تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمیدانم مشکل من چیست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:combatan
آخرین ارسال:مجتبی35
پاسخ ها 8

نمیدانم مشکل من چیست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام
    پسری هستم 25ساله،با تحصیلات کارشناسی در رشته حسابداری.
    خیلی با خودم درمورد رفتارهایم فکر میکنم،درباره اتفاقاتی که برایم می افتد،از بررسی کردنشان خوشم میاد چون باعث میشود به اشتباهاتم پی ببرم بخاطر همین اشتباهاتم کم است وبنظر خودم اگر یک کار اشتباهی را مکرر انجام دهم به خودم توهین کرده ام.
    بعضی از ویژگیهای کمالگرایی را دارم اما با دلیل میتوانم وجود انها را توجیه کنم،همیشه سعی کردم نه به نیمه پر لیوان نگاه کنم نه به نیمه خالی،به لیوانی نگاه کنم که نصفه آب دارد.
    به پیشگیری معتقدم که اگر انسان کمی در رفتارهایش دقت کند و حساب شده تر رفتار کند  اشتباهاتش کمتر است و مجبور به معذرت خواهی نمیشود .بدم میاد که اطرافیانم دقت نداشتن در رفتارهایشان را به حساب جایزالخطا بودن انسان میگذارن. انتظار ندارم دیگران مانند من  خیلی حساب شده رفتار کنند اما از خوش بینی الکی نیز متنفرم.
    آیا این خواسته ها نشان میدهد که من مشکلی دارم؟آیا دچار نشخوار ذهنی شدم؟
    اگه امکانش هست منو معاینه کنید یعنی سوالای روانشناسی بپرسید و جوابهای منو بررسی کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    خوش اومدید

    فکر نمیکنم مشکلی وجود داشته باشه ! مگر اینکه خودتون بخواهین برای خودتون مشکل تراشی بکنین ...
    انسان ذاتا کمال گراست ... ولی شدتش بین افراد یکسان نیست.
    مساله و نقطه قابل تامل اینکه زاویه دید افراد کمالگرا و سایرین که میزان کمالگراییشون کمتره فرق داره...
    این مساله بیشتر متوجه نوع تربیت خانوادگی هم میشه !انتظار و توقعی که والدین از فرزندشون دارن و همچنین عوامل ژنتیکی از عواملی محسوب میشن که شخصیت انسان رو تشکیل میدن. قطعا شما هم دور از این قانون نیستید...
    آیا کمالگرایی شما منجر به گوشه گیریتون میشه ؟
    فکر کنین داخل یه جمع هستید انتظارتون از افراد حاضر بیشتر چی میتونه باشه ؟
    جلب تائید افراد و تحسین از طرف اونا براتون چقدر اهمیت داره ؟
    اکثر دوستان شما رو چه کسایی تشکیل میدن ؟
    آیا دوستانی هم دارین که عقایدی متفاوت تر از عقاید شما داشته باشه ؟
    شاد کام باشید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام.ممنون از لطفتون
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد صالحی
    سلام
    خوش اومدید

    فکر نمیکنم مشکلی وجود داشته باشه ! مگر اینکه خودتون بخواهین برای خودتون مشکل تراشی بکنین ...
    انسان ذاتا کمال گراست ... ولی شدتش بین افراد یکسان نیست.
    مساله و نقطه قابل تامل اینکه زاویه دید افراد کمالگرا و سایرین که میزان کمالگراییشون کمتره فرق داره...
    این مساله بیشتر متوجه نوع تربیت خانوادگی هم میشه !انتظار و توقعی که والدین از فرزندشون دارن و همچنین عوامل ژنتیکی از عواملی محسوب میشن که شخصیت انسان رو تشکیل میدن. قطعا شما هم دور از این قانون نیستید...
    آیا کمالگرایی شما منجر به گوشه گیریتون میشه ؟
    گوشه گیر نیستم توی جمعها دوست دارم حضور پیدا کنم،اما نه هرجمعی.
    فکر کنین داخل یه جمع هستید انتظارتون از افراد حاضر بیشتر چی میتونه باشه ؟
    احترام به هم با هر طرز تفکری،لحظات شادی را برای هم فراهم کردند نه به هرشکلی
    جلب تائید افراد و تحسین از طرف اونا براتون چقدر اهمیت داره ؟
    سعی میکنم رفتارام بخاطر جلب توجه نباشه و اون اصول درستی را رعایت بکنم اما خب اگه تحسین و تائید بشم خوشحال میشم و میفهمم دیگران هم خوب بودن رفتار منو تائید میکنن و مطمئن میشم رفتارم درسته
    اکثر دوستان شما رو چه کسایی تشکیل میدن ؟
    با افراد مختلفی از با طرز تفکر مختلف دوست هستم همه جورش موجود است اما با کسانی که اصول اخلاقی را زیر پا میگذارند و میدانن کارشان اشتباه است و قبول نمیکنند کمتر رابطه دارم
    آیا دوستانی هم دارین که عقایدی متفاوت تر از عقاید شما داشته باشه ؟
    بله،
    شاد کام باشید
    آیا معیارهایی برایانسان خوب و نرمال هست یا اینکه هر رفتاری که خوب است را باید انجام داد.؟
    بنظر خودم گذشت کمی دارم و این باعث شده بیشتر به خودم آسیب برسانم. که دارم روش کار مینکم و فهمیدم بخاطر احساسات منفی که داشتم نمیتونستم ببخشم.
    سعی کرده ام که این کار را بیشتر انجام بدهم اما مشکلی که دارم این است که نمیدانم در مورد چه کسانی یا چه رفتارهایی،یاموقعیت هایی باید ببخشم.
    شاید من حساسیت بیش از حدی دارم یا انتظار زیادی دارم یا اسیر بایدها شده ام.
    بنظر من باید انسان در مورد کارهایش تلاشش رابکند اهمیت کارها نمیتواند معیار مقدار تلاش باشد.
    به امضای خودم معتقدم.

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام.
    معیار های خوب بودن و خوب زیستن رو اگر بخواهیم بشمریم شاید عمرمون کفاف اینکار رو نده !
    میتونین از منابع پر بار شیعی در این مورد اطلاعات جامعی رو بدست بیارین .
    نمونه هایی از اینها کتابهایی چون نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه ، مکارم اخلاق و.....
    از همه مهمتر کتب الهی بهترین مرجع و آیینه راهنما برای بشریت است که در راس و مرکز این بحث هاست میتونین استفاده بکنین .در ضمن کتابهای روانشناسی که در موضواعات مختلف اخلاقی و اجتماعی انتشار یافته هم میتونن بهترین کمک ها رو بهتون بکنن.پس بیشتر از ای وارد این بحث نمیشم
    همه افراد از یک بعد خاص و یک عینک مخصوص به خود به قضایا نگاه میکنن !
    بهتر اینه که از همه ابعاد موجود مساله رو نگاه کنیم . تمرین خیلی ساده برای اینکار اینه که وقتی به مساله ای برخوردی که زیاد مورد پسند خودت نبود از طرف مقابلت دلگیر نشی.
    یک بار دیگه قضیه رو در مقام طرف مقابلت بررسی بکنی . یعنی اینکه خودت رو جای ایشون بذاری.
    یه ضرب المثل که اکثرمون هم اینو شنیدیم اینه که پنج تا انگشت مثل هم نیستن ....
    شاید ایشون در مقام خودش بهترین تصمیم و کار رو انجام داده و ما از ماهیت وریشه رفتار ایشون آگاه نیستیم.
    ولی اگر به اشتباه بودن رفتار ایشون پی ببریم تذکر در مقام یک دوست بهترین کمک برای ایشون میتونه باشه .
    وقتی با دیدگاه ها و موضع های متفاوتی به قضایا نگاه میکنیم هیچ وجه شباهتی نمیشه در موضوع خاصی پیدا کرد. پس باید قبل از اینکه به دوستمون تذکر بدیم باید دنبال شباهت ها بگردیم ....
    وقتی سر نخی رو پیدا کردیم بهترین موقع برای تذکر در مورد تصمیم و رفتار اشتباهش میتونه باشه .
    شاد کام باشید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    این چند وقته خیلی خودمو شخم زدم،که چطور با دیگران رفتار کنم،چه الگویی داشته باشم،درمقابل افراد مختلف اعم از خانواده،دوستان،همکاران،حت ی خودم...
    یه سری حقایق برام اثبات شد،نقاط ضعفم را پیدا کردم از راهنماییهاتونم خیلی ممنونم
    اون چیزی که الان بهش گیر کردم اینه که تو چه موقعیتی،با چه کسی چه رفتاری انجام بشه؟منطق و احساس را عرض میکنم؟چه مواقع منطقی باشم و چه مواقع احساسی.مرز منطق و احساس کجاس؟
    مثلا در مورد اشتباهات دیگران،وقتایی میشه که طرف اصلا اشتباه خودشو قبول نمیکنه و با دلایل غیر منطقی توجیه میکنه و این خیلی منو اذیت میکنه.انتظار معذرت خواهی ندارم اما چنان باهاش برخورد میکنم و قضیه را کش میدم که طرف به گریه هم بیفته.میدونم اینکارم هم ممکنه باعث سرد شدن رابطه بشه.
    به عبارت دیگه اون آتیش را روشن میکنه و من شعله ورترش میکنم تا بفهمه اون چیزی که بوجود اورده آتیشه و خطرناک.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام .
    از اینکه در پاسخ دهی کوتاهی کردم عذرخواهی میکنم.

    نوشتید"اون چیزی که الان بهش گیر کردم اینه که تو چه موقعیتی،با چه کسی چه رفتاری انجام بشه؟منطق و احساس را عرض میکنم؟چه مواقع منطقی باشم و چه مواقع احساسی.مرز منطق و احساس کجاس؟"
    چرا دنبال مرز میگردین ؟
    بهتره دنبال محل تلاقی این دو تا باشیم ...
    دنبال محاسن همنوایی و پیوند منطق و احساس باشیم. اگر لینک زیر رو مطالعه کنین بی شک جواب خیلی از سوالهاتون روشن میشه....
    پیوند احساس و منطق


    "مثلا در مورد اشتباهات دیگران،وقتایی میشه که طرف اصلا اشتباه خودشو قبول نمیکنه و با دلایل غیر منطقی توجیه میکنه و این خیلی منو اذیت میکنه.انتظار معذرت خواهی ندارم اما چنان باهاش برخورد میکنم و قضیه را کش میدم که طرف به گریه هم بیفته.میدونم اینکارم هم ممکنه باعث سرد شدن رابطه بشه.
    به عبارت دیگه اون آتیش را روشن میکنه و من شعله ورترش میکنم تا بفهمه اون چیزی که بوجود اورده آتیشه و خطرناک. "

    امر به معروف و نهی از منکر خیلی بهش سفارش شده !
    ولی باید به سایر مسائل هم توجه زیادی بشه ...
    یادمون باشه هر وقتی برای امر به مروف و نهی از منکر خوب نیست !!!مثلا وقهایی که طرف بنا به دلایلی حوصله شندیدن نداره ! و به نوعی آمادگی برای پذیرش واقعیت نداره ....
    باید با لحنی غیر از سرزنش و نکوهش وارد بحث با طرف مقابلمون بشیم ....و تذکر دادن رو طول ندیم که موجب رنجش فرد بشه ... نباید به طور مستقیم وارد بحث بشیم ...بهترین کار اینه که تو جملات کوتاه و بدون تکرار مکررات اصل مطلب رو بدون حاشیه رفتن انتقال بدیم .
    شادکام باشید
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    خیلی ممنون از توجه شما،همین که بنده را با صحبتهاتون راهنمایی میکنید برایم خیلی مهم است.
    میخام چند تا موردو عینی براتون بگم که منو بیشتر بشناسید:

    1-مثلا توی همین انجمن یه تاپیکی توسط یکی از مسئولای انجمن زده میشه منم میرم توی اون تاپیک پست میزارم  پست منم خلاف قوانین انجمن نیست بعدش متوجه میشم که اون مسئول محترمه اومده پست منو پاک کرده و اون تاپیکو بسته وقتی هم علتش را جویا میشم میگن اون تاپیک از اول باید بسته میبود!!!
    حذف کردن پستهای کاربرای دیگه یه ابزاره که در اختیار مدیران انجمن قرار گرفته تا اگه پستی خلاف قوانین بود حذفش کنن،اونچیزی که منو این وسط ناراحت کرده اینه که چرا از این ابزار برای اصلاح اشتباه خودشون استفاده میکنن؟چرا به حریم کاربرای دیگه توجه نمیکنن و بدون هماهنگی من اینکارو کرده؟
    طبیعتا اگه قبلش بمن میگفت که اشتباه شده و اگه من اجازه بدم پستمو حذف کنه منم قبول میکردم  وقتی هم بهشون میگم چرا اینکارو کردید میگن اشتباه شده دیگه انسان جایزالخطاست،سخت نگیر،

    2-فرض کنید شما یک کاربر عادی ،یکی از قوانین انجمن را رعایت نکرده اید آیا این درست است که من به خودم اجازه دهم به شما تذکر بدهم،در صورتی که این انجمن ناظم دارد تذکر به دیگر کاربران را جز وظایف ناظم انجمن معرفی کردند وتازه اینکه من که حق تذکر ندارم فقط به شما هم تذکر بدهم و به دیگر کاربرانی که قوانین را رعایت نمیکنند هیچ کاری نداشته باشم کار من اشتباه است یا خیر؟

    3-فرض کنید من مدیر انجمن و شما یک کاربر عادی ،شما از من درخواستی میکنید و من درخواست شما را با این دلیل رد میکنم که "چون در گذشته افرادی بودند که درخواستهایی مثل درخواست شما داشتند و زمانی که درخواستشان اجابت شد آن افراد سوء استفاده کردند و مشکل بوجود امد دیگر هیچ درخواستی اینچنینی را اجابت نمیکنم" 
    شما با دلایل منطقی اشتباه یودن این کار را به میگوئید ولی من دیگر جواب شما را نمیدهم حتی چندین پیام خصوصی دیگر میزنید ولی من بازهم جواب نمیدهم
    آیا رفتار من درست است؟این یکنوع بی احترامی به شما نیست؟


    اینها اتفاقاتی بوده که مرا اذیت کرده شاید حساس هستم یا بهانه گیر ولی من معتقدم انسان باید مراقب رفتارهایش باشد بخصوص در رابطه با دیگران چون زخمها خوب میشوند اما خوب شدن با روز اول شدن فرق دارد
    نظر شما در باره این 3 اتفاق چیست؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    ذهن من کنترل میشه.احساس اینکه چیزی تو وجودمه آزارم میده.من قصدمزاحمت یا دروغ ندارم.اتفاقای عجیبی برام میفته که دوستانم دیدند.اما کسی نتونسته جلوشو بگیره.هر چیزی ک تو وجودمه نمیدونم چیه.اما دوستم داره.اون باعث کارای عجیبی از من میشه.آیا اینا توهمه؟اگه هست چرا اطرافیانم هم حسش میکنند؟
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •