تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پشيموني زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:كمك
آخرین ارسال:mozhghan
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

پشيموني

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام خوبی
    نوشته هاتو خوندم خیلی ناراحت شدم میدونم چی میگی متاسفانه همین ها رو خودمم تجربه کردم
    روزای سختی رو داری طی میکنی ولی سعی کن با عجله تصمیم نگیری اگه میتونی با نامزدت برید پیش مشاور خانواده من بعد جدا شدن فهمیدم زندگی کردن مهارت میخواد یه سری چیزا رو بلد نیستیم تبدیل میشه به مشاجره
    اینکه تو شهر دیگه است کار داره نمیتونه بیاد ببینتت بعد ازدواجتون درست میشه این نگرانی نداره
    یه خواهش ازت دارم بشین هم خوبی هاشو بنویس هم عیبهاشو ببین کدوم زیاده تصمیتتو بگیر
    هیچ کس کامل نیست همه مون عیب داریم معیارهاتو بنویس با مشخصات همسرت مقایسه کن ایشالا محاسنش برات زیاد باشه باهاش خوشبخت بشی
    ولی نشد نتونستی باهاش کنار بیای از قدیم گفتن جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته برات
    ارزو دارم ارامش به دل قشنگت برگرده و شاهد روزای شیرین زندگیت باشیم موفق باشی
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    ااون همه خوبي داره فقط زياد خونوادشو قبول داره كه من يكم عصباني ميشمو وقتي دعوا ميكنيم بم بدوبيراه ميگه.الان چيكار كنم؟خودم بش ز بزنم؟اون كه ز نزد فقط ي اس داد.كلافم.... دارم ديوونه ميشم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    یه کاری کن عروسیت یکم عقب بیافته
    به پدرو مادرت بگو عجله نکنن ، آروم آروم باهاشون صحبت کن
    درکت میکنم چی میگی و میخوای خانوادت و در گیره زندگیه خودت نکنی
    اما عزیزم ، الان اگه راه حلی پیدا بشه ، هزاران برابر بهتر از دو سال بعد هست که یه عمر از زندگیت میگذره

    این و که میگی شوهرت رفتارای خوبی داره - عالی هستن ، اما کافی نیستن
    وقتی دل خانوما میشکنه و این شکستن ها ادامه پیدا میکنه ، بعدا ها تبدیل به یه غده میشه
    الان میگی کاش زمان به عقب بر میگشت و جبران میکردی
    چرا میخوای دو سال دیگه هم بگی کاش زمان برمیشگت و من جبران میکردم

    بازم میگم ، با بزرگترات مشورت کن ، اونا همونطوری که الان خوشحالی تو خوشحالشون میکنه ، مطمئا باش راضی به ناراحتیت هم نیستن و کنارت میمونن
    برو و با پدرت حرف بزن ، بهش بگو و ازش مشورت بخواه

    یا اگه میتونی با شوهرت برین یه مشاوره خانواده ، مطمئا هستم که شوهرتم نمیخواد که بدبخت بشه و عذاب بکشه
    برین و برای یه آینده بهتر تصمیم بگیرین .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام خوبی
    بهتر از بقیه درکت میکنم تو چه حالی هستی چون اینارو خوب تجربه کردم نمیخوام اشتباه منو تو تکرار کنی
    قبل همه چی باید بگم هیچ وقت اجازه نده پای خانواده ها بیاد وسط مگر اینکه راه اخر باشه اول همه راه ها رو امتحان کن دیدی نمیشه بگو
    توصیه ام بهت اینه غرور فایده نداره خودت بهش زنگ بزن ازش بخواد واسه نجات زندگیتون هر دو قدم بردارید برید پیش مشاور خانواده ی خوب مشکلتونو بگید ایشالا حل میشه اگه حل نشه به خانواده ها بگید چون میدونی ماما بابای تو هر چی باشن پدر و مادرن تا یه حدی میتونن قبول کنن ایراد از تو بوده پدر و مادر اونم مثل بابا و مامای خودت تا یه حدی قبول میکنن مشکل بچه شونه عشقی که به بچه شون دارن نمیزاره درست واقعیت ها رو ببینن همین هم باعث ایجاد تنش میشه و اختلاف بزرگ تر میشه هر کی نظری میده قبل اینکه بهشون بگی سعی کن با زبون خوش ازش بخوای باهات بیاد پیش مشاور بلاخره همسرته رگ خوابشو بهتر از بقیه میدونی قانعش کن که برید پیش مشاور ایشالا حل میشه نمیدونم چه خصوصیاتی داره احتمال دادم چون دعواتون شده اولش لج کنه از راه صلح وارد شو اینو گفتم
    نشد بازم میگم جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته حداقل میدونی و وجدانت راحته تلاشتو واسه ساختن زندگیت کردی دیدی نمیشه همه چی رو به خانواده ات بگو
    اروز میکنم از صمیم قلبم روزای تلخه منو بیشتر از این تجربه نکنی ومشکل حل بشه
    ویرایش توسط mozhghan : 2014_02_04 در ساعت 21:34 دلیل: اشتباه تایپی
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  5. پشيموني  سپاس شده توسط كمك,محسن عزیزی

  6. ارسال:15#
    مژگان عزيزم مرسي از رراهنماييت.دقيقا همين كارو كردم.ديروز بش ز زدم گفتم من اينبار كاملا جدي ام.اگه بخاي دوباره بگي خربزه خورديم بايد پاي لرزشو بشينيم كوتاه نميام.گفتم وگرن با خونوادم در ميون ميزارم.گفت من مشكلي با زنم ندارم فقط تويي كه پشيمون شدي از دوري راهو همش بقيه روت تاثير ميزارن.يكم راستم ميگه .چون من الان ميفهمم 6 ساعت دور شدن از خونوادم يعني چي..وقتي بعضي شبا فك ميكنم كه نميتونم هروقت خاستم خونوادمو ببينم واس خودم گريه ميكنم.ميگم چرا اون هروقت خاست ميتونه بره پيش بابا مامانش ولي من نميتونم.اين باعث شده از خونواده شوهرمم دور شم.چون ديد يكم تند شدم گفت باشه ميريم پيش مشاور.ولي من اينو ميشناسم پاي عمل شه ميگه من خودم به صد نفر مشاوره ميدم ما هيچ مشكلي نداريم....تو منو عصباني ميكني فقط..دردم اينه كه هيچوقت امكان نداره بگه اشتبا كردم اشتبا گفتم...چميدونم.خيلي از اينده ميترسم...ميترسم الان چون اول راهيم تحمل كنم ولي چند سال ديگه نتونم تحمل كنم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:16#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    اینطور که از صحبتها بر میاد، مشکلاتی که بیان کردید شامل: دوری شما از خانواده، اهمیت دادن زیاد همسرتون به خانواده شون، و بد و بیراه گفتن ایشون موقع عصبانیت میشه

    جنبه های مثبت همسرتون رو هم بیان کردید. خوبه که روراست هستید و میتونید جنبه های مثبتش رو هم بیان کنید.

    به قول مژگان خانم برای زندگی مشترک باید مهارت داشت. به این جمله خوب دقت کنید.

    زندگی مشترک من، شما و هر فرد دیگری که تصورش رو بکنید، پر از فراز و نشیبهای گوناگون بوده، هست و خواهد بود. بنابراین، برای زندگی مشترک باید مهارت داشت.

    میتونید با جلسات مشاوره مشترک و فردی، مسائلتون رو با روانشناس و مشاور در میان بگذارید و براشون چاره جویی کنید.

    چون نزدیک به جشن هستید، اگر ممکنه بتونید جشن رو به تعویق بندازید و به همسرتون بگید برای بهبود زندگی مشترک یه اقداماتی انجام بدیم(تصمیم آخر رو اول نگیرید و تلاش کنید). همسرتون مهارت کنترل خشم رو در مواقع عصبانیت باید فرابگیرند. خود شما روی حساسیتهاتون باید کار بکنید و همچنین مهارتهای حل مساله رو فرابگیرید. اینها رو میتونید به شکل فردی با روانشناس بالینی در میان بگذارید.

    اما بخشی از مشاوره هم به صورت مشترک در کنار یک مشاور خانواده مجرب و متعهد باید انجام بپذیره

    اینو بدونید که با هر کسی که ازدواج کنید، بی مشکل نخواهید بود. با توکل به خدا، مهارت آموزی رو آغاز کنید و خودتون و زندگی تون رو نجات بدید.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_02_06 در ساعت 09:02
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. پشيموني  سپاس شده توسط **شادی**,رویامه

  9. ارسال:17#
    ممنون اقاي عزيزي...فعلا امكانش نيس جشنو عقب بندازم چون از واكنش خونواده ها ميترسم. ولي اصرارم بر اينه كه قبل جشن حتما پيش مشاور بريم و مشكلو حل كنيم..ممنون از جوابتون واقعا...اميدوارم زودتر روزاي بد تموم شن
    پاسخ با نقل و قول

  10. پشيموني  سپاس شده توسط **شادی**

  11. ارسال:18#
    سلام دوست عزیز
    به همیای خوش آمدید
    اینطور که من از صحبت های شما فهمیدم شما کمی مردد هستید و از یک طرف همسرتون را دوست دارید و از طرف دیگر کمی ترس از آینده دارید و این ترس با ناسازگاری همسرتون بیشتر هم شده
    شاید کمی از این ترس هم برمیگرده به دور شدن شما از خانواده تون ولی قبل از اینکه این مسائل را به خانواده ها تون بگید خود شما دونفر باید تمام سعی تون را بکنید که مشکلاتتون را حل کنید این را در نظر داشته باشید که عشق از آسمون نمیاد و هردوتون باید تلاش کنید تا عشق را در زندگی تون بوجود بیارید هیچ چیزی بدون تلاش میسر نیست حتی عشق ! اینکه همسرتون مغرور هست و عذرخواهی نمیکنه کمی از آن برمیگرده به غرور مردانه ایشون که باید توسط شما لحاظ بشه و تا جایی که ممکنه سعی بشه که در رفتار و گفتارتون صحبت یا رفتاری انجام ندید که باعث جریحه دار شدن غرور ایشون بشه من بشخصه فعلا با صحبت هایی که شما کردید مشکل حادی نمی بینم که خدایی ناکرده بخاد ختم به جدایی بشه یک مقدار نااگاهی دوطرفتون هست که به این مشکل دامن زده به شما پیشنهاد میکنم که بعد از رجوع به مشاوره خانواده کتاب رازهایی در مورد مردان و درمان و به سازی رابطه از جان گاتمن را مطالعه کنید که خیلی میتونه کمک کننده باشه
    و اینکه حساسیت زیاد شما روی خانواده همسرتون میتونه تاثیر معکوس داشته باشه و ایشون را بیشتر از شما دور کنه این را در نظر داشته باشید که خانواده ایشون هم قراره جزئی از زندگی شما بشن و اینکه بهتره که رابطتون را با اونها بهتر بکنید تادر شهر غریب تنها نمونید
    بهتره شما و همسرتون غرور را کنار بزارید هیچ اشکالی نداره که وقتی اشتباهی کردیم از هم عذرخاهی کنیم این نشون دهنده شکسته شدن غرورما نیست نشون دهنده بزرگواری ماست
    مویدباشید
    خداوندا ببخش مارا
    برای گناهانی که لذت اش رفته
    ولی مسئولیت اش مانده است
    پاسخ با نقل و قول

  12. پشيموني  سپاس شده توسط كمك

  13. ارسال:19#
    سلام از اینکه داری تلاشتو میکنی زندگیتو نجات بدی خیلی خوشحالم
    باهات رک حرف میزنم نمیخوام تجربه ی تلخه منو شما تجربه کنی معیارهای که برای همسرت اینده ات در نظر گرفتی خیلی مهمه فک میکنی چند درصدشو همسرت داره؟
    اینم بگم با هر کی باشی همه ی معیار های شما رو نداره مطمئن باش همیشه یه سری خصوصیات داره ادم از اون خوشش نیاد اینم زیاد مهم نیست همه مون ادم هستیم و عیب و ایراد داریم ببخشید اینو میگم ولی خودتم بی نقص نیستی خوب فکراتو بکن مطمئنم اونقدر بزرگ شدی که این تصمیمو بگیری ازدواج کنی و مسئولیت اونو به دوش بکشی هر انتخابی که یه سری برات محاسن داره یه سری معایب بشین خوب فکراتو بکن بعد تصمیم قاطعانه بگیر و پای حرف بمون
    اینکه از دوری راه ناراحتی خیلی طبیعی هست خوب یادمه شبی که برام خواستگار اومدن از صبح تا شب تو اتاق یه ریز گریه کردم فک میکردم منو از خانواده ام جدا میکنه چشمام کاملا پف کرده بود ولی داداشم بهم دلداری داد میدونی چی گفت بهم گفت بری اون سر دنیا بدونم خار تو پات رفته با کله خودمو می رسونم و.... همین حرفش ارومم کرد شمام مطمئن باش ایشالا برات اتفاق بد نیوفته اگه اتفاقی بیوفته همین بابا و ماما که این همه زحمت میکشن جهازتو درست کن با سر بلندی بری خونه شوهرت خودشونو عین داداشم با کله میرسونن شما از اونا جدا نمیشی که یه کم راهت دوره اونم اخرای هفته میری میبینی تازه یه کمم برات خوبه مامانت بیشتر نازتو میکشه
    در مورد اینکه میگی هیچ وقت میگه اشتباه از اون بوده مطمئن باش غروره مردانگیش نمیزاره پیش شما اعتراف کنه هر چی باشه وجدان داره سرشو رو بالش بزاره یادش می افته اینم بدون مردا دوست دارن پیش زن هاشو قوی جلوه کنن فک میکنه بهت بگه اشتباه از اون بوده از حیبتش کم میشه اینم قابل حله با یه کم تلاش دو طرفه ی هر دو تاتون مشکلتون حل میشه
    همه ی این چیزا قابل حله چیزی نیست حل نشه فقط نا امید نباش به خدا توکل کن تلاشتو بکن به شرطی که بهش علاقه داشته باشی و یه سری از معیارهایی که برات مهم بوده داشته باشه
    تا حالا از خودت پرسیدی اگه از دستش بدی چه حسی بهت دست میده؟ چقدر ناراحت میشی؟
    ببخشید اینا رو پرسیدم قصدم این نیست ناراحتت کنم میخوام واقعا حس کنی اگه نباشه چه حسی بهت دست میده ؟ تا درست تصمیم بگیری
    ایشالا بیای بنویسی عروس شدی و خوشبختی ارزوی همه ما اینه برات
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  14. پشيموني  سپاس شده توسط كمك,م.حدادی

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •