکرده بود. خب بنده خدا، منظورش همون مورد خاص خودش بود ولی کلی دعا کرد). ترتیب دعا کردن چه جوریه؟ و بهترین زمانش کی هست؟

    پاسخ ایزدی: خوب درسته که دعا کردن آداب خاصی داره اما هر زمانی هم میشه دعا کرد. خوب تو زمان ها و مکان ها و شرایط خاصی تاثیر استجابت بیشتر هست. اما در مورد موردی که اشاره کردی من نشنیدم و نمی دونم؛ اما خوب هر چیزی اینطوریه وقتی ما به چیزی اشاره کنیم در ذهن خودمون هم بیشتر باقی می مونه. و اما مهمترین ادب دعا { ایمان به خداست}، {ایمان به استجابت است}، {ایمان به صفات الهیست مثل: کریم، رحیم، رحمان، قادر و...} - یک لینکی معرفی م یکنم که به صورت موضوعی به خیلی از این سوالاتت پاسخ داده، موضوع مورد نظرت رو انتخاب کن و روی ادامه اش کلیک کن : آداب دعا و شرایط استجابت آن
    سلام خواهش می کنم samin جان. نه اتفاقا همیشه به یادت هستم. چون موقع امتحانات بود که سوالا رو پرسیدی هر چیزی می خوندم جواب سوالاتت رو توشون پیدا می کردم اما فرصت نمیشد اینجا بنویسم: )

    پاسخ سوالاتو در نقل قول حرفات با رنگ دیگه می نویسم. اما قولی که داده بودم : آیه 11 سوره مبارکه اسراء تقریبا بعضی سوالات شما در اول تاپیک که چرا خدا دعای ما را مستجاب نمی کنه داده. تفسیرش رو برات از المیزان اینجا می نویسم، حوصله کردی بخون:


    "وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا".

    مراد از "دعا" بطورى كه از سياق آيه استفاده مى‏شود مطلق طلب است، چه به لفظ دعا باشد مثل" خدايا مال و اولاد بر من روزى كن و ... "و چه بدون لفظ صورت گيرد و به صورت سعى و عمل بوده باشد، همه اينها دعا و درخواست از خداست، حتى اگر اين درخواست از كسى صادر شود كه به خدا معتقد نبوده و توجهى به درخواست از خدا ندارد، چون در حقيقت غير از خدا معطى و مانعى وجود ندارد هم چنان كه فرمود:

    "يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ" «2» و نيز فرموده:"وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ" «3».

    پس به شهادت اين دو آيه، دعا به معناى مطلق طلب است، و حرف "باء" در دو كلمه: "بالشر" و "بالخير" براى چسباندن فعل به مفعول آن است و مقصود اين است كه انسان به همان نحو شر را مى‏خواند و آن را درخواست مى‏كند كه خير را مى‏طلبد.

    بنا براين مقصود از اينكه فرمود: " انسان عجول است" اين خواهد بود كه او وقتى چيزى را طلب مى‏كند صبر و حوصله به خرج نمى‏دهد، در جهات صلاح و فساد خود نمى‏انديشد تا در آنچه طلب مى‏كند راه خير برايش مشخص گردد، و از آن راه به طلبش اقدام كند بلكه به محض اينكه چيزى را برايش تعريف كردند و مطابق ميلش ديد با عجله و شتابزدگى به سويش مى‏رود و در نتيجه گاهى آن امر، شرى از آب در مى‏آيد كه مايه خسارت و زحمتش مى‏شود، و گاهى هم خيرى بوده كه از آن نفع مى‏برد.

    اين آيه و آيات بعديش در سياق توبيخ و سرزنشى است كه ناشى از منت نهادن خداى تعالى در آيات قبل است كه مساله "هدايت اقوم" را به رخ بندگانش مى‏كشد، گويى كه فرموده است: ما كتابى نازل كرديم كه شما را به سوى ملتى اقوم هدايت مى‏كند و گروندگان به آن ملت و كيش را به سعادت و بهشت مى‏رساند و به سوى اجرى عظيم و خيرى
    __________________________________________________
    (1) آنان كه از راه خدا گمراه شوند چون روز حساب (و قيامت را) فراموش كرده‏اند به عذاب سخت معذب خواهند شد. سوره ص، آيه 26.
    (2) از او درخواست مى‏كند هر آن كس كه در آسمانها و زمين است. سوره رحمن، آيه 30.
    (3) و بشما داده از هر نعمتى كه خواستيد. سوره ابراهيم، آيه 34.


    ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 67

    كثير ارشاد مى‏كند، و ليكن جنس بشر عجول است و به خاطر همين عجله‏اش ميان خير و شر فرق نمى‏گذارد، بلكه هر چه برايش پيش بيايد همان را مى‏خواهد و در طلبش برمى‏خيزد، بدون اينكه خير و شر را از هم جدا نموده و حق را از باطل تشخيص دهد، در نتيجه به همان نحوى كه عاشق خير است، شر را نيز به همان وجه طلب مى‏كند، و همانطور كه بايد بر سر حق سر و سينه بشكند بر سر باطل هم مى‏شكند.

    سزاوار نيست كه انسان دستخوش عجله گشته و هر چه را كه دلش خواست و اشتهايش طلب كرد دنبال كند و هر عملى كه ارتكابش برايش ممكن بود مرتكب شود، و تا آنجا كه تيغش بريد ببرد، و آن گاه اين معنا را بهانه كند كه خدا برايم فراهم كرد و اگر او نمى‏خواست نمى‏گذاشت من اينكار را بكنم! درست است كه شب و روز دو آيت الهى‏اند، و هيچ وقت در يك حال نمى‏مانند، بلكه خدا با آيت شب آثار روز را از بين برده و حركات موجودات را متوقف و ديدگان را به خواب مى‏برد، و بر عكس با آيت روز قوا را بار ديگر بيدار نموده و مردم به طلب فضل پروردگارشان به جنب و جوش در مى‏آيند، و با اين شب و روز عدد سالها و حسابها را در دست دارند.

    و درست است كه اعمال خير و شر همه به اذن خدا در عالم وجود تحقق مى‏يابند و همه آنها با قدرتى براى آدمى مقدور است كه خدا به آدمى داده است و ليكن اين معنى باعث نمى‏شود كه اعمال خير و شر، هر دو براى آدمى جايز شوند، و انسان هر چه را كه هوس كرد با عجله و سراسيمه دنبال نمايد، و بدون هيچ احساس مسئوليتى مرتكب هر عملى- چه خير و چه شر- بشود و همان طور كه در اطاعت خدا آزاد است معصيت خدا را هم آزادانه مرتكب شود.

    بلكه واجب است اعمال شر را مانند شب تاريك كننده دانسته و نزديكش نشود و عمل خير را مانند روز بينا كننده دانسته انجامش دهد، و با انجام آن فضل پروردگار خود را جستجو نمايد، اميدوار باشد كه خدا به پاداش آن سعادت آخرت و رزق كريمش مرحمت فرمايد آرى عمل آدمى گريبانگير آدمى است و تا او را به سعادت و يا شقاوتش نكشاند دست بردار نيست و آنچه مى‏كند آثارش به خود برگشته و به غير خود نمى‏رسد، و كسى را به جاى خود نمى‏گيرد.
    اين آن معنائيست كه از سياق آيه استفاده مى‏شود و با در نظر گرفتن آن، چند نكته روشن مى‏گردد:

    اول اينكه: اين آيه و آيات بعديش در مقام توبيخ و ملامتند و همانطور كه قبلا اشاره

    ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 68
    كرديم همين معنى وجه اتصال آنها به ما قبلند كه فرمود:" إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ...".
    بنا براين خداى سبحان مى‏خواهد بفرمايد كه انسان به خاطر آن قريحه استعجالى [عجول بودن] كه دارد آن طور كه بايد قدر نعمت هدايت الهى را نمى‏داند، و ملت اقوم و ملت ديگر در نظرش يكسان است، و به همين جهت همانطور و به همان عشق و علاقه كه خير را مى‏طلبد در طلب شر مى‏رود، و به همان عجله كه به دنبال سعادت مى‏رود در پى شقاوت مى‏دود.

    نكته دوم اينكه: مراد از " انسان" جنس آدمى است نه افراد معينى از انسانها، از قبيل كفار و مشركين، چنان كه بعضى «1» گفته‏اند و مراد از" دعا" هم مطلق طلب است نه دعاى اصطلاحى كه بعضى «2» خيال كرده‏اند، و مقصود از خير و شر هر آن چيزى است كه در حقيقت مايه سعادت و يا شقاوت آدمى است، نه مطلق هر چيزى كه مضر يا نافع باشد، مانند درخواست فلاح و رستگارى براى كسى كه مورد علاقه او است و درخواست خسران و نوميدى براى كسى كه مورد انزجار و خشم او است و ...

    و مراد از" عجله" علاقه آدمى است به اينكه آنچه ميل دارد به زودى تحقق يابد، نه لجاجت و درخواست عذاب.

    و ما از اين نظر مفردات آيه را معنا كرديم كه مفسرين در معانى آنها اختلاف عجيبى به راه انداخته‏اند و در وجه اتصال آيه به آيات قبل و بعدش حرفهايى گوناگون زده‏اند، كه چون فايده‏اى در نقل آنها نديديم از ايراد آنها و غور و بحث در پيرامونش صرفنظر نموديم، كسانى كه مايلند همه آنها را ببينند بايد به كتب تفسير مراجعه نمايند.

    این تاپیک هم تفسیر آیه 15 و 16 سوره فجر هست که به بعضی سوالاتت مربوط هست: خود خدا همه سوالامون رو در قرآن جواب داده

    مروری بر آیه های قرآنی در چند دقیقه
    ویرایش توسط ایزدی : 2014_02_23 در ساعت 11:15
    بسم الله الرحمن الرحیم ... و من یتوكل علی الله فهو حسبه طلاق/3

    وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •