تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوراهی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:زهرا14
آخرین ارسال:زهرا14
پاسخ ها 46

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

دوراهی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من زهرا 13 هستم که قبلا مشکلم رو مطرح کرده بودم و به کمک شما کمی حالم بهتر شد
    راستش تو موقعیت جدیدی از زندگی قرار گرفتم که فکر کردم باز اینجا مطرح کنم خوبه
    چند وقت پیش با یه آقایی تو نت آشنا شدم و قرار شد تلاشش رو بکنه تا بتونه شهر ما کارشناسی ارشد قبول بشه و بهونه ای بشه برای موندنش تو شهرمون و فعلا رابطه ی خاصی نداریم و تقریبا میشه گفت اصلا ارتباطی نداریم چون واقعا آدم مومنیه نمیخواد رابطه مون بوی گناه داشته باشه و منم همینطور
    این مدت خواستکاری داشتم که واقعا شرایطش خوب نبود و راحت ردش کردم ولی امروز یه خواستگار جدید پیدا شده که نتونستم هیچ بهونه ای بیارم برای رد کردنش
    نمیخوام طولانی کنم حرفم رو فقط الان مشکلم شامل این دوتا مورد میشه
    1. من نمیدونم واقعا راه دادن اونها کار درستیه با وجود قول دادنم به اون آقا برای منتظر شدن براش ؟
    2. من واقعا میترسم حقیقتا و تازه متوجه شدم بازم مثل سابق از ازدواج میترسم
    الان که دارم مینویسم واقعا دستهام داره میلرزه
    نمیدونم چطوری بگم واقعا میترسم از ازدواج فکر میکنم نمیتونم ولی اگر الان باز به خانواده ام بگم میترسم دعوام میکنن که دلیلت چیه
    خواهش میکنم کمکم کنین واقعا به کمکتون نیاز دارم
    پاسخ با نقل و قول

  2. دوراهی  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,anahid,aram,Far Zane,m1392,پریدخت

  3. ارسال:2#
    **شادی** آواتار ها
    سلام زهرا خانم گل...
    مثل همیشه به تالار خودت, همیاری خوش اومدی...

    اینکه نمیتونی برای خواستگار جدیدت بهونه ای بیاری به این معنیه که انقدر ایده آله که جایی برای بهانه آوردن نداره؟
    چرا دنبال بهانه آوردنی؟
    بنظرت قول یه نفر تو شهر دور ,از راه مجازی, انقدر قابل اطمینان هست که گزینه های موجودواقعی و به اصطلاح نقد رو بخاطرش از دست بدی؟

    احتمالا تا الان خیلی سرگذشت ها از دلبستنهای مجازی و این نوع ارتباطات شنیدی, میتونی بگی فرق این آقا پسر با پسرهایی که تو این ارتباطات فقط سوءاستفاده گر و بَرنده بودن, چیه؟
    و یه سوال دیگه بهترین راه برای جلب اعتمادِ یه دختر, اونهم تو دنیای مجازی چیه؟
    بنظرت ابراز علاقه, قالب گرفتن یه شخصیت مذهبی با اعتقادات راسخ ,و قولهایی برای خواستگاریو تشکیل زندگی و... نمیتونن از ترفندهای جلب اعتماد باشن؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. دوراهی  سپاس شده توسط A@92,anahid,aram,Far Zane,m1392,mehdi.2014,محسن عزیزی,زهرا14

  5. ارسال:3#
    سلام
    ممنونم که بهم جواب دادین
    من قبل از هرچیزی میخوام کمی توضیح بدم
    من به اون آقا اصلا در اون حد وابسته نیستم که به خاطرش عقلم ضایع شه
    از اولش هم رابطه م رو زیاد احساسی نکردم تا بتونم بر حسب عقل تصمیم بگیرم
    زیاد هم باهم در ارتباط نیستیم و ایشون قسمم دادن اگر خواستگار خوبی داشته باشم که شرایطش ایده آل بود حتما جواب مثبت بهش بدم
    درمورد ایشون مشکلم فقط اینه که الان که به امتحانشون دو هفته مونده اگر بهشون بگم شاید واقعا اوج ناانصافی باشه و من از این مساله فقط ناراحتم اگر این خواستگار دو هفته بعد می اومد اصلا این مشکل رو نداشتم
    اما در مورد این خواستگار جدید بله ایشون تا اینجا تقریبا بیشتر ایده آلهای منو دارن و به همین خاطر نتونستم راحت بگم نه
    مشکل من الان فقط اینه که بازم مثل قدیم میترسم
    گاهی از استرس زیاد حالم بد میشه
    من قبلا ترس داشتم که نکنه ماجرای بچگیم رو بفهمه طرفم و آبروم بره و از این ترس به هیچکی راه نمیدادم
    الان یه ترس جدید بهش اضافه شده و اون هم اینه که میترسم ماجرای اون مشاور دروغین نت یه روزی برملا بشه و من...
    من همیشه یه قربانی بودم هم درمورد برادرم هم درمورد اون مشاور
    شاید زیادی ساده بودم ولی خب هیچوقت از روی اختیار نبوده
    من حس میکنم نگقتن این مسایل یه جور گناهه و صد البته گفتنشون باعث بدبینی ایشون و به احتمال زیاد کنار کشیدن ایشون بشه
    یه جورایی حس گناه باهام هست و گاهی فکر میکنم ازدواج نکردنم بهتره ولی میدونم که این فکرم درست نیست
    و یه چیز دیگه هم اینه که کلا از ازدواج میترسم
    سنم کم نیست ولی همیشه از بس ترسیدم جای حل مساله صورت مساله رو پاک کردم
    این بار از شما کمک خواستم تا این کار رو نکنم دیگه
    الان یه آرزو دارم و اونم اینه که وقتی عقدم از پدرم اجازه بگیرم نه از برادر نامردم
    شاید حال نامساعد بابام که این روزها یه کم زیادی بده بیشتر به این حالم دامن زده
    فقط میخوام عاقلانه تصمیم بگیرم و بس
    نمیگم حتما این خواستگار جدید ولی میخوام یاد بگیرم که بتونم بر این استرسم غلبه کنم تا بتونم درست تصمیم بگیرم
    پاسخ با نقل و قول

  6. دوراهی  سپاس شده توسط A@92,anahid,aram,Far Zane,m1392,محسن عزیزی,طباطبایی

  7. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام زهرای عزیزم
    این خیلی خوبه که به اون فردمجازی هیچ گونه وابستگی پیدانکردی من قبلاداستانتوخوندم ومتاثرشدم چون تاحدودی شبیه داستان زندگی خودم بوداول یه اقوام نامردوبعدشم یه فردمجازی که منوبهم ریخت
    ازایناکه بگذریم بهتره تاهمون2هفته باایشون هیچ گونه ارتباطی حتی توی محیط مجازی نداشته باشی تاراحت بتونی فکراتوبکنی
    عزیزم سنگاتوباخودت وابکن توتااخرعمرنمیتونی فکربرادرتوواون فردمجازی روباخودت بارکنی اون فردمجازی یه اشتباه بودوتمام شدورفت پس اشتباه هم مجازی بوده وامادرموردبرادرتون برام کاملاقابل درکه که عذاب وجدانوداشته باشیدبااینکه شمامقصرنبودید امابه این فکرکنیدکه این ادم یاهرفردجدیدی که ایده ال شماهست اینقدرمیتونه خوشحالتون وخوشبختتون کنه که دیگه یادی ازاون براتون نمونه وفراموش کنیدکه این اتفاقات افتاده اصلا
    روزت بخیرنازنینم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. دوراهی  سپاس شده توسط anahid,aram,m1392,محسن عزیزی,زهرا14

  9. ارسال:5#
    سلام زهرا جان
    نباید به ان اقا قول میدادین و امیدوارش میکردین
    بهرحال بهتر است که هر چه زودتر اقایی که توی اینترنت اشنا شدید بهشون بگویید بیاین خواستگاری تا اشنایی اولیه فراهم بشه و ببینید کدام خواستگار به معیارهای شما نزدیکتر هست .
    به اقا زنگ بزنید و از موضوع مطلعشون کنید و بگویید میخواهید اشنایی اولیه فراهم بشه تا از معیارهای اقا و خانواده اش مطلع شوید و خانواده ها باهم اشنا شوند بهشون حتما بگویید که اگر معیارها و تفاهم ها و .... بهم نخورد این ازدواج صورت نمیگیره
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  10. دوراهی  سپاس شده توسط anahid,aram,m1392,زهرا14

  11. ارسال:6#
    سلام
    ممنونم از توجه همگی
    درمورد اون آقا در نت ایشون خانواده ی بسیار مذهبی دارن و تصمیم دارن حتما ارشد شهرما قبول شن و بعد پیش خانواده مطرح کنن و میگن اگر قبل از قبولی بگن دیگه هرگز قبول نمیکنن
    و این مساله احتمالا حتی دوسال طول بکشه و به همین خاطر ما کلا زیاد باهم حرف نمیزنیم تا بهم دیگه وابسته نشیم

    درمورد خواستگار جدید هم فردا قرار هست بیاد با مادرشون و من اصلا نمیدونم چطوری تصمیم بگیرم
    جون بنا به رسومات منطقه من فقط یک ساعت وقت دارم برای تصمیم برای قبول کردن یا نکردن
    سوالات من تو یه ساعت باید برام کلیدی باشن برای تصمیم گیری و بس
    به همین خاطر هم نمیدونم چی درسته و چی نه
    پاسخ با نقل و قول

  12. دوراهی  سپاس شده توسط aram

  13. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    همانطور که برخی از دوستان هم اشاره کردند، اینکه به اون فرد اطمینان یا قول دادید، کار درستی نبوده. هرچند ممکنه اون فرد کلا نظرش عوض بشه، و کلا اون رابطه سرشار از اگر و اماهای فراوان هست، اما در هیچ شرایطی اینچنین قول دادن کار درستی نیست. جای امیدواریه که هم ایشون خودش پذیرفته که اگر در این مدت برای شما خواستگار خوبی اومد، بپذیرید و اینو اعلام کرده، و هم اینکه ارتباط خاصی با هم ندارید که وابستگی عاطفی ایجاد کرده باشه

    بنابراین، در شرایط شما، بهترین کار اینه که فعلا خواستگار امشبتون رو بررسی کنید. نیازی نیست در این باره با فرد قبلی صحبتی بکنید. ذهنتون رو آزاد بگذارید و به بررسی خواستگارتون بپردازید. در یکی دو ساعتی که فرصت هست، باید بتونید بهترین سوالات رو گلچین کنید و مطرح نمایید. بنابراین، قلم و کاغذ رو بردارید و لینکهایی که بهتون میدم رو با دقت و مو به مو مطالعه کنید و سوالات خودتون رو با کمک توضیحات این لینکها، انتخاب کنید.

    چه نوع سوالاتی باید در جلسه خواستگاری از یکدیگر بپرسیم؟

    روانشناسی و مشاوره - خواستگاری و ملاک های انتخاب همسر


    از خانواده یا خواستگارتون بخواهید که زمان بیشتری رو به دفعات بیشتر با شما صحبت کنند. اگر خواستگارتون و خود شما بیان کنید که نیاز به صحبت بیشتری هست، میتونید موافقت خانواده ها رو جلب کنید.

    در رابطه با کسب اجازه، شما نیازی نیست از برادرتون اجازه بگیرید، هرچند عرف هست(و بهتر هم هست) که ازشون مشورت بگیرید و نظرشون رو جویا بشید، اما با توجه به شرایط گذشته شما، خودتون رو تحت فشار این مساله قرار ندهید و افکار منفی رو از خودتون دور کنید. در صورتی که اذیت نمی شید، به عنوان برادر، از ایشون مشورت بخواهید.

    درباره گفتن اتفاقی که در کودکی برای شما افتاده و عذاب وجدانتون، لینک زیر رو براتون میگذارم:

    حکم فقهی دختری که در دوران مجردی در اثر ارتباط جنسی با نامحرم، بکارتش را ازدست داده


    اگر این خواستگار فعلی رو پسندیدید، بعد بهتون میگم چطور به اطلاع خواستگار اینترنتی برسونید؛ اما اگر نپسندیدید، باز هم همینجا مطرح کنید تا بگیم چه اقدامی انجام بدید.

    فعلا فقط تمرکزتون رو روی خواستگار فعلی بگذارید و ایشون رو بدون ترس، بررسی کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  14. دوراهی  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,aram,m1392,s.esmailzadeh,زهرا14

  15. ارسال:8#
    سلام
    ممنونم از راهنمایی های خوبتون
    خواستگار ظهر اومد و باهاش صحبت کردم
    راستش نشد قبل اومدنش این پست شما رو ببینم ولی الان که سوالها رو خوندم بیشتر سوالات رو خودم مطرح کرده بودم و واقعا خوشحال شدم که سوالاتم اصولی بوده
    من خوشبختانه مشکل جسمی از اون لحاظ ندارم پس موضوع گذشته رو نمیخوام بگم ولی درمورد مشکلات خاص خودم کامل حرف زدم
    باورم نمیشد بتونم این قدر محکم حرف بزنم ولی موفق شدم
    راستش اون آقا تا حالا بیشترین معیارهای منو دارن و واقعا همونی هستن که همیشه دوست داشتم و تو ذهنم بود
    زیادی اینطوری بودن منو به استرس انداخته و میخوام که یه کم بیشتر فکر کنم و حرف بزنم باهاشون
    ایشون و مادرشون نظرشون درمورد من مثبته و منتظر جواب من هستن
    واقعا برام مهمه نظر شما هم و الان به همفکری و راهنمایی هاتون نیاز دارم
    درمورد برادرم هم سعی میکنم باهاش کنار بیام
    یعنی مدتیه کلا بهش دیگه حساس نیستم مثل سابق و باهاش معمولی برخورد میکنم شاید هم واقعا بخشیدمش و خودم خبر ندارم ولی دیگه سعی میکنم که متنفر نشم ازش
    ولی خب درمورد مشورت با ایشون چون کلا اعتقاداتم با برادرهام فرق میکنه حس میکنم آدم مناسبی برای مشورت نیستن
    در کل الان حالم خوبه و عحیب آرومم
    فقط کمی دلهره دارم برای انتخاب
    پاسخ با نقل و قول

  16. دوراهی  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,elnaz.t,m1392,محسن عزیزی

  17. ارسال:9#
    راستی ممنون میشم راهنماییم کنین که چطوری با اون آقا تو نت حرف بزنم؟
    البته مطمئنم هیچ مشکلی برام ایجاد نمیکنه ولی خب باید بهشون اطلاع بدم تا تموم بشه همه چیز
    جون احساس بدی بهم دست میده وقتی یادم می افته بهش نگفتم
    پاسخ با نقل و قول

  18. ارسال:10#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    بله ما هم معتقدیم که بیشتر با خواستگارتون صحبت کنید و حتی با اجازه خانواده ها و نظارتشون، میتونید برای شناخت و بررسی همدیگر در موقعیتهای دیگر(در صورت فراهم بودن شرایط)، بیرون برید و صحبت کنید.

    درباره خواستگار اینترنتی تون فعلا هیچ فکری نکنید و فقط تمرکزتون رو روی این خواستگار اخیر بگذارید. بعد از اینکه نتیجه بررسی ها مشخص شد، اونوقت میگم چطور بگید بهشون.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  19. دوراهی  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,elnaz.t,m1392,زهرا14

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •