تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سوال درباره رفتار با فرد مبتلا به بیماری خاص زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:S.A.R.A
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 3

سوال درباره رفتار با فرد مبتلا به بیماری خاص

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام

    یک ماه پیش خواهرم به طور ناگهانی بینایی چشم چپ شان را از دست دادند و مشخص شد که ام اس دارند و در بیمارستان بستری شدند و کورتون وریدی گرفتند و اندکی بینایی شون برگشت و الان تار می بینند و گویا از این به بعد باید تا اخر عمر دارو مصرف کنند و امپول بزنند که هنوز این بخش از درمان شروع نشده....
    خواهرم یک هفته است که از بیماری شون اطلاع پیدا کردند و خیلی خیلی ناراحت هستند. وقتی تو اینترنت سرچ می کرد و عوارض بعدی را مطالعه می کرد خیلی ناراحت بود و می گفت این زندگی نیست, مرگ تدریجی...
    به نظرتون چه جوری می تونم از لحاظ روحی بهشون کمک کنم؟
    وقتی پیشش هستم سعی می کنم باهاش شوخی کنم و بخندم! و بهش امیدواری بدم و از تحقیقاتی که هر روز انجام میشه و علم هر روز پیشرفت می کنه بگم که خیلی سودی نداره و اصلا حالش را بهتر نمی کنه. و بعضی وقتها هم که داره گریه می کنه, هیچی نمی گم بعنی نمی تونم بگم و فقط نگاهش می کنم و فقط سعی می کنم گریه نکنم! دیشب که داشت گریه می کرد دلم می خواست بغلش کنم و دوتایی گریه کنیم! ولی جلوی خودم گرفتم و مثل مجسمه نشسته بودم!

    حال خودمم خیلی بد و خیلی هم درونگرا هستم و جلوی هیچ کس ناراحتیم را بروز نمیدم و وقتی تو اتاقم هستم خیلی اروم و بدون اینکه کسی بفهمه گریه می کنم و خیلی ناراحتم چون هیچ کاری براش نمی تونم انجام بدم و طاقت دیدن ناراحتی و مریضی شو ندارم. دلم می خواد بمیرم ولی متاسفانه نمیشه. دیگه خسته شدم از این زندگی.....
    ولی حالا از من بگذریم, چیکار کنم که خوشحال بشه و یا ناراحتی اش کم بشه؟ چیزی به ذهنم نمیرسه.

    و یک سوال ایا لازم که یک سری از حقایق را بهشون گفت؟ منظورم بیان واقعیات! اینکه انقدر نباید خودتو خسته کنی و یکم هم به فکر خودت باشی و چه کارهایی بکنی که از حمله مجدد جلوگیری بشه؟؟؟و....
    مثلا دیشب یک فایل دانلود کردم که یک برنامه تلویزیونی و مصاحبه با رئیس انجمن ام اس ایران بود و نکات خوبی را هم برای جلوگیزی از حملات بعدی ذکر کردند و می خواستم بهش نشون بدم ولی چون در بین برنامه بیماران هم تماس گرفته بودند و مشکلاتشون را می گفتند, پشیمون شدم و بهش نشون ندادم و حتی ان نکات را هنوز بهش نگفتم! می ترسم نگران بشه! من نمی خوام نگران بشه ولی می خوام که یکسری از موارد را بدونه تا بیشتر مراقب خودش باشه.

    و یک مشکل دیگه خواهرزادمه که خیلی حرف گوش نمی کنه! بهش می گم نباید مامانت را ناراحت و عصبانی کنی ولی کو گوش شنوا! و یا خیلی دوست داره دیگران و خصوصا مامانش و من را بوس کنه. بهش می گم عزیزم سرما خوردی و با اینکارت مامان سرما می خوره و الان کورتون گرفته و سیستم ایمنی اش ضعیف شده و...ولی متاسفانه سودی نداره! ایشون اول دبیرستان هستند و چند برابر سنشون هم عقلشون میرسه. و به طور کلی جایی که نخواد و یا به نفعش نباشه اصلا توجه نمی کنه و...

    و یا مامانم داشتند با دختر خالم صحبت می کردند و داشتند می گفتند که وقتی امدی یکم باهاش صحبت کن و نصیحتش کن که کمتر کار کنه و به فکر خودش باشه! ولی من به مامانم گفتم که نه این حرفا چیه! من خواهرم را خوب می شناسم و دوست نداره همه درباره ناراحتی اش صحبت کنند و دیگه هم به کسی در بیماری نگید و به دختر خالم هم بگید که اصلا چیزی نگه, خواهرم به اندازه کافی ناراحت هست و با این حرفا بیشتر ناراحتش نکنید....! و فقط خودتون باهاش صحبت کنید و انهم نه همیشه! به نظرتون اشتباه کردم که این حرفا را به مامانم گفتم؟
    و به طور کلی اطرافیان چگونه باید با موضوع برخورد کنند؟

    از راهنمایی و همفکری تان بسیار ممنون و سپاسگزارم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. سوال درباره رفتار با فرد مبتلا به بیماری خاص  سپاس شده توسط niloofarabi

  3. ارسال:2#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    افرادی که بیماری های خاص دارن ؛ معمولا وقتی اولین بار متوجه بیماری شون میشن تا یه مدت تو شوک هستند... و دچار افسردگی هم میشن. وظیفه اطرافیان این هست که اونا رو به زندگی و روال معمول اش برگردونن.
    یه فردی کاملا سالم بوده ؛ یه دفعه متوجه میشه که دچارms هست. اول انکار میکنه برای همین به چندتا پزشک مراجعه میکنه تا مطمئن بشه که واقعا دچار چنین بیماری شده. وقتی مطمئن شد ....دیگه تسلیم میشه و کم کم دچار افسردگی میشه. اگه افسردگی اونا ادامه پیدا کنه کم کم احساس درماندگی و ناتوانی میکنن. این وضعیت ادامه پیدا میکنه و از اونا یه فرد غم زده و قابل ترحم میسازه. تو سایت ها در مورد بیماری شون شروع میکنن به سرچ!!! فقط هم نکته های منفی بیماری شون رو میبینن!
    همه اینا حاصل تصور ذهنی این بیماران هستش و یه جورایی تو تفسیر بیماری شون دچار خطا شدن!
    بیماری ام اس ؛ بیماری هست که قابل کنترل هست. فقط بیمار باید به این باور برسه که قدرت غلبه بر بیماری شو داره و می تونه اونو کنرل کنه. عضویت در انجمت ام اس که خوب هست...حتما عضو بشن. تو جلسه هایی که براشون گذاشته میشه و در مورد بیماری شون بهشون اطلاعات داده میشه شرکت کنن.
    درسته که این افراد از نظر وضعیت جسمانی تغییر کردن ، ولی بیشتر از اون وضعیت روحی شون هست که تغییر کرده!!!!

    اینكه آينده براي اون تيره وتاراست و يا ديگران او را دركشون نمي كنند ومثل گذشته احساس لذت نمي كند و شاداب و سرزنده و چالاك نيست ، همه و همه به ذهنيت غلط او مربوط مي شد. اينكه عاقبت اين بيماري مرا از پاي در خواهد آورد، و يا مرا به جنون و ديوانگي خواهد كشيد و همه چيز را از دست خواهم داد . به تفسير نا بجاي من از پيرامونم بر مي گردد.

    باید بیماری شون رو بشناسن ....و نگاه واقع بینانه نسبت به بیماری شون پیدا کنن. برای بیرون اومدن از افسردگی نیاز به کمک دارن. این کمک می تونه یه مشاور یا روانشناس باشه یا فردی که روی اونا تاثیر زیادی داره.
    پس نکته اول این هست که ایشون از افسردگی در بیان ... و ام اس رو به عنوان یه بیماری که شرایط خاص خودش رو داره و قابل کنترل هست در نظر بگیرن.
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_01_16 در ساعت 13:41
    پاسخ با نقل و قول

  4. سوال درباره رفتار با فرد مبتلا به بیماری خاص  سپاس شده توسط S.A.R.A,محسن عزیزی

  5. ارسال:3#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    واکنش خواهر شما به شنیدن چنین خبری کاملا طبیعی هست اما لازمه که طی مرور زمان با این وضعیت خودشون رو اداپته کنن. قطعا با حمایت اطرافیان، چنین امری میسر خواهد بود.
    وقتی انسان ها خبر بدی رو میشنون( در هر زمینه ای که باشه) سیستم عصبی اونا به این خبر بد واکنش نشون میده و حتی در مواقعی ارگان های حیاتی بدن رو هم به طور موقت تحت تاثیر قرار میده. مثلا سیستم گوارش کند میشه یا تغییراتی در ضربان قلب پیش میاد و...
    چیزی که در این برهه بسیار کمک کننده هست و جلوی عوارض ثانویه رو میگیره حمایت اطرافیان هست. در بسیاری مواقع بعد از چند هفته( و غالبا چند ماه) فرد کاملا با وضعیت جدید خودش کنار میاد و گاهی مواقع هم ممکنه به قول نیلوفر، اون فرد دچار افسردگی بشه و در حالت افسرده باقی بمونه.
    ام اس یه بیماری خود ایمنی هست. معمولا درمان قطعی نداره ولی قابل کنترل هست و در برخی مواقع بهبود کامل هم دیده شده. یعنی سیستم دفاعی بدن به طور خودبخود دست از سر دستگاه عصبی مرکزی برمیداره و اسیب سیستم عصبی مرکزی، جزیی هست و خودش طی زمان ترمیم میشه. البته در بیشتر مواقع، کنترل بیماری و جلوگیری از گسترش عوارض اون، مدنظر هست. ولی بهرحال ام اس یه بیماری مهلک نیست. بسیاری افراد رو میشناسم که سالهاست با ام اس دارن زندگی میکنن و افراد موفقی هم هستن.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  6. سوال درباره رفتار با فرد مبتلا به بیماری خاص  سپاس شده توسط S.A.R.A,محسن عزیزی

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •