تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وابستگی شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:armin313
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 35

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

وابستگی شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    elnaz.t آواتار ها
    اره خب شمااقایون به حساب منطقی بودنتون راحت تریدواسه دل کندن
    تاحالاازشون پرسیدیداگه جدابشیدچیکارمیکنه؟
    ازشون خواستیداگه خواستگارخوب داشتن ردنکنن؟جواب ایشون چی بوده؟
    شماممیشه بگیدازچه نظرامادگی ازدواج روندارید؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط roma نمایش پست ها
    مثل اینکه دوستان در مقابلت موضع گرفتن که البته حق هم دارند.
    اول با خودت خلوت کن ،من از نوشتهاتون این طور برداشت میکنم که شما از اول دوست داشتنتون طوری نبوده که به ازدواج ختم بشه و به قول گفتنی (یک دوستیه ساده) می خواستید.
    به هر حال تو در مقابل کسی که اهلیش کردی مسئولی!!!
    باهاش صادقانه صحبت کن هر چند فکر نمیکنم در این دختر خانم در حال حاضر منطق وجود داشته باشه.اگر بتونی از شخصی امین (خواهر ،دوست صمیمیش و...)کمک بگیرید.
    باید بدونی اگر درست با موضوع برخورد نکنی ،طرف مقابلت ضربه ی بدی میخوره.
    چند تا توصیه:
    یهو رفتارت رو عوض نکن.
    یهو ول نکنی بری.(از دسترس خارج شی ،تجربه ثابت کرده نتیجه عکس میده)
    دقیقا همینطوره
    من اونو به خودم وابستش کردم و در قبالش مسئولم شاید مجبور بشم به یه ازدواج تحمیلی تن بدم چون میزان وابستگیشو میدونم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    elnaz.t آواتار ها
    نه ارمین جان این درست نیست که شمابه یه ازدواج تحمیلی تن بدی واسه ازدواج علاقه شرطه ومعیاراینجورکه مشخصه شمابه اون اندازه ای که ایشون دوستون دارن شمانداریداین حسو
    باهاش صحبت کردید؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    اره خب شمااقایون به حساب منطقی بودنتون راحت تریدواسه دل کندن
    تاحالاازشون پرسیدیداگه جدابشیدچیکارمیکنه؟
    ازشون خواستیداگه خواستگارخوب داشتن ردنکنن؟جواب ایشون چی بوده؟
    شماممیشه بگیدازچه نظرامادگی ازدواج روندارید؟
    یه اشتباه کردم تاوانشم پس میدم
    آره پرسیدم میگه میمیره
    تاحالا همه خواستگاراشو رد کرده الانم یه خواستگار خوب داره منم بهش گفتم باهاش ازدواج کنه اما قبول نمیکنه
    نه درسم تموم شده نه سربازی رفتم نه از نظر مالی آمادگی دارم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    نه ارمین جان این درست نیست که شمابه یه ازدواج تحمیلی تن بدی واسه ازدواج علاقه شرطه ومعیاراینجورکه مشخصه شمابه اون اندازه ای که ایشون دوستون دارن شمانداریداین حسو
    باهاش صحبت کردید؟
    صحبت کردم اما ...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    elnaz.t آواتار ها
    خب خیلی شرایط سختیه هم واسه شماهم واسه ایشون
    مامیگیم میمیریم ولی واقعانمیمیریم بلکه افسرده میشیم
    اماچی؟میشه لطفاواضح بگید؟ایشون چه دلایلی واسه ردکردن خواستگارانشون دارن؟فقط علاقه به شما؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    نقل قول نوشته اصلی توسط anahid نمایش پست ها
    سلام دوست گرامی
    اگه شرایط ازدواجو داشتین با ایشون ازدواج می کردید؟
    شاید نه ..........
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    خب خیلی شرایط سختیه هم واسه شماهم واسه ایشون
    مامیگیم میمیریم ولی واقعانمیمیریم بلکه افسرده میشیم
    اماچی؟میشه لطفاواضح بگید؟ایشون چه دلایلی واسه ردکردن خواستگارانشون دارن؟فقط علاقه به شما؟
    میترسم دس به خودکشی بزنه
    اما اون حرف خودشو میزنه میخواد برم خواستگاریش
    فقط بخاطر من ردشون کرده به بهانه های مختلف
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    elnaz.t آواتار ها
    میشه بدونم چرامیگیدشایدنه ازدواج نمیکردید؟پس چراازهمون اول سردبرخوردنکردیدکه نخوایدهردووابسته بشید؟این سرزنش نیستایه سواله
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    میشه بدونم چرامیگیدشایدنه ازدواج نمیکردید؟پس چراازهمون اول سردبرخوردنکردیدکه نخوایدهردووابسته بشید؟این سرزنش نیستایه سواله
    چون از اول اونو واسه ازدواج انتخاب نکردم و نمیتونم قبولش کنم
    من سرد بودم اما اون اخلاق اروم منو دلیل بر علاقم میدید حتی کم پیش میومد داخل پیام براش بوس بفرستم شایدم دلیل علاقش به همین چیزا باشه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •