تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حساسیت بیش از حد و بی توجهی اطرافیان به حرفهام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:skot
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 28

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

حساسیت بیش از حد و بی توجهی اطرافیان به حرفهام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ترو خدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم زنداداشم خیلی اذیتم میکنه هی کارای مادرمو بهم یاد اوری میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    از نگاه های سنگینی که زنداداشم بهم داره خسته شدم ازتون خواهش میکنم زود بهم جواب بدین چون تو بحران خیلی سختی هستم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    دوست عزیز
    اگر دوستی شما زن داداشتون یکطرفه هست لزومی نداره شما انرژی زیادی مصرف کنین و بخواهید مدام محبت همدردی نشون بدید
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  4. حساسیت بیش از حد و بی توجهی اطرافیان به حرفهام  سپاس شده توسط **شادی**

  5. ارسال:14#
    **شادی** آواتار ها
    مهارتت تو ارتباط با دیگران خیلی خوبه که براشون امین و رازدار محسوب میشی اما باید مراقب یک مورد باشی اینکه اجازه ندی دردهایی که برات تعریف میکنن روت تاثیر بذارن اگه خوب دقت کنی این مورد خیلی تو روحیت تاثیر منفی گذاشته...

    اما چطور جلوی این تاثیر رو بگیری؟

    بخاطر حساس و جزئی نگر بودنت احتمالا با شنیدن درد و دلهای طرف, کاملا خودت رو تو موقعیت اون فرد قرار میدی و با تمام وجودت دردی رو که متحمل شده احساس میکنی(منظور درد جسمانی نیست) و همین باعث میشه احساس فرسودگی کنی درصورتیکه شما باید فقط یه شنونده و همدل باشی نه بیشتر از اون.
    نباید بجای دیگران یا همپای دیگران برای مشکلاتشون عذاب بکشیو غصه بخوری...

    چون تمام نیازهای عاطفیت رو داری از طریق ارتباط با عروستون برآورده میکنی باعث شده انتظارات خاصی هم از ارتباطتون داشته باشی بنابراین خیلی حساستر رفتارها و عکس العملهاشو تحلیل کنی...
    در این مورد که تنها دوستت تو زندگیته, باهاش صحبتی داشتی؟
    چرا حس میکنی نگاه های سنگینی داره؟

    و اینکه فکر میکنی علت اینکه مدام رفتارهای مامانت رو بهت یاداوری میکنه چیه؟
    در کل (بدون احتساب بحث اخیر) رابطه عروستون و مامانت چطوره؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:15#
    چون همیشه بهم میگه از مادرت متنفرم البته بعد از اون اتفاق همیشه کارای مادرم رو برام یاد اوری میکنه
    به هر نحوی شده تیکه میندازه حالا مستقیم یا غیر مستقیم مادر خودشو زندگی خودشو به رخ من میکشه نمیدونم واقعا نمیدونم چرا من که همیشه کنار اون بودم همیشه پشتش بودم
    ولی نمیدونم چرا همچین کاری رو داره انجام میده
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:16#
    هر چی باشه اون مادرمه نمیخوام بدشو بشنوم این جور مسائل خیلی عذابم میده
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:17#
    **شادی** آواتار ها
    کم کم عمق ارتباط شما و ایشون داره روشنتر میشه...
    ظاهرا هدف شما دو نفر از این ارتباط کاملا باهم فرق میکنه...
    شما دنبال پر کردن خلاء های ارتباطی خودت و مامانت هستی و ایشون بدنبال جبهه بندی خانوادگی...

    احتمالا ایشون متوجه سرد بودن ارتباط بین شما و مامانت شده از طرفی یکبار به دفاع از ایشون جلو مامانت ایستادی پس با کمی صحبت و گلایه از مامانت و همچنین تعریف و تمجید از نوع ارتباط خودشو مامانش سعی تو سردتر کردن ارتباط شما و مامانت داره...

    خب بنظرت این فضا رو کی براش فراهم کرده تا براحتی از تنفر از مامانت و همچنین گله و شکایت صحبت کنه؟
    و کی میتونه به این وضعیت خاتمه بده؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:18#
    هر چی باشه اون مادرمه نمیخوام بدشو بشنوم این جور مسائل خیلی عذابم میده
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:19#
    **شادی** آواتار ها
    دوست داری درعین حفظ ارتباط دوستی با عروستون, این خلاء رو تو ارتباط با مامانت بازسازی کنی و نیازهات رو از همین طریق برآورده کنی؟
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:20#
    اره خیلی هم تلاش کردم ولی هیچ وقت نمیتونم این خلا رو پر کنم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •