تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ایا امکانش هست؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:itna
آخرین ارسال:itna
پاسخ ها 5

ایا امکانش هست؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    دو نفر که قرار بود ادواج کنن با هم بر اثر دعوا از هم جدا میشن و دختره دله پری از پسری داشته باشه و ازش بدش بیاد و یه جورایی کینه داشته باشه از پسره در صورتی که پسره اصلا پسر بدی نباشه و در ذهن دختره تصویر بدی از پسره تو ذهنش بوجود اومده در صورتی که دختره زمانی عاشق پسره بود ولی الان در دهنش همون پسر شده یه پسر بی ادب و خیلی چیزای دیگه.ایا ممکنه در اینده دختره کینه ای نداشته باشه از پسره و تو دلش اونو ببخشه مثلا بعد از یک سال و یا چند مدت بعد از دعوا.دوست دارم دختره سرد شه از پسره دلخور نباشه و دلش خالی شه از کینه و دشمنی با پسره در صورتی که پسره نه دشمنش بود نه چیزه دیگه ای
    چون همسایه هم هستیم و ممکنه یه روز همدیگه رو ببینیم دوست ندارم وقتی منو دید حس بدی بهش دست بده
    ایا من میتونم خودمو ازش قایم کنم به طوری که منو تا یک سال اصلا نبینه که دلش یه جورایی برام تنگ بشه و بعد منو ببینه بعد از یک سال تا شاید دلش رحم بیاد و یاد گذشته و خاطرای خوبمون بیوفته و دیگه از من ناراحت نباشه و کینه ای نداشته باشه و دلش سبک بشه
    ایا اصولا میتونه منو ببخشه تو دلش و کینه از من به دل نگیره.همیشه عذاب وجدان دارم که تصویری که از من ساخته تو ذهنش و ناراحتیه که از من داره منو عذاب میده .طاقت ندارم عشق سابقم راجبم فکر بد کنه.نه دعوایی کرده بودم تو زندگی نه قهر ولی متاسفانه این اتفاق افتاد همین یک بار افتاد که باعث جداییمون شد
    میدونم میگید بزار هر جوری دوست داره راجبت فکر کنه ولی من نمیتونم باید بهش اثبات کنم و از دلش دربیاد ولی هیچ راهی ندارم نه جوابمو میده نه میزاره باهاش حرف بزنی
    ویرایش توسط itna : 2014_01_21 در ساعت 00:55
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    دوست عزیز شما در مورد خودتون و دوستتون هیچ توضیحی ندادید چند سالتونه ؟ تحصیلاتتون ؟ چند وقته رایطه دارین؟ رابطه تون تا چه حد بوده ؟ چطور شد به هم علاقه مند شدید ؟ دعواتون سره چی بود ؟ ایا شرایط خودتون و خانواده هاتون به هم نزدیکن یا اختلافتون زیاده ؟ نظر خانواده ها چی هست؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ایا امکانش هست؟  سپاس شده توسط m1392,s.esmailzadeh

  4. ارسال:3#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    من از جریان شما تا حدودی خبر دارم
    ببین افراد تو اینجور مسایل با هم خیلی فرق دارن
    مثلا یکی آدم بشدت کینه ای هست و دیگری انسان بسیار مهربان و رئوف
    پس ما نمیتونیم به شما بگیم آیا کینه بالاخره از قلبش پاک میشه یا نه! خیلی از افراد تا پایان عمر کینه به دل میگیرن!
    اما بنظرم تو مسئله شما بحث سر کینه و این حرفها نیست!
    ممکنه عامل دیگه ای باعث شده تا دیگه به سمت شما برنگرده!
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  5. ایا امکانش هست؟  سپاس شده توسط lale

  6. ارسال:4#
    جریانمون رو تا حدودی همه خبر دارن تو سایت تو تاپیک های قبلی نوشتم ، نه من نمیخوام برگرده میخوام فکرشو راجبم عوض کنه ،نمیخوام پسفردا همدیگه رو دیدیم با حس بدی ازکنارم رد شه چون همسایه هستیم هر لحظه ممکنه همدیگه رو ببیینیم.منو خیلی دوست داشت ولی بعد از دعوا از چشمش افتادم به قول خودش و ترکم کرد منم دیگه قبول کردم جدا شدیم ولی اینکه از من ناراحته منو عذاب میده یه فکرایی راجبم میکنه که اون فکرا از دم غلطه و منم نمستونم اثبات کنم که اون تصویری از من ساختی غلطه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    [quote=ستاره----;35701]دوست عزیز شما در مورد خودتون و دوستتون هیچ توضیحی ندادید چند سالتونه ؟ تحصیلاتتون ؟ چند وقته رایطه دارین؟ رابطه تون تا چه حد بوده ؟ چطور شد به هم علاقه مند شدید ؟ دعواتون سره چی بود ؟ ایا شرایط خودتون و خانواده هاتون به هم نزدیکن یا اختلافتون زیاده ؟ نظر خانواده ها چی هست؟[/quote
    خیلی خلاصه میگم طی سفری مریم از من خوشش اومد منم خبر نداشتم تا رسیدیم خونه اسداد من تو رو دوست دارم.منم باهاش صحبت کردم خیلی با همتفاهم داشتیم از هر لحاظ.من مسیح 21 اون مریم17 .خانواد ها در جریان بودن که ما مال هم هستیم برای اینده .خانواده هامون با هم دوستم ازلحاظ مالی فرهنگی اقتصادی شبیه هم بودیم.عاشق م بود جوری که منو از خودم بیشتر دوست داشت کارایی کرد که فهمیدم دوسم داره ولی یعد از یک دعوا خیلی ازم ناراحت شد من میومدم اشتی کنم باهاش بدتر دعوامون بیشتر میشد بجای اینکه خونریزی دعوا و متوقف کنم بدتر میکردم .تقصیر خودم بود از اون دعوا اخلاقش عوض شد
    بخوام توضیح بدم خیلیی تو تاپیک هایی که به اسم خودم هست همه ی داستانو نوشم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •