تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:fardayenamaloom
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    محسن عزیزی آواتار ها
    بسیارخوب

    من منظورم رو روشن تر بیان میکنم تا سوء تفاهم پیش آمده برطرف بشه

    منظور من از شماره یک در پست قبل این بود که به جای اینکه بیایم به برخی از رفتارهای نادرست یا درست دیگران، برچسب صفتی بزنیم، صرفا به توصیف حالتی اکتفا کنیم. یعنی چی؟

    یعنی اینکه مثلا به جای اینکه بگیم فلانی حسود هست، بگیم فلانی اینچنین رفتار میکنه. حالا چه فرقی میکنه؟

    فرقش اینه که وقتی یک صفت رو نسبت می دیم به دیگری، در ذهن خودمون و دیگران تصوری ایجاد میشه مبنی بر اینکه اون فرد در تمامی موقعیتها، در همه زمانها، و با همه افراد اون صفت رو داره. یعنی اینکه فلانی همیشه حسود هست، در تمام موقعیتها حسادت میکنه، و نسبت به همه هم حسادت میکنه. به علاوه، تصور مهمتری هم میتونه در ذهن نقش ببنده و اون اینکه، چنین فردی غیرقابل تغییر هست.

    اما وقتی میگیم فلانی چنین رفتاری رو داره، اولا رفتار رو تعریف کردیم که دقیقا چیه و ما درباره چی داریم حرف میزنیم. دقت داشته باشید که حسادت در ذهن همگان یک تعریف رو فراخوانی نمیکنه، ولی رفتاری که مشخصا بیان میشه، همه متوجه میشن چی هست. دوما، این رفتار رو همیشگی، و همه موقعیتی، و در برابر همه افراد تعریف نمی کنیم؛ بلکه میگیم فلانی چنین رفتاری رو در برخی موقعیتها(مثلا در مهمانی های مشترک)، در برخی اوقات، و با برخی افراد(مثلا عروسها یا برخی از عروسها و یا دامادها و ...) داره. اینطوری دید مثبت تری شکل میگیره مبنی بر اینکه این رفتار میتونه تغییر پیدا کنه(هرچند کاری که ما انجام میدیم روی خودمون هست، اما به هر صورت دید مثبت تری رو به ما میده).

    خلاصه منظور من از شماره یک پست قبل:

    منظور من از شماره یک در پست قبلی ام، این بود که به جای برچسب زدن صفتی، یک توصیف روشن رفتاری ارائه بدیم و گفته شد که این روش، مثبت تر از نسبت دادن صفات غیرقابل تغییر به دیگران هست.

    اما در رابطه با شماره دو

    شما نوشتید که:

    مسئله اینجاست شوهرم باید جدی و قاطع باشه در برابرشون که نیست
    حقیقت امر اینه که از هیچ مردی( و از هیچ زنی) نباید انتظار داشت که به خاطر ما جلوی خانواده اش در بیاد و مثلا باهاشون دعوا راه بیندازه. از بدترین تعارضات روانی ممکن برای یک فرد، اینه که بین همسر و خانواده اش مشکلی رو ببینه و تصور کنه او در این بین قربانی هست و باید جانب یک طرف رو بگیره. اثرات چنین تعارضی در زندگی مشترک جلوه پیدا میکنه. مثلا اگر همسرتون احساس اجبار کنه که باید برای دفاع از همسرش با خانواده اش درگیر بشه، ممکنه موقتا شما احساس آرامش کنید، اما در بلندمدت خود شما هستید که آسیب میبینید، چون او رو از منبعی که برای او همیشه جایگاه بالایی داشته، تا حدودی جدا کرده اید و اثرات این جداسازی دیر یه زود دامان خودتون و خانواده تون رو خواهد گرفت. معنای این حرف این نیست که پس راهی وجود نداره؛ نه. بلکه معنای این حرف اینه که راهش این نیست که همسرتون وارد معرکه انتخاب بین شما و خانواده اش بشه. درباره راه حلها در پستهای بعدی ان شا الله صحبت می کنیم.

    و اما منظور از شماره سه که تا حدودی فکر میکنم روشن هم هست. توی زندگی من، شما و همه انسانها افرادی پیدا میشن که یا رفتارهای نامناسب دارند، یا رفتارهاشون مطابق میل ما نیست، یا ما با رفتارهای اونها آزرده خاطر میشیم. استثنا هم نداره و در زندگی همه چنین کسانی پیدا میشن. خب، آیا ما می تونیم دیگران رو مجبور به انجام کارها یا رفتارهایی بکنیم که باب میل ماست؟

    شاید بله، و شاید هم نه.

    پس، اینکه ما سرمایه و انرژی مون رو صرف تغییر دیگران بکنیم که اون هم اصلا معلوم نیست نتیجه ای بده یا نده، اتلاف وقت و انرژی محسوب میشه. ضمن اینکه به نوعی ناتوانی ما رو میرسونه؛ مگه ما باید وابسته به رفتار دیگران باشه حالاتمون؟ یعنی اگه دیگران به من احترام بذارن من خوشحال بشم و اگه بی احترامی کنن از هم در برم؟ خب، ممکنه بسیاری باشند که بنا به دلایل مختلف رفتارشون خوشایند ما نباشه؛ ما باید شادی و خوشحالی رو از درون تجربه کنیم و نه از بیرونِ متغیر. البته ما هم مجبور نیستیم رفتارهای بد رو تحمل کنیم و میتونیم واکنشهای مناسبی رو ابراز کنیم، اما در نهایت این خود ما هستیم که با تغییر درونی میتونیم آرامش رو به خودمون هدیه بدیم و نه دیگران

    منظور من از شماره چهار، این بود که دیدم در پست اول نوشتید:

    طاقتم طاق شده میخوام دفعه بعد حسابی از خجالتش در بیام
    و همینطور نقل قول قبلی در رابطه با رفتار همسرتون در برابرشون رو خواندم. خب اینها بیانگر اینه که بیش از یافتن یک راه حل، انگار بیشتر تمایل دارید از خجالتشون در بیاید! در بند قبل توضیح دادم که اگه روی خودمون کار کنیم، قطعا نتیجه باثبات تر و بهتر خواهد بود، ضمن اینکه امید داریم دیگران هم رفتارشون در قبال ما بهتر بشه(اما به این تغییر دل نمیبندیم و سرمایه گذاری رو روی خودمون متمرکز می کنیم).

    منظورم از شماره پنج، این نبود که شما این نوع رفتارها رو تایید کنید و بگید درسته. مسلما ما هم چنین نظری نداریم؛ بلکه منظور این بود که بپذیریم اینها بنا به دلایل مختلف تربیتی، فرهنگی، اجتماعی، فردی و خانوادگی، چنین رفتارها و رویه ای دارند. پذیرش صرف این رفتارها که گفتیم دلایل مختلفی میتونه داشته باشه، در آرام کردن خودمون تاثیرگذاره. یعنی ما بپذیریم اینها اینچنین رفتارهایی دارند و البته ممکنه تغییر هم بکنه. به هیچ وجه منظور این نیست که این رفتارها درست هست.

    خب، حالا اگر درباره این موارد ابهامی دارین لطفا بیان کنین تا ابتدا به درک مشترکی از مساله برسیم و سپس بریم سراغ راهکارهای اون

    موافقید؟

    این رو هم بدونید که هدف ما اینه که به یاری خدا شما بتونید آرامشی که دوست دارید و لایقش هستید رو از درون تجربه کنید. گاهی تندی کلام برای توجه دادن هست. هدف این بود که توجه به درون خودتون متمرکز بشه تا بیرون خودتون که بسیاری اش در اختیار شما نیست.

    منتظر صحبتهای شما هستیم برای ادامه...
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟  سپاس شده توسط sokut,کوثر حبیبی

  3. ارسال:12#
    با سلام

    از این که این همه توجه و دقت مبذول داشته و وقت صرف مشکل من میکنید بسیار ممنونم به شما حق میدهم که با دیده دقت و موشکافانه به مسائل نگاه کنید شما نه منو میشناسین و نه خانواده همسرم رو دیدن و میشناسین پس سخته اون چیزی رو که من درک کردم سعی کردم به شما و دیگر مشاوران انتقال دهم رو خیلی راحت باور کنید چون انسانها موجودات پیچیده ایی هستن و قضاوت راجع به اونها سخته اگه بخوام راجع به تک تک رفتارهای اونها با مثال توضیح بدم مطمئن هستم حق رو به من میدین حالا من از شما سوالی دارم شما تعریفتون از آدم حسود بی فرهنگ و بی ادب چیه؟ به هر حال هر کدوم از این برچسب ها تعریفی رو شامل میشن به نظرتون آدمهایی که دائما شما رو بکوبن و تحقیر کنند با لحن زشت و طعنه آمیز صحبت کنند تحقیر کنند به اینا چی میشه گفت جناب آقای عزیزی من فشاری در حد فشار قبر رو از طرف خانواده همسرم البته مادر و خواهران و مونث های محرم همسرم تحمل کردم چی کار میتونستم بکنم که نکردم نه محبت در برابر بدیهاشون جواب میده نه سردی و نه نزدیکی نه دوری خوب وقتی میگم باید همسرم در برابر رفتار های زشت اونها بایسته به خاطر اینکه زن و شوهر در برابر هم مسئول هستن مخصوصا آقایون که همیشه به عنوان تکیه گاه و حمایت کننده در خانواده نقش آفرینی کرده اند شما فکر نمیکنید اگه همه این رفتارها رو من میکردم همسرم با من برخورد شدید میکرد پس این چه تبعیضیه که ظلم و بد رفتاری خانواده رو باید بی خیال بشن ولی کوچکترین رفتار از همسرم باید زیر ذره بین رفته و باهاش برخورد بشه! این بر میگرده به فرهنگ ریشه ایی ما ایرانی ها که همیشه زن باید سنگ زیر آسیا میشده و همه چی رو تحمل کرده و دم بر نمیاورده زن جایگاه ضعیفی تو فرهنگ ما داره و الا چه اشکالی داره اگه ما از خونواده خودمون وقتی رفتار زشت و به دور از انصاف رو راجع به همسرمون دیدیدم برخورد کنیم باهاشون آسمان خدا که به زمین نمیاد خوب نمیشه که ادم فقط به فکر جایگاه و موقعیت خودش باشه و همسر و در اینطور مواقع تنها بذاره بعدشم توقع داشته باشه اون خانوم معجز کرده همه مسائل رو خودش حل کرده یا تحمل بکنه خوب هر ادمی صبرش یه اندازه ایه واینها همه موجب افسردگش و بیماریهای روحی میشه و اخرش هم باعث دعوا و ناراحتی از خود شخص همسر
    پاسخ با نقل و قول

  4. احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟  سپاس شده توسط sokut

  5. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خواهش میکنم

    خب اینطور که پیداست، با اون توضیحات مفصل هم هنوز منظورم رو نتونستم براتون روشن کنم.

    ببینید، مشکل من باور کردن حرفهای شما نیست.

    اصلا فرض کنیم یه نفر داره با خانواده شِمر زندگی میکنه

    حالا این خانواده هرجور هم که باشند، برچسب زدن صفتی غیرقابل تغییر به اونها، و همچنین تلاش و صرف انرژی برای تغییر دادنشون، کار خود ما رو سخت تر میکنه

    منظور من اینه که شما روی خودتون متمرکز بشین، و البته امید به تغییر رویه اونها رو هم در دل زنده نگه دارید، اما به اون تغییر دل نبندید؛ بلکه به تغییر خودتون و تمرکز روی خودتون و شادی درونی تون متکی باشید.

    درباره همسرتون هم میتونیم به وقتش صحبت کنیم.

    تا اینجاش مشکلی نیست؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟  سپاس شده توسط sokut

  7. ارسال:14#
    من منتظر راهنماییهای بیشتر شما هستم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:15#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    خواهش میکنم

    خب اینطور که پیداست، با اون توضیحات مفصل هم هنوز منظورم رو نتونستم براتون روشن کنم.

    ببینید، مشکل من باور کردن حرفهای شما نیست.

    اصلا فرض کنیم یه نفر داره با خانواده شِمر زندگی میکنه

    حالا این خانواده هرجور هم که باشند، برچسب زدن صفتی غیرقابل تغییر به اونها، و همچنین تلاش و صرف انرژی برای تغییر دادنشون، کار خود ما رو سخت تر میکنه

    منظور من اینه که شما روی خودتون متمرکز بشین، و البته امید به تغییر رویه اونها رو هم در دل زنده نگه دارید، اما به اون تغییر دل نبندید؛ بلکه به تغییر خودتون و تمرکز روی خودتون و شادی درونی تون متکی باشید.

    درباره همسرتون هم میتونیم به وقتش صحبت کنیم.

    تا اینجاش مشکلی نیست؟
    آقای عزیزی شما ماهیت میوه ترش رو میتونید تغییر بدید؟!!! میتونید منکر ترش بودنش بشید؟! میتونید خوش باور باشید که این ماهیت رو تغییر بدید؟!! شما دقیقا چی میخواین به من بگین این که واقعیت رو نبین بیا خیال کن تصور کن که اونها درست میشن خوب که چی بشه؟! من هر راهی رو که بگی رفتم مهربون شدم نشد سرد شدم نشد نزدیک شدم نشد دور شدم نشد اینا فقط گیرنده شون یه چیز میگیره و اونم اینه که بشی یه عروس تو سری خور متلک شنو و بدبخت که هی باید منتشونو بکشه و اونها هر کاری کردن صداش در نیاد مثل بعضی زنهای 100 سال پیش این هایی که میگم یه واقعیته عزیز جون تصور نیست برچسب نیست اولین سالهای زندگیم هم نیست که بگم آقا هیچ راهی رو نرفتم پس نمیتونم نظر بدم 7 ساله که دارم باهاشون زندگی میکنم متوجه هستین؟!! اما شما میگی واقعیت رو بذار کنار چون کارتو سخت میکنه بیا تصور کن الکی مثبت فکر کن آقای مشاور عزیز نمیگم بیاین و الکی منو تائید کنید ولی خواهشا خیال و رویا و تصور رو بهم تلقین نکنید 7 سال زمان کمی نیست که من تجربه کردم!! دیگه نمیدونم باید چی بگم منتظر جوابتون هستم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:16#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    تکانشی بودن و قضاوت عجولانه، مشکلاتی هستند که دامان خود ما رو می گیرند. دو پست اخیر من، این منظور رو میخواد منتقل کنه که خانواده همسر شما هر جوری هم که باشند(هر ماهیتی که شما بیان می کنید)، این شما هستید که باید برای آرامش خودتون، تلاشی از درونِ خودتون رو آغاز کنید.

    چگونه؟

    شما باید کاری کنید که در برابر تحقیرها، اولا مقاوم باشید و دوما با رفتارتون اجازه ندید شما رو بتونن تحقیر کنند.

    آیا با ترک کردنشون مشکل شما حل میشه؟

    آیا با بی احترامی و جلوی روشون در اومدن مشکل حل میشه؟

    نه اینها راه چاره شما نیست.

    پس راه حل چیه؟

    راه حل بر چند بُعد متمرکز میشه:

    الف_خود شما و تقویت اعتماد به نفس و عزت نفستون از راههای گوناگون

    ب_چگونگی رابطه شما با خانواده همسر، به گونه ای که کمترین آسیب رو ببینید

    پ_تنظیم سطح توقعات و انتظاراتتون از همسر و خانواده ایشون بر حسب واقعیات موجود


    خب بریم سراغ مورد نخست، یعنی خود شما و تمرکزتون بر فعالیتها و اقداماتی که میتونه منجر به افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما بشه

    خوشبختانه یا متاسفانه بسیاری از انسانها دوست دارن مورد تایید واقع بشن. زمانی که دیگران تاییدمون می کنند، احساس خوبی بهمون دست میده و زمانی که تایید نمیشیم احساس خوبی بهمون دست نمیده. اما اگر چنین رویه ای تبدیل به نیاز به تایید شدن بشه، اونوقت دردسرسازه. بهتر اینه که ما یک سری معیارهای درونی رو برای خودمون تنظیم کنیم و بر اساس اونها زندگی کنیم. مثلا ملاک یک فرد میتونه رضای خدا باشه؛ خب، اگر این فرد در راستای ملاکش حرکت کنه، چه دیگران تاییدش کنند و چه ردش کنند، او داره کار خودش رو میکنه. او ملاکش دیگران و اخم یا خوشحالی، یا لبخند و ترشرویی دیگران نیست؛ ملاک او رضایت خداست و رضایت خدا در بسیاری موارد میتونه با رضایت مردم حتی در تضاد باشه. پس، از همین اصل میتونید در رابطه با خانواده همسرتون بهره ببرید. شما میتونید معیاری درونی برای خودتون تنظیم کنید، مثلا مبنی بر اینکه:

    «من با دیگران با احترام و نیکی برخورد میکنم، برای رضای خدا و برای آرامش درونی خودم؛

    تا جای ممکن سعی میکنم به گونه ای رفتار کنم که کسی به خود اجازه ندهد من را تحقیر کند، با اینحال اینکه دیگران من را تحقیر می کنند، مشکل آنهاست؛ خوشحالی و ناراحتی افراد تنگ نظر، نمی تواند شادی و آرامش درونی مرا به هم بریزد؛ من مثل آنها تنگ نظر و کوته بین نیستم که مقابله به مثل بکنم» و ...

    اصل دوم در رابطه با خودتون و تقویت اعتماد به نفستون از راههای مختلف دیگر هست.

    یکی از این راهها، برنامه ریزی و تنظیم اهداف هست. شما باید برای اوقات شبانه روزتون برنامه ریزی داشته باشید. این برنامه ریزی میتونه شامل مواردی باشه از قبیل:

    شرکت در کلاسهای هنری

    ورزش کردن

    گذران اوقات با دوستان مثبت اندیش و کسانی که به شما انرژی مثبت تزریق می کنند.

    مثلا میتونید کلاس خیاطی شرکت کنید؛ هنری که هم نیاز به خلاقیت داره، هم میتونه استعدادهاتون رو شکوفا کنه، هم موفقیت در اون بسیار لذت بخشه، و هم میتونه درآمدزا باشه، و هم ارتباط شما رو با دنیای اطراف افزایش میده. شما میتونید با دیدن دوره خیاطی، در منزل خودتون هم کار بکنید و افراد مختلفی با شما در ارتباط باشند و اینچنین اعتماد به نفستون افزایش پیدا بکنه

    ورزش کردن، خودش هم یک عامل بسیار مهم برای تخلیه انرژی و احساسات منفی هست، و هم در کنترل استرس و بسیاری بیماریها و افزایش نشاط و شادی و همچنین اعتماد به نفس موثر واقع میشه. روزانه یک ساعت نرمش یا ورزش بسیار مفید هست.

    اما در رابطه با ارتباطتون با دیگر دوستان باید بگم که اگر قرار باشه دور و اطراف ما فقط با آدمهای منفی پر شده باشه، خب اونوقت گاهی آزاردهنده هست. ما تمام وقت با افراد منفی سر و کله نمیزنیم؛ مسلما افرادی در زندگی ما هستند که رویه مثبتی دارند و صحبت با اونها و رفت و آمد باهاشون، یا حتی تلفن زدن بهشون برای ما آرامش بخشه. از این فرصت استفاده کنیم و زمانمون رو با کسانی که به ما آرامش بیشتری رو منتقل می کنند، بیشتر سپری کنیم.

    تنظیم اهداف هم بسیار کمک کننده هست. مثلا در رابطه با رشته تحصیلی تون میتونید فعالیتهای علمی داشته باشید؛ یا اینکه علایقتون رو شناسایی و پیگیری کنید و ...

    دلیل تاکید بر افزایش اعتماد به نفس و عزت نفستون، اینه که شما باید فعالیتها و برنامه ریزی و زندگی تون به گونه ای باشه که یک یا چند فرد منفی باف یا تحقیرکننده در زندگی شما، نتونن تاثیر منفی اینچنینی بر شما بگذراند.

    بهتون پیشنهاد میکنم مقالات مربوط به اعتماد به نفس رو در لینک زیر (وبلاگ خودم) دنبال کنید:

    روانشناسی و مشاوره - اعتماد به نفس، عزت نفس و مثبت اندیشی

    اگر اجازه بدید درباره بخش«ب» یعنی شیوه رفتار شما با خانواده همسرتون و به طور کلی افراد منفی و تحقیرکننده در پست بعد صحبت کنیم تا مطالب زیاد نشن و گام به گام پیش بریم.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_02_24 در ساعت 17:53
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟  سپاس شده توسط کوثر حبیبی

  11. ارسال:17#
    ممنون از رهنماییهایتون آقای عزیزی حرفهاتون به جا و منطقیه راستش اعتماد به نفس من خیلی پایین اومده و در حدی که جرات نمیکنم کلاس برم میترسم اونا زیر آب منو بزنن همانطور که یکبار اینکار رو کردن یکی از خواهرشوهرها زنگ زد به معلم اون آموزشگاه و به اسم مثلا سفارش کردن من به اون خانوم کلی حرفها در مورد من به اون خانوم گفته بود و اون خانوم هم به یکی دو تا از بچه ها ی کلاس گفته بودن و این باعث بی ادبی و اذیت و آزار من از طرف بچه های کلاس شد اینه باور کنید حتی جرات نمیکنم یه کلاس برم ثبت نام کنم تقریبا با هیچ کس رابطه ایی ندارم شوهرم متاسفانه اون حمایت مورد نیاز رو نمیکنه البته در ظاهر میگه حق با منه و از این حرفها ولی من متوجه میشم وقتی با دیگری اگر مشکل پیدات کنم ایشون خیلی خوشحال میشه اینو از ظاهرش میتونم بفهمم به هر حال اون ناخود آگاه دوست داره که خونواده اش رو از اتهام مبری کنه خیلی احس تنهایی و ناتوانی میکنم نمیدونم باید چی کار کنم ممنون میشم منو راهنمایی کنید
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:18#
    محسن عزیزی آواتار ها
    خواهش میکنم

    بسیارخوب

    به نظر میرسه که شما داخل یک چرخه معیوب افتادید و این چرخه باید شکسته بشه تا شما از این حالات منفی بیرون بیاید.

    چرخه معیوب شما میتونه چنین چرخه ای باشه:

    تلاش اولیه شما برای اقدامات موثر_عدم حمایت همسر و خانواده همسر_سرخوردگی شما_عدم تلاش_سرخوردگی بیشتر

    این چرخه میتونه تغییراتی پیدا بکنه و مثلا به شکل زیر در بیاد:

    تلاش شما برای انجام اقدامات موثر در جهت اهداف شخصی_کسب موفقیت_رضایت درونی(حالا چه با حمایت همسر و خانواده محترمشون و چه بدون این حمایت)

    شادی و رضایت درونی شما نباید منحصر به شادی و رضایت اطرافیانتون از شما باشه. استقلال هیجانی شما در وهله اول برای خود شما مفیدفایده خواهد بود.

    اگر قرار باشه همه دغدغه فکری شما این بشه که حالا مثلا امروز برم خونه مادرشوهرم یا نرم، چطور باهاشون برخورد کنم، اگه خواهرشوهرم چیزی گفت چیکار کنم، اگه شوهرم طرف اونا رو گرفت چه کنم و ...، خب خودتون بیشتر اذیت میشین

    زمانی که شما مستقلانه بتونید اعتماد به نفستون رو تقویت کنید، دیگه به این راحتی ها کسی نمیتونه اونو از شما بگیره

    برای تقویت اعتماد به نفس هم میشه از تغییر باورها شروع کرد.

    مثلا این باور که «همسرم باید از من جلوی خانواده اش همیشه حمایت و دفاع کنه»، میتونه با باور دیگری جایگزین بشه:«بهتره همسرم از من حمایت لازم رو داشته باشه، اما حتی اگر به هر دلیلی این کار رو نکرد، من خودم اونقدر قوی هستم که بتونم از خودم و شخصیتم حمایت لازم رو داشته باشم».

    باور نخست، دست کم دو ایراد داره:

    اول اینکه اعتماد به نفس شما رو وابسته به حمایت همسرتون میدونه

    دوم اینکه انتظارات شما رو از همسرتون بالا میبره و بعضا منجر به تنشهای بین شما و همسرتون میشه

    اما باور دوم، علاوه بر اینکه این ایرادات رو نداره، نقطه قوتش تقویت اتکاء به نفس شماست. ضمن اینکه ممکنه همین تقویت اعتماد به نفس شما، تدریجا منجر به حمایت بیشتر همسرتون از شما هم بشه

    شما و همسرتون به هم علاقه مند هستید و درگیری بیش از اندازه با مسائل اینچنینی، لذت زندگی مشترک رو ازتون میگیره

    پس، شما برای اینکه انگیزه و تحرک لازم برای شروع اقدامات جدید رو در خودتون ایجاد کنید، ابتدا روی برخی باورهای منفی تون کار کنید. باورهایی که مانع شروع حرکت شما هستند.

    شما هم میتونید برخی دیگر از این باورها رو نام ببرید؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟  سپاس شده توسط کوثر حبیبی

  14. ارسال:19#
    آقای عزیزی اشکالی نداره تو پیام خصوصی ازتون مشاوره بگیرم؟
    پاسخ با نقل و قول

  15. احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟  سپاس شده توسط

  16. ارسال:20#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط fardayenamaloom نمایش پست ها
    آقای عزیزی اشکالی نداره تو پیام خصوصی ازتون مشاوره بگیرم؟
    مشکلی نداره
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  17. احترام به بزرگتر تا چه حد لازمه!؟  سپاس شده توسط

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •