تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پشيموني زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:كمك
آخرین ارسال:mozhghan
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

پشيموني

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    چقد بده وقتي كسي كه فكر ميكردي باش هيچوقت احساس بدبختي و پشيموني نميكني تنها دليل بدبختي و پشيمونيت باشه..چند هفته ديگه عروسيمه ولي از شوهرم بدم مياد..ازش حالم بهم ميخوره وقتي فقط حس ميكنه خودشو خونوادش راست ميگنو هرچي من ميگم كشكه..الان دو ساليه كه عقد كرديم.دعواهامون از روز خاستگاري شروع شد سره مهريه سره جشن سره لباس سره روسري گذاشتن سره نديدن هم كه اگه ي ماهم نميديدم هيچيش نميشد تا الان.قبلا تاپيك گذااشته بودم داشتم ي اشتباهي ميكردم الكي خيالبافي...ولي الان ميبينم زندگيم گنده.چه اميدي به چه اميدي بايد برم ي شهر غريب كه اقا پيش خونوادش باشه چون شهره ما از نظرش گنده... يعني من واقعا كور بودم قبل بله گفتن..خر بودم؟ من به چه اميدي بله گفتم..چي بگم از اختلاف فرهنگامون ، از دور شدن از همه كسم...ازيكه جشن عقدمو به زهر مار تبديل كرد...لانم نوبت عروسيه..كاش تبديل به عزام شه...نباشم اون روز.چرا خدا از اين زمين برم نميداره.خسته شدم...چقد تحقير چقد بدوبيراه...جالب اينه ته هرچيزي من بايد عذرخاهي كنم... از همه چي پشيمونم.خدا كمكم كنه... چرا من نبايد يروز خوش داشته باشم اخه مگه چي ميشه...دلم واس خودم ميسوزه... وقتي خودمو تو اينه ميبينم دلم واس خودم ميسوزه و گريم ميگيره.. پشيمونم كه چرا اون همه موقعيت خوبو رد كردم چسبيدم به ي حس كور كه اصن نميدونم چيه... دوسداشتنه؟ تنفره؟عادته؟ اخه چيه
    ازسش بدم مياد كه راحت منو له ميكنه...دوسدارم زمين دهن وا كنه منو ببلعه ... شوهر كه غلطي بود.. خدا كمك كنه
    پاسخ با نقل و قول

  2. پشيموني  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,aram

  3. ارسال:2#
    sajad98 آواتار ها
    با خوندن حرفاتون دلم گرفت.من مشاور نیستم اصلنم بلد نیستم قشنگ حرف بزنم.
    ولی مگه شما مجبورید که ازدواج کنید؟؟با اینکه شما گفتید از شوهرتون بدت میاد اصلا مگه میشه ازدواج کرد اینجوری؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. پشيموني  سپاس شده توسط anahid,aram,m1392

  5. ارسال:3#
    چه تو یه شهر کوچیک زندگی کنی و چه شهر بزرگ
    سرنوشتت و خودت بساز
    اونی و که صلاحته همون کارو انجام بده و غیر ازون و اصلا نه

    الانم بخوای جدا شی بهتر ازین هست که بخوای با یه بچه اینکارو بکنی
    فکر خودت و بکن و به هیچ کس و به خاطر هیچ کس با زندگیت بازی نکن
    این و من میگم چون قبلا خودم اشتباه کردم
    این و من میگم چون با وجود اینکه میدونستم همسری که دارم انتخاب میکنم مناسب نیست و با این وجود انتخابش کردم
    این و من میگم ، چون دو ساااااااااااااااااااال که اندازه یه عمررررررر بود عذاب کشیدم
    دوست من اگه بهت میگم به هیچ کس فکر نکن ، واسه اینه که من این کارو کردم و چند سال عذابش و کشیدم
    هم وقتی بود و هم وقتی که خواستم نباشه و هم وقتی که به کل نبود و هم الان که دوباره ازدواج کردم و با یادش همه تنم میلرزه

    اگه درصدی فکر میکنی خوب نیست ، اینکارو نکن
    مواظب خودت باش عزیزم
    مواظبه احساست ، همه وجودت و همه لحظه هات
    هیچ کس ارزشه یه لحظه خراب کردنه زندگیه تو رو نداره - این و مطمئا باش و قوی باش و محکم حرفت و بزن و نترس

    آخرشم یه تجربه از خودم و بگم که بدونی میشه
    من بعد از جدا شدنم ، بعد از چند سال دوباره یه خاستگار به ظاهر خوب اومد و موقعی که کلی مهموووون دعوت کردیم و کلی تدارک دیدیم و کلی خرید کردیم ، درست شب عقد همه چی و به هم زدم و گفتم نمیخوام و همه افتادن رو سرم
    خواهش ها و دعواها و التماس های خانواده پسر و منم گفتم نمیخوام که نمیخوام
    الانم بعد از یه سال همون خاستگارم با یکی ازدواج کرد و دارن جدا میشن

    و یه مورد دیگه - یکی از بهترین دوستام با وجود اینکه تو دوره نامزدی دید که چه قدر عذاب میکشه ، به خاطر اینکه دیگران و ناراحت نکنه و حوصله دعوا و دادگاه نداشت عروسی کرد و الان هر باااااار میگه غلط کردم خدا ، کاش زمان بر میگشت به عقب


    البته من نمیگم شوهرت بده و نمیخوام بگم توام اینکار و بکن
    اما میخوام بگم اگه جای بهبود هست حرف بزن و تلاش کن و یکم خودت خودت و قانع کن و اگه نیست بگذر
    و اینکه عزیزم آخه لباس و این چیزا مهم نیست که بخوای سرشون بحث کنی
    انقد بعدنا چیزای مهمتر ازینا میبینی که اینا پیششون بی اهمیته

    موفق باشی گلم
    ویرایش توسط raha-joon : 2014_02_03 در ساعت 10:38
    پاسخ با نقل و قول

  6. پشيموني  سپاس شده توسط m1392

  7. ارسال:4#
    الان چيكار كنم...نميدونم.از ديروز تا حالا كه دعوامون شد هيچ خبري ازش نيست بم گفت برو به جهنم...هيچكسي نميدونه ما دعوا ميكنيم.خونواده هامون نميدونن كه اون بم بدوبيراه ميگه...حرفم بش ميزنم ميگه وقتي عصباني ميشم اينجوريم..خيلي ميترسم..من كلي موقعيت خوبو فداي اين ازدواج كردم..از همه بدم مياد.از خونوادش كه همش منم منم ميكننو سر عمل كشك ميشن..از خونوادم كه چرا گذاشتن من باش ازدواج كنم...از خدا دلگيرم كه چرا وقتي استخاره كردم خوب اورد..الان چيكا كنم اخه؟ چند وقت ديگه كنكوره دكترامه..اون همه زحمتم داره هدر ميره..خدا منو از زمين برداره..من تحمل روزامو ندارم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    میشه بگید موقعی که شوهرت اومد خواستگاری کدوم معیارهای مورد قبولتورو داشت که جواب مثبت دادی و پای سفره عقد نشستی؟
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    چرا با کسی مشورت نمیکنی ؟ چرا باید تو خودت بریزی
    مادرت ، پدرت ، اونا حتما دوست دارن و راضی به ناراحتیت نیستن
    حیفه خودته عزیزم
    با بزرگترات مشورت کن
    هیچ پدر و مادری راضی نمیشن کسی بیاد و به بچه اش بد و بیراه بگه
    و اینکه یه آدم نرمال چرا باید اصلا بد و بیراه به خانومش بگه یا به شوهرش بگه
    به هر حال بیشتر فکر کن و سرسری نگیر ، اصلا به صلاحت نیست ، حتما و حتما با یه بزرگتر مشورت کن عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:7#
    من تازه از ي رابطه شكست خورده بودمو دوسداشتم فقط سريع با شوهرم ازدواج كنمو زياد در موردش فكر نميكردمو همه چيرو ميگفتم چون دوريم مشكلاتمون زياده.وقتي ازدواج كنيم همه چي حل ميشه...شد ولي خيلي كمو مشكلات بزرگتري ظاهر شدن.مثلا وقتي ازدواج كرديم انتظار داشتم لااقل هر هفته همو ببينيم ولي اگه سه هفتم همو نميديديم ميگفت ما شرايطمون فرق داره و بايد تحمل كرد. شوهرم ي خصوصيات خوبي هم داره.مثلا با اينكه خيلي به پوششم گير ميده ولي هميشه نگاهش متوجه منه و حتي به كسي نگاهم نميكنه .با اينكه خيلي خوشتيپه و وقتي يجا ميريم نگاه بقيه به اونه...شبا زود مياد خونه.اصن رفيق باز نيس.معتاد نيس.تحصيل كرده س.چميدونم.. از نظرم خوب اومدو بدي هاشو نديدم.. ميگه من تو رو ميپرستم ولي وقتي يچيزي يا ي حرفي باب ميلش نباشه همه چي يادش ميره و بم بدو بيراه ميگه.من تحمل ندارم...خيلي ميترسم از اينده
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:8#
    ضمنا raha joon مادرو پدر من سني ازشون گذشته و خيلي حساسن..مادرم وقتي ي حرص كوچيك ميخوره هم حالش بد ميشه و الرژيش ميزنه بالا... در ضمن ميترسم حرمتا شكسته شه..البته حرمتا بين منو شوهرم خيلي شكسته...نميتونم بشون بگم..الان كلي ذوق دارنو همش دنبال جهاز منن.. من چقد بدبختم بچه ها...كاش برميگشتم به دو سال پيشو همه چيو عوض ميكرد.الان ازاد بودم..ارامش داشتم.... حالمو بهم ميزنه وقتي فقط حس ميكنه خودش همه چي حاليشه و بقيه همه نفهمن... ي خبرم ازش نشده.. واي چ حس بدي. الان جا اينكه مثه عروساي ديگه خوشحال باشم بايد همش بگم كاش كاااااااااااش..............
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:9#
    عزیزم با اینهمه تنفر ناراحتی بنظرت اینچنین زندگی شروع نشه بهتر نیست ؟
    سر چه موضوعاتی باهم اختلاف دارید ؟ بهتره بجای ناراحتی و .... مشکلتون حل کنید شما با اینهمه موج منفی ناراحتی دوست گرامی زندگی تو که میخوای شروع کنی وای به حال چند روز بعد از عروسیت
    تا حالا به مشاوره خانواده مراجعه کردی ؟
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:10#
    امروز بم اس زده كه چيو ميخاي ثابت كني..من اصن جوابشو ندادم.ازش ديگه خبري نشد.. اولا سره لباس پوشيدنم مشكل داشتيم ولي الن ديگه من رعايت ميكنمو دعواي اونچناني نيست.. سره اينكه زياد نمياد پيشمو هميشه بهونه ميار.اگه يروز برم بيرونو ي ساعت دير بيام خونه فاجعه ميشه ولي اگه تو شهر خودشون با خونداده خودش برم اصن ازم نميپرسه كجا ميره..اينقد كه خونوادشو فقط قبول داره ي حس بدي نسبت به تك تكشون پيدا كردم. سره دونه دونه كاراي عروسي... الان نميدونم بايد چيكار كنم.با خودش حرف بزنم يا با خونداوش يا با خونوادم... ميترسم حرمتاي بين خونواده شكسته شه..ميترسم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •