تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خیلی راحت باهام بهم زد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahisa
آخرین ارسال:ثریا92
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

خیلی راحت باهام بهم زد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    mahisa آواتار ها
    یکی به من جواب بده !؟
    1ماه بود با پسری به قصد ازدواج آشنا شده بودم !
    سر بگو مگوهای کوچیک دعوامون بالا گرفت و من حرفی و که نباید زدم و اونم گفت که دیگه منو نمیخواد ! در صورتی که قبلا هر بار من خواستم تموم کنم نذاشت !
    حالا هم شمارمو گذاشته تو بلک لیست گوشیش !
    حس حقارت میکنم ، حس میکنم بازیچه ی دستش شدم ، هیچ راه دسترسی دیگه ای هم بهش ندارم !
    نخواست 1 بار باهم حرف بزنیم تا سوءتفاهمامون رفع بشه !
    دارم دیوونه میشم از دلتنگیش از سردرگمی از ناراحتی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام مهیسا خانم
    به نظرمن احتمالا اون پسر آماده چنین حرکتی از جانب شما بود تا یک بهانه کوچکی بگیرد و از شما دور شود شما نباید به خاطر این گونه مسائل خودتون را اذیت کنید. و شاید با این کارش می خواهد حس حسادت دخترانه شما را برانگیزد. حال من چند سوال دارم لطفا پاسخ دهید؟
    1) آیا اون پسر تحصیلات دارند و اگر دارند چه تحصیلاتی؟و شما چی؟
    2) آیا اون پسر به صورت رسمی با خانواده شون به خواستگاری شما آماده بودند؟
    3) شما چه طور فکر می کنید ایشون واقعا برای ازدواج پا پیش گذاشته بودند؟
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    mahisa آواتار ها
    من لیسانس دارم اونم فوق لیسانس و برای کنکور دکتری آماده میشد !
    نه ! گفت باهم آشنا بشیم تا بعد بگیم چون اگر دیگران بدونن دخالت میکنن ! بعدم از من خواست به مامانم نگم چون گفت اگر اخلاقم یا درسم تو خونه بد بشه میگن به خاطر اونه و ذهنیتشون خراب میشه در موردش !
    چون وقتی باهم آشنا شدیم من گفتم همینطوری باهم باشیم چون میترسیدم شکست بخورم که همینم شد ، اما اون گفت سنش اجازه ی این بچه بازیارو نمیده و به فکر آیندشه !
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    mahisa آواتار ها
    هر دوش میشه 1 جورایی باشه ! هم بهونه هم حساس کردن من !
    خیلی سرد و خشک و بی تفاوت بود ! بعضی وقتا معذرت خواهی میکرد و میگفت دوسم داره و درست میشه همه چیز و آیندمون خوبه !
    بعدشم من حساسیت نشون نمیدادم اونم همش میخواست حسادت منو تحریک کنه ، از بازیگرای زن میگفت و به دخترا نگاه میکردو تو فیس بوکش با دخترای ناجور دوست شد!
    من میخوام باهاش حرف بزنم اما اون اصلا زیر بار نرفت ! الان 10 روزه هیچ خبری ازش ندارم ! جوابمو نداد الانم که گذاشتم تو بلک لیستش !
    خیلی گیجم اصلا نتونستم بشناسمش
    به من بگید چجوری راضیش کنم باهام بحرفه ؟!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام دوست گرامی
    می دونم که بلاتکلیفی و انتظار و اینکه توسط کسی کنار گذاشته بشی خیلی سخت هست ولی یک سوال دارم ازت آیا میشه با زور و اجبار عشق کسی را بدست آورد ؟ اینکه ایشون با کوچکترین اشتباهی از جانب شما ،شما را کنار گذاشت نشون دهنده عدم بلوغ عاطفی و هیجانی ایشون هست چه بسا بعدها در زندگی مشترک تون(درصورت ازدوااج) با کوچکترین مشاجره ی شما را براحتی کنار میزاشت کسی که راهبرد مقابله ای ش برای کنار آمدن با مشکلات قهر و کناره گیری باشه مسلما نمیتونه شخص قابل اعتمادی باشه البته بنده اینطور پیش بینی میکنم که ایشون دوباره برگرده (البته این به معنای چشم انتظاری شما نیست)علی ای حال اگر ایشون دوباره برگشت شما اصلا با ایشون در تماس نباشید مگر اینکه اینبار با خانواده شون به طور جدی در مورد شما صحبت کنن تا بعد از اون در مورد ایشون بیشتر اطلاعات بدست بیارید
    حال یک سوال از شما دارم شما چطور به یک فرد خشک و بی احساس که با دخترهای زیادی در ارتباط هست و سر یک مساله کوچک اینطور شما را کنار گذاشته دوست دارید رابطه برقرار کنید ؟ فکر نمیکنید شما بیشتر به ایشون عادت کردید تا اینکه عشق واقعی در کار باشه ؟
    خداوندا ببخش مارا
    برای گناهانی که لذت اش رفته
    ولی مسئولیت اش مانده است
    پاسخ با نقل و قول

  6. خیلی راحت باهام بهم زد  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,mozhghan,محسن عزیزی,ستاره**

  7. ارسال:6#
    piroo آواتار ها
    مهیسا خانم با توجه به جواب هایی که شما دادید به نظرمن ایشان زیاد نمی خواستند با توجه به گفته های ایشان که برای ازدواج باشد به نظرم راست نگفته و امکان زیاد دارد که فقط قصد دوستی با شما را داشت و وقتی دید که شما واقعا هدفتون ازدواج هست خودش را کنار زد و دنبال یک بهانه بود که شما را ترک کند این نظر من هست و ممکن هست درست نباشد.
    به نظر من شما یک خورده از او دوری کنید و زیاد به او دنبال حرف زدن و یا در صفحه اجتماعیش نروید و هیچ اعتنایی نکنید میدونم سخته وقتی کسی یکی را دوست داشته باشد ولی این کار را انجام دهید باز هم تاکید می کنم اصلا و اصلا بهش توجه نکنید تا او متوجه نشه که شما هنوز به او علاقه دارید و شما هم او را از لیست خود خارج کنید و تا زمانی که او پیامی نداد اصلا هیچ پیامی به او ندهید و اگر زمانی هم او به شما پیام داد رقبت زیادی نشان ندهید و همون اول شرط بگذارید که به خواستگاریتان بیاید تا شما اذیت نشوید. هر چه به شما گفتم همه به صلاح خودتان هست و خود را کوچک نکنید.
    موفق و خوشبخت باشید
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. خیلی راحت باهام بهم زد  سپاس شده توسط mozhghan,samin s&s,ستاره**

  9. ارسال:7#
    mahisa آواتار ها
    خیلی آدم پیچیده ایه ! وقتی قهر کرد 1 بار جواب داد گفت خوب شد شناختمت و همه چی تموم ! دیگه هم جواب نداد !
    من 5 روز بهش نه اس دادم نه زنگیدم بعد اون گوشیشو خاموش کرد و الانم که بلکم کرد ! انگار هرچی فاصله میگیرم بدتره ! با همه فرق داره !
    اون شک داره بهم منم همینطور هر دومون فک میکنیم طرف دیگه داره خیانت میکنه وقتی که از هم دوریم ! الان اگر من اس ندم اون فک میکنه با یکی دیگه ام منم همین فکرو میکنم !
    اما من میگم اگر حرف بزنیم سوءتفاهما رفع میشه! اما اون فقط قهر و از خانوادش یاد گرفته ! باباشم باهاش 1 ماه قهر بود حرف نمیزدن باهم ! برعکس خونواده ی من !
    بعدشم من 1 مشکلی که دارم اینه که بعضی وقتا زبونم خیلی تلخ میشه و رک و راست همه چیزو میگم 1 بار دیگه هم قهر کرد اما وقتی آشتی کردیم قرار شد تحملم کنه ! اما اینبار تحمل نکرد چون حرفم خیلی بد بود!
    3 روز دیگه تولدشه من دلم میخواست کنارش باشم ! اون حتی مثل پسرای دیگه کادو هم نمیخواد !
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    mahisa آواتار ها
    من نمیخوام به زور عاشقش کنم اما با مهربونی که میشه نمیشه؟!
    اگر اونم عاشقم بشه شاید دیگه انقد راحت نتونه حرف از جدایی بزنه !
    بعدم اخلاق آدما تغییر میکنه نمیکنه ؟
    اگر اون ببینه من اهل قهر نیستم خب شاید اونم به مرور زمان همینطور بشه !
    اولین بار که دیدمش با خودم گفتم چون دخترای زیادی دور و برش بودن شاید من و نخواد اما اون گفت که من وفاداری و صداقت میخوام تو رابطه فقط ! به زور نگهم داشت ! اما خب انقد دختر ناجور دیده بود که نتونست به من به راحتی اعتماد کنه !
    از همین ناراحتم که وقتی بهش علاقه پیدا کردم گزاشتم کنار ! خب همون اول میذاشت میرفتم دیگه !
    ویرایش توسط mahisa : 2014_02_06 در ساعت 19:56
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:9#
    mahisa آواتار ها
    1 سوال دیگه ای هم دارم
    علی رغم اینکه به من گفت به هیچ وجه به مامانم چیزی نگم اما من میخوام به مامانم بگم تا باهاش حرف بزنه و بگه که با من برای آخرین بار صحبت کنه ؟! تا من بتونم همه ی سوالایی که تو ذهنم هستو ازش بپرسم !
    حداقل با خوبی از هم جدا بشیم ! اینطوری احساس میکنم منو مثل 1 دستمال کاغذی دور انداخته ! تحمل این خیلی سخته برام ! اصلانم صبور نیستم که بخوام دست رو دست بزارم ببینم موج ها منو به کجا میرسونن !
    میخوام بدونم این کار درسته یا نه ؟!
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:10#
    mahisa آواتار ها
    درضمن 6 ماهی میشد که خواهرش فوت کرده بود و میگفت بر اثر اون حادثه حالت روحیش ریخته بهم و تیروئیدش کم کار شده برای همین خشک و بعضی اوقات تو خودشه
    به من دلگرمی میداد که همه چیز درست میشه و ازم معذرت میخواست
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •