تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حس میکنم دارم افسرده میشم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سمیراا
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

حس میکنم دارم افسرده میشم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام خدمت همگی
    این اولین پستم توی انجمن همیاری هست..
    راستش من چندروزیه حس میکنم دارم افسرده میشم باز.
    وقتی دبیرستان هم بودم یا هر از گاهی دچار این حالات میشدم اما خیلی وقت بود اینطوری نشده بودم.
    دیشب حتی خیلی به خودکشی فکر میکردم.
    به نظرم دلیل موجهی نیست واسه زندگی...
    میشه کمکم کنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط **شادی**

  3. ارسال:2#
    **شادی** آواتار ها
    سلام سمیرای عزیز.
    بهمیاری خوش اومدین...

    شما چند سال داری؟و الان به چه کاری مشغولی؟
    این چند روز اتفاقی افتاده که احساس افسردگی میکنی؟
    و اینکه احساست رو میشه بیشتر توضیح بدی, چه حالتهایی داری؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط roma,محسن عزیزی,سمیراا

  5. ارسال:3#
    ممنون شادی ِ عزیز..
    19 سالمه و دانشجو. سرکار هم میرم پاره وقت.
    حقیقتش من پدرم سال هاست که افسردگی داره و دارو مصرف می کنه
    ارتباط مامان و بابام هم خیلی خوب نیست. دعوا نه. یه جور طلاق عاطفی بیشتر.
    این رزوا حس میکنم مامان هم داره افسرده میشه. خیلی دل به خونه نمیده.
    منم حوصله ندارم مثل سابق توی جمع باشم، شوخی کنم و ...
    هرکسی تو حال خودشه
    واقعا به نظرم زندگی بی ارزش شده
    حوصله ی انجام هیچ کاریو ندارم
    حس می کنم خیلی تنهام...
    من دختر خیلی فعالی بودم
    با وجود همه ی ناراحتیام، حاضر نبودم یه کلاس از دانشگاهمو از دست بدم
    اما الان... رسیدم به مرز بی تفاوتی و فقط از خدا میخوام یا من تموم شم، یا این روزا
    پاسخ با نقل و قول

  6. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط **شادی**,A@92

  7. ارسال:4#
    **شادی** آواتار ها
    متوجه شدم...
    ارتباط شما با والدینت چطوره؟ و همچنین با خواهرها و برادرهات؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیراا نمایش پست ها
    این رزوا حس میکنم مامان هم داره افسرده میشه. خیلی دل به خونه نمیده.
    از اینکه میبینی مامان عزیزت داره افسرده میشه چه احساسی داری؟
    بنظرت این جو منفی و غمگینی که تو خونتون حاکم شده, با افسردگی و بی حوصلگیِ شما پایان میگیره یا تشدید میشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط A@92,محسن عزیزی,سمیراا

  9. ارسال:5#
    ارتباطمون خوبه شکرخدا...
    حس میکنم یکی از دلایلی که منم دارم افسرده میشم همین حس و حال مامانمه. خیلی مهمه واسم
    اما کاری ازم برنمیاد
    شایدم دیگه حوصله ندارم کاری کنم..نمیدونم..
    خب معلومه... این جو منفی تشدید میشه...
    اما واقعا حس میکنم سخته واسم توی جمع بودن.. یکم که بیرون از اتاقم هستم کلافه م... دلم میخواد بیام اتاقم...
    حتی دیگه حوصله ندارم تمرین های موسیقی م رو انجام بدم با اینکه خیلی عقبم
    پاسخ با نقل و قول

  10. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,sajad98

  11. ارسال:6#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیراا نمایش پست ها
    خب معلومه... این جو منفی تشدید میشه...
    اما واقعا حس میکنم سخته واسم توی جمع بودن.. یکم که بیرون از اتاقم هستم کلافه م... دلم میخواد بیام اتاقم...
    آفرین نکته همینجاست, اگه به این روندِ بی حوصلگی و کرختی ادامه بدی فقط وضعیت رو بدتر از این چیزی که هست کردی...
    میدونم احساس میکنی دست خودت نیست و باید از بیرون دلیلی برای شاد بودن و انرژی گرفتن وجود داشته باشه که از این حالت بیای بیرون
    اما
    دلیل بالاتر از نجات خانواده از این بحران افسردگی؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیراا نمایش پست ها
    حس میکنم یکی از دلایلی که منم دارم افسرده میشم همین حس و حال مامانمه. خیلی مهمه واسم
    اما کاری ازم برنمیاد
    چرا اتفاقا تاثیر مهمی میتونی داشته باشی...
    سمیرا جان گاهی وقتا فکر میکنیم خیلی ناتوان تر از اونی هستیم که بتونیم تو یه جمع تاثیر بذاریم و تغییرشون بدیم اما غافل از اینکه شاید فقط با تغییر خودمون, بزرگترین تاثیر رو تو جمع هم بوجود میاریم...
    اطرافیانِ یه بیمار افسرده بیشترین تاثیر رو تو دوام یا بهبودی افسردگیش دارن...

    بی حوصلگی و غمگینیِ شما باعث میشه علایم افسردگی مامانت هم تشدید بشه, از طرفی افسردگیِ مامانت روی شما تاثیر منفی میذاره...پس این شد یه چرخه ی معیوب که باید هرچی سریعتر از یجایی قطعش کرد...
    تغییر هرکدوم از شما میتونه روی دیگری و همینطور رو کل خانواده تاثیر مثبت بذاره...
    اما تغییر خودت خیلی راحتتر و در دسترس تر از تغییر دیگرانه...

    فقط نیاز به یه دلیل قانع کننده و محکم داری تا تن به این تغییرات بدی...
    نظرت چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  12. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط roma,sajad98,samin66,سمیراا

  13. ارسال:7#
    شادی جون واقعا ممنونم از اینکه وقت میذارین و جواب میدین
    من تا الان هم همین کارو میکردم..سعی میکردم جو خونه رو گرم نگه دارم...میدیدم که چقدر اثر داشت واقعا... ولی الان حس میکنم خاموش شدم، دیگه بریدم انگار.
    دلم یه انگیزه، یه محرک بیرونی یا درونی میخواد که موتورم روشن شه..اما واقعا نمیدونم چی میتونه کمک کنه..البته یه اتفاقی میتونه خیلی حالمو خوب کنه که افتادنش محاله

    اره شادی جون درست میگین شما واقعا حرفاتونو قبول دارم
    اما دیگه چقد ؟هرچقدم ما هوای مامان رو داشته باشیم، یه زن نیاز به توجه داره از جانب همسرش..نه که شوهرش موقع حرف زدن حتی نگاهشم نکنه و یه سال و نیم باشه که جاهاشون جدا از هم باشه...
    یه زن هم خسته میشه...هرچقد ما محبت کنیم، جای محبت همسر رو ک نمیگیره...
    پاسخ با نقل و قول

  14. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط **شادی**,samin66

  15. ارسال:8#
    **شادی** آواتار ها
    میشه درباره اون اتفاق محالی که میتونه حالِت رو تغییر بده بیشتر توضیح بدی؟

    رفتار پدرت قبل از بیماریش با خانواده چطور بود؟
    یکی از دلایل سردی پدرت, بیماریش میتونه باشه نه اینکه محبت و علاقش به همسر و زندگیش کم شده باشه...
    از علایم بارز این بیماری بی لذتی هستش یعنی لذت نبردن از تمام چیزهایی که قبلا برای شخص خوشایند و لذت بخش بود و در برابر بیمار باید صبور بود و باهاش همکاری و همدلی کرد تا این بحران رو پشت سر بذاره.

    سمیرا جان میتونی بگی با خوندن داستان پایین چه نتیجه ای میگیری؟
    موشی یه تله موش تو مزرعه دید و به مرغ، گوسفند و گاو گفت: اینجا یه تله موش گذاشتن، اما اونا جواب دادن: تله موش مشکل توست به ما ربطی نداره نمیتونیم کمکی بهت کنیم!
    چند روز بعد ماری تو تله موش افتاد و زن مزرعه دار رو گزید!

    مزرعه دار از مرغ برای همسرش سوپ درست کرد! گوسفند رو برای عیادت کننده ها سر بُرید! و درنهایت گاو را برای مراسم ترحیم کشت!
    و تو این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر میکرد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  16. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط سمیراا

  17. ارسال:9#
    بله :--
    اون اتفاقی که می تونه حالمو خیلی خوب کنه دیدن ِ کسی هست که خیلی دوسش دارم ... الان ازدواج کرده ...

    حقیقتش من یادم نمیاد خیلی ! من ابتدایی بودم که پدرم تیروئید ِ خیلی شدید گرفت و به دنبالش افسردگی ... حتی یه دکتر از خدا بی خبر پیشنهاد کرده بود گاهی اوقات مشروب بخوره که طی چند سال پدرم به مشروب خیلی وابسته شده بود... چه خاطره های تلخ و چه اضطرابایی که برام رقم نخورد ... مامان تمام این مدت همراه ِ بابا بود. حتی توی بهار بود گمونم که چون بابا نمیومد، مامان خودش رفت پیش روانپزشک و هرماه می رفت و برای بابا دارو می گرفت و از اون موقع باز حال بابا خدا رو شکر خیلی بهتره اما بگیر نگیر داره...
    مامان رو کشوندم به همایش ها... همایش های دکتر فرهنگ...دکتر اسلامی... که حداقل حال خودش بهتر شه... که بدونه رفتار خودش چقدر تاثیر داره رو عکس العمل بابا.
    اما من هرچقدرم بگم.... بعد از این همه سال .... مامان خسته شده خب ...
    متوجه حرف شما میشم... که میتونم توی روحیه مامانم تاثیر گذار باشم... توی جو خونه کلا..خودمم واقعا حسش کردم...
    اما آخه ... نمیدونم ... بگذریم از این مدت که خودم حالم خوب نیست که حتی بخوام به ظاهر شاد باشم... در واقع... میگم منم اصلا شاد ... جو خونه رو هم شاد نگه دارم... بالاخره مامانم یه خلائی داره... که از تو خردش می کنه... بالاخره بابام همچنان افسرده هست... فکر کنید..هم بیماری افسردگی هم افسردگی بعد از وابستگی به مشروب ... الان بعد از اتفاقی که پارسال براش افتاد خداروشکر خیلی کمتر میخوره اما بازم بدش نمیاد زیاد بخوره..
    دیگه نمیدونم چیکار کنم واقعا ... ابن از مامان بابا ... اونم از خودم که با اینهمه که سر خودمو شلوغ کردم اما بازم کلی دلتنگم و فراموشم نمیشه و به جسمم هم زده...
    خیلی خسته شدم. خیلی ...

    از اون داستان هم متوجه شدم که میتونم به نوبه خودم شرایط رو عوض کنم و به من مربوطه...

    واقعا مرسی دوستای خوبی که می خونن و مخصوصا شادی عزیزم که وقت می ذاری و با حوصله جواب میدی...
    پاسخ با نقل و قول

  18. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط **شادی**

  19. ارسال:10#
    **شادی** آواتار ها
    خواهش میکنم...
    پس افسردگی پدر شما ریشه تو بیماری جسمانی داره و با مشکل تیروئید آغاز شده(کم کاری تیروئید؟)...داروهای ضد افسردگی رو دکتر تجویز کرده یا بصورت خوددرمانی مصرف میکنه؟

    تو بیماری تیروئید, با مصرف منظم داروهای مخصوص تیروئید عوارض بیماری مثل افسردگی کامل برطرف میشن و اگه برای پدر شما با شرط مصرف منظم و دقیق داروهای تیروئیدش, هنوز افسردگیش پابرجاست باید دنبال علتهای دیگه ای بود...مثل همین ترک الکل که خودت اشاره کردی...
    برای ترک الکل زیر نظر متخصص اقدام کرده؟بصورت کامل ترک شده یا هنوز ادامه داره؟

    و اما افسردگی مامانت که به احتمال زیاد یک افسردگی واکنشی هستش یعنی عاملش واکنش به وقایع پراسترس یا ناراحت کننده ی زندگیه و اگه تو مراحل اولیه و خفیف باشه نیاز به دارو نداره با یکسری مراعات و همچنین تغییر تو محیط زندگی میتونه خیلی زود ازین بحران بگذره...
    برای خود شما هم شرایط از نوعی هست که برای مامانت عرض کردم پس با رعایت بعضی نکات تغییر خوبی تو حال هردوی شما بوجود میاد...

    برنامه خواب و تغذیتون (شما و مامانت) چه تغییری کرده تو این مدت؟از نظر کاهش یا افزایش خواب و اشتها...
    امکان مسافرت یا مهمانیها و دور همی با فامیل و دوستان براتون هست؟
    خواهر و برادر دیگه ای داری؟ به چه کاری مشغولن و ارتباطشون با والدینتون و همینطور باشما چطوره؟

    و یه مورد دیگه ,درباره ی اون آقایی که ازدواج کرده و دیدنش میتونه حال شمارو خوب کنه یکم بیشتر صحبت کن لطفا...
    قرار ازدواج بین شما بوده؟یا ارتباط خاصی داشتین؟یا اینکه یه احساس یک طرفه به ایشون داشتی؟
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_01_31 در ساعت 15:36 دلیل: تایپی
    پاسخ با نقل و قول

  20. حس میکنم دارم افسرده میشم  سپاس شده توسط محسن عزیزی,سمیراا

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •